---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 2189: شوکه کردن حاضران • ⏱ 9 دقیقه

چپتر 2189: شوکه کردن حاضران

0

تمام حاضرانِ داخل‌آسمان​ سالن با حیرت به‌تنها​ شی فنگ خیره شدند.

وانگ زونگ‌چوان شخصیت پیش‌پاافتاده‌ای نبود. هرچند از Fire Dance شکست خورده بود، اما همچنان شکی وجود نداشت که یکی از برترین متخصصان نیروی درونی است. حتی استادان مراکز تمرین و باشگاه‌های برتر نیز مجبور بودند با احترام با او رفتار کنند.

گذشته از این، وانگ زونگ‌چوان در یک دهه اخیر به عنوان قاتلِ مزدور‌اینکه​ فعالیت کرده بود. حتی اگر نمی‌توانست آشکارا برای یک مرکز تمرین یا باشگاه‌پرسید​ دردسر درست کند، به راحتی از پسِ انجام این کار در خفا برمی‌آمد.

«این یارو از جونش سیر شده؟ واقعاً جرئت‌سرش​ کرده الان آفتابی بشه؟ نکنه با خودش فکر‌جوونیه​ کرده وانگ زونگ‌چوان دیگه جرئت نداره به چالش بکشتش؟»

«چه ادعای گنده‌ای! واقعاً‌بحران​ باورش شده می‌تونه یه‌کاری​ متخصص نیروی درونی تربیت کنه؟»

با ورود شی فنگ به سالن، بسیاری از متخصصانِ حاضر با تحقیر به او نگاه کردند. همگی احساس می‌کردند که شی فنگ بیش از حد خودش را دست‌بالا گرفته است. Fire Dance تازه نبردی خطرناک را پشت سر گذاشته بود تا «مرکز تمرین غرش آسمان» را از بحران بیرون بکشد. تنها کاری که شی فنگ باید می‌کرد این بود که بی‌سروصدا بماند و صبر کند تا وانگ زونگ‌چوان آنجا را ترک کند. اینکه در چنین لحظه‌ای خودش را نشان داده بود، ثابت می‌کرد که از جانش سیر شده است.

چن تیانهه درحالی‌که سرش را تکان می‌داد به شی فنگ نگاه کرد و پرسید: «شیائوی پیر، این‌داده​ همون جوونیه که در موردش حرف می‌زدی؟» سپس ادامه داد: «خیلی خام و مغروره. درسته که حمایت‌سپس​ شاگردِ یه خانواده اشرافی رو پشت سرش داره، اما بازم نباید این‌طوری وانگ زونگ‌چوان رو تحریک می‌کرد.»

هرچند وانگ زونگ‌چوان جرئت درگیری با خانواده‌های اشرافیِ باستانی را نداشت، اما کشتن‌شیائوی​ سایر اعضای مرکز تمرین غرش آسمان برایش مثل آب خوردن بود. همچنین می‌توانست‌درسته​ طوری این کار را انجام دهد که هیچ ردی از خودش به جا نماند.

با اینکه شی فنگ موفق به درک نیروی درونی شده بود، اما این موضوع سرنوشتش را تغییر نمی‌داد.‌لحظه‌ای​ در نهایت، طبق شایعاتی که به گوش چن تیانهه رسیده بود، تا به حال بیش از ده متخصص نیروی‌سپس​ درونی به دست وانگ زونگ‌چوان کشته شده بودند که در میان آن‌ها متخصصان تراز اول نیز به چشم می‌خوردند.

ژانگ تیانیا درحالی‌که با حسرت به شی‌ثابت​ فنگ چشم دوخته بود، با خود فکر‌کرد​ کرد: پس شی فنگ که می‌گن اینه؟

شاگرد یک خانواده اشرافی!

جایگاه تک‌تکِ این شاگردان، ذره‌ای از وارثان ابرشرکت‌ها کمتر‌تکان​ نبود. آن‌ها افرادی بودند که حتی شخصی مانند وانگ‌حرف​ زونگ‌چوان نیز مجبور بود در برابرشان سر تعظیم فرود آورد.

