---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 3182: کنترل رتبه S • ⏱ 8 دقیقه

چپتر 3182: کنترل رتبه S

0

انجمن قلمرو خدا، فضای ذهنی:

وقتی شی فنگ قدم به فضای ذهنی گذاشت، با سالن وسیعی به وسعت یک‌رفته‌رفته​ زمین فوتبال و پلکانی بزرگ با بیش از صد پله روبه‌رو شد. پلکان غرق‌پرورش​ در نور بود و روی هر پله ستون‌های سنگی با اندازه‌های مختلف برافراشته شده بود.

پیش از آنکه شی فنگ بتواند‌گذشته​ به پلکان نزدیک شود، چراغ‌ها ناگهان خاموش‌این​ شد و سالن در تاریکی فرو رفت.

همان‌طور که چشمانش را می‌بست و ذهنش را روی تیغه‌های ذهنی که از جهات مختلف به سمتش‌پذیرفته​ می‌آمدند متمرکز می‌کرد، شی فنگ با خود فکر کرد: «همان‌طور که انتظار می‌رفت، دقیقاً مثل گذشته است.»‌افزایش​ سپس، در حالی که رفته‌رفته به سمت پلکان پیش می‌رفت، با سرعت از این تیغه‌های ذهنی جاخالی داد.

فضای ذهنی یکی از معدود مکان‌ها در جهان بزرگ بود که به افراد اجازه می‌داد‌یکی​ قدرت ذهنی خود را پرورش دهند. با وجود این، افراد بسیار کمی از این راز خبر‌معمولاً​ داشتند. معمولاً تنها مدیران شهرهای مختلف و مدیران اجرایی انجمن قلمرو خدا از آن مطلع بودند.

بیشتر افراد دیگر صرفاً فضای ذهنی را مکانی‌دقیقاً​ برای آزمایش قدرت ذهنی خود می‌دانستند. تقریباً هیچ‌کس‌سرعت​ از پیچیدگی‌ها و مزایای فضای ذهنی آگاه نبود.

در زندگی قبلی، زمان زیادی‌مثل​ طول کشیده بود تا شی‌رفته‌رفته​ فنگ به این راز پی ببرد.

پلکان ذهنی در فضای ذهنی در مجموع ۱۰۳ پله داشت و کسی نمی‌توانست به بالای آن برسد مگر اینکه‌قاره‌ای​ در سطح استاد بزرگ قدرت ذهنی سه ستاره باشد. هر کسی که موفق می‌شد به قله صعود کند، می‌توانست به‌۱۰۱​ عنوان یکی از بزرگان در انجمن قلمرو خدا پذیرفته شود و حق پیشگامی در قاره‌ای جدید را به دست آورد.

هنگام صعود از پلکان ذهنی، هرچه فرد بالاتر می‌رفت باید با تعداد بیشتری از تیغه‌های‌یکی​ ذهنی روبه‌رو می‌شد. به طور دقیق‌تر، این تعداد رفته‌رفته از چهار به صد و هفت‌داشتند​ افزایش می‌یافت. علاوه بر این، قدرت و چابکی تیغه‌های ذهنی با هر سه پله بیشتر می‌شد.

در زندگی قبلی، شی فنگ تنها توانسته بود تا پله ۱۰۱ بالا برود، پیش از آنکه ناگهان‌این​ دوباره تناسخ یابد. اکنون که دیگر در اوج قدرت خود نبود، طبیعتاً نمی‌توانست دوباره به پله ۱۰۱‌خبر​ صعود کند. با وجود این، همچنان می‌توانست از پلکان ذهنی برای تمرین قدرت ذهنی فعلی‌اش استفاده کند.

در مورد اینکه چگونه می‌توانست این کار را انجام دهد، روش کار ساده‌این​ بود. تنها کاری که باید می‌کرد این بود که قدرت ذهنی‌اش را به‌وجود​ شکل یک حفاظ متمرکز کند تا پیوسته در برابر تیغه‌های ذهنی دفاع کند.

البته، هیچ‌کس نمی‌توانست قدرت ذهنی‌اش را تنها با مسدود کردن تیغه‌های ذهنی تصادفی پرورش دهد. تیغه ذهنی که فرد مسدود می‌کرد باید به قدری‌هرچه​ قوی می‌بود که حفاظ ذهنی او را در هم بشکند. علاوه بر این، هرچه تیغه ذهنی قوی‌تر بود، بهتر می‌شد. به این ترتیب، تیغه‌همچنان​ ذهنی می‌توانست حفاظ ذهنی فرد را به طور کامل‌تری خرد کند و جذب انرژی ذهنی باقی‌مانده از حفاظ ذهنی را برای او آسان‌تر سازد.

