چپتر 1288: غلبه بر شیاطین رده ۳
0پس از شنیدن دستور شی فنگ، هم آناجرئت و هم کایت نگاهشان را به شکارچیان شیطانیجونتون که از باغ گیاهان دارویی محافظت میکردند، دوختند.
[شکارچی شیطانی] (موجود تاریکی، شیطان)
سطح ۷۰
HP 35,000,000/35,000,000
شیاطین در مقایسه با هیولاها HP کمتری داشتند، اما در عوض، هوششان بسیار بیشتر بود. علاوه بر این، مهارتهای زیادی در اختیار داشتند. اگر حق انتخاب وجود داشت، بازیکنان ترجیح میدادند با هیولاهای احمق بجنگند تا شیاطین همرده.
به محض اینکه آنا و کایتپایان به باغ گیاهان دارویی قدم گذاشتند، توجهپیش شکارچیان شیطانی را به خود جلب کردند.
دو شکارچی شیطانی فوراً شمشیرهای بزرگشان را از پشت کشیدند و غریدند:رویش «مزاحمها، چطور جرئت کردید پاتونو توی قلمرو لرد ریموند بذارید! با جونتوندروازهبانی تقاص پس میدین!» سپس هر دو به سمت آنا، احضارگر، یورش بردند.
شکارچیان شیطانی نهتنها از پادشاه موشهای ماه نقرهای سریعتر بودند، بلکه استانداردهای مبارزهشان نیز بالاترجرئت بود. از این گذشته، آنها میدانستند چگونه با هم هماهنگ شوند؛ به طوری که هر کدامنهتنها از دو جهت مختلف [یورش شیطانی] را فعال کردند و سرعت حرکتشان در دم افزایش یافت.
وقتی دو شکارچی شیطانی تنها ۳۰ یارد فاصله داشتند، آنا انتهای عصایشقلمرو را به زمین کوبید و انگشتش را به سمت آسمان گرفت. همزماننهتنها با این کار، خواندن آخرین بند از وردش را به پایان رساند.
ناگهان، آرایه جادویی طلایی و عظیمی پیش رویش پدیدارآرایه شد. آرایههای جادویی نقرهای نیز یکی پس از دیگری دراطراف اطراف آنا شکل گرفتند و احضارگر را در بر گرفتند.
وقتی دو شکارچی شیطانی تنها ۱۵ یارد فاصلهجادویی داشتند، غول طلایی از آرایه جادویی طلایی بیرون آمد.اطراف غول طلایی همچون دروازهبانی در مسیر شکارچیان شیطانی ایستاد.
این حرکت، نفرین رده ۲ آنا، یعنی [آوازشمشیرهای احضار] بود که به او اجازه میداد یککردید غول طلایی رده ۳ را برای کمک احضار کند.
ده نگهبان سنگی رده ۲ نیز از آرایههایجرئت جادویی نقرهای اطراف آنا ظاهر شدند. در یکجونتون چشمبههمزدن، آنا ارتشی از هیولاها را احضار کرده بود.
[غول طلایی] (موجود عنصری، گرند لرد)
سطح ۷۲
HP 77,000,000/77,000,000
[نگهبان سنگی] (موجود عنصری، لرد)
سطح ۷۲
HP 31,000,000/31,000,000
با وجود اینکه دو شکارچی شیطانی سعی کردند موجودات احضارشده را دور بزنندپدیدار و مستقیماً به آنا حمله کنند، اما احضارگر برای این کار آماده بود.ایستاد او با تکان ملایم عصایش، چندین [گلوله عنصری] به سمت شکارچیان شیطانی شلیک کرد.
دنگ! دنگ! دنگ!
دو شکارچی شیطانی بهسرعت واکنشغریدند نشان دادند و گلولهها راپاتونو با شمشیرهای بزرگشان دفع کردند.
با این حال، غول طلایی پشتپایان سر دو شکارچی شیطانی ظاهر شدعظیمی و مشتهایش را بر سرشان فرود آورد.
بوووم!
-۴۱۵,۷۹۷!
-۴۲۰,۱۸۷!
شدت ضربه،عصایش گودال بزرگی درانگشتش زمین ایجاد کرد.
در این لحظه، آنا نوشتن مجموعه دیگریگرفت از رونها را به پایان رسانده بود.پایان سپس با انگشتش تلنگری به این رونها زد.
بیدرنگ، این رونها در بدن ده نگهبان سنگی که از پیش دو شکارچی شیطانی را محاصره کرده بودند، جای گرفتند. باسپس ادغام این رونها با نگهبانان سنگی، آرایه جادویی طلاییرنگی حول دو شکارچی شیطانی شکل گرفت. با وجود اینکه شکارچیان شیطانی به سدشوند جادویی حمله کردند، اما از آنجا که نگهبانان سنگی آسیب را به طور مساوی بین خود تقسیم میکردند، سد دستنخورده باقی ماند.
از این گذشته، این آرایه جادویی ویژگیهای پایه نگهبانان سنگی را ۱۰ درصد افزایشپیش داد و ویژگیهای پایه شکارچیان شیطانی را ۱۵ درصد کم کرد. با این اوصاف،مسیر کشتن نگهبانان سنگی و رهایی از سد جادویی برای شکارچیان شیطانی دشوارتر از پیش شد.
خیلی قوی است!زمین شی فنگ کاملاًآسمان تحتتأثیر قرار گرفته بود.
با وجود اینکه از مدتها پیش میدانست یک محافظ شخصی حماسیآخرین پتانسیل خارقالعادهای دارد، اما هرگز تصور نمیکرد آنا تا جایی رشدرویش کند که بتواند بهتنهایی دو شیطان رده ۳ را مهار کند.
اگر بازیکنی همرده با آنا میجنگید، او تا پای مرگ سرکوبشان میکرد. ناگفتهتوی نماند که آنا هنوز مهارت میراث رتبه حماسی خود، یعنی [احضار فرشته] رانهتنها داشت. چه در نبردهای تنبهتن و چه در نبردهای گروهی، آنا هیچ نقطهضعفی نداشت.
ناگهان، کایتِ استاد شمشیر به داخل آرایه جادویی یورش برد و شمشیر افسانهایِ شکسته خودرویش را به سمت یکی از شکارچیان شیطانی تاب داد. شکارچی شیطانیِ هدف، بهسرعت واکنش نشانحرکت داد و شمشیر بزرگش را بهصورت افقی تاب داد و بهآسانی این حمله را منحرف کرد.
با این حال، در همان لحظهای که شکارچی شیطانی حمله را دفعبند کرد، مجبور شد نیمقدم به عقب بنشیند. بلافاصله پس از آن، بیشآرایههای از دوازده تیغه باد از جهات مختلف به شکارچی شیطانی برخورد کرد.
-۴۴,۶۷۱!
-۴۴,۵۹۸!
-۴۵,۱۰۲!
در یک چشم به هم زدن، شکارچی شیطانی بیش از ۵۰۰,۰۰۰ HP از دست داد. کایت به وضوح هم در قدرت و هم در سرعت برتری داشت.
پس از تماشای عملکردکوبید محافظان شخصیاش برای لحظهای کوتاه،کار شی فنگ به نبرد پیوست.
اگرچه کایت و آنا میتوانستند شیاطین رده ۳ را تحت فشار قرار دهند، اما شیاطین با پادشاه موشهای ماه نقرهای تفاوت داشتند. هر دو توانایی بازیابی در نبرد داشتند که به آنها اجازه میداد هر پنج ثانیه ۳۵۰,۰۰۰ HP بازیابی کنند. کشتن آنها زمان زیادی میبرد.
پس از اینکه شی فنگ، ببر شعلهپایان شیطانی و دو شیطان رده ۲ به نبردرویش پیوستند، آسیب کلی آنها به شدت افزایش یافت.
وقتی HP هر یک از متحدانش رو به کاهش میرفت، شی فنگ به هاله آب تغییر حالت میداد و شکوفه حیات را اجرا میکرد.
در کمتر از نیم ساعت، هر دو شیطان ردهکار ۳ سطح ۷۰ از پای درآمدند. با مرگ آنها،جادویی نوار تجربه شی فنگ به ۸۲٪ از سطح ۵۰ رسید.
همانطور که انتظار میرفت، در اینجا تنها گرند لردها EXP میدادند. شی فنگ با نگاهی به نوار تجربهاش، درک کلی از برخی قوانین دره تاریک به دست آورد. سپس نگاهش را به غنائمی که دو شکارچی شیطانی انداخته بودند، معطوف کرد.
به لطف مشیت الهی، شکارچیان شیطانی در مجموع نه خرده هفتجادویی لومیناری و دو قطعه تجهیزات طلای آبدیده سطح ۶۰ انداخته بودند.گرفتند آنها همچنین دو کیسه کوچک از خود به جا گذاشته بودند.
شی فنگ با باز کردن کیسهها متوجه شدهمزمان که در واقع حاوی دانه هستند. این دوناگهان کیسه در مجموع ۲۷ دانه در خود داشتند.
هیولاهای اینجا دانه میاندازند؟
این اولین باری بود که پس از کشتن یک هیولا، دانه به دست میآورد. معمولاً بازیکنان میتوانستند تنها از تاجران NPC یا با باز کردن صندوقهای گنج دانه به دست آورند.
پس از آن، شیآخرین فنگ با کنجکاوی پنلرساند ویژگیهای دانهها را بررسی کرد.