با وجود این، شی فنگ با وجود ظاهر معمولی و پیشینه خانوادگیِ نه‌چندان چشمگیرش، موفق شده بود توجه و حتی حمایت Fire Dance را به دست آورد. چطور ممکن بود ژانگ تیانیا به او حسادت نکند؟

در واقع، ژانگ تیانیا هشتاد درصد مطمئن بود که موفقیت شی فنگ در تبدیل شدن به یک متخصص نیروی درونی، مدیون کمک‌های Fire Dance است. چراکه میراث و منابعِ در اختیارِ خانواده‌های اشرافیِ باستانی، به مراتب برتر از دارایی‌های مراکز تمرین و باشگاه‌های رده‌بالا بود. با وجود چنین منابعی، هر کسی که حتی ذره‌ای استعداد در وجودش یافت می‌شد، به راحتی می‌توانست به یک متخصص نیروی درونی تبدیل شود.

اگر این منابع در اختیار ژانگ تیانیا‌می‌کرد​ قرار می‌گرفت، بی‌شک تا به الان به‌چنین​ متخصصی در سطح وانگ زونگ‌چوان تبدیل شده بود.

در همین حین، درحالی‌که جمعیتِ تماشاچیان آرام‌آرام درباره شی فنگ پچ‌پچ می‌کردند، او به مرکز سالن رسیده بود. Fire Dance بی‌درنگ پشت سر او ایستاد؛ گویی واقعاً تنها یکی از اعضای عادیِ مرکز تمرین غرش آسمان بود.

این صحنه بلافاصله آتش‌بحران​ حسادت را در دل بسیاری‌باید​ از متخصصانِ حاضر شعله‌ور کرد.

«لعنتی! این پسره چه‌لحظه‌ای​ شانسی داره که تونسته‌جانش​ دل همچین الهه‌ای رو ببره؟!»

«چه حروم‌زاده‌ی خوش‌شانسی! با وجود حمایت‌باید​ یه خانواده اشرافی، حتی وانگ زونگ‌چوان‌ترک​ هم نمی‌تونه علناً کاریش داشته باشه.»

«دقیقاً! اگه ما هم می‌تونستیم آویزونِ‌تیانهه​ همچین الهه‌ای بشیم، تأسیس یه مرکز‌پرسید​ تمرین رده‌بالا برامون مثل آب خوردن بود!»

بسیاری از مردانِ حاضر شروع به تمسخر شی‌کاری​ فنگ کردند و گویی می‌ترسیدند که مبادا صدایشان به‌چنین​ گوش او نرسد، رفته‌رفته تُن صدایشان را بالاتر بردند.

برای بیشتر متخصصانِ حاضر در آنجا، توانایی درک نیروی درونی به‌تنهایی دستاوردی بود که‌کرد​ باید برایش جشن می‌گرفتند. اما تأسیس یک مرکز تمرینِ اختصاصی در شهری درجه‌یک و‌مغروره​ ارتقای آن به یک مرکزِ تراز اول، چیزی بود که حتی در خواب هم نمی‌دیدند.

با وجود این، اگر از کمک‌های‌باید​ شاگردِ یک خانواده اشرافی بهره‌مند می‌شدند، انجام‌اینکه​ چنین کاری برایشان مثل آب خوردن می‌شد.

اکنون که شی فنگ حمایت Fire Dance را پشت سر خود می‌دید، تبدیل شدنش به یکی از قدرت‌های بلامنازعِ شهر فنگلین تقریباً قطعی بود. حتی بعید نبود که در آینده، صنعت مبارزه شهر فنگلین مجبور شود طبق خواسته‌های او پیش برود. سایر مراکز تمرین و باشگاه‌های رده‌بالا نیز دیگر جرئت نمی‌کردند نسنجیده علیه او اقدامی کنند.