با وجود این، هرچه تیغه ذهنی مسدود شده قوی‌تر بود، فرد درد بیشتری متحمل می‌شد. خوشبختانه، هیچ خطر مرگی چالشگران را در فضای ذهنی‌دهند​ تهدید نمی‌کرد، زیرا وقتی درد از آستانه تحمل آن‌ها فراتر می‌رفت، آزمایش به طور خودکار متوقف می‌شد. بنابراین، چالشگران می‌توانستند بدون نگرانی اجازه دهند‌مزایای​ تیغه‌های ذهنی حفاظ ذهنی‌شان را در هم بشکند. در مورد اینکه یک چالشگر چقدر می‌توانست دوام بیاورد، این موضوع به اراده آن‌ها بستگی داشت.

در ادامه، شی فنگ پیوسته از تیغه‌های ذهنی پیش رو‌گذشته​ جاخالی داد و به سرعت از پلکان ذهنی بالا رفت؛‌یکی​ او هیچ قصدی برای تلف کردن وقت در پله‌های پایین‌تر نداشت.

سختی فضای ذهنی تنها با تعداد پله‌هایی که چالشگر بالا رفته بود افزایش نمی‌یافت، بلکه با گذشت زمان نیز بیشتر می‌شد.‌اجازه​ به بیان ساده، هرچه فرد زمان بیشتری را به تعلل می‌گذراند، هنگام صعود از پلکان ذهنی با دشواری بیشتری روبه‌رو می‌شد.‌مکانی​ این ویژگی مانع از آن می‌شد که افراد با خیال راحت وقت خود را صرف تمرین قدرت ذهنی در فضای ذهنی کنند.

اگر شی فنگ می‌خواست از ویژگی‌های تمرینی فضای ذهنی نهایت استفاده‌قله​ را ببرد، بهترین راه این بود که تا جای ممکن با‌آورد​ سرعت از پلکان ذهنی بالا برود تا به حد توان خود برسد.

خوشبختانه، شی فنگ از پیش با الگوهای حمله تیغه‌های ذهنی در فضای ذهنی آشنا بود. با‌معدود​ وجود اینکه در حال حاضر تنها آمادگی جسمانی یک استاد هنگ‌لیان را داشت، در کمترین زمان‌تنها​ به پله ۶۰ رسید؛ مکانی که تنها استادان بزرگ هنگ‌لیان و بالاتر می‌توانستند به آن دست یابند.

با وجود این، پس از رسیدن به پله ۶۷، با اینکه شی فنگ با الگوهای حمله و‌این​ مسیرهای حرکت تیغه‌های ذهنی آشنایی داشت، دیگر نمی‌توانست از هجوم بی‌امان آن‌ها جاخالی دهد. از این رو،‌خبر​ چاره‌ای نداشت جز اینکه برای دفع این حملات، حصارهای ذهنی را یکی پس از دیگری ایجاد کند.

بنگ!

بنگ!

بنگ!

از آنجا که شی فنگ تنها در سطح نیم‌قدمِ استاد قدرت ذهنی بود، حصارهایی که ایجاد می‌کرد ضخامتی در حد یک برگ‌مکان‌ها​ کاغذ داشت. در نتیجه، تیغه‌های ذهنی در دم حصارهایش را تکه‌تکه کردند و بی‌رحمانه در دریای ذهنی او فرود آمدند؛ چنان که‌دیگر​ احساس می‌کرد بدنش در حال از هم دریده شدن است. با اولین موج این درد طاقت‌فرسا، شی فنگ تا مرز بیهوشی پیش رفت.

دووم بیار! باید‌می‌رفت​ تا وقتی به حد‌است​ جاذبه‌ام می‌رسم دووم بیارم!

هجوم پیاپی درد باعث می‌شد شی فنگ به‌باشد​ طور غریزی بخواهد عقب بکشد. اما بر غریزه‌بزرگان​ خود غلبه کرد و همچنان به مسیرش ادامه داد.

تأثیر تمرینیِ فضای ذهنی،‌مثل​ در اولین تلاش به‌حالی​ بالاترین حد خود می‌رسید.

