چپتر 2054: روح شبح، تو بیش از حد فقیری!
0جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه همانطور که به عقببهسرعت میرفت، سرزمین شی را پس گرفت و درتوانست برابر تلافیِ روحِ شبح حالت تدافعی به خود گرفت.
روحِ شبح غرید: «احمق!» با طنینانداز شدنچهرهٔ صدایی مهیب، پای خود را محکم روی زمینداده کوبید و سرانجام تعادلش را به دست آورد.
حتی کسی چون او که عمری چنین دراز را پشت سرحرص گذاشته بود، در این لحظه از خشم به جوش آمد. فاصلهای تاخودم گرفتنِ جانِ فانگ یوان نداشت، اما متحدش به او یورش برده بود.
جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه دردستکم هوا شناور ماند و با هوشیاریِحملهٔ عمیقی به روحِ شبح خیره شد.
ابتدا با به یاد آوردنِ حالتِ چهرهٔ فانگ یوان اخمکوهِ کرد؛ کاملاً آشکار بود که فانگ یوان این کار را عمداًحملهٔ انجام داده تا روحِ شبح نقطه ضعفی از خود نشان دهد.
جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه خیلی زود تصمیمش را گرفت و با خود اندیشید: «فانگ یوان واقعاً اون موقع بهدهد بنبست رسیده بود؟ نه، بیشتر به نظر میاد فریبکاریِ روحِ شبح باشه تا حواسم رو پرت کنه. حقیقت اینهاینه که حتی اگه فریب هم خورده باشم، در این نقطه، فقط میتونم به حملهم علیه روحِ شبح ادامه بدم!»
با درهمشکستنِ حرکتِ خوردنِ قلب، روحِ شبح متحملِ پسزنیِ شدیدیزیاد شد. در این فاصله، فانگ یوان بهسرعت دژِ کوهِ سنگینِپوزخند خاکِ آرام را ترمیم کرد؛ دستکم توانست آن حفره را بپوشاند.
فانگ یوان در حینِ بازیابیِ خود، حملهٔ کلامی را از یادحملهٔ نبرد: «روحِ شبح، زیاد حرص نخور. حقیقت اینه که قبل از اینکهبودم تو با چی جوئه تماس بگیری، من باهاش به توافق رسیده بودم.»
روحِ شبح پوزخند زد: «توافقپسزنیِ کردید؟ غیرممکنه. خودم مخفیانه بررسیکوهِ کردم، هیچ پیمانِ اتحادی روت نیست!»
پیش از آنکه کلامِ جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه به پایان برسد، دوباره حمله کرد و گفت: «منضعفی تازه زنده شدم، به هیچکدوم از روشهای مسیر اطلاعات اعتماد نمیکنم. آه روحِ شبح، تو منو با منافعپرت وسوسه کردی، اما فانگ یوان خیلی زودتر این کار رو کرد. و... اون خیلی بیشتر از تو دستودلبازه!»
حرکت کشندهای از مسیر چی فورانبازیابیِ کرد و یورش همچون طوفانی بهنخور سوی روحِ شبحِ غولپیکر روانه شد.
لو وِی یین وترمیم دیگران با دیدنِ اینبپوشاند صحنه، غرق در شادمانی شدند.
وو شوای و نیایِ دریایِ چی از این همکاری بیخبر بودند؛ باخاکِ دیدنِ خیانتِ جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه، هیجانزده شدند. پیش از این شرایط بسیارحرص دشوار بود، اما با اقدامِ چی جوئه، ورق فوراً به نفعِ آنها برگشت!
لو وِی یین اندیشید و بهسرعت متوجهِ ماجرا شد: «بعد از جنگ تقدیر، از روشهای سرور بهشتِ زمین استفاده کردم تا مطمئن بشم که روحِ شبح نهتنهابنبست آزادیش رو پس گرفته، بلکه داره قویتر هم میشه. کمی بعد، رازِ روزنهٔ جاودانِ فرمانروا توی آسمانِ زردِ گنجینه فاش شد. وقتی مخفیانه با فانگ یوان تماسپسزنیِ گرفتم تا بهش خبر بدم، میخواستم باهاش همکاری کنم تا با روحِ شبح و فرقهٔ سایه مقابله کنیم. اما اولش، فانگ یوان حرفم رو کامل باور نکرد.»