در همین حین، ژوئو لینچیو در‌بکشد​ گوشه‌ای از سالن نشسته بود و‌بماند​ در سکوت ماجرا را زیر نظر داشت.

ژوئو لینچیو همان‌طور که Fire Dance را تماشا می‌کرد و شی فنگ را کاملاً نادیده می‌گرفت، با خود اندیشید: پس ماجرا از این قرار است. جای تعجب نیست که زیرو وینگ برای تثبیت خود در شهر فنگلین این‌قدر مطمئن است. با این اوصاف، زیرو وینگ واقعاً ارزش توجه ارباب جوان را دارد.

ژوئو لینچیو به عنوان پیشخدمتِ وارث شرکت پنج ایالت و کسی که خودش یک متخصص‌لحظه‌ای​ برجسته نیروی درونی بود، بسیار بیشتر از چن تیانهه و وانگ زونگ‌چوان درباره خانواده‌های اشرافی باستانی‌موردش​ می‌دانست، بنابراین به خوبی درک می‌کرد که حمایت یکی از شاگردانِ خانواده‌های اشرافی چقدر ارزشمند است.

در مدتی که همه مشغول بحث درباره شی فنگ بودند،‌می‌داد​ وانگ زونگ‌چوان نیز به مقابل او رسید و با نگاهی‌سپس​ لبریز از خشم و تحقیر به مرد جوان خیره شد.

وانگ زونگ‌چوان پوزخند زد: «و من فکر می‌کردم جرئت نداری خودتو نشون بدی.‌صبر​ حالا که اینجایی، جرئت داری چند حرکت با من تبادل کنی؟ می‌خوام ببینم واقعاً‌می‌داد​ عرضه آموزش دادن به همچین عضو فوق‌العاده‌ای رو داری یا نه، رئیس سالن شی.»

در ابتدا، وانگ زونگ‌چوان فکر می‌کرد که امروز دیگر فرصتی برای بازپس‌گیری اعتباری که به خاطر Fire Dance از دست داده بود، نخواهد داشت. با وجود این، از آنجا که شی فنگ پیش‌قدم شده و در برابرش ظاهر شده بود، این فرصتی بی‌نقص بود تا هم اعتبارش را پس بگیرد و هم به توافقش با لو شینگ‌لو برای نابودی شهرت مرکز تمرین غرش آسمان عمل کند و با یک تیر دو نشان بزند. طبیعتاً او نمی‌توانست چنین فرصتی را از دست بدهد.

شی فنگ گفت: «مشکلی نیست. فقط استاد وانگ،‌بی‌سروصدا​ شما تازه مجروح شدید. چند روزی برای استراحت‌نشان​ وقت نمی‌خواید؟ اون موقع هم برای مبارزه دیر نیست.»

وانگ زونگ‌چوان فریاد زد: «نیازی نیست! این فقط یه زخم سطحی‌ئه! دلم می‌خواد‌شیائوی​ همین الان حرکات درخشان رئیس سالن شی رو تجربه کنم!» او بدون اینکه‌درسته​ فرصت دیگری برای صحبت به شی فنگ بدهد، بی‌درنگ به سمتش حمله کرد.

به اعتقاد وانگ زونگ‌چوان، شی فنگ صرفاً به دنبال بهانه‌ای بود تا زمان بخرد و در نهایت کاری کند که‌داده​ این موضوع به دست فراموشی سپرده شود. طبیعتاً او نمی‌گذاشت شی فنگ به خواسته‌اش برسد. در همین حال، بهترین روش برای‌خام​ وادار کردن شی فنگ به واکنش، این بود که او را در موقعیتی قرار دهد که چاره‌ای جز مبارزه نداشته باشد.

جمعیت تماشاچی سر‌چنین​ تکان دادند و به‌ثابت​ شی فنگ پوزخند زدند.

«یارو چقدر احمقه. واقعاً فکر‌کاری​ کرده وانگ زونگ‌چوان می‌ذاره همچین‌صبر​ فرصت طلایی‌ای از دست بره؟»

«هاهاها! الان‌نشان​ حسابی خودشو‌ثابت​ مضحکه می‌کنه!»

