---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

اربابِ گو

چپتر 1982: حمله به خاندان شیا • ⏱ 9 دقیقه

چپتر 1982: حمله به خاندان شیا

0

منطقهٔ دریایی سایهٔ بازتابنده.

سطح دریا همچون آینه‌ای صیقلی‌دست​ و بی‌موج بود. حتی با زوزهٔ‌برد​ بادها نیز، آب دریا بی‌حرکت می‌ماند.

شیا ژنگ چینگ،‌حواسش​ جاودانهٔ خاندان شیا، در‌اصلیِ​ این مکان مستقر بود.

منطقهٔ دریایی سایهٔ بازتابنده نقطهٔ منابع عظیمی بود که منابع تزکیهٔ مسیر تاریکی‌پیامی​ و مسیر قانون را به وفور تولید می‌کرد. هرچند خاندان شیا عمدتاً مسیر‌منتقل​ آب را تزکیه می‌کرد، اما این منابع می‌توانست سود کلانی در تجارت نصیبشان کند.

شیا ژنگ چینگ در حال تزکیه‌اصلیِ​ در انزوا بود که ناگهان، زنگ‌هشت​ خطر در آرایهٔ پیرامونش به صدا درآمد.

شیا ژنگ چینگ که در ابتدا گمان می‌کرد جانوران دریایی در‌برد​ حال آشوب به پا کردن هستند، از آرایه بیرون پرید و با‌برای​ خود اندیشید: «باز هم یه ماهیِ برهوتِ باستانی به قلمرو حمله کرده؟»

اما لحظه‌ای بعد، با‌بوده‌اند​ درکِ حقیقت، لرزه بر‌آن‌هاست​ اندامش افتاد: «دشمن حمله کرده!»

سه جاودانهٔ رتبه‌بوده‌اند​ هفت هم‌زمان به‌اصلیِ​ سوی او یورش بردند.

شیا ژنگ چینگ‌بوده‌اند​ بی‌درنگ آرایهٔ دفاعی‌اصلیِ​ را فعال کرد.

در همین حین، با انفجاری مهیب، آرایه در هم شکست. جاودانه‌ای از نژاد‌ویرانی​ مردمان مویین، در حالی که پتک غول‌پیکری در دست داشت و غرق در‌بوده‌اند​ نوری طلایی بود، به درون آرایه یورش برد و همه‌چیز را به ویرانی کشید!

شیا ژنگ چینگ مقداری خون‌شخص​ به بیرون تف کرد و‌حریف​ وحشت در چهره‌اش نمایان شد.

او در دم متوجه شد که آن‌آن‌هاست​ سه جاودانه تنها برای پرت کردن حواسش‌فرستاد​ بوده‌اند و این شخص، نیروی اصلیِ آن‌هاست.

شیا ژنگ چینگ که می‌دانست حریف آن‌ها نمی‌شود، با خود اندیشید: «یه‌هشت​ جاودانهٔ رتبه هشت از مردمان مویین؟» او بی‌درنگ پیامی به خاندان فرستاد و‌دورتر​ با فعال کردنِ آرایهٔ جاودانِ درونی، خود را به نقطه‌ای دیگر انتقال داد.

در لحظهٔ بعد، او‌غول‌پیکری​ به مکانی در هزار لی‌طلایی​ دورتر از آرایه منتقل گشت.

فرمانروای جاودانِ بلورِ یخ با تحسین‌نیروی​ گفت: «هاهاها، بالاخره به همین‌جا منتقل‌نمی‌شود​ شد. خرد بزرگ، واقعاً تحت‌تأثیر قرار گرفتم.»

مادر جاودانِ خرد بزرگ سر تکان‌اصلیِ​ داد: «اگه اطلاعات دقیقِ سرور رئیس اتحاد‌پیامی​ نبود، چطور می‌تونستم چنین استنتاج دقیقی بکنم؟»

شیا ژنگ چینگ نگاهی‌شخص​ به اطراف انداخت و‌می‌دانست​ غرق در ناامیدی شد!

دو جاودانه از انسان‌های دگرگونه‌دست​ آنجا حضور داشتند که هر دو‌برد​ در سطح تزکیهٔ رتبه هشت بودند.

«از کی تا‌حواسش​ حالا جاودانه‌های رتبه‌نیروی​ هشت این‌قدر زیاد شدن؟»

«سه تا‌حواسش​ رتبه هشت‌شخص​ از انسان‌های دگرگونه!»

شیا ژنگ چینگ که نمی‌توانست این صحنه را باور‌حریف​ کند، دندان‌هایش را به هم فشرد و پرسید: «شماها‌نقطه‌ای​ کی هستید؟ چرا با خاندان شیای دریای شرقی درافتادید؟»

فرمانروای جاودانِ بلورِ یخ که حوصلهٔ هم‌کلامی‌غرق​ با او را نداشت، دستش را تکان‌کشید​ داد و حرکت کشنده‌اش را رها کرد.

شیا ژنگ چینگ که تنها سطح تزکیهٔ رتبه هفت‌می‌دانست​ را داشت، چگونه می‌توانست در برابر یک حرکت کشندهٔ رتبه‌نقطه‌ای​ هشت مقاومت کند؟ او در دم درون یخ منجمد گشت.

مقر خاندان شیای‌بوده‌اند​ دریای شرقی، سرزمین‌اصلیِ​ متبرک چشمه‌های آب گرم.

«وای نه! گروه قدرتمندی از دشمنان حمله کردن، دریای سایهٔ‌آن‌ها​ بازتابنده از دست رفت. با این‌که شیا ژنگ چینگ از آرایهٔ‌داد​ جاودان برای فرار استفاده کرد، اما ارتباطمون کاملاً باهاش قطع شده!»

درخواست کمک شیا‌پتک​ ژنگ چینگ به‌داشت​ خاندان شیا رسیده بود.

بیشتر جاودانه‌های خاندان شیا در مقر گرد‌اصلیِ​ هم آمده بودند و هیچ‌کس انتظار نداشت چنین‌فرستاد​ اخبار ناگواری به این ناگهانی به گوششان برسد.

«همون‌طور که می‌گن، آدم‌شخص​ تو خونهٔ خودش نشسته، یهو‌حریف​ بلا از آسمون نازل می‌شه!»

«شیا ژنگ چینگ خبر داد که هم جاودانه‌های‌می‌دانست​ انسانی و هم انسان‌های دگرگونه بین دشمنا هستن،‌جاودانِ​ تازه یه مرد مویین رتبه هشت هم بینشونه.»

«اینا دیگه‌حالی​ از کجا‌غول‌پیکری​ پیداشون شد؟»

«می‌ترسم اینا نیروهای آسمان سیاه و سفید باشن. در طول طغیان جزر‌نمی‌شود​ و مد چی، همهٔ غار-بهشت‌ها لو رفتن. کی فکرشو می‌کرد هنوز این‌همه‌مکانی​ انسان دگرگونه باقی مونده باشن؟ تازه اومدن برای ما هم دردسر درست کنن!»

«تا حدودی قابل درکه. اگه از این فرصت استفاده نکنن، وقتی جزر و مد‌فرستاد​ چی فروکش کنه، پنج منطقه می‌رن سراغ بررسی غار-بهشت‌های آسمان سیاه و سفید. اگه هر‌بلورِ​ نیرویی از انسان‌های دگرگونه رو پیدا کنیم که جاودانهٔ رتبه هشت داشته باشن، ریشه‌کَنشون می‌کنیم.»

«هه هه، اون زمان حتی والامقامِ جاودانِ خاستگاه ازلی و والامقامِ جاودانِ صورت‌پیامی​ فلکی هم نتونستن تمام غار-بهشت‌های پنهان انسان‌های دگرگونه رو پیدا کنن. اما حالا‌منتقل​ که دنیا عوض شده، این انسان‌های دگرگونه مجبور شدن خودشون رو نشون بدن.»

جاودانه‌های خاندان شیا دستپاچه نبودند؛ هرچند طبق اطلاعات، یک جاودانهٔ رتبه‌برد​ هشت از انسان‌های دگرگونه در میان دشمنان حضور داشت، اما آن‌ها همچنان‌برای​ خانه‌های گوی جاودان را برای مقاومت در برابر دشمن در اختیار داشتند.

اما طولی نکشید‌حواسش​ که اخبار بدتری‌نیروی​ به گوش رسید.

این جاودانه‌های انسانِ دگرگونه، دریای موجِ نوری و دریای ماهیِ پرتابی را نیز تسخیر‌فرستاد​ کرده بودند! جاودانه‌های خاندان شیا که مسئول دفاع از این دو نقطهٔ منابع بودند،‌فرمانروای​ قدرتی به‌مراتب کمتر داشتند؛ به‌طوری‌که پیش از قطع ارتباط، حتی فرصت نکردند هیچ پیامی بفرستند.

جاودانه‌های خاندان‌حواسش​ شیا غرق‌شخص​ در خشم شدند.

«باید یه درس‌پتک​ حسابی به این‌داشت​ جاودانه‌های انسان دگرگونه بدیم!»

«چند تا انسان دگرگونهٔ‌بوده‌اند​ حقیر جرئت کردن به ما‌می‌دانست​ نیروهای برتر انسانی زور بگن.»

«همف، آسمان وقتی بخواد کسی رو‌اصلیِ​ نابود کنه، اول دیوونه‌ش می‌کنه. این‌هشت​ انسان‌های دگرگونه عقلشون رو از دست دادن.»

«بزرگِ اعظمِ اول، اجازه بدید هر‌اصلیِ​ دو خانهٔ گوی جاودان رو وارد‌هشت​ میدان کنیم و همه‌شون رو بکشیم!»

«آره، سه تا از جاودانه‌های خاندانمون به‌غرق​ دست اونا افتادن. باید افراد خاندان رو‌کشید​ نجات بدیم و انتقام این تحقیر رو بگیریم!!»

جاودانه‌ها سرشار از‌حواسش​ روحیهٔ نبرد بودند و‌اصلیِ​ برای جنگیدن بی‌تابی می‌کردند.

بزرگِ اعظمِ اولِ خاندان شیا،‌نیروی​ شیا روی ژی بود. با شنیدن‌نمی‌شود​ سخنان جاودانه‌ها، چهره‌اش در هم رفت.

او سر تکان داد و گفت: «الان وقت حمله نیست! ما سه نقطهٔ منابع‌فرستاد​ رو یکجا از دست دادیم. اینا همه‌شون مکان‌های مهمی هستن و آرایه‌های جاودان قدرتمندی‌فرمانروای​ ازشون محافظت می‌کردن. اصلاً طبیعی نیست که به این سرعت از دست رفته باشن.»

«خاندان ما جاودانهٔ رتبه هشت نداره که ازمون دفاع کنه. اگه هر دو‌ویرانی​ خانهٔ گوی جاودان رو اعزام کنیم، مقرمان به‌شدت ضعیف می‌شه. در حال حاضر،‌بوده‌اند​ چیزی نمونده تا دریای انسان رو تکمیل کنیم، نباید بی‌گدار به آب بزنیم!»

«به نظر من، باید تا زمان تکمیلِ دریای انسان روی دفاع تمرکز کنیم. اون‌پیامی​ موقع، بنیان ما به طرز چشمگیری قوی‌تر می‌شه و به یکی از قدرت‌های برتر‌گشت​ دریای شرقی تبدیل می‌شیم. اون زمان، برخورد با انسان‌های دگرگونه خیلی کوبنده‌تر خواهد بود.»

با وجود اینکه شیا روی ژی تنها در سطحِ تزکیهٔ رتبه هفت‌هشت​ قرار داشت، اما از اعتبار بالایی برخوردار بود. جاودانه‌های خاندان شیا با شنیدن‌دورتر​ سخنانش، استدلال او را منطقی یافتند و عطش آن‌ها برای نبرد فروکش کرد.

اما در لحظهٔ بعد، صدای غرش مهیبی به گوش‌حریف​ رسید؛ خانهٔ گوی جاودانی سد دفاعی را در هم‌نقطه‌ای​ شکست و وارد سرزمین متبرک عمومی خاندان شیا شد.

درِ خانهٔ گوی جاودان گشوده شد و با پدیدار‌طلایی​ شدن وو شوای و دیگر جاودانه‌های غار-بهشت، صدایی طنین‌انداز‌چهره‌اش​ شد: «خاندان شیای دریای شرقی، امروز روز نابودیِ شماست!»

اعضای خاندان شیا با دیدن‌شخص​ این گروه از دشمنان، در‌حریف​ بهت و وحشت فرو رفتند.

«کاخ اژدها!»

«وو شوای!!»

«این همه‌حالی​ انسان دگرگونهٔ رتبه‌دست​ هشت... خدای من!»

رنگ از رخسار جاودانه‌های‌بوده‌اند​ خاندان شیا پرید و وحشتی‌می‌دانست​ عمیق وجودشان را فرا گرفت.

اما وو شوای به آن‌ها فرصتی‌اصلیِ​ برای هضم این واقعیت نداد؛ دستش را‌پیامی​ تکان داد و فرمان داد: «حمله کنید!»

بدین ترتیب در لحظهٔ بعد،‌نیروی​ رتبه هشت‌های اطرافش به پایین یورش‌نمی‌شود​ بردند و حمله را آغاز کردند.

با دیدن این صحنهٔ هولناک، چشمان‌داشت​ جاودانه‌های خاندان شیا سیاهی رفت و برخی‌ویرانی​ از آن‌ها تا مرز بی‌هوشی پیش رفتند.

چنین گروهی به‌طور کامل بر‌شخص​ جاودانه‌های خاندان شیا چیره بود‌حریف​ و آن‌ها را در هم می‌کوبید.

خاندان شیا حتی یک رتبه هشت هم در اختیار‌حریف​ نداشت، در حالی که وو شوای بیش از ده‌نقطه‌ای​ رتبه هشت به همراه آورده بود؛ چگونه می‌توانستند مقاومت کنند؟

شیا روی ژی در برابر چنین دشمن قدرتمندی احساس استیصال کرد و‌هشت​ زیر لب زمزمه کرد: «سرزمین متبرک خاندان شیای من که دربار آسمانی‌هزار​ نیست، پس چرا این همه جاودانهٔ رتبه هشت به ما حمله کردن؟!»

در همین حین، جاودانهٔ زن، شیا‌داشت​ یینگ، خطاب به جاودانه‌های خاندان شیا فریاد‌ویرانی​ زد: «دشمن خیلی قدرتمنده، باید عقب‌نشینی کنیم!»

شیا روی ژی لرزید و‌شخص​ دندان‌هایش را روی هم فشرد: «عقب‌آن‌ها​ می‌کشیم! برید داخل خانه‌های گوی جاودان!»

خاندان شیا دو خانهٔ گوی‌نیروی​ جاودان در اختیار داشت که‌آن‌ها​ هر دو رتبه هفت بودند.

یکی از آن‌ها «قایق‌شخص​ صید نهنگ» و دیگری‌می‌دانست​ «برج ستارهٔ طلایی» بود.

«می‌خواین در‌حالی​ برین؟ به‌غول‌پیکری​ این سادگی‌ها نیست!»

«هیچ‌کدومتون قسر در نمی‌ره.»

جاودانه‌های انسانِ دگرگونه به‌سرعت یورش بردند و‌آن‌هاست​ سیلی از حملات را روانه کردند؛ صدای‌فرستاد​ انفجارها در سراسر آسمان و زمین طنین‌انداز شد.

در لحظه‌ای حساس، شیا یینگ از‌اصلیِ​ حمله‌ای جاخالی داد و توانست خود‌هشت​ را به درون برج ستارهٔ طلایی برساند.

اما او فرار نکرد؛ برج ستارهٔ طلایی‌غرق​ را هدایت کرد، جلو رفت و فریاد‌کشید​ زد: «همه فرار کنین، من جلوشون رو می‌گیرم!»

برج ستارهٔ طلایی با استفاده از حرکت‌های کشنده،‌آن‌هاست​ بی‌امان به پیش تاخت. ستاره‌های طلایی به هر سو‌جاودانِ​ شلیک می‌شدند و انسان‌های دگرگونه به‌سرعت جای خالی می‌دادند.

سایر جاودانه‌های خاندان شیا فرصت را‌اصلیِ​ غنیمت شمرده و وارد قایق صید‌هشت​ نهنگ شدند و از مقر خود گریختند.

ناولها | novelha.net