چپتر 3572: بدن الهی افسانهها
0فکر نمیکردم فرصت دیگری برای خلق بدن الهیآسان برتر به دست آورم. پنج میلیون واحد «کریستالشامل هفت رنگ» به بهترین شکل ممکن صرف شد.
شی فنگ پس از تسلط بر احساساتش، با دقت به تحلیل اطلاعات جدیدِ درونآرایه ذهنش پرداخت. از آنجا که روشهای گوناگونی برای ساخت بدن الهی در دسترس بود، باحیرتانگیزتر وجودِ داشتنِ تجربه در خلق بدن الهی برتر، همچنان نمیتوانست این مسئله را سرسری بگیرد.
در این میان، با بررسی اجمالی اطلاعات دریافتی دریافتنخست که راهنماییهای مربوط به «بدن آشوب اولیه»، تفاوت آشکاریپیشنیازهای با راهنماییهای «میراث خدای اولیه» در زندگی گذشتهاش دارد.
در وهله نخست، میراث خدای اولیه در زندگی گذشتهاش، دستورالعملهایی گامبهگام برای ساختوهله بدن الهی برتر مشخصی را در اختیارش گذاشته بود. تنها کافی بود تمامسازد پیشنیازهای تعیینشده را برآورده سازد تا بدن الهی برتر را از آنِ خود کند.
در نقطه مقابل، بدن آشوب اولیه تنها روشی کلی برای خلق بدن الهی پیش رویشگرندمستر قرار میداد و او همچنان باید بخشهای حیاتی را شخصاً تکمیل میکرد. اینکه در نهایتگذرا چه نوع بدن الهی شکل میگرفت، کاملاً به میزان تسلط او بر قوانین جهان بستگی داشت.
بر اساس میراث بدن آشوب اولیه، هرچه بر قوانین جهانِ بیشتری چیرهبیش میگشت، بدن الهیاش قدرتمندتر میشد. در صورت تسلط بر تعداد کافی ازآنها قوانین جهان، حتی توانایی ساخت بدن الهی برتر را نیز پیدا میکرد.
البته پیش از هدفگذاری برای خلق بدن الهی برتر، دردستورالعملهایی گام نخست باید از پسِ بخش پایهایِ روش ساختِ بدنبرآورده الهیِ آشوب اولیه برمیآمد؛ کاری که به هیچوجه آسان نبود.
در زندگی گذشتهاش، هنگام خلق بدن الهی برتر، باید بیش از هزار آرایه جادویی گرندمستر (شاملگامبهگام آرایههای جادویی هسته) را حکاکی کرده و بهطور همزمان آنها را کنترل میکرد. با وجود این، روشکلی بدن آشوب اولیه در مقایسه با روش میراث خدای اولیه برای خلق بدنهای الهی برتر، حیرتانگیزتر بود.
با نگاهی گذرا به اطلاعاتِ بدن آشوب اولیه، دریافت که تنها برای هسته بدن الهی خود، باید بیش از ۱۹۰۰ آرایه جادویی گرندمسترآنها بسازد. افزون بر آن، باید آرایههای جادویی گرندمسترِ اضافهای را نیز در گرههای حیاتیِ سراسر بدن الهی تعبیه میکرد؛ تعداد این آرایههای گرهی،۲۰۰۰ تقریباً یکدهمِ آرایههای هسته بود. با در نظر گرفتن هر دو نوع آرایه جادویی، ساختِ بیش از ۲۰۰۰ آرایه جادویی گرندمستر الزامی بود.
حتی با تخمینی سرانگشتی، روش ساختِ ارائهشده توسطهیچوجه بدن آشوب اولیه، دستکم دو برابر پیچیدهتر ازگرندمستر روش گامبهگامِ میراث خدای اولیه در زندگی گذشتهاش بود.
فراتر از همه اینها، باید آرایههای جادوییِ پیشنهادیِ بدن آشوب اولیه را نیزاختیارش بهدقت بررسی و موشکافی میکرد. در غیر این صورت، توانایی ادغامِ قوانین جهانِ تحتروشی کنترلش را با بدن الهی نداشت و از ساخت آرایههای جادویی گرهی عاجز میماند.
یک ساعت...راهنماییهای ده ساعت...آشوب سی ساعت...
سرانجام در غروبساختِ روز بعد، شی فنگهیچوجه از افکارش بیرون آمد.
شی فنگ در حالی که به آرایه جادویی و کاملِ بدن الهی در ذهنش مینگریست، در دلشامل با خوشحالی اندیشید: «همانطور که انتظار میرفت، ساخت بدن الهی برترِ مختص به خودم، کار آسانی نیست.بسازد اگر از پیش یک جادوگر گریت گرندمستر نبودم، کریستالهای هفت رنگی که خرج کردم تماماً به هدر میرفت.»
فرآیند موشکافیِ بیش از ۱۹۰۰ آرایه جادویی گرندمستر دشواریِ چندانی نداشت. هر جادوگر گرندمستری با درکافی اختیار داشتنِ زمان کافی، از پسِ آن برمیآمد. چالش اصلی، داشتنِ بینشِ لازم برای درک اینمیداد حقیقت بود که این آرایههای جادویی گرندمستر، تمام قوانین پایه جهانِ هستی را در بر میگیرند.
دقیقاً! تمامراهنماییهای قوانین پایهآشوب جهانِ هستی!
پیچیدگیِ این ۱۹۰۰ساختِ و اندی آرایه جادوییهیچوجه گرندمستر، حقیقتاً باورنکردنی بود!
بر همگان روشن بود که بازیکنان با ساخت بدن الهی، در واقع دنیای مینیاتوریِ کوچکی را درون خود خلق میکنند. با وجود این، چنین دنیای مینیاتوریایوجود بهشدت ناقص بود و صرفاً برای توانمندسازیِ بازیکنان در اجرای «تجلی قانون» شکل میگرفت. دلیل این امر آن بود که بدن الهیِ خلقشده توسط بازیکنان، تنها بخشدستکم کوچکی از قوانین پایه جهان را در بر میگرفت. این موضوع در مورد بدن الهی برتری که شی فنگ در زندگی گذشتهاش ساخته بود نیز صدق میکرد.
با وجود این، شی فنگ هنگام ساخت آرایه جادویی بدن الهیگامبهگام برای بدن آشوب اولیه، احساس میکرد در حال خلق یک قلمروآنِ خدا با قوانین پایه کامل است. این حس، حقیقتاً شگفتانگیز بود.
اغراق نبود اگر گفته میشد که قالبِ ارائهشده توسط بدن آشوب اولیه، بینقصترین بدن الهیِ موجود درمشخصی جهان است. این قالب، مطلقاً به هیچ آرایه جادوییِ اضافهای نیاز نداشت. در صورتی که از اینپیش آرایه جادویی برای ساخت یک بدن الهی معمولی استفاده میکرد، رتبه آن بیشک از رتبه افسانهای فراتر میرفت.
در واقع، شاید حتی برای عبور از رتبه افسانهای، نیازی بهبیش دستیابی به نرخ تکمیل ۹۰٪ هم نداشت. در این صورت، تکمیلهمزمان مأموریت «بدن مانای صد پالایش» به کاری بسیار ساده تبدیل میشد.
در مورد ساخت بدن الهی برتر، این کار نیز ساده بود. تا زمانیهزار که یک قانون پیشرفته را که کاملاً بر آن مسلط بود با آرایهوجود جادویی بدن الهی ادغام میکرد، میتوانست یک بدن الهی برتر برای خود بسازد.
در زندگی قبلیاش، به لطف قانون تخریبی که بر آن مسلط شده بود، توانست یک بدن الهیتمام برتر بسازد. یا بهتر است بگوییم، بدن الهی برتر در میراث خدای باستان، بر اساس قانون تخریببخشهای ایجاد شده بود. بنابراین، تا زمانی که بر قانون تخریب مسلط بود، میتوانست بدن الهی برتر را بسازد.
اکنون نیز همینطور بود. تا زمانی که قانون تخریب را به آرایههایدارد جادویی گرهای مورد نیاز تبدیل میکرد و آنها را با آرایه جادوییتعیینشده بدن الهی ادغام میساخت، میتوانست فوراً دستاوردهای زندگی قبلیاش را پس بگیرد.
با وجود این، شی فنگ به عنوان یکآسان جادوگر استاد تمام، آگاه بود که در صورت انجامآرایههای این کار، بدن آشوب اولیه را هدر خواهد داد.
برخلاف آرایه جادویی بدن الهی در میراث خدای باستان، آرایه جادویی بدن الهی در بدن آشوب اولیه،شامل کاملاً قادر به پذیرش چندین قانون پیشرفته بود. در همین حال، هرچه قوانین پیشرفته بیشتری را دربسازد آرایه جادویی ادغام میکرد، هنگام ارتقا به رده ۶ میتوانست قدرت جهان بیشتری را تحت تأثیر قرار دهد.
شی فنگ با خود فکر کرد: «حالا که بر تمام آرایههای جادوییمشخصی پایه مسلط شدهام، باید سعی کنم قانون تخریب و قانون فضا راکند با آنها ادغام کنم. امیدوارم منابع کافی برای تأمین هزینههای تلاشهایم داشته باشم.»
همانطور که شی فنگ به کریستالهایتفاوت هفت رنگ داخل کیفش نگاه میکرد،دارد ناخودآگاه اعتمادبهنفسش را از دست داد.
