چپتر 3771: چشم پرتگاه کامل
0با پذیرش پیشنهاد انوس،کار مجموعهای از اعلانهای سیستم درمیشه گوش شی فنگ طنینانداز شد.
سیستم: تبریک! شما مأموریت خط داستانی اصلی جهانی اسطورهای «دنیای گذشته» را پذیرفتید.
محتوای مأموریت: مادر نامیرا را بکشید و شاخک نامیرای آن را در سه ماه به دست آورید. پاداشها: نامشخص.
سیستم: شما مأموریت «دنیای گذشته» را پذیرفتید. محبوبیت انوس نسبت به شما ۲۰ امتیاز افزایش یافت. تمام آیتمهای کارگاه پرتگاه با قیمت تمامشده قابل خریداری هستند.
سیستم: مادر نامیرا وجود شما را حس میکند و روحتان را نفرین میکند. با گذشت زمان، روح شما رفتهرفته ضعیف میشود تا زمانی که کاملاً از بین برود.
پس از اعلانهای سیستم،بخر قیمتهای فهرستِ در دست شیانتظار فنگ دستخوش تغییراتی اساسی شد.
قیمت هر عروسک مبارز حماسی پیشرفتهسوالی از ۱۲۰ میلیون به ۴۰ میلیونهمان واحد کریستال هفت رنگ کاهش یافت.
قیمت کشتی پرنده خدای دریای شمالوگرنه از ۶۰۰ میلیون واحد به تنهاروبهرو ۳۵۰ میلیون واحد کریستال هفت رنگ رسید.
قیمت هر معجون چهاردیگه خدا از ۶۰ میلیون بهنداری ۳۰ میلیون واحد تقلیل یافت.
قیمت هر منبع جهانی ازثانیه ۵۰ میلیون به ۳۵ میلیونمیرفت واحد کریستال هفت رنگ کاهش یافت.
قیمت چشم پرتگاه اولیه نیزاگه از ۳۰۰ میلیون واحد بهبخر تنها ۸۰ میلیون واحد رسید.
انوس گفت: «انتخاب هوشمندانهای کردی. اما یادت نره، فقط سه ماه وقت داری. باید تو این سه ماه شاخک نامیرا روچیزی برام بیاری. در ضمن، بهتره تو همین ۴۵ روز اول دست به کار بشی. وگرنه روحت اونقدر ضعیف میشه که دیگهآگاهی نمیتونی با مادر نامیرا روبهرو بشی. اگه سوالی نداری، بجنب و هر چی میخوای بخر. فقط سی ثانیه دیگه وقت داری.»
این همان چیزی بود که از مأموریت خط داستانی اصلیبجنب جهانی اسطورهای انتظار میرفت. شی فنگ از هشدار انوس چندان غافلگیرغافلگیر نشد و بیدرنگ توجهش را به فهرستِ در دستش معطوف کرد.
طبیعتاً تکمیل چنین مأموریتی آسان نبود و او به خوبی از این موضوع آگاهی داشت. انتظار کشتن مادرمعطوف نامیرا در ۹۰ روز کاملاً غیرمنطقی بود، چه رسد به ۴۵ روز. شک داشت حتی اگر تمام نژادبشر بشر با هم متحد میشدند، باز هم میتوانستند راهی برای نابودی مادر نامیرا در چنین زمان کوتاهی پیدا کنند.
با وجود این، انوس موجودی در سطح خدای اولیه بود. قطعاً میدانست که شی فنگ توانایی لازمهشدار برای تکمیل مأموریتش را ندارد. با این حال، باز هم مهلتی سهماهه برای آن تعیین کرده بود.آگاهی این موضوع تنها یک معنی داشت؛ با پذیرش مأموریت، راه نجاتی برای تکمیل آن در اختیارش قرار میگرفت.
و آن راه نجات،کار به احتمال بسیار زیاداونقدر همان چشم پرتگاه اولیه بود!
شی فنگ بدون تردید گفت:نمیتونی «میخوام چشم پرتگاه اولیه رو بخرم.میخوای سه تا منبع جهانی هم میخوام.»
اگر تنها یک چیز برای کشتن باس ممنوعهای مانند مادر نامیرا وجود داشت، آن چیز قطعاً چشم پرتگاه کامل بود.طبیعتاً به هر حال، این چشم به لرد پرتگاه تعلق داشت و در دوران اوج خود میتوانست قدرتی بسیار فراتر ازمیتوانستند یک آرتیفکت الهی معمولی به نمایش بگذارد. اگر به درستی از آن بهره میگرفت، کشتن مادر نامیرا دور از ذهن نبود.
با کشتن مادر نامیرا، نه تنها مأموریت انوس رامیخوای به پایان میرساند، بلکه میتوانست یک هسته ممنوعه بهچندان دست آورد و برای ارتقای رده ۷ خود اقدام کند.
انوس با تعجب به شی فنگوگرنه نگاه کرد و پرسید: «نمیخوای عروسکهایروبهرو مبارز حماسی پیشرفته رو انتخاب کنی؟»
انتظار نداشت شی فنگ کریستالهای هفت رنگ باقیماندهاش را به جای عروسکهای مبارز حماسی پیشرفته که در برابر مادرهشدار نامیرا کارآمد بودند، صرف منابع جهانی کند. با وجود این، بیدرنگ چهار آیتم درخواستی شی فنگ را بیرون آوردکشتن و گفت: «یه دونه چشم پرتگاه اولیه و سه تا منبع جهانی. جمعاً میشه ۱۸۵ میلیون واحد کریستال هفت رنگ.»