دانههای درخت رنگینکمان جهشیافته
نرخ بقا ۲۰٪ افزایش مییابد. مقدار میوه رنگینکمان تولید شده در هر چرخه بلوغ ۳۰٪ افزایش مییابد. شانس تولید میوه رنگینکمان جهشیافته وجود دارد.
چی؟! اینها دانههای درختکشیدند رنگینکمان هستند؟! شی فنگجرئت برای لحظهای متحیر شد.
درختان میوه در قلمرو خدا با گیاهان دارویی تفاوت داشتند. آنها پس از برداشت ناپدید نمیشدند.آرایههای در عوض، تا زمانی که فرد به درستی از آنها مراقبت میکرد، درخت به میوه دادنیعنی ادامه میداد. تنها تفاوت این بود که چرخه بلوغ میوه کمی طولانیتر از گیاهان دارویی بود.
بازیکنان میتوانستند به راحتی دانههای یک درخت میوه معمولی را با قیمت نسبتاً ارزانی از تاجران NPC بخرند.
با وجود این، دانههای درختان کمیاب بسیار گرانتر بودند، چه رسد به دانههای درخت رنگینکمان. در گذشته، یکی از این دانهها بهبذارید راحتی ۴۰۰ طلا فروخته میشد. متأسفانه، درختان رنگینکمان نرخ بقای بسیار پایینی در حدود ۲۰٪ داشتند. از این رو، اگر کسی میخواست درختمیدانستند خودش را پرورش دهد، حدود ۲,۰۰۰ طلا هزینه در بر داشت. اگر بدشانس بود، ممکن بود دانهها تا ۴,۰۰۰ طلا برایش آب بخورد.
دانههای درخت رنگینکمان به این دلیل بسیار گران بودند که از میوههای رنگینکمان میشدریموند شراب رنگینکمان تهیه کرد. این شراب نه تنها خوشمزه بود، بلکه اثرات آن میتوانست باسریعتر شراب صد توت رقابت کند. علاوه بر این، اثرات شراب رنگینکمان بسیار طولانیتر باقی میماند.
با این حال، دانههای درخت رنگینکمان جهشیافته احتمالاً چندین برابر گرانتر از دانههای معمولی بودند.پدیدار به هر حال، این دانهها از نرخ بقای بسیار بالایی برخوردار بودند. این درختان همچنین میوهرده بیشتری نسبت به معمول تولید میکردند. مهمتر از همه، شانس پرورش میوه رنگینکمان جهشیافته را داشتند.
پس از اینکه شی فنگ غنائم را جمعآوریجادویی کرد، تصمیم گرفت محافظان شخصیاش را مرخص کنددیگری تا آنا و کایت به مکانهای اصلی خود بازگردند.
با وجود این، علیرغم تلاشهای متعدد، سیستم به او اطلاع داد که در بازگرداندن NPCها شکست خورده است.
همانطور که انتظار میرفت، نمیتوانم آنها را برگردانم. به نظر میرسد که باید پس از تکمیل مأموریت آنها را مرخص کنم.احضارگر شی فنگ نتوانست جلوی آه کشیدنش را بگیرد. با این حال، وقتی نگاهش را به گلهای روح و گیاهان دارویی کمیابیطوری که باغ گیاهان را پر کرده بودند دوخت، روحیهاش فوراً بهتر شد. حتی تعداد زیادی میوه مهتاب در انتظار برداشت بودند.
او باید اعترافآخرین میکرد که مأموریت ارتقایرساند حالت آسورا شگفتانگیز بود.
شی فنگ در حالی که منتظر بودآرایه تا گلهای روح بالغ شوند، دیوانهوار گیاهانآرایههای دارویی کمیاب و میوههای مهتاب را جمعآوری کرد.
معمولاً گلهای روح برای رسیدن به بلوغ به سه تا چهارکشیدند روز زمان نیاز داشتند. با این حال، به دلیل آرایه جادوییبذارید ریموند، این گلها تنها به حدود شش ساعت زمان نیاز داشتند.
زمان بسیار سریع گذشت. تا زمانیمزاحمها که شی فنگ گلهای روح را جمعآوریلرد کرد، فضای کیفش تقریباً پر شده بود.
همانطور که به ساعت دنیای واقعی نگاه میکرد، با خود فکر کرد: وقت آنرویش است که از بازی خارج شوم. تقریباً زمان مسابقه دوستانه دوجوی ببر سفید فراایستاد رسیده بود. به عنوان سرمربی بیگ دیپر، او نمیتوانست در این رویداد غایب باشد.
سپس تصمیم گرفت ازپایان بازی خارج شود وجادویی از باغ گیاهان ناپدید شد.
یادداشت مترجم:
[۱] میوه رنگینکمان:
میوه رنگینکمان درپشت چپتر ۱۰۰۵ به میوهچطور هفترنگ تغییر یافته است.