---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 3906: شهر جدید • ⏱ 9 دقیقه

چپتر 3906: شهر جدید

0

با شنیدن این سؤال، Red Frost فکر کرد شی فنگ دارد با او شوخی می‌کند و پرسید: «تسخیر شهر سرود مقدس؟»

با پوزخندی تلخ ادامه داد: «لیدر گیلد شعلۀ سیاه، قصد ندارم قدرت‌قلمرو​ زیرو وینگ رو زیر سؤال ببرم، اما به دست گرفتن کنترل یه شهر‌مأموریت‌ها​ متحرک درجه یک، اونم یه شهر درجه یک رده‌بالا، اصلاً کار راحتی نیست.

حالا اصلاً کاری نداریم که فرمانده بزرگ و بقیه مدیرای نیزه اژدهای مقدس به این کار علاقه نشون می‌دن یا نه، شرکت‌های‌عظیم​ خانوادگی که حامی مالی تیم ماجراجوها هستن عمراً زیر بار همچین چیزی برن. همه شهرهای درجه یک رده‌بالا توی دنیای بزرگ از‌برای​ خیلی وقت پیش وجود داشتن. تقریباً هر قدرت و خانواده‌ای که توی این شهرا مستقره، سود و منفعتش به رونق شهر گره خورده.

اگه نیزه اژدهای مقدس بخواد شهر سرود مقدس رو قبضه کنه، اون شرکت‌های خانوادگی دیگه‌موفقیتی​ پول و منابع به تیم ماجراجوها نمی‌دن. اون موقع، نیزه اژدهای مقدس حتی واسه زنده موندن‌درآمد​ هم به مشکل می‌خوره، چه برسه به اینکه بخواد با بقیه قدرت‌های شبه‌اوج شهر رقابت کنه.»

فعالیت هر قدرت شبه‌اوج به بودجه و منابعی‌نیاز​ نجومی نیاز داشت. اگرچه نیزه اژدهای مقدس یک‌متأسفانه​ تیم ماجراجو بود، اما از این قاعده مستثنا نبود.

متأسفانه، با وجود دستیابی به موفقیتی عظیم در قلمرو خدا، نیزه اژدهای مقدس همچنان به خودکفایی نرسیده‌هرچند​ بود. هرچند این تیم ماجراجو از طریق اداره شهرهای گیلد، تولید و فروش سلاح و تجهیزات، و‌پوشش​ پذیرش مأموریت‌ها درآمد قابل‌توجهی کسب می‌کرد، اما این مبلغ به هیچ وجه برای پوشش هزینه‌های عملیاتی‌شان کافی نبود.

اگر نیزه اژدهای مقدس بودجه و منابع شرکت‌های شهر سرود مقدس را از دست می‌داد،‌بود​ بسیاری از اعضای آن دیگر توانایی مالی برای زندگی در این شهر را نداشتند. با‌اداره​ از دست دادن این اعضا، چگونه می‌توانست با دیگر قدرت‌های شبه‌اوج شهر سرود مقدس رقابت کند؟

البته ناگفته نماند که انحصار یک شهر درجه یک رده‌بالا، رؤیای تمام قدرت‌های شبه‌اوج به شمار می‌رفت. این امر حتی یکی از پیش‌نیازهای تبدیل شدن‌تولید​ به یک قدرت اوج محسوب می‌شد. گذشته از این، اگر قدرتی می‌توانست آزادانه سیاست‌های یک شهر درجه یک رده‌بالا را تعیین کند، مسیر بسیار هموارتری‌نداشتند​ برای جذب نوابغ و استعدادهای برتر نسل جوان پیش رو داشت. این موضوع نیز به نوبه خود، رشد آن قدرت را از نظر کیفی ارتقا می‌بخشید.