«اون فقط یه بچه‌ست که تازه نیروی درونی رو‌باید​ یاد گرفته. واقعاً فکر کرده یه متخصص برجسته نیروی درونی‌نشان​ مثل وانگ زونگ‌چوان به خاطر یه زخم کوچیک ازش می‌ترسه؟»

«چقدر احمقانه! فکر کرده فقط چون‌داده​ حمایت یکی از شاگردای خانواده‌های اشرافی رو‌می‌داد​ داره می‌تونه هر غلطی دلش می‌خواد بکنه؟»

همه می‌دانستند که شی فنگ قصد داشت با بهانه کردن جراحت‌آنجا​ وانگ زونگ‌چوان، او را از مسابقه امروز منصرف کند. متأسفانه، چطور‌سرش​ ممکن بود شخصی در سطح وانگ زونگ‌چوان دست او را نخواند؟

علاوه بر این، متخصصان حاضر در صحنه نیز به وضوح می‌دیدند که اگرچه Fire Dance وانگ زونگ‌چوان را شکست داده بود، اما احتمالاً به تازگی نیروی درونی را درک کرده بود. فیزیک بدنی او نیز بسیار ضعیف‌تر از وانگ زونگ‌چوان بود. با وجود اینکه او واقعاً موفق شده بود وانگ زونگ‌چوان را مجروح کند، اما این استاد رزمی همچنان می‌توانست ۸۰ درصد از قدرت استاندارد خود را به نمایش بگذارد؛ مقداری که برای درهم کوبیدن یک متخصص پایه نیروی درونی کاملاً کافی بود.

اما در لحظه بعد، مشت سریع و قدرتمند‌کاری​ وانگ زونگ‌چوان ناگهان در مقابل صورت شی فنگ متوقف‌چنین​ شد و حتی نتوانست ذره‌ای به جلو حرکت کند.

وانگ زونگ‌چوان در کمال ناباوری به مچ دستش که‌تیانهه​ در چنگال محکم شی فنگ اسیر شده بود خیره‌همون​ ماند و با خود اندیشید: چطور چنین چیزی ممکنه؟!

وانگ زونگ‌چوان تمام توانش را در آن مشت گذاشته بود. با وجود جراحتش، مشت تمام‌عیار او چیزی نبود که یک متخصص پایه‌سرش​ نیروی درونی بتواند مستقیماً آن را دفع کند. به اعتقاد او، شی فنگ باید جاخالی دادن یا منحرف کردن حمله‌اش را انتخاب می‌کرد.‌داره​ با این حال، شی فنگ در واقع از یکی از غیرممکن‌ترین روش‌ها برای متوقف کردن حمله‌اش استفاده کرده بود؛ گرفتن مچ دست او.

پیش از آنکه وانگ زونگ‌چوان بتواند خود را از چنگ شی فنگ رها کند، شی فنگ ناگهان چنگالش را محکم‌تر‌سپس​ کرد و بازوی وانگ زونگ‌چوان را درست مانند شمشیری تاب داد. بی‌درنگ، وانگ زونگ‌چوان احساس کرد پاهایش از زمین جدا شده‌سایر​ و سپس در هوا به پرواز درآمد. برای لحظه‌ای، جمعیت حاضر حتی وزش باد شدیدی را روی صورت خود احساس کردند.

لحظه‌ای بعد، صدای گرومب مهیبی‌بیرون​ در گوش همه پیچید و‌می‌کرد​ زمینِ زیر پایشان اندکی لرزید.

وقتی همه به خود آمدند و متوجه ماجرا شدند، وانگ‌درحالی‌که​ زونگ‌چوان در فاصله‌ای دورتر از شی فنگ، بی‌هوش روی زمین‌موردش​ افتاده بود و سنگ مرمر زیر بدنش درهم شکسته بود.

ناولها | novelha.net