---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 2212: ظهور شوکه‌کننده مرکب پرنده • ⏱ 8 دقیقه

چپتر 2212: ظهور شوکه‌کننده مرکب پرنده

0

شی فنگ با شنیدن اینکه لیدر گیلد «سیزده‌مناطق​ تاج و تخت» قصد دیدار با او را دارد،‌پنج​ نتوانست شگفتی‌اش را پنهان کند و پرسید: «لیدر گیلدتون؟»

سیزده تاج و تخت، یک سوپر گیلد بود. در این مرحله از بازی، ابرقدرت‌های بسیاری در قلمرو خدا پدیدار‌تقریباً​ شده بودند، اما بیشترشان تنها در حد و اندازه‌ی رقابت با گیلدهای سوپر-درجه‌-یکِ کهنه‌کار بودند. برخی حتی از پس‌خودش​ همین کار هم برنمی‌آمدند. تعداد ابرقدرت‌هایی که یارای رقابت با سوپر گیلدها را داشتند، به انگشتان یک دست هم نمی‌رسید.

حتی در میان سوپر گیلدها نیز قدرت سیزده تاج و تخت از سطح معمول فراتر بود. هرچند این سوپر گیلد در گوشه‌ای دورافتاده‌برابری​ از قاره قلمرو خدا و به دور از غنی‌ترین مناطق آن قرار داشت، اما در زندگی گذشته شی فنگ، قدرت آن‌ها در دوران‌براتون​ اوجشان تقریباً با «پنج سوپر گیلد بزرگ» برابری می‌کرد. در آن زمان، کنترل سه امپراتوری و نزدیک به ده پادشاهی در دست آن‌ها بود.

Happy Art سر تکان داد و گفت: «درسته. لیدر گیلدمون می‌خواد شما رو ببینه.» برای خودش هم این اتفاق عجیب بود. «بهم گفت چیزی داره که ممکنه براتون جالب باشه.»

او تنها اتفاقات معبد فرعی و رویارویی گروه با «گل‌داشت​ هفت گناه» را گزارش داده بود و اصلاً انتظار نداشت‌می‌کرد​ لیدر گیلد شخصاً درخواست دیدار با شی فنگ را مطرح کند.

سیزده تاج و تخت سوپر گیلدی کهنه‌کار بود که همواره جایگاهش را در میان ده سوپر گیلد برتر حفظ می‌کرد. متخصصان بی‌شماری‌برابری​ در خدمت آن‌ها بودند و لیدر گیلد همیشه غرق در مسئولیت‌های بی‌پایان بود. حتی لیدرهای سایر ابرقدرت‌ها نیز برای ترتیب دادن یک‌ممکنه​ ملاقات با لیدر گیلد سیزده تاج و تخت کار سختی پیش رو داشتند، چه رسد به مقامات ارشد یا هیولاهای پیرِ سایر گیلدها.

با وجود این،‌سطح​ لیدر گیلدش برای این‌گوشه‌ای​ شمشیرزن دعوت‌نامه فرستاده بود.

شی فنگ پس از کمی تأمل و اطمینان از‌دور​ اینکه کار واجبی در دست ندارد، تکرار کرد: «چیزی که‌تقریباً​ برام جالب باشه؟» و سپس موافقت کرد: «خیلی خب، بریم.»

دیدار با لیدر یک سوپر گیلد کار آسانی نبود. این افراد معمولاً در پشت پرده فعالیت‌تقریباً​ می‌کردند و تنها با یک اشاره، صدها هزار متخصص را به صف می‌کشیدند. از طرفی، شی‌شما​ فنگ کنجکاو بود بداند این لیدر گیلد قصد دارد درباره چه موضوعی با او صحبت کند.

او Happy Art را همراهی کرد و پس از تله‌پورت به بیرون از سرزمین مخفی خدای تندر، در یک چشم‌به‌هم‌زدن به جزیره‌ای در دریای مرگ رسیدند. صدها گروه که بیشترشان از بازیکنان سطح ۷۳ و ۷۴ تشکیل شده بودند، مشغول لول آپ با کشتن هیولاهای جزیره بودند. در نگاه بازیکنان عادی، این افراد بی‌شک متخصص به حساب می‌آمدند.

حضور ناگهانی شی فنگ و Happy Art بی‌درنگ توجه بسیاری از گروه‌ها را به خود جلب کرد.