«اما کمی بعد، فانگ یوان باهام تماس گرفت و با این اتحاد موافقتقبل کرد. حالا به نظر میرسه که اون از قبل با جاودانهٔ اهریمنی چیکردم جوئه تماس گرفته بوده و ازش استفاده کرده تا اطلاعاتِ من رو تأیید کنه.»
لو وِی یین وارثِ بهشتِ زمین بود؛ آنبپوشاند والامقام تمامِ عمرش را صرفِ بازگرداندنِ صلح به جهانقبل کرده بود و با روحِ شبح دشمنیِ دیرینهای داشت.
دلیلِ شرکتِ لو وِی یین درشدیدی جنگِ تقدیر این بود که بقایای روحِآرام شبح را برای همیشه از میان بردارد.
اما حتی پس از پایانِآوردنِ نبرد، لو وِی یین نتوانستکاملاً بقایای روحِ شبح را پیدا کند.
لو وِی یین طبیعتاً تسلیم نشد؛ او بهای گزافی پرداختزیاد و روشِ بهشتِ زمین را به کار گرفت تا وضعیتِپوزخند کنونیِ روحِ شبح را استنتاج کند، اما نتوانست مکانش را بیابد.
از این رو،آرام لو وِی یین بهحفره فکرِ فانگ یوان افتاد.
اگر روحِ شبح میخواست قدرتِ کاملش را بازیابد، باید فانگ یوانسنگینِ را میکشت. روحِ شبح پس از کشتنِ فانگ یوان، گویِ جنینِ جاودانِنبرد فرمانروا و همچنین قلمروهای رؤیای شخصی و سطوحِ تبحرش را پس میگرفت.
لو وِی یین روشِ بهشتِ زمین را به کارکرد برد و با دشواریِ فراوان با فانگ یوان تماسنشان گرفت، اما فانگ یوان بهشدت نسبت به او محتاط بود.
فانگ یوان دوباره متولد شده بود؛ او میدانست کهنبرد حمایتِ لو وِی یین از دربارِ آسمانی تنها ظاهریتوافق است و او اهدافِ شخصیِ خودش را دنبال میکند.
همچنین، از آنجا که فانگ یوان در طولِ جنگِ تقدیربازیابیِ و هنگامِ یورش به دربارِ آسمانی، روحِ شبح را ندیدهبگیری بود، به بخشهایی از اطلاعاتِ لو وِی یین اعتماد کرد.
دیری نپایید که رازِ کالبدِ جاودانِ فرمانروا دربهسرعت آسمانِ زردِ گنجینه فاش شد و این امر باعثحفره شد فانگ یوان حرفهای او را بیشتر باور کند.
پس از زنده شدنِ جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه،اخم فانگ یوان تلاش کرد مخفیانه با او تماسنقطه بگیرد اما حتی یک بار هم موفق نشد.
اما از قضا، جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه برای دردسرسازی به سراغِ نیایِ دریایِ چی رفت. فانگبگیری یوان با استفاده از نیروهای کمکیِ چین دینگ لینگ، موفق شد چی جوئه را وادار بهپیش عقبنشینی کند، اما حقیقت این بود که او مخفیانه با جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه معاملهای انجام داد.
فانگ یوان برای جلبِ اعتمادِ جاودانهٔ اهریمنیحفره چی جوئه، به او گفت که نیایِزیاد دریایِ چی در واقع تغییرقیافهٔ خودِ اوست.
جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه با به دستفاصله آوردنِ این نقطه ضعف از فانگ یوان، فوراًدستکم فهمید که او در این همکاری صادق است.
در آن زمان، جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه شناختی از دنیایکاملاً جاودانههای گو نداشت؛ فانگ یوان به نیازهای او رسیدگی کرد وزود میراثهای حقیقیِ گوناگونش را به عنوانِ کالای معامله به کار گرفت.
جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه بهشدت تحتتأثیر قرار گرفت، اما همچنان بسیار محتاطنخور بود؛ او نمیخواست پیمانِ اتحادی با فانگ یوان ببندد، چرا که میترسید فانگبررسی یوان از روشهای ناشناختهٔ مسیرِ اطلاعات برای آسیب رساندن به او استفاده کند.
فانگ یوان او را مجبور نکرد؛ آنهاحفره در نهایت به توافقی ساده رسیدند کهزیاد هیچ قدرتِ بازدارندهای برای هیچیک از آنها نداشت.
فانگ یوان میراثهای حقیقیِ مسیرهای مختلف را در اختیارِ جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه قرار داد و در مقابل، چی جوئهبازیابیِ رازِ رستاخیزِ مسیرِ چیِ خود را به فانگ یوان داد. افزون بر این، او حتی طبقِ برنامهٔ فانگ یوان پیش رفتهیچ و مقدارِ هنگفتی از موادِ جاودانِ مسیرِ چی را در آسمانِ زردِ گنجینه فروخت تا میراثهای تمامِ مسیرها را خریداری کند.
فانگ یوان با پی بردن به رازِ زنده شدنِ چی جوئه، فوراً به پیشرفتِ عظیمی در حلِ مشکلِنشان میوهٔ برداشتِ چی دست یافت. بدین ترتیب، نیایِ دریایِ چی توانست از شرِ آن خلاص شود. پس از آن،حقیقت همزادِ فانگ یوان با استفاده از میوهٔ برداشتِ چیِ دربارِ آسمانی، با موفقیت همزادِ دریایِ چی را خلق کرد!
حقیقت این بود که فانگ یوان تنها باکلامی تکیه بر تبحرِ مسیرِ چیِ خود، نمیتوانست مشکلِبگیری میوهٔ برداشتِ چی را به این سرعت حل کند.
اما مدتی بعد، روحِ شبحدستکم در آسمانِ زردِ گنجینه بابازیابیِ جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه تماس گرفت.
جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه بهشدت غافلگیرشدیدی شد؛ او پس از شنیدنِ سخنانِ روحِآرام شبح، به نیتِ فانگ یوان پی برد.
جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه و فانگ یوان توافقی سست داشتند و بهراحتی میتوانستندعمداً به یکدیگر خیانت کنند. جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه منافعِ فانگ یوان را درموقع نظر نمیگرفت، از این رو فوراً در خفا با روحِ شبح واردِ مذاکره شد.
اما دیری نپایید که دریافتحینِ پیشنهادِ روحِ شبح، در قیاس باحرص پیشنهادِ فانگ یوان بسیار ناچیز است.
جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه پیش از آنکه به فکر فرو رود، با تحقیر با خود گفت: «یه والامقامِ اهریمنِ بزرگ چطور میتونه اینقدر خسیس باشه؟!» سپس اندیشید: «آها، فهمیدم! روحِ شبح پیشگامِ مسیرِ روحه، یه میراثِ حقیقیِ مسیرِ غذا هم داره، اما میخواد اونا رو برای خودش نگه داره و حاضر نیست سرشون معاملهمنافع کنه. با اینکه فرقهٔ سایه اینهمه مدت وجود داشته، اما میراثهای حقیقیِ والامقامِ خیلی کمی پیدا کردن. اما فانگ یوان مهرهٔ کلیدیِ ارادهٔ آسمان و اون ده والامقامه. خیلیاشون روش سرمایهگذاری کردن، برای همین میراثِ حقیقیِ نیلوفرِ سرخ، میراثِ حقیقیِ آسماندزد، میراثِ حقیقیِ خورشیدِ عظیم، میراثِ حقیقیِ روحِ شبح، میراثِ حقیقیِ وحشیِ بیپروا، میراثِ حقیقیِمیشه خاستگاهِ ازلی، میراثِ حقیقیِ نیلوفرِ آغازین، میراثِ حقیقیِ بهشتِ زمین و میراثِ حقیقیِ بیکران رو تو دستوبالش داره. غیر از اینا، میراثِ حقیقیِ لانگ یا، میراثِ حقیقیِ نژادِ اژدهامردم، میراثِ حقیقیِ مسیرِ غذا، میراثِ حقیقیِ مسیرِ شمشیرِ بو چینگ و خیلی چیزای دیگه رو هم داره. لعنتی... یه نفر چطور میتونه اینهمه ثروت داشته باشه؟»
با درکِ این موضوع، احساسیپسزنیِ پیچیده و مهارناپذیر در قلبِکوهِ جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه جوانه زد.
میشد گفت فانگ یوان ازآوردنِ نظرِ داشتنِ میراثهای حقیقی، ثروتمندترینکاملاً شخص در تمامِ تاریخ بود!
با وجود اینکه فرقهٔ سایهٔ روحِ شبح مدتها در جستوجو بود، به دست آوردنِ میراثهای حقیقیِ والامقامها نیازمندِ زمان و تلاشِ فراوانی بود و معمولاً همکردم ناقص به دست میآمدند. هر والامقام، میراثش را با هدفی خاص بر جای میگذاشت. حتی اگر روحِ شبح آنها را نابود میکرد، چیزِ زیادی نصیبش نمیشد.کردی بزرگترین دستاوردِ او همچنان همان میراثِ حقیقیِ نیلوفرِ سرخ بود، که والامقامِ اهریمنِ نیلوفرِ سرخ عمداً برایش به جا گذاشته بود تا امکانِ همکاریشان فراهم شود.
جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه نسبتدستکم به داراییهای فانگ یوان، احساسِبازیابیِ حسادت، رشک و نفرت میکرد.
فانگ یوان بیش از حد ثروتمند بود. با اینکهدژِ روحِ شبح یک والامقامِ اهریمن به شمار میرفت، دربپوشاند این زمینه نسبت به فانگ یوان، صرفاً فقیری بیچیز بود!
جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه پس از پی بردن به این حقیقت، درکِ عمیقتری از فانگ یوان پیدا کرد: «جای تعجب نیست کهتصمیمش این یارو برای نابودیِ تقدیر انتخاب شده! داره از من استفاده میکنه تا هم در برابرِ روحِ شبح دفاع کنه و هممیتونم بهش ضربه بزنه. از طرفی دقیقاً میدونه من چی میخوام، برای همین حتی بدونِ توافق هم به این راحتی بهش خیانت نمیکنم.»
فانگ یوان ثروتی هنگفت داشت و میدانست کهکلامی چی جوئه در برابرِ روحِ شبح خواهد ایستاد،بگیری از این رو طبیعتاً بسیار دستودلبازانه عمل میکرد.
روحِ شبح در بیخبری به سر میبرد و مجبور بود باحملهٔ جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه که مکارانه نشانههایی از خیانت بروز میدادتوافق دستوپنجه نرم کند؛ وضعیتی که تضادی آشکار با شرایطِ فانگ یوان داشت.
البته، جاودانهٔ اهریمنی چیمتحملِ جوئه صرفاً به این دلیلدژِ طرفِ فانگ یوان را نمیگرفت.
او از هر دو طرف سوءاستفاده میکرد. از یک سو به فانگ یوان از بهایی که روحِ شبح میپرداخت خبر میداد و ازاندیشید سوی دیگر، چیزهای بیشتری از روحِ شبح طلب میکرد. جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه در تمامِ این مدت، در تلاش بود تا بیشترین منافععلیه را برای خود به دست آورد. او تا لحظهای که پیشتر به روحِ شبح حمله کرد، در حالِ تعامل با هر دو طرف بود.
وضعیتِ روزنهٔتوانست جاودانِ فرمