---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 331: انبار مخفی • ⏱ 9 دقیقه

چپتر 331: انبار مخفی

0

با در نظر گرفتن اتفاقات تا به این لحظه، Lone Tyrant نگران شد.

Lone Tyrant در حالی که برقی خونین در چشمانش می‌درخشید، بار دیگر فرمان داد: «زود باشین، هیولاهای بیشتری رو بکشونین اینجا! اون عوضی‌های زیرو وینگ خواب دیدن اگه فکر می‌کنن می‌تونن از من جلو بزنن و از لیست رتبه‌بندی پرتم کنن بیرون! من این جایگاه رو به کسی نمی‌دم!»

اندکی بعد، گروهی از کمانداران و قاتلان برای اجرای دستورات او و جذب هیولاهای بیشتر به راه افتادند. جادوگران ستاره تاریک نیز بی‌درنگ سرعت حملات خود را افزایش دادند و بیش از پیش مهارت‌های منطقه‌ای را به کار گرفتند. اما Lone Tyrant که با اعضای گیلد خود در یک گروه نبود، به طور سیستماتیک شروع به دزدیدن کشتار هیولاهایی با HP پایین کرد و به جای تقسیم تجربه با همراهانش، بخش عمده EXP هیولاها را برای خود برداشت.

این روش ارتقای سطح به شدت ولخرجی به حساب می‌آمد. حتی گروهی از متخصصان که بی‌وقفه با کشتن هیولاها لول اپ می‌کردند نیز نمی‌توانستند با سرعت فعلی ارتقای سطح Lone Tyrant رقابت کنند.

بدبختانه، Lone Tyrant نمی‌دانست هیولاهایی که او و اعضای زیرو وینگ برای لول اپ می‌کشند، در سطوح کاملاً متفاوتی قرار دارند.

Lone Tyrant در حال حاضر تنها با کشتن هیولاهای معمولی سطح ۲۰ لول اپ می‌کرد، بنابراین هیچ EXP اضافه‌ای برای کشتن آن‌ها دریافت نمی‌کرد. از سوی دیگر، تیم ۱۰۰ نفره زیرو وینگ در حال از پای درآوردن NPCهای نخبه سطح ۳۰ بودند. این NPCهای نخبه به خودی خود EXP فراوانی به همراه داشتند. علاوه بر این، آن‌ها EXP پاداش کشتن هیولاهایی با ۱۰ سطح بالاتر را نیز به دست می‌آوردند. پس از تقسیم مساوی EXP حاصل از کشتن هر NPC بین ۱۰۰ بازیکن، سرعت ارتقای سطح همه آن‌ها بسیار بیشتر از Lone Tyrant بود.

زمان به سرعت سپری می‌شد. شهر رودخانه سفید در آن شب پرهیاهو بود. از آنجا که شنبه بود، با وجود اینکه در‌فراوانی​ دنیای واقعی روز فرا رسیده بود، بسیاری از بازیکنان هنوز از بازی خارج نشده بودند و همچنان در قلمرو خدا سرگرم بودند.‌آنجا​ با وجود این، چون خروج از شهر در شب خطرناک بود، بسیاری از بازیکنان ترجیح داده بودند به کافه‌های داخل شهر بروند.

بازیکنان که کار بهتری برای انجام دادن نداشتند، توجه خود را به رتبه‌های زیرو وینگ معطوف کرده بودند. بسیاری نیز شروع به گمانه‌زنی کردند که آیا زیرو وینگ Lone Tyrant را از لیست رتبه‌بندی بیرون خواهد انداخت یا خیر.

بیش از یک ساعت از شروع این هیاهو می‌گذشت. اکنون زیرو وینگ به جای اینکه‌خودی​ تنها تا رتبه ۷۰ را در اختیار داشته باشد، تا جایگاه ۴۰ لیست رتبه‌بندی را‌بود​ اشغال کرده بود. تماشاچیان با دیدن سرعت ارتقای سطح این گیلد جدید، زبانشان بند آمده بود.