اگرچه قصد نداشت فوراً یک بدن الهی بسازد، اما اگر میخواست آرایه جادویی بدن الهی ارائهشده توسط بدن آشوب اولیه را به طور عادی به کار بیندازد، باید آن را با کریستالهای۱۹۰۰ هفت رنگ تغذیه میکرد. یا به طور دقیقتر، هر بار که برای ادغام آرایههای جادویی گرهای تلاش میکرد، باید کریستال هفت رنگ خرج میکرد تا ببیند آیا آرایه جادویی بدن الهی میتواند بهتحت طور عادی کار کند یا خیر. اگرچه ممکن بود چنین آزمایشهایی به اندازه ساخت یک بدن الهی هزینه نداشته باشد، اما هر تلاش همچنان به ۵۰ هزار واحد کریستال هفت رنگ نیاز داشت.
در حالت عادی، وقتی یک استاد بزرگ جادو به دنبال توسعه یک آرایههزار جادویی استاد بزرگِ جدید بود، بعید بود بدون چند هزار بار تلاش موفقوجود شود. حتی جادوگران استاد تمام نیز به حداقل چند صد بار تلاش نیاز داشتند.
گذشته از ۱۰ میلیون واحد کریستال هفت رنگ که برای تأمین هزینه فرصت تجربه بدن آشوب اولیه برای Fervent Samsara و Heavy Abyss نیاز بود، برای شی فنگ تنها کمی بیشتر از ۳۵ میلیون واحد کریستال هفت رنگ باقی مانده بود. از این میان، باید حدود ۱۰ تا ۲۰ میلیون واحد را برای تأمین هزینه ارتقای اعضای گیلد به رده ۶ پسانداز میکرد. بنابراین، در مجموع، او واقعاً کریستالهای هفت رنگ زیادی برای هدر دادن نداشت.
با وجود این، شی فنگ در ادامه دادن به آزمایشاتش تردید نکرد. در حال حاضر، ساخت یکمشخصی بدن الهی برتر از بیشترین اهمیت برخوردار بود. هر چیز دیگری در درجه دوم قرار داشت. حتیپیش اگر در نهایت تمام کریستالهای هفت رنگش را هدر میداد، به سادگی باید مقدار بیشتری به دست میآورد.
پس از آن، شی فنگ یک کریستال خدای ابدی را به کار گرفت وجادویی با کمک قطعه جهان متوسط، شروع به تبدیل قانون تخریب و قانون فضا بهحیرتانگیزتر آرایههای جادویی استاد بزرگ کرد تا آنها را با آرایه جادویی بدن الهی ادغام کند.
یک بار...پایهایِ دو بار...ساختِ سه بار...
در روز سوم پس از فعال شدن قطعه جهان متوسط، افراد نسبتاً زیادیاختیارش در اتاق مخفی با خوشحالی شروع به آماده شدن برای ارتقا به ردهمقابل ۶ کردند. با این حال، شی فنگ همچنان در گوشه خود نشسته بود.
یک شکست دیگر...
وقتی شی فنگ به آرایه جادویی بدن الهی که حتیهنگام یک بار هم به طور عادی کار نکرده بود نگاهکرده کرد، احساس کرد که بیش از حد عجله کرده است.
او در دو روز گذشته صدها بار تلاش کرده و بیش از ۲۰ میلیون واحد کریستال هفت رنگ مصرف کرده بود. با این حال،آنها حتی یک بار هم نتوانست آرایه جادویی بدن الهی را به طور عادی به کار بیندازد. به عبارت دیگر، حتی اگر میخواست هم نمیتوانستالزامی به یک محصول ناقص رضایت دهد. دشواری تبدیل دو قانون پیشرفته به آرایههای جادویی بسیار بیشتر از چیزی بود که در ابتدا پیشبینی میکرد.
خوشبختانه، گویی سیستم خدای اصلی تصمیم گرفته بود به او رحم کند؛ در چیدمان بعدیِ آرایه جادویی گرهای که امتحان کرد، لحظهای که کشیدن آخریننقطه آرایه جادویی را با استفاده از مانای کریستالهای هفت رنگ به پایان رساند، آرایه جادویی بدن الهی به شدت روشن شد. این صحنهای بود کههرچه در چند صد تلاش قبلیاش هرگز رخ نداده بود و کاملاً مشخص بود که آرایه جادویی بدن الهی از قبل میتوانست به طور عادی کار کند.
یادداشت مترجم:
[۱] میراث خدای باستان که در اینجا ذکر شده، به راهنمایی میراثی اشاره دارد که شی فنگ از طریقحکاکی «چشم خدای باستان» در داستان اصلی دریافت کرده بود. با این حال، همانطور که پیشتر اشاره کردم، نویسنده هرگز درسراسر داستان اصلی توضیح زیادی نداده است، بنابراین من در نهایت فرض کردم که «خدای باستان» و «خدای اولیه» یکسان هستند.
بنابراین، چشم خدای باستان در واقع بایدهیچوجه «چشم خدای اولیه» باشد و راهنمایی میراث دریافتشدهگرندمستر از آن، یک میراث خدای باستان محسوب میشود.