---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

اربابِ گو

چپتر 2118: استاد اعظم مسیر خرد • ⏱ 12 دقیقه

چپتر 2118: استاد اعظم مسیر خرد

0

درونِ روزنهٔ جاودانِ فرمانروا.

منگ چیو ژن‌یعنی​ داشت قلمرو رؤیای‌خریدن​ دیگری را کاوش می‌کرد.

در اعماق کوهستان، منگ چیو ژن‌خریدن​ چهارزانو روی صخره‌ای نشسته بود که‌کرد​ آبشاری خروشان در زیر آن جریان داشت.

جوانی که غرق در خون و جراحت‌آرایه‌ست​ بود، به سمت فانگ یوان خزید و با‌می‌گفت​ التماس برای شاگردیِ او نالید: «جاودانه، ای جاودانه!»

منگ چیو ژن که در درون شگفت‌زده شده بود، لبخندی‌اینکه​ زد و در همان حال که تلاش می‌کرد قوانین این‌دومِ​ قلمرو رؤیا را رمزگشایی کند، پرسید: «می‌خوای من استادت بشم؟»

در گذشته، فانگ یوان باید شخصاً آن را‌مخفیانه​ می‌آزمود، اما حالا، منگ چیو ژن گویِ جاودانِ‌ساده‌ای​ مسیرِ رؤیا، یعنی پروانهٔ رؤیا را در اختیار داشت!

او برای خریدن زمان، مخفیانه گویِ جاودانِ پروانهٔ رؤیا را جهت بررسی فعال کرد و گفت:‌ساده‌ای​ «تو فقط یه فانیِ ساده‌ای، اما از اونجا که تونستی بعد از این همه بدبختی منو‌بهت​ پیدا کنی، یعنی تقدیرمون به هم گره خورده. من سه مسیر تزکیه دارم، یکیشو بهت یاد می‌دم.»

جوان غرق در شادی شد و‌اول​ پی‌درپی سر بر زمینِ سخت کوبید؛ با‌تماماً​ هر ضربه، صدای خفه‌ای به گوش می‌رسید.

منگ چیو ژن‌دروغی​ گفت: «مسیر اول،‌نداشت​ مسیر آرایه‌ست. تمرکزش رویِ...»

منگ چیو ژن به توضیحاتش ادامه‌خریدن​ داد؛ او تماماً حقیقت را می‌گفت‌کرد​ و هیچ دروغی در کلامش راه نداشت.

جوان با تردید سر تکان داد: «سرورِ‌زمان​ جاودانه، با اینکه مسیر آرایه خیلی پیچیده‌ست،‌فقط​ اما من حاضرم تمام تلاشم رو بکنم!»

منگ چیو ژن سر تکان داد و‌آرایه‌ست​ گفت: «عجله نکن. مسیر دومِ من، مسیر‌حقیقت​ قدرته. قوی و سرراسته، مزیتش تو اینه که...»

با پایان یافتنِ سخنان منگ چیو‌نداشت​ ژن، جوان به شدت هیجان‌زده شد:‌خیلی​ «من می‌خوام مسیر قدرت رو یاد بگیرم!»

منگ چیو ژن دوباره لبخند زد: «مسیر سومی هم‌جهت​ دارم؛ مسیر خرد. مسیر قدرت خیلی رایجه اما مسیر‌تونستی​ خرد کمیابه، می‌تونه خیلی برات مفید باشه. از جمله اینکه...»

پس از توضیحاتی طولانی، جوان سر از پا نمی‌شناخت:‌جهت​ «سرورِ جاودانه، سرورِ جاودانه! من از صمیم قلب می‌خوام‌تونستی​ مسیر خرد رو یاد بگیرم، لطفاً به من آموزشش بدید.»

در همین حین، گویِ‌گوش​ جاودانِ پروانهٔ رؤیا بررسیِ قلمرو‌رویِ​ رؤیا را به پایان رساند.

