---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تناسخِ گیمر افسانه‌ای: خدای شمشیر

چپتر 2014: پاکسازی روح • ⏱ 8 دقیقه

چپتر 2014: پاکسازی روح

0

«هنوز کنترل کامل ندارم؟» با شنیدن‌خواهد​ اعلان سیستم، شی فنگ ناامید شد.‌تأیید​ این آتش روح واقعاً دردسرساز بود.

او تنها با به دست آوردن کنترل کامل آتش روح می‌توانست از‌پیراهنی​ شر نگرانی‌هایش در مورد زنجیر روح خلاص شود. با وجود این، اصلاً انتظار‌مدت​ نداشت که دو شعله مرموز رده ۳ هم برای این کار کافی نباشد.

شعله‌های مرموز رده ۳ به اندازه آیتم‌های افسانه‌ای ناقص ارزشمند بودند. به راحتی می‌شد تصور کرد که به‌شدت​ دست آوردنشان تا چه حد دشوار است، اما سیستم به او اطلاع داده بود که باز هم به‌چرخاند​ مقدار بیشتری نیاز دارد. چه کسی می‌دانست کِی دوباره با یک شعله مرموز رده ۳ دیگر روبه‌رو خواهد شد؟

شارلین که پیراهنی زرشکی به تن داشت، همان‌طور که با تأیید سر تکان می‌داد، نگاهی به شی فنگ انداخت و گفت: «واقعاً جای تعجبه که تونستی تو این مدت کوتاه‌ضجه​ دو تا شعله مرموز رده ۳ گیر بیاری. هرچند هنوز کنترل کامل آتش روح رو به دست نیاوردی، اما ترکیبش با این دو تا شعله، سازگاریت رو باهاش بیشتر کرده. حالا‌حرف‌های​ دیگه تا ۳۰۰ روز آینده لازم نیست نگران خوردگی زنجیر روح باشی. تازه، سازگاری با آتش روح یه سری مزایا هم برات داره، پس اون‌قدر هم قیافه ماتم‌زده به خودت نگیر.»

شی فنگ در حالی که با تردید به آتش آبی‌رنگی که‌همان‌طور​ بدنش را در بر گرفته بود خیره شده بود، زمزمه کرد: «مزایا؟»‌گیر​ او اصلاً نمی‌فهمید وضعیت فعلی آتش روح چطور می‌تواند به نفعش باشد.

تمام بدنش از درد تیر می‌کشید. اگر هر بازیکن معمولی دیگری جای او بود، از شدت درد ضجه‌می‌داد​ می‌زد، اما با وجود اینکه شی فنگ تاب تحمل این درد را داشت، باز هم تمرکز کردن برایش‌حالا​ به شدت دشوار شده بود. در این لحظه، احتمالاً حتی از پس اجرای ساده‌ترین تکنیک‌های مبارزه هم برنمی‌آمد.

شارلین چشمی برای شی فنگ چرخاند و توضیح‌نفعش​ داد: «یاد بگیر قدر چیزی که داری رو‌معمولی​ بدونی. آتش روح الان داره روحت رو پاکسازی می‌کنه.»

«این پاکسازی روحه؟!» حرف‌های شارلین، شی‌حالی​ فنگ را در بهت فرو برد. پس‌زمزمه​ این همان توانایی پیشرفته آتش روح بود؟

او در زندگی گذشته‌اش چیزهایی درباره پاکسازی روح شنیده بود. این پدیده، یکی از معدود‌نگاهی​ روش‌های موجود برای ارتقای ویژگی تمرکز بازیکنان به شمار می‌رفت. اگر قرار بود ویژگی‌ها بر‌بیشتر​ اساس اهمیت رتبه‌بندی شوند، می‌شد ادعا کرد که تمرکز حتی جایگاهی بالاتر از استقامت دارد.

هنگامی که بازیکنان در قلمرو خدا به نبرد می‌پرداختند، به دو ویژگی مخفی‌زرشکی​ وابسته بودند: استقامت و تمرکز. در صورت تخلیه کامل استقامت، بازیکنان توانایی حرکت‌کوتاه​ کردن را از دست می‌دادند و در صورت اتمام تمرکز، کاملاً بیهوش می‌شدند.

قلمرو خدا روش‌های بسیار کمتری برای افزایش تمرکز نسبت به روش‌های ارتقای استقامت در اختیار‌بازیکن​ بازیکنان قرار می‌داد و همین امر، یکی از دلایل اهمیت بیشتر تمرکز بود. به طور‌اجرای​ کلی، تمرکز بازیکنان تنها زمانی ارتقا می‌یافت که ویژگی‌های پایه و رده‌های خود را افزایش می‌دادند.

دلیل دیگر این اهمیت، تأثیر مستقیم تمرکز بر‌آبی‌رنگی​ وضعیت روانی بازیکنان بود؛ حقیقتی که بازیکنان مدت‌ها پس‌چطور​ از راه‌اندازی قلمرو خدا به آن پی برده بودند.

این تأثیر دقیقاً مشابه تجربه‌ای بود که بازیکنان در مناطق دارای تراکم مانای بالا حس می‌کردند. در واقع، دلیل اینکه بازیکنان‌مدت​ در محیط‌هایی با مانای متراکم‌تر احساس راحتی بیشتری داشتند، این بود که مانا سطح تمرکز آن‌ها را بالا می‌برد. به بیان‌تازه​ دیگر، تمرکزِ بالاتر به بازیکنان این امکان را می‌داد تا راحت‌تر حواس خود را جمع کرده و خونسردی‌شان را حفظ کنند.

سومین و مهم‌ترین دلیل این بود که هرچه تمرکز یک بازیکن بالاتر می‌رفت، کنترل فیزیکی بیشتری بر بدن خود پیدا‌انداخت​ می‌کرد. آن‌ها می‌توانستند بسیار راحت‌تر محدودیت‌های فیزیکی خود را جابه‌جا کنند؛ دقیقاً به همین دلیل بود که بازیکنان پس از‌آینده​ رسیدن به رده‌های بالاتر، قادر به اجرای حرکات و تکنیک‌هایی می‌شدند که بدنشان پیش از آن توانایی تحملشان را نداشت.

برای نمونه، شاید تسلط بر یک تکنیک مبارزه پیشرفته و پیچیده‌درد​ برای یک بازیکن رده ۲ بسیار طاقت‌فرسا باشد، اما همان بازیکن پس‌تحمل​ از رسیدن به رده ۳ می‌توانست به راحتی از پس آن برآید.

به دلیل تمام این موارد بود که در زندگی گذشته شی فنگ، تمامی متخصصان قلمرو خدا دیوانه‌وار به دنبال‌نفعش​ راه‌هایی برای ارتقای تمرکز خود می‌گشتند. بدبختانه، روش‌های موجود برای این کار به اندازه آیتم‌های افسانه‌ای ناقص کمیاب بودند.‌لحظه​ حتی کار به جایی می‌رسید که ابرقدرت‌های مختلف بر سر کشف یک روش جدید با یکدیگر وارد جنگ می‌شدند.

در گذشته، بارها پیش آمده بود که آیتم‌های تقویت‌کننده تمرکز در حراجی تاریک به نمایش درآیند. ابرقدرت‌های مختلف حتی‌تعجبه​ با کمال میل حاضر بودند آیتم‌های افسانه‌ای ناقص خود را با آیتم‌هایی معاوضه کنند که تنها ۵٪ به تمرکزشان‌نیست​ می‌افزود. آن‌ها حتی بدون کوچک‌ترین تردیدی، سلاح‌های افسانه‌ای ناقص را در ازای آیتم‌هایی با افزایش ۱۰ درصدی تمرکز معامله می‌کردند.

تا جایی که شی فنگ به یاد‌دوباره​ می‌آورد، پاکسازی روح بین ۵ تا ۱۵‌داشت​ درصد تمرکز بیشتری برای بازیکن فراهم می‌کرد.

هرگز در خواب هم‌وضعیت​ نمی‌دید که اکنون بتواند این‌باشد​ پدیده را شخصاً تجربه کند.

پس از گذشت حدود ده دقیقه، شعله‌های آبی سرانجام فروکش کرد. با‌شده​ ناپدید شدنشان، شی فنگ بیش از هر زمان دیگری احساس طراوت کرد.‌می‌کشید​ هم کنترل فیزیکی و هم وضوح ذهنی او به شدت بهبود یافته بود.

او بی‌درنگ پرتو کشتار را‌روبه‌رو​ از غلاف بیرون کشید و‌داشت​ تناسخ شمشیر را اجرا کرد.

ستارگانی مسحورکننده در اطراف شی فنگ شروع به درخشیدن کرد. اگر‌شارلین​ بازیکنان عادی این صحنه را می‌دیدند، گمان می‌کردند که او به جای‌تعجبه​ استفاده از یک تکنیک مبارزه، مهارت خاصی را به کار گرفته است.

شگفت‌انگیز بود! همان‌طور که به شمشیر‌چطور​ مقدس در دستش خیره شده بود، چشمان‌می‌کشید​ شی فنگ از شدت هیجان برق زد.

در گذشته هنگام استفاده از تناسخ شمشیر، این تکنیک مبارزه برنزی استقامت و‌زمزمه​ تمرکز بسیار زیادی از او می‌گرفت. او می‌توانست تنها حدود ۲۰ بار این‌بازیکن​ تکنیک را اجرا کند، پیش از آنکه بر عملکرد فیزیکی‌اش تأثیر منفی بگذارد.