در ابتدا، بسیاری از بازیکنان صرفاً حدس می‌زدند و شوخی می‌کردند. هیچ‌کدام واقعاً فکر نمی‌کردند‌اما​ که زیرو وینگ بتواند چنین شاهکاری را رقم بزند. اما با مشاهده این روند، به نظر‌همراهانش​ می‌رسید زیرو وینگ واقعاً قصد دارد ۱۰۰ جایگاه برتر لیست رتبه‌بندی را در انحصار خود درآورد.

همه در انتظار‌حاضر​ این اتفاق، غرق‌می‌کرد​ در هیجان شده بودند.

اگر زیرو وینگ واقعاً موفق به انجام چنین کاری می‌شد،‌دریافت​ آنگاه آن‌ها به عنوان بازیکنانی که ترجیح می‌دادند انفرادی بازی‌خودی​ کنند، باید چند نکته را با دقت در نظر می‌گرفتند.

آیا باید‌هیچ​ به زیرو وینگ‌دریافت​ می‌پیوستند یا خیر؟

داخل یکی از کافه‌های شهر رودخانه‌خود​ سفید، اعضای شوالیه‌های جام مقدس در‌منطقه‌ای​ حال نوشیدن و جشن گرفتن بودند.

آن روز، آن‌ها موفق شده بودند قلعه نیش‌خون، یک سیاه‌چال‌آن‌ها​ حالت سخت ۲۰ نفره سطح ۱۵ را فتح کنند. آن‌ها همچنین‌خودی​ تجهیزات و مواد قابل‌توجهی از این یورش به دست آورده بودند.

«داداش War Wolf، این زیرو وینگ عجب گیلد خفنیه، نه؟ اول حاکمان جهان رو شکست دادن. بعدش تونستن Lone Tyrant از ستاره تاریک رو بکشن. الانم می‌خوان Lone Tyrant رو از جمع ۱۰ نفر برتر بندازن بیرون و لیست رتبه‌بندی رو قبضه کنن. این‌طوری پیش برن، به زودی کل شهر رودخانه سفید رو می‌گیرن تو مشتشون.»

در پاسخ، War Wolf، رهبر شوالیه‌های جام مقدس، سرش را تکان داد و گفت: «هنوز واسه این حرفا زوده. تازه، اون شش تا گیلد برتر دیگه که اینجا مترسک نیستن. اونا نمی‌ذارن زیرو وینگ همین‌طوری راحت واسه خودش رشد کنه. هرچند، قبول دارم که قبلاً زیرو وینگ رو دست‌کم گرفته بودم.»

لحظاتی پس از صحبت‌های War Wolf، چند بازیکن شنل‌پوش وارد کافه شدند. تجهیزاتی که این بازیکنان به تن داشتند، بی‌درنگ توجه سایر افراد داخل کافه را به خود جلب کرد. این تازه‌واردان کاملاً به تجهیزات نقره مهتاب مجهز بودند. افزون بر این، هیچ‌کدام نشان گیلد روی سینه نداشتند که نشان می‌داد همگی بازیکنان مستقل هستند. در این میان، رهبر این گروه بانویی احضارگر و زیبارو بود.

اگر شی فنگ در آن لحظه آنجا‌بنابراین​ حضور داشت، قطعاً متوجه می‌شد که این‌تیم​ احضارگر کسی نیست جز یولان از جهان زیرین.

یولان به سمت War Wolf رفت و با لبخندی درخشان به او سلام کرد: «داداش War Wolf، خیلی وقته ندیدمت.»

War Wolf در حالی که به دختر نجیب و باوقار روبه‌رویش نگاه می‌کرد، با حسرت آهی کشید و گفت: «آره، واقعاً خیلی وقته. اون دختر کوچولوی معصوم و شیرین گذشته، الان واسه خودش یه ماده‌ببر زیبا شده. گذر زمان واقعاً عجیبه.»