قلمرو رؤیا‌هیچ​ کوچک نبود و‌راه​ هشت پرده داشت.

مشخص شد که این جاودانه روزگاری‌خریدن​ ناخواسته دهکده‌ای فانی را نابود کرده و‌گفت​ باعث مرگ والدینِ این جوان شده بود.

جوان کاملاً تنها و بی‌کس شده‌خریدن​ بود؛ او رنجِ عظیمی در دنیای‌کرد​ فانی متحمل گشت، بی‌آنکه بداند دشمنش کیست.

پس از تلاش‌های فراوان، سرانجام به شاگردیِ این جاودانه درآمد.‌توضیحاتش​ او استعدادی شگرف و یکی از ده کالبدِ مطلق را‌نداشت​ در اختیار داشت و برای تزکیهٔ مسیر خرد بسیار مناسب بود.

با پی بردن به اینکه‌راه​ دشمنش در واقع همان استادش‌اینکه​ است، جوان در پیِ انتقام برآمد.

در پردهٔ نهایی، استاد و‌اختیار​ شاگرد در مقابل هم قرار‌بررسی​ می‌گرفتند؛ این رؤیایی دشوار بود.

منگ چیو ژن در درونش به این نتیجه رسید: «مهم نیست چی بهش یاد بدم، این شاگرد همه‌چیز رو کامل‌همه​ یاد می‌گیره و حتی با نوآوری از استادش هم جلو می‌زنه. تازه، اون مسیر خرد رو به عنوان مسیر ثانویه‌کوبید​ تزکیه می‌کنه و روش‌های مسیر خردِ فوق‌العاده‌ای به دست میاره. پس، این پردهٔ اول مهم‌ترین فرصت برای ضعیف کردنِ این شاگرده!»

بدون گویِ جاودانِ پروانهٔ رؤیا، او مجبور بود‌تمرکزش​ خودش شخصاً همه‌چیز را بیازماید؛ در آن صورت قطعاً‌دروغی​ در تلاش اول موفق نمی‌شد و روحش آسیب می‌دید.

منگ چیو ژن مجبور می‌شد استراحت کند تا بهبود یابد که‌آرایه​ این کار زمان و منابعش را هدر می‌داد. پس از آن،‌قوی​ باید دوباره از نو شروع می‌کرد و قلمرو رؤیا را کاوش می‌نمود.

اما با وجود گویِ جاودانِ پروانهٔ‌خریدن​ رؤیا، ابتکار عمل در دست او بود‌گفت​ و در چنین موضعِ منفعلی قرار نمی‌گرفت.

با اینکه گویِ جاودانِ پروانهٔ رؤیا‌خریدن​ تنها می‌توانست وضعیت را بررسی کند،‌کرد​ اما ارزش این اطلاعات بی‌نهایت زیاد بود.

منگ چیو ژن با نگاه به جوان، کمی اندیشید و لبخند زد: «پس‌تماماً​ من تزکیهٔ مسیر خردِ خودم رو بهت یاد می‌دم. این روش رو خودم‌خیلی​ خلق نکردم، اما شخصاً اصلاحش کردم و اسمش رو گذاشتم... جدول ضربِ نُه‌نُه.»

جوان که چشمانش برق می‌زد، گفت: «جدول ضربِ‌تکان​ نُه‌نُه؟» تنها از شنیدنِ نامش، احساس می‌کرد که‌تلاشم​ روشی باشکوه و تأثیرگذار است و حال‌وهوایی جاودانه دارد.

منگ چیو ژن به مهمل‌بافی ادامه داد: «نُه عددی کامله، نُه ضرب‌در نُه نمایانگرِ مفهومِ‌فانیِ​ بی‌کرانگی و بی‌نهایته. روش ضرب، قانونِ تمامِ موجودات و نهایتِ ژرفایِ نظمِ طبیعته؛ اونایی که استعداد‌یکیشو​ ندارن نمی‌تونن درکش کنن. بیا، بذار اولین حرکت کشنده رو بهت یاد بدم... یک یکی، یکی!»

جوان نفسش را حبس کرد، با دقت‌زمان​ گوش سپرد و با خود زمزمه کرد: «یک‌فانیِ​ یکی، یکی... یک یکی، یکی... یک یکی، یکی.»

چیزی نگذشت‌صدای​ که پردهٔ‌گوش​ نهایی فرا رسید.

«استاد، این آخرین...»

«خفه شو! به من‌پروانهٔ​ نگو استاد، ای شاگردِ‌مخفیانه​ خائن! من استادِ تو نیستم.»

«نه، با‌مسیرِ​ این وجود، من‌اختیار​ همچنان شما رو...»

«خفه شو! من برای پرورشِ تو این‌همه زحمت کشیدم،‌رویِ​ قوی‌ترین روشم، یعنی جدول ضربِ نُه‌نُه رو بهت یاد‌کلامش​ دادم، اما تو لطفم رو با دشمنی جواب دادی!»

«نه، استاد. هر چقدر هم که عصبانی باشید، این‌سرورِ​ حقیقتیه که شما پدر و مادرِ من رو کشتید؛ این‌نکن​ کینه هرگز پاک نمیشه. برای آخرین بار، من شما رو...»

منگ چیو ژن هیچ اهمیتی‌اختیار​ نداد و مستقیماً حرکت کشنده‌اش‌بررسی​ را روی شاگردش به کار گرفت.

حرفِ شاگرد مدام قطع می‌شد‌اختیار​ و نتوانست برای آخرین بار‌بررسی​ او را «استاد» خطاب کند.

این دقیقاً همان چیزی بود که منگ چیو ژن می‌خواست. او این شاگرد را به خوبی‌هیچ​ می‌شناخت؛ کسی که حرکت کشندهٔ اختصاصیِ خودش، یعنی «احساساتِ خروشان» را خلق کرده بود. حرکتی بی‌نظیر‌عجله​ که می‌توانست با استفاده از مسیر خرد، قدرتِ انواع و اقسام احساسات را به شدت افزایش دهد.

اگر شاگرد موفق می‌شد حرفش را تمام‌تردید​ کند، به حسِ رهایی دست می‌یافت و‌حاضرم​ می‌توانست آزادانه از آن حرکت کشنده استفاده کند.

به محض اینکه حرکت کشندهٔ احساسات خروشان را فعال می‌کرد،‌بررسی​ برتریِ عظیمی در این قلمرو رؤیا به دست می‌آورد و منگ‌بدبختی​ چیو ژن برای عبور از آن با دردسر بزرگی مواجه می‌شد.

نبرد دقیقاً همان‌طور که منگ چیو ژن پیش‌بینی‌مخفیانه​ کرده بود پیش رفت؛ او بی‌وقفه حمله می‌کرد‌ساده‌ای​ و هیچ فرصتی برای صحبت به شاگردش نمی‌داد.

شاگرد که مدام تحت فشار و سرکوب بود، چاره‌ای ندید‌توضیحاتش​ جز اینکه از قوی‌ترین حرکت کشنده‌اش، یعنی احساسات خروشان، دست‌نداشت​ بکشد و در عوض از روشِ جدول ضربِ نُه‌نُه استفاده کند.

حرکت کشندهٔ جاودان‌دروغی​ ــ هشت هشت‌تا،‌نداشت​ هشتاد و هشت‌تا!

پس از مدتی طولانی‌پروانهٔ​ مبارزه، شاگرد سرانجام حرکت‌مخفیانه​ کشنده‌اش را به کار گرفت.

سرفه!

تازه حرکت کشنده را فعال کرده بود‌آرایه‌ست​ که فوراً با شکست مواجه شد؛ او دچار‌می‌گفت​ پس‌زنیِ انرژی گشت و به شدت مجروح شد.

شاگرد با ناباوری به منگ‌راه​ چیو ژن خیره شد: «این‌اینکه​ حرکت کشنده اشتباهه! استاد، نکنه شما...»

منگ چیو ژن در حالی که وحشیانه حمله می‌کرد، پوزخند‌بررسی​ سردی زد و گفت: «اوه، شاگرد کوچولوی احمقِ من، اسم واقعی‌بدبختی​ این حرکت کشنده رو بهت می‌گم؛ هشت هشت تا، شصت‌وشش تا!»

شاگرد تنها چند دور دوام آورد‌خریدن​ و سپس سر از تنش جدا‌کرد​ شد؛ او با تلخ‌کامی جان باخت.

در این میان، بدن‌گوش​ اصلی فانگ یوان در‌تمرکزش​ حال درک حرکات کشنده بود.

استفادهٔ انفرادی از کرم‌های گو، اغلب کاستی‌ها یا عوارض جانبی گوناگونی‌آرایه​ به همراه داشت. برای رفع این مشکل یا کاهش عوارض جانبی، تزکیه‌گران‌سرراسته​ گو استفادهٔ هم‌زمان و هماهنگ از چندین کرم گو را آغاز کردند.

حرکات کشنده به‌یعنی​ طور طبیعی بر‌خریدن​ همین اساس شکل گرفتند.

حرکات کشنده شامل به‌کارگیری چندین کرم گو‌زمان​ می‌شدند و در میان سه جنبهٔ پرورش،‌فقط​ استفاده و پالایش، در دستهٔ «استفاده» قرار می‌گرفتند.

هنگامی که تزکیه‌گران حرکات کشنده را ابداع کردند، با شگفتی دریافتند که حرکات کشندهٔ طبیعی از همان ابتدا در طبیعت‌نداشت​ وجود داشته‌اند. این تزکیه‌گران با بررسی بدن هیولاهای برهوت یا گیاهان برهوت دریافتند که این موجودات توانایی‌های ذاتی بسیاری دارند. این‌یافتنِ​ توانایی‌ها همگی ژرف و رازآلود بودند؛ مانند قابلیت عقابِ آسمانیِ فرازِ مطلق برای ورود و خروج به سرزمین‌های متبرک و غار-بهشت‌ها.

عقابِ آسمانیِ فرازِ مطلق، نشان‌های دائوی متراکمی از مسیر فضا بر بدن خود داشت. این‌تمام​ نشان‌های دائو با الگویی خاص توزیع شده بودند و با پیروی از قوانین مسیر فضا،‌هیجان‌زده​ «توانایی ذاتی» ورود و خروج به سرزمین‌های متبرک و غار-بهشت‌ها را به این جانور می‌بخشیدند.

از این رو،‌یعنی​ جوهرِ حرکات کشنده‌خریدن​ همان نشان‌های دائو بود.

فانگ یوان در دل تحسین کرد: «از‌زمان​ این نظر، حرکات کشندهٔ توتم بیشترین شباهت‌فقط​ رو به فرم اصیل حرکات کشنده دارن.»

حرکات کشندهٔ توتم در آسمان رنگارنگ‌اول​ تلفیق هزاران جانور ابداع شده بودند‌داد​ و در هیچ جای دیگری یافت نمی‌شدند.

حرکات کشندهٔ توتم جایگاه بسیار بالایی داشتند؛ آن‌ها‌تکان​ می‌توانستند مکمل حرکات کشندهٔ عادی و حرکات کشندهٔ‌تلاشم​ میدانی باشند و هم‌تراز با آن‌ها قرار گیرند.

در زمینهٔ استفاده از گو، علاوه بر به‌کارگیری کرم‌های گوی منفرد، حرکات کشندهٔ عادی، حرکات‌فانیِ​ کشندهٔ میدانی، آرایه‌های نبرد باستانی، آرایه‌های گوی نسل کنونی و همچنین خانه‌های گوی فانی و جاودان‌یکیشو​ نیز وجود داشتند. اما اکنون، بر این شالوده، نوع جدیدی پدیدار شده بود؛ حرکات کشندهٔ توتم!