«این دو‌سطح​ تا یهو از‌هرچند​ کجا پیداشون شد؟»

«تله‌پورت کردن اینجا؟»

«فقط دو نفری‌معمول​ جرئت کردن بیان اینجا؟‌دورافتاده​ از جونشون سیر شدن؟»

بازیکنان حاضر در جزیره با دیدن شی فنگ و Happy Art به فکر فرو رفته و با یکدیگر شروع به پچ‌پچ کردند. آنجا یک جزیره معمولی نبود و هیولاهایش قدرت بسیار بالایی داشتند. ضعیف‌ترین هیولای جزیره، یک سردسته سطح ۷۵ بود؛ در حالی که بیشترشان لرد و لرد اعظم بودند و معمولاً در دسته‌های صدتایی یا بیشتر پرسه می‌زدند. بدتر از همه، سرمای جزیره استخوان‌سوز بود و بازیکنان بدون داشتن بیش از ۷۰ امتیاز مقاومت در برابر یخ، هیچ شانسی برای زنده ماندن در آنجا نداشتند. در چنین شرایطی، حتی یک گروه بیست‌نفره از بازیکنان متخصص نیز به سرعت از پای درمی‌آمدند.

با این اوصاف، چطور ممکن‌هرچند​ بود این گروه‌ها از دیدن حضور‌مناطق​ ناگهانی یک تیم دونفره حیرت‌زده نشوند؟

صدها متخصصِ حاضر در اطراف، از روی کنجکاوی به شی فنگ و Happy Art که هویت و سطحشان را پنهان کرده بودند، خیره شده بودند؛ اما این دو نفر بی‌اعتنا به نگاه‌ها، برای پیدا کردن موقعیتشان مشغول بررسی نقشه شدند.

Happy Art با تشخیص موقعیتشان نفس راحتی کشید و گفت: «اینجا جزیره جهنم یخی‌ئه. لیدر گیلدمون الان تو جزیره قلب اژدهاست. اگه با قایق تندرو برنزی بریم، حدود هشت ساعت دیگه می‌رسیم.»

به دلیل کمبود نقاط تله‌پورت، سفرهای دریایی به هیچ‌وجه راحتیِ سفرهای زمینی را نداشت. گاهی بازیکنان‌گذشته​ مجبور بودند برای رفتن از نقطه‌ای به نقطه دیگر، ۱۰ ساعت زمان صرف کنند. خوشبختانه جزیره‌گفت​ جهنم یخی در منطقه داخلی دریای مرگ قرار داشت و فاصله چندانی با جزیره قلب اژدها نداشت.

حیف که تنها یک قایق تندرو برنزی داشت. قایق تندرو آهن مرموز آن‌ها را بسیار زودتر به مقصد می‌رساند، اما این نوع‌برابری​ قایق‌ها حتی در سوپر گیلدی مانند سیزده تاج و تخت نیز به‌شدت کمیاب بود. معمولاً این قایق‌ها به متخصصان اوجی اختصاص می‌یافت‌ممکنه​ که روی قدرت دریایی تمرکز داشتند. متخصصانی مانند او که بین خشکی و دریا در رفت‌وآمد بودند، تنها قایق‌های تندرو برنزی دریافت می‌کردند.

شی فنگ سرش را تکان داد و گفت: «می‌خوایم بریم‌داشت​ جزیره قلب اژدها؟ با قایق خیلی طول می‌کشه، تازه باید با‌زمان​ کلی هیولای دریایی هم سروکله بزنیم. بیا با پرواز بریم اونجا.»

پس از این حرف، شی‌هرچند​ فنگ فلوت احضار عقاب تندر‌غنی‌ترین​ را بیرون آورد و فعالش کرد.

لحظه‌ای بعد، عقاب تندر ده‌متری از آسمان فرود آمد. با آن گستره‌ی‌مناطق​ بال عظیمش که ده‌ها متر امتداد می‌یافت، به هواپیمای مسافربری متوسطی شباهت داشت.‌زمان​ هیبت خیره‌کننده‌ی عقاب، حتی هاله‌ی گرند لردهای جزیره را نیز تحت‌الشعاع قرار می‌داد.

هنگام فرود عقاب تندر، بال‌هایش طوفان کوچکی به پا کرد‌غنی‌ترین​ که بازیکنان حاضر در آن حوالی را در بر گرفت.‌پنج​ هم‌زمان، این بازیکنان فشار عظیمی را روی دوش خود احساس کردند.

شی فنگ روی‌گوشه‌ای​ پشت عقاب تندر‌دور​ پرید و گفت: «بریم.»