یولان لبخند کم‌رنگی زد و گفت: «داداش War Wolf، شوخی می‌کنی. هر چی الان دارم رو مدیون توام.» او نگاهی به اطراف انداخت و ادامه داد: «سال‌هاست همدیگه رو ندیدیم و خیلی دلم می‌خواد یه گپ حسابی باهات بزنم. اینجا تماشاچی زیاده. نظرت چیه بریم یه اتاق طبقه بالا پیدا کنیم تا از گذشته‌ها حرف بزنیم؟»

War Wolf بی‌درنگ ۵ سکه نقره خرج کرد تا اتاق مهمانی در طبقه دوم اجاره کند و گفت: «آره، خیلی ساله همو ندیدیم. واقعاً باید یه گپ حسابی بزنیم.» سپس به سمت پله‌هایی رفت که به طبقه دوم کافه منتهی می‌شد.

یولان فوراً به دنبال War Wolf رفت. سایر بازیکنان شنل‌پوشی که با یولان وارد کافه شده بودند نیز برای نگهبانی از راه‌پله حرکت کردند و مانع از بالا رفتن کسی شدند. در آن لحظه، سکوت بر تمام کافه حاکم بود. دیگر اعضای انجمن شوالیه‌های جام مقدس و همچنین سایر مهمانان کافه، همچنان از آنچه تازه دیده بودند مبهوت بودند؛ ذهنشان قادر به پردازش اتفاقات رخ‌داده نبود.

رهبر یک گروه مستقل واقعاً چنین زیباروی نجیب و باوقاری‌نفره​ را می‌شناخت. علاوه بر این، آن‌ها حتی اتاقی خصوصی برای‌پاداش​ گفتگو اجاره کرده بودند. ذهن سایر بازیکنان غرق در خیال‌پردازی شد.

---

در فاصله کوتاهی از شهرک نهر، Aqua Rose و دیگر اعضای زیرو وینگ همچنان بی‌وقفه NPCهای انجمن دست خونین را برای لول‌آپ می‌کشتند و نوار تجربه‌شان پیوسته پر می‌شد.

بیش از ۲۰۰۰ NPC در شهرک نهر حضور داشتند و کشتن تک‌تک آن‌ها کار آسانی نبود. اگرچه مهارت ستارگان نورِ Blackie در برابر NPCهای دشمن بسیار مؤثر بود، اما این مهارت زمان بازیابی طولانی‌ای داشت. در مورد سایرین، آسیبی که به NPCهای دشمن وارد می‌کردند عملاً ناچیز بود. در نهایت، منبع اصلی آسیب، نگهبانان سطح ۵۰ رده ۱ بودند. با وجود این، در میان NPCهای انجمن دست خونین، شفابخش‌ها و همچنین نخبگان قدرتمند سطح ۵۰ حضور داشتند. از بین بردن تمام آن‌ها در مدت زمانی کوتاه غیرممکن بود.

با دیدن اینکه وضعیت تا حد زیادی به ثبات رسیده است، شی فنگ در چت گروهی گفت: «Cola و Violet، شما دو تا با من بیاین. می‌خوایم یه سر به پایگاه انجمن دست خونین بزنیم. بقیه همین‌جا بمونن و به لول‌آپ ادامه بدن.»

Snow Goose لب‌ورچید و گفت: «رئیس، خیلی بی‌انصافی! من کمکت کردم اون عوضی رو زنده کنی. چرا Violet رو می‌بری اما منو نه؟»

شی فنگ خنده تلخی کرد و پاسخ داد:‌هیچ​ «ما داریم می‌ریم پایگاه انجمن دست خونین، اونجا هیچ‌پای​ چیز خوبی منتظرمون نیست. اصلاً برای چی می‌خوای بیای؟»

شی فنگ برای نیاوردن دیگران دلایل خودش را داشت. چطور ممکن بود یک مأموریت جنگ صلیبی تا این حد آسان باشد؟ پیش از این، Fire Dance و دیگران صرفاً NPCهای نگهبان شهرک را دور کرده بودند. هنوز تعداد زیادی از NPCهای دشمن در داخل پایگاه انجمن دست خونین منتظرشان بودند. در حال حاضر، آن‌ها فقط می‌خواستند جلوتر بروند و منطقه را شناسایی کنند.