با وجود این، یک قدرت تنها در صورتی می‌توانست چنین شهری را قبضه کند که هیچ رقیبی نداشته باشد. در غیر این صورت،‌خودکفایی​ قدرت‌های دیگر همواره می‌توانستند از طریق لژیون شهر در مدیریت آن دخالت کنند. هرچند یک قدرت می‌توانست با پر کردن تمام ظرفیت لژیون‌اگر​ شهر از نوابغ و استعدادهای برتر خود کنترل شهر را به دست بگیرد، اما دستیابی به چنین موفقیتی چیزی جز یک خیال باطل نبود.

از این رو، تنها راه واقع‌بینانه برای رسیدن به این انحصار، تحت فشار قرار دادن رقبا‌نرسیده​ برای چشم‌پوشی از کنترل شهر بود. تنها روش برای انجام این کار نیز کشتار نیروهای حریف‌وجه​ در قلمرو خدا تا زمان تسلیم شدن آن‌ها بود؛ مأموریتی که نیروی انسانی و منابع عظیمی می‌طلبید.

چهار قدرت شبه‌اوج در شهر سرود مقدس مستقر بودند. تعداد نیروهای رقبا‌داشت​ سه برابر این تیم ماجراجو بود. اگر نیزه اژدهای مقدس تصمیم می‌گرفت‌خدا​ علیه این قدرت‌های شبه‌اوج وارد جنگ شود، هزینه‌هایش سر به فلک می‌کشید.

شی فنگ که از توضیحات Red Frost غافلگیر نشده بود، گفت: «حالا که اون شرکت‌های خانوادگی حمایت نمی‌کنن، زیرو وینگ تمام بودجه و منابعی رو که نیزه اژدهای مقدس نیاز داره تأمین می‌کنه.»

او به‌خوبی می‌دانست که سوخت اصلی‌منابعی​ جنگ بین قدرت‌ها، پول است. سپس پرسید:‌قاعده​ «هزینه‌های عملیاتی ماهانه نیزه اژدهای مقدس چقدره؟»

توسعه زیرو وینگ در آن مقطع به یک تنگنا نزدیک شده بود. در ابتدا، شی فنگ در نظر داشت با ارتقای شهر‌سلاح​ دریاچه ستاره به یک شهر متحرک درجه یک، به زیرو وینگ در عبور از این سد کمک کند. با وجود این، اگر‌زندگی​ زیرو وینگ می‌توانست کنترل یک شهر درجه یک رده‌بالا مانند شهر سرود مقدس را به دست بگیرد، منافع بسیار بیشتری نصیبش می‌شد.

در شرایط عادی، زیرو وینگ هرگز نمی‌توانست شهر سرود مقدس را اشغال‌داشت​ کند. اما اکنون که شکافی میان مدیران نیزه اژدهای مقدس و شرکت‌های‌خدا​ خانوادگی ایجاد شده بود، این وضعیت فرصتی بی‌نظیر برای زیرو وینگ فراهم می‌آورد.

Red Frost پس از کمی تأمل در مورد سؤال شی فنگ، پاسخ داد: «تعداد اعضای داخلی نیزه اژدهای مقدس خیلی کمتر از بقیه قدرت‌های شبه‌اوجه. ما حدود سه میلیون عضو داخلی داریم که خیلی‌هاشون توی شهر سرود مقدس زندگی می‌کنن. به اعضای مستقر توی شهر سرود مقدس ماهانه به‌طور میانگین ۳۰,۰۰۰ سکه ستاره حقوق می‌دیم، که برای تیم ماجراجوها به معنی یه هزینه ۹۰ میلیارد سکه‌ای در ماهه.

اما هزینه سکه‌های ستاره فقط یه مشکل کوچیکه. دردسر اصلی، مصرف معجون زندگیه. ۲۰۰,۰۰۰ عضو مبارز‌متأسفانه​ نخبه ما ماهیانه بیشتر از ۳۰ بطری معجون زندگی دریافت می‌کنن. اگه مصرف بازیکنان سبک زندگی در‌مأموریت‌ها​ سطح استاد رو هم حساب کنیم، تیم ماجراجوها ماهیانه حدود ۱۵ میلیون بطری معجون زندگی مصرف می‌کنه.»