در قلمرو خدا، بیشتر مرکب‌های زمینی بسته به قدرتشان، تنها‌غنی‌ترین​ ظرفیت حمل دو تا هفت نفر را داشتند. با وجود این،‌بزرگ​ ضعیف‌ترین مرکب پرنده نیز می‌توانست تا ده نفر را جابه‌جا کند.

مرکب پرنده خارق‌العاده‌ای مانند‌معمول​ عقاب تندر، توانایی حمل‌دورافتاده​ هم‌زمان ۲۰ نفر را داشت.

با شنیدن دعوت شی فنگ، Happy Art سر تکان داد و مشتاقانه روی پشت عقاب تندر پرید.

عقاب تندر با یک بار بال زدن، جایگاهش را ترک کرد و به تصویری تار‌اوجشان​ تبدیل شد. تا بازیکنانِ تماشاچی بخواهند دوباره آن را پیدا کنند، مرکب ده‌ها متر از زمین‌می‌خواد​ اوج گرفته بود. عقاب تندر با سرعت برق‌آسای خود، تنها پس از چند ثانیه ناپدید گشت.

متخصصان حاضر در جزیره جهنم یخ، تازه پس از رفتن عقاب‌مناطق​ تندر به خود آمدند. آن‌ها با ناباوری به افق خیره شدند؛‌برابری​ درست همان‌جایی که شی فنگ و همراهش در آن ناپدید شده بودند.

«لعنتی! اون... یه مرکب‌معمول​ پرنده بود! همون مرکب‌دورافتاده​ پرنده‌ای که شایعه‌اش پیچیده بود!»

«حتماً توهم زدم! چطور ممکنه اون دو نفر مرکب پرنده داشته باشن وقتی ابرقدرت‌ها هنوز حتی یدونه هم پیدا نکردن؟ نکنه NPC بودن؟»

«چرت نگو! قبل از اینکه برن مهارت شناسایی‌مناطق​ پیشرفته روشون زدم! نتونستم اطلاعاتشون رو ببینم، اما نشانگر‌پنج​ بازیکن رو بالای سرشون دیدم! اونا قطعاً بازیکن بودن!»

«پس مرکب پرنده این شکلیه! معرکه‌ست! واقعاً‌دورافتاده​ معرکه‌ست! مرکب‌های زمینی ما در مقایسه با‌زندگی​ اون عقاب چیزی جز یه مشت لاک‌پشت نیستن!»

«اون عقاب خیلی خفن بود!‌فراتر​ یه روزی حتماً باید یه‌دور​ مرکب پرنده واسه خودم دست‌وپا کنم!»

بازیکنان متخصص در جزیره جهنم یخ، بی‌درنگ این اتفاق را در انجمن‌های رسمی دریای مرگ‌گذشته​ منتشر کردند و بحث داغی را پیرامون هویت آن دو بازیکن به راه انداختند. ازآنجاکه پستِ‌گفت​ منتشرشده حاوی عکس‌ها و ویدیویی از این مرکب پرنده بود، به‌سرعت به موضوعی جنجالی تبدیل شد.

در آن زمان، بیشتر متخصصان معمولی همچنان دربه‌در دنبال یافتن یک مرکب برنزی برای خود می‌گشتند. آن‌ها تنها می‌توانستند‌برابری​ سواری بر مرکب آهن مرموز یا نقره مهتاب را در خواب ببینند. تنها مقامات ارشد گیلدهای بزرگ امکان دسترسی‌بهم​ به چنین مرکب‌های باکیفیتی را داشتند و حتی گیلدهای درجه یک نیز تضمینی برای تصاحب مرکب طلای آبدیده نداشتند.

با وجود این، آن‌ها همین‌هرچند​ حالا به چشم خود یک‌غنی‌ترین​ مرکب پرنده را دیده بودند!

مرکب‌های پرنده با قابلیت نادیده‌فراتر​ گرفتن موانع محیطی، حتی از مرکب‌های‌غنی‌ترین​ زمینی حماسی نیز سرعت بیشتری داشتند.

افزون بر این، همه آن‌ها سرعت سرسام‌آور عقاب تندر را‌غنی‌ترین​ به چشم دیده بودند. با در اختیار داشتن چنین مرکب‌پنج​ پرسرعتی، سفر در سراسر قلمرو خدا دیگر کار دشواری نبود.

با رسیدن خبر ظهور عقاب تندر به گوش ابرقدرت‌های‌قرار​ مختلف، غوغای عظیمی به پا شد. آن‌ها دیوانه‌وار جست‌وجو‌بزرگ​ برای کشف هویت سواران مرکب تندر را آغاز کردند.

ناولها | novelha.net