Snow Goose سرش را کمی کج کرد و پرسید: «خیلی خطرناکه؟»

شی فنگ با‌بی‌درنگ​ جدیت سر تکان‌خود​ داد و گفت: «معلومه.»

پس از کمی فکر کردن، Snow Goose گفت: «بی‌خیال. از نظر بقا نمی‌تونم با Violet رقابت کنم، و حیفه اگه عصای طلای آبدیده‌ام رو از دست بدم.»

اندکی بعد، شی فنگ، Cola و Violet Cloud را به سمت پایگاه انجمن دست خونین در شهرک نهر هدایت کرد.

به عنوان پایگاه انجمن دست خونین، معمولاً تدابیر امنیتی در اطراف این سازه بسیار سخت‌گیرانه بود. با وجود این، حالا که تمام NPCها به بیرون کشیده شده بودند، گروه شی فنگ توانستند بدون هیچ دردسری وارد پایگاه شوند.

فضای داخلی برج منظره‌ای باشکوه داشت.‌خود​ وجود چنین ساختمان مجللی در مکان‌منطقه‌ای​ متروکه‌ای مانند شهرک نهر غیرقابل تصور بود.

شی فنگ به گروهش یادآوری‌معمولی​ کرد: «مراقب باشین. اینجا پایگاه انجمن‌دریافت​ دست خونینه. قطعاً تله‌های زیادی اینجاست.»

در گذشته، حاکمان جهان برای فتح شهرک نهر متحمل خسارات سنگینی شده بودند. آن‌ها بیش از ۶۰۰۰ بازیکن رده ۱‌خودی​ اعزام کرده بودند و با کمتر از ۱۰۰۰ نفر بازگشتند. در این میان، نزدیک به نیمی از آن مرگ‌ومیرها به دلیل‌سفید​ تله‌های پنهانِ داخل پایگاه انجمن دست خونین بود. به‌راحتی می‌شد تصور کرد که تله‌های درون پایگاه تا چه حد مرگبار بودند.

اگرچه حاکمان جهان بهای گزافی‌دریافت​ پرداخته بودند، اما دستاوردشان نیز‌نفره​ به همان اندازه تکان‌دهنده بود.

این موضوع به‌ویژه در‌سرعت​ مورد انبار مخفیِ داخل پایگاه‌بیش​ انجمن دست خونین صدق می‌کرد.

یکی از دلایل اصلی که بسیاری از گیلدهای بزرگ ترجیح می‌دادند شهرک‌های تحت کنترل نیروهای تاریک را تسخیر کنند، گنجینه‌هایی بود که در‌همراه​ اختیار داشتند. البته شهرک‌های مختلف مقادیر متفاوتی گنجینه ارائه می‌دادند. در این مورد، انجمن دست خونین خزانه‌ بسیار بزرگی داشت. با وجود اینکه غنائمِ‌اینکه​ در دسترس به دلیل مأموریت جنگ صلیبی محدود بود، اما مجموع نهایی همچنان آن‌قدر زیاد بود که حتی شی فنگ را هم وسوسه می‌کرد.

در غیر این صورت، چه کسی آن‌قدر احمق بود که ۳۰ سکه‌سوی​ طلا برای پذیرفتن یک مأموریت جنگ صلیبی خرج کند؟ علاوه بر این،‌علاوه​ تنها یک وایکانت یا شخصی با مقام بالاتر می‌توانست چنین مأموریتی را بپذیرد.

یادداشت مترجم:

[۱] دزدی قتل (Kill-stealing): به وارد کردن آخرین ضربه به یک هیولا اشاره دارد. در قلمرو خدا، اگر بازیکنانی از یک گروه یا تیم متفاوت به یک هیولای مشترک حمله کنند، بازیکنی که ضربه نهایی را وارد می‌کند، ۶۰٪ از تجربه (EXP) هیولا را به دست می‌آورد.

ناولها | novelha.net