با وجود این، پس از انجام پاکسازی روح، نه تنها می‌توانست تناسخ شمشیر را با دقت بالاتری اجرا‌جای​ کند، بلکه مصرف استقامت و تمرکزش نیز کاهش یافته بود. اکنون تخمین می‌زد که می‌تواند پیش از افت‌آینده​ عملکردش، تناسخ شمشیر را ۳۰ بار اجرا کند. این سطح از پیشرفت به معنای واقعی کلمه ترسناک بود.

علاوه بر این، برش‌های شمشیرش به وضوح سریع‌تر و چابک‌تر از قبل شده بود. پیش از این تنها‌می‌داد​ می‌توانست مسیر تاب دادن شمشیرش را چهار بار تغییر دهد و این عدد در اوج آمادگی بدنی‌اش نهایتاً‌حالا​ به پنج بار می‌رسید، اما اکنون می‌توانست بدون رسیدن به محدودیت‌هایش، پنج تغییر مسیر را به راحتی اجرا کند...

شی فنگ احساس می‌کرد حتی بدون اتکا به تناسخ‌باشد​ شمشیر و در شرایطی که ویژگی‌های پایه هر دو مبارز‌ضجه​ برابر باشد، می‌تواند با یک متخصص قلمرو دامنه پایاپای بجنگد.

پس از آنکه شی فنگ از بررسی‌تردید​ پیشرفت‌های اخیرش حسابی لذت برد، کتابخانه را‌نمی‌فهمید​ ترک کرد و راهی اقامتگاه انجمن شد.

تا آن لحظه، ۱۰۰۰ جنگجوی سپردار و‌شارلین​ برزرکر رده ۲ در اقامتگاه زیرو وینگ جمع‌نگاهی​ شده و در سالن طبقه دوم منتظر بودند.

«چرا معاون انجمن یهو این‌همه‌می‌دانست​ آدم رو احضار کرد؟ قراره‌خواهد​ به اتحاد نور ستاره حمله کنیم؟»

«احتمالش هست. ولی فقط با‌فعلی​ جنگجویان سپردار و برزرکرها نمی‌تونیم‌تمام​ حریف اون بازیکنای هیولا بشیم.»

«شایدم قراره بریم مأموریت؟»

بسیاری از این متخصصان رده ۲ درباره احضار ناگهانی Aqua Rose کنجکاو بودند و همان‌طور که انتظار می‌کشیدند، درباره وضعیت بحث می‌کردند.

در همین حال، اعضای زیرو وینگ با دیدن تجمع این تعداد از بازیکنان متخصص، موجی از انگیزه را در خود احساس‌نگاهی​ کردند. آن‌ها متوجه نشده بودند که انجمنشان تا این حد متخصص رده ۲ دارد. وقتی فقط تعداد جنگجویان سپردار و برزرکرهای رده‌لازم​ ۲ به ۱۰۰۰ نفر می‌رسید، به راحتی می‌شد حدس زد که زیرو وینگ در مجموع چند متخصص رده ۲ در اختیار دارد.

علاوه بر این، تک‌تک این بازیکنان رده ۲ تا الان به سطح ۶۰ رسیده بودند.‌نگاهی​ تا این مقطع تنها متخصصان اوج به چنین سطح بالایی دست یافته بودند. حتی بسیاری‌بیشتر​ از متخصصان اوج در انجمن‌های درجه یک نیز به تازگی سطح ۶۰ را لمس کرده بودند.

با ورود شی فنگ به سالن انجمن، Aqua Rose گفت: «رئیس، همه اومدن.» او با نگرانی ادامه داد: «ولی رئیس، قصد دارید توی تپه جادوگر با اتحاد نور ستاره بجنگید؟ من قدرت اون بازیکنای هیولا رو دیدم. متخصصان رده ۲ ما بدون مهارت‌های جنون هیچ شانسی در برابرشون ندارن.»

شی فنگ سرش را تکان‌داره​ داد و گفت: «اون بازیکنای‌نگیر​ هیولا؟ نه، برنامه این نیست.»

Aqua Rose نتوانست جلوی خودش را بگیرد و نفس راحتی کشید. اگر اکنون در تپه جادوگر با اتحاد نور ستاره روبه‌رو می‌شدند، در موضع ضعف شدیدی قرار می‌گرفتند. برای شکست دادن این اتحاد، آن‌ها باید به اندازه کافی کمان‌های صلیبی جادوشکن و دستگاه‌های مبارزه پایه جمع‌آوری می‌کردند.

شی فنگ با قاطعیت‌دیگر​ اعلام کرد: «هدف من، شهرک‌زرشکی​ چکش وحشیِ اتحاد نور ستاره‌ست!»

سپس دستور داد: «به همه خبر بده معجون‌های بازسازی استاد‌نمی‌فهمید​ رو آماده کنن. اونایی که ندارن می‌تونن از انبار انجمن بردارن.‌اگر​ وقتی آماده شدن، بفرستشون تا به شهر زیرو وینگ تله‌پورت کنن!»

ناولها | novelha.net