در مقایسه با دیگر‌پروانهٔ​ روش‌های استفاده از گو، حرکات‌جهت​ کشندهٔ توتم برتریِ آشکاری داشتند.

بارزترینِ آن‌ها این بود که فعال‌سازی‌شان آسان و سریع بود؛ حتی یک احمق نیز می‌توانست آن‌ها را کنترل‌کلامش​ کند. حرکات کشندهٔ توتم به افکار بسیار کمی نیاز داشتند و در عوض، به جوهر ازلی یا جوهر جاودان‌سرراسته​ متکی بودند. برخلاف حرکات کشندهٔ عادی که نیازمند فعال‌سازی تک‌تک کرم‌های گو بودند، سازوکارِ این حرکات کاملاً تفاوت داشت.

دوم آنکه، سرهم کردن حرکات کشندهٔ توتم آسان بود و هزینهٔ نگهداری پایینی نیز داشتند. کرم‌های گوی حرکات کشندهٔ‌نکن​ عادی به تغذیهٔ مداوم نیاز داشتند. همچنین، تزکیه‌گر می‌بایست زمان زیادی را صرف یافتن کرم‌های گوی مناسب می‌کرد. اما‌رایجه​ حرکات کشندهٔ توتم تنها به مواد غذاییِ مربوطه نیاز داشتند. یافتن مواد گو بسیار آسان‌تر از کرم‌های گو بود!

هزینهٔ تغذیهٔ کرم‌های گو بسیار بالا بود، اما حرکات کشندهٔ توتم پس از شکل‌گیری، روی‌فانیِ​ بدن کاربر باقی می‌ماندند و دیگر نیازی به تغذیه نداشتند. البته در صورت آسیب دیدن،‌دارم​ به ترمیم نیاز پیدا می‌کردند. در آن زمان، تزکیه‌گر باید مواد غذایی مربوطه را مصرف می‌کرد.

سوم آنکه، ترویج حرکات کشندهٔ توتم بسیار آسان بود‌جهت​ و افراد بسیاری می‌توانستند به طور هم‌زمان از آن‌ها استفاده‌بعد​ کنند. همچنین، حرکات کشندهٔ توتم برای تمامی مسیرها مناسب بودند!

البته، این‌صدای​ حرکات کاستی‌هایی نیز‌می‌رسید​ به همراه داشتند.

برای نمونه، هزینهٔ ایجاد یک توتم پایین نبود. افزون بر این، شکل‌گیری توتم تأثیر شگرفی بر تزکیهٔ‌بکنم​ آیندهٔ تزکیه‌گر گو می‌گذاشت؛ چرا که توتم‌ها حاوی نشان‌های دائو بودند. و در نهایت، توتم‌ها با وجود قدرتمند‌لبخند​ بودن، سازوکاری ثابت داشتند و مقابله با آن‌ها آسان بود. این ویژگی شباهت زیادی به خانه‌های گو داشت.

فانگ یوان با اندیشیدن به این‌خریدن​ موضوع، احساس کرد که حرکات کشندهٔ‌کرد​ توتم شباهت‌هایی با اشباح قدرت جانور دارند.

او در دل گفت: «این والامقام‌های اهریمن و والامقام‌های جاودان‌بررسی​ استعداد غیرقابل‌تصوری دارن. با اینکه شخصیت والامقامِ اهریمنِ وحشیِ بی‌پروا‌همه​ کاملاً دور از انتظار بود، اما مهارتش تو نقشه‌کشیدن حرف نداره.»

در اصل، غار-بهشتِ والامقامِ اهریمنِ‌می‌رسید​ وحشیِ بی‌پروا تنها دارای نشان‌های دائوی‌ادامه​ مسیر قدرت و مسیر دگرگونی بود.

اما بر اساس آنچه فانگ یوان از میراث حقیقیِ پیرمرد عجیب تیان‌خیلی​ نان آموخته بود، او از روش مردمان جانوری علیه خودشان استفاده کرده‌مزیتش​ و روزنهٔ جاودانِ خویش را با بدنِ قورباغهٔ اهریمنیِ حریص پیوند داده بود.

این کار دست‌کمی از اعجازِ‌اختیار​ یک خدا نداشت و توصیفِ‌بررسی​ آن با کلماتِ ساده ناممکن بود!

قورباغهٔ اهریمنیِ حریص، یک جانورِ ازلیِ افسانه‌ای در مسیر غذا بود. با دربرگرفتنِ‌گفت​ روزنهٔ جاودان توسط این جانور و ترکیب آن با روش والامقامِ اهریمنِ وحشیِ‌گره​ بی‌پروا، آسمان رنگارنگ تلفیق هزاران جانور رفته‌رفته محیطی برای مسیر غذا پدید آورد.

این محیطِ‌صدای​ مسیر غذا‌گوش​ بسیار حیاتی بود!

به لطف نشان‌های دائوی مسیر غذا بود که تزکیه‌گرانِ آسمان رنگارنگ تلفیق هزاران جانور می‌توانستند‌تمام​ با وجود پایین بودنِ سطح تبحرشان در مسیر غذا، از روش‌های مسیر پالایش برای پخت‌وپز‌هیجان‌زده​ استفاده کنند و غذایی بپزند که امکان تزکیهٔ حرکات کشندهٔ توتم را برایشان فراهم می‌کرد.

در دنیای بیرون، تزکیه‌گران گو بدون‌خریدن​ بهره‌مندی از محیطِ مسیر غذا نمی‌توانستند‌کرد​ به این سادگی چنین غذایی تهیه کنند.

فانگ یوان با خود‌پروانهٔ​ اندیشید: «این در واقع‌مخفیانه​ همون تزکیهٔ مسیر غذاست!»

فانگ یوان به یاد‌گوش​ میراث حقیقی بهشتِ زمین‌تمرکزش​ در مرز جنوبی افتاد.

در این میراث حقیقی، والامقامِ جاودانِ بهشتِ زمین مسیر غذا را بسط داده بود؛‌حاضرم​ به‌گونه‌ای که دستورالعمل‌های تهیهٔ چای به دستورالعمل‌های مسیر غذا تبدیل شده بودند. تزکیه‌گر با استفاده‌شدت​ از مواد گو چای دم می‌کرد و با نوشیدن آن، نشان‌های دائو به دست می‌آورد.

جوهر حرکات کشندهٔ توتم‌پروانهٔ​ در آسمان رنگارنگ تلفیق هزاران‌جهت​ جانور نیز دقیقاً همین بود.

تزکیه‌گران گو می‌توانستند نشان‌های دائوی مواد گو را جذب بدن خود کنند و رفته‌رفته حرکات کشندهٔ توتم‌اونجا​ را شکل دهند. حرکات کشندهٔ توتم سازگاری بالایی با تزکیه‌گرِ خود داشتند؛ چرا که در طول این‌می‌دم​ فرایند، بدنِ شخص تنها چیزهایی را جذب می‌کرد که قابلیت پذیرشِ آن‌ها را به عنوان مواد مغذی داشت.

فانگ یوان‌صدای​ با تعجب‌گوش​ زمزمه کرد: «هوم؟»

حالت چهره‌اش اندکی تغییر‌کلامش​ کرد و رشتهٔ افکارش‌تکان​ برای لحظه‌ای پاره شد.

او در دل گفت:‌پروانهٔ​ «تبحرم تو مسیر خرد‌مخفیانه​ به سطح استاد اعظم رسید.»

او بی‌درنگ این تغییر را‌اختیار​ احساس کرد، اما چهره‌اش همچنان‌بررسی​ آرام و خونسرد باقی ماند.

ناولها | novelha.net