با شنیدن ارقامی که Red Frost گزارش داد، شی فنگ غرق در حیرت شد و پرسید: «ماهی نود میلیارد سکه ستاره و پونزده میلیون بطری معجون زندگی؟» به نظرش مخارج «نیزه اژدهای مقدس» به‌طرز سرسام‌آوری بالا بود.

زیرو وینگ به اعضای داخلی‌اش ماهانه تنها ده‌هزار سکه ستاره حقوق می‌داد. با وجود این، چنین مبلغی در شهر دریاچه ستاره حقوق بسیار بالایی به‌همچنان​ حساب می‌آمد. هرچه باشد، یک فرد عادی تنها با تبدیل شدن به عضو ذخیره‌ی لژیون شهر می‌توانست چنین حقوقی دریافت کند. با این حال، «نیزه‌می‌داد​ اژدهای مقدس» به اعضای داخلی‌اش سه برابر این مبلغ را پیشنهاد می‌داد؛ بماند که تعداد اعضای داخلی آن‌ها بیش از ده برابر زیرو وینگ بود.

در آن لحظه، شی فنگ متوجه شد که چرا «نیزه اژدهای مقدس» با‌متأسفانه​ وجود در اختیار داشتن شهر مقدس رگه شعله، همچنان به حمایت مالی نیاز‌فروش​ دارد. تأمین مخارج این تیم ماجراجو از توان یک قدرت معمولی خارج بود.

Red Frost به چهره‌ی حیرت‌زده‌ی شی فنگ نگاه کرد و گفت: «اینا تازه هزینه‌های جاری و عادی نیزه اژدهای مقدسه. اگه نیزه اژدهای مقدس بخواد با سه قدرت شبه‌اوج دیگه توی شهر سرود مقدس و قلمرو خدا وارد جنگ بشه، اصلاً تعجب نمی‌کنم اگه هزینه‌هاش حداقل دو برابر بشه.» سپس به او توصیه کرد: «مصرف معجون زندگی توی نیزه اژدهای مقدس اون‌قدر بالاست که حتی خود تیم ماجراجو هم بدون کمک از پسش برنمیاد. پیشنهاد می‌کنم زیرو وینگ اولویتش رو بذاره روی آماده شدن برای انتقام‌جوییِ کنسرسیوم سحابی. کنسرسیوم سحابی مخفیانه سهام خیلی از قدرت‌های اوج و شبه‌اوج رو در اختیار داره. اگه کنسرسیوم سحابی اونا رو وادار به اقدام کنه، هزینه‌های زیرو وینگ بدون شک سر به فلک می‌کشه.»

«در مورد گذرگاه قلمرو ابدی، خودم شخصاً یه گروه از‌موفقیتی​ متخصص‌ها رو جمع می‌کنم تا یه مسیر امن جدید بسازیم. هرچند‌فروش​ بازدهی کار میاد پایین، اما انجام دادنش نباید زیاد سخت باشه.»

به اعتقاد Red Frost، موفقیت زیرو وینگ در قلمرو ابدی همچنان برای حمایت از «نیزه اژدهای مقدس» – سازمانی که بیش از ده برابر بزرگ‌تر از آن‌ها بود – کفایت نمی‌کرد.

بماند که به‌محض اینکه Ember Dragon گزارش ماجرا را به کنسرسیوم سحابی می‌داد، این کنسرسیوم به‌احتمال قوی آزار و اذیت زیرو وینگ را آغاز می‌کرد. با وقوع این اتفاق، زیرو وینگ حتی با وجود کنترل مطلقش بر شهر دریاچه ستاره، برای خرید منابعی همچون معجون زندگی از سایر قدرت‌ها و شرکت‌ها به دردسر می‌افتاد. در آن شرایط، زیرو وینگ اگر می‌توانست معجون زندگی کافی برای بقای خودش تأمین کند باید کلاهش را به هوا می‌انداخت، چه رسد به اینکه بخواهد از «نیزه اژدهای مقدس» حمایت کند.

شی فنگ سرش را تکان داد و گفت: «نیازی به این کار نیست. فرمانده Frost، اگه بتونم بودجه و منابع لازم رو فراهم کنم، مطمئنی که می‌تونی فرمانده کل South Lake رو برای اقدام متقاعد کنی؟»

درحالی‌که رگه‌ای از سردرگمی در چشمان Red Frost موج می‌زد، پاسخ داد: «اگه بتونی بودجه و منابع رو تأمین کنی، نود درصد مطمئنم که می‌تونم راضیش کنم. اما این کار واقعاً برای زیرو وینگ می‌ارزه؟ من Ember Dragon رو می‌شناسم؛ اون یه حروم‌زاده‌ی کینه‌ایه که از هر فرصتی برای انتقام‌گرفتن استفاده می‌کنه. زیرو وینگ قطعاً مجبور میشه پول و منابع زیادی رو برای جنگیدن با کنسرسیوم سحابی هدر بده. وقتی نیزه اژدهای مقدس وارد جنگ بشه، اگه بودجه‌ی زیرو وینگ ته بکشه، کارتون تمومه...»

منافع به انحصار درآوردن یک شهر سیار درجه یکِ رده‌بالا وسوسه‌انگیز بود، اما به‌محض‌ماجراجو​ شعله‌ور شدن آتش جنگ میان قدرت‌ها، متوقف کردن آن دیگر به این سادگی‌ها نبود.‌هرچند​ اگر در بحبوحه‌ی جنگ، بودجه‌ی زیرو وینگ ته می‌کشید، تنها مرگ در انتظارشان بود.

رسیدن به موفقیت کنونی برای زیرو وینگ اصلاً آسان نبود. اکنون که آن‌ها با خشم کنسرسیوم سحابی روبه‌رو بودند، Red Frost درک نمی‌کرد که چرا شی فنگ می‌خواهد دست به چنین تصمیم پرخطری بزند.

شی فنگ با شنیدن پاسخ Red Frost لبخندی زد و گفت: «نود درصد، آره؟ من در سریع‌ترین زمان ممکن بودجه رو جور می‌کنم و وقتی آماده بودم بهت خبر می‌دم.»

پس از گفتن این حرف،‌قاعده​ شی فنگ به اتاقش بازگشت‌موفقیتی​ و وارد قلمرو خدا شد.

اگر پیش از به دست آوردن سلاح محاصره افسانه‌ای پست، گنبد آسمان و سنگ مسیر الهی بود، شی فنگ هرگز تن به چنین تصمیم‌خدا​ پرخطری نمی‌داد. اما اکنون که زیرو وینگ یک شهر جدید و سنگ مسیر الهی را در اختیار داشت، می‌توانست به‌راحتی بودجه و منابع لازم‌کافی​ برای تأمین مالی جنگِ «نیزه اژدهای مقدس» را فراهم کند. زیرو وینگ حتی می‌توانست از این فرصت برای قدرت‌بخشیدنِ هرچه بیشتر به خود بهره ببرد.

...

یادداشت مترجم:

[۱] شکافی میان مدیران «نیزه اژدهای مقدس» و شرکت‌های خانوادگی شکل گرفته بود: به احتمال زیاد این شکاف به فشاری اشاره دارد که شرکت‌های خانوادگی برای قطع روابط با زیرو وینگ بر South Lake وارد می‌کردند. (این شرکت‌ها به دلیل دخالت کنسرسیوم سحابی دست به چنین کاری زدند.)

ناولها | novelha.net