شی فنگ در حالی که بیشتر کریستالهای هفتبود رنگ خود را به اینوس میداد، گفت: «همونتوجهش منابع جهان برام کافیه. اینم ۱۸۵ میلیون واحد.»
پس از دریافت چشم پرتگاه اولیهسوالی و منابع جهان، نتوانست جلوی نگاههمان مشتاقانه خود را به آنها بگیرد.
عروسکهای مبارز حماسی پیشرفته اینوس واقعاً شگفتانگیز بودند. گروهی شانزدهتایی از آنها میتوانستند یک آرایش نبرد طلاییمیخوای کوچک تشکیل دهند و قدرتی معادل خدایان باستانی به دست آورند. حتی اگر تنها سه یا چهارطبیعتاً عدد از آنها را میخرید، باز هم در غلبه بر مادر نامیرا کمک شایانی به او میکردند.
با وجود این، کارگاه پرتگاهنمیتونی تنها منبع شی فنگ برایبجنب تهیه عروسکهای مبارز حماسی پیشرفته نبود.
شی فنگ میتوانست با داشتن کریستالهای هفت رنگ کافی، عروسکهای مبارز خدایکش طلای سیاهنشد پیشرفته را تغییر داده و تا رتبه حماسی پیشرفته تقویت کند. حتی اگر عروسکهای مبارزداشت خدایکش نسبت به عروسکهای مبارز اینوس ضعیفتر از آب درمیآمدند، تفاوتشان نباید چندان چشمگیر میبود.
اما ماجرای منابع جهان کاملاً متفاوت بود. آنها آیتمهایی بودند که شاید تنهاچیزی پس از نابودی یک قلمرو پدیدار میشدند. چه کسی میدانست که او کِیطبیعتاً دوباره فرصتی برای به دست آوردن اینچنین آسانِ منابع جهان پیدا خواهد کرد؟
اینوس که از افکار شیبشی فنگ سر در نمیآورد، شانهایدیگه بالا انداخت و گفت: «میل خودته.»
سپس دستش را برای شی فنگروبهرو تکان داد و ادامه داد: «حالابخر که خریدت تموم شده، دیگه وقت رفتنه.»
بیدرنگ، شی فنگ احساس کرد نیرویی قدرتمند او را ازمیرفت پشت به درون یک گذرگاه فضا-زمان میکشد. وقتی به خود آمد،تکمیل دید که به دفتر کارش در شهرک حلقه سایه بازگشته است.
«این قدرت یه خدای اولیهست؟»
با دیدن اینکه به دفترش بازگشته است، شی فنگ نتوانست جلوی شگفتی خود را ازنداری قدرت اینوس بگیرد. تفاوت میان آنها چنان عظیم بود که حتی فرصت واکنش به اقدام طرفدستش مقابل را پیدا نکرده بود. این دیگر تفاوتی نبود که بتوان با ویژگیهای پایه جبرانش کرد.
در حالی که شی فنگ داشت تواناییهای اینوس را مرور میکرد، ناگهان Red Frost با او تماس گرفت.
Red Frost که با دیدن چهرهی کمی گیج شی فنگ احساس سردرگمی میکرد، پرسید: «لیدر گیلد شعلۀ سیاه، تقریباً وقت قرارمون رسیده. هنوز راه نمیفتیم؟ پناهگاه اژدهای اولیه از قلمرو نور ستاره خیلی دوره. با اینکه یه طومار گذرگاه تلهپورت رده ۶ برای پناهگاه اژدهای اولیه دارم، اما سفرمون بازم چند ساعتی طول میکشه. اگه زودتر راه نیفتیم، ممکنه به موقع نرسیم...»
با شنیدن سؤال Red Frost، اولین فکر شی فنگ این بود که هنوز وقت زیادی دارند: «راه بیفتیم؟ مگه هنوز یه روز تا...»
با این حال، پیش از آنکه حرفش را تمام کند، ناگهان به یاداگه آورد که گذر زمان در تمام نقاط قلمرو خدا یکسان نیست. از اینچندان رو، سریعاً حرفش را عوض کرد و گفت: «خیلی خب، همین الان راه میفتیم.»
پیش از این، او با Red Frost هماهنگ کرده بود که با هم به مقر اصلی نیزه اژدهای مقدس بروند. هر چه باشد، زیرو وینگ برای غلبه بر باسهای تابو در آینده نیاز داشت تا با نیزه اژدهای مقدس همکاری کند. او به عنوان لیدر گیلد زیرو وینگ، طبیعتاً باید هنگام شرکت Red Frost در نبرد برگزیدگانِ نیزه اژدهای مقدس حضور میداشت.
Red Frost سر تکان داد و پیش از قطع کردن تماس گفت: «الان میام پیشت.»
پس از پایان تماس با Red Frost، شی فنگ از Hidden Soul خواست تا سود اخیر برج پرتگاه را برایش بیاورد. سپس، با احتیاط چشم پرتگاه اولیه را از کیفش بیرون آورد.
سیستم: چشم پرتگاه قطعات گمشدهی هستهی خود را کشف کرده است. آیا مایلید چشم پرتگاه را با چشم پرتگاه اولیه ترمیم کنید؟
«ترمیمش کن!»
شی فنگ پس ازروبهرو کشیدن نفسی عمیق، گزینهی ترمیممیخوای چشم پرتگاه را انتخاب کرد.
یادداشت مترجم:
[۱] نبرد برگزیدگان: تصمیم گرفتم عبارت (Battle of the Chosen Ones) را در متن اصلی با حروف بزرگ بنویسم. این تغییر در چپترهای قبلی نیز اعمال شده است.