علاوه بر رویارویی با تیغه‌های ذهنی، هرچه شخص بیشتر در فضای ذهنی می‌ماند، جاذبه محیط نیز سنگین‌تر‌این​ می‌شد. از طرفی، با افزایش دفعات ورود به این فضا، سرعت سنگین شدن جاذبه نیز بیشتر می‌شد. این‌داشتند​ امر به نوبه خود، تحمل ذهنی شخص و مدت زمان ماندگاری او در فضای ذهنی را کاهش می‌داد.

به همین دلیل، در اولین ورود به فضای ذهنی، فرد باید تلاش‌سرعت​ می‌کرد تا جای ممکن در برابر قوی‌ترین تیغه‌های ذهنی دوام بیاورد و‌پرورش​ برای رسیدن به بهترین نتیجه، زمان بیشتری را در این فضا سپری کند.

یک دقیقه...‌برسد​ دو دقیقه...‌اینکه​ سه دقیقه...

زمان رفته‌رفته سپری می‌شد و شی فنگ با دندان‌های به هم فشرده،‌این​ پله‌های ذهنی را یکی پس از دیگری طی می‌کرد. با وجود اینکه رنگ‌وجود​ از رخسارش پریده بود، سرعت ایجاد حصارهای ذهنی توسط او لحظه‌به‌لحظه بیشتر می‌شد.

کاملاً روشن بود که تمرین در فضای ذهنی، تأثیر شگفت‌انگیزی‌گذشته​ بر قدرت ذهنی او گذاشته است. در این نقطه، قدرت‌یکی​ ذهنی‌اش با یک استاد قدرت ذهنی دو ستاره برابری می‌کرد.

با رسیدن شی فنگ به پله ۷۹ — ارتفاعی که تنها یک استاد قدرت ذهنی سه ستاره و بالاتر‌جهان​ قادر به فتح آن بود — ۸۳ تیغه ذهنی به طور هم‌زمان تمام حصارهایش را در هم شکستند و در‌بیشتر​ دریای ذهنی‌اش فرود آمدند. پیش از آنکه موج درد به او برسد، آزمون فضای ذهنی به طور ناگهانی پایان یافت.

شی فنگ در حالی که به بالای پله‌ها در‌موفق​ چند قدمی خود خیره شده بود، دندان‌هایش را به‌پیشگامی​ هم فشرد و با خود گفت: «انگار حد فعلیم همین‌جاست.»

به لطف این تمرینات، اکنون قدرت ذهنی شی فنگ به سطح یک استاد قدرت ذهنی دو‌معدود​ ستاره رسیده بود. درک و قضاوت او از خطر به حدی بالا رفته بود که حتی‌تنها​ با وجود ضعف جسمانی، می‌توانست در برابر یک استاد قدرت ذهنی یک ستاره واقعی مبارزه کند.

با داشتن چنین سطح بالایی از قدرت ذهنی، او می‌توانست به عضویت رسمی انجمن قلمرو خدا درآید و اتاقی در طبقات ۱۰۰‌مکان‌ها​ تا ۲۰۰ ساختمان انجمن اجاره کند. هرچند هزینه اجاره اتاق در این طبقات روزانه ۱۰ سکه ستاره‌ای بود، اما همچنان بسیار ارزان‌تر‌دیگر​ از اجاره اتاق در سطح شهر تمام می‌شد. با وجود این، پیدا کردن یک اتاق خالی تنها به شانس او بستگی داشت.

شی فنگ پس از‌دقیقاً​ لحظه‌ای نفس تازه کردن، برگشت‌حالی​ و از پله‌ها پایین رفت.

...

لابی طبقه‌می‌رفت​ اول انجمن‌مثل​ قلمرو خدا:

هم‌زمان با پایان یافتن آزمون قدرت ذهنی‌می‌رفت​ شی فنگ، سکوت فضا را پر کرده بود‌سمت​ و همه به تابلوی امتیازات چشم دوخته بودند.

در این لحظه، حتی Breeze Wine نیز با دیدن تابلوی امتیازات، با ناباوری چشمانش را مالید.

SYSTEM

رتبه ذهنی: متخصص ویژه قدرت ذهنی

رتبه پتانسیل: ۸۶

رتبه قدرت ذهنی: A

رتبه کنترل ذهنی: S

رتبه کلی: ۱۰۰

...

یادداشت مترجم:

[۱] متخصص ویژه قدرت‌می‌شد​ ذهنی، رتبه‌ای یک پله پایین‌تر‌عنوان​ از استاد قدرت ذهنی است.

ناولها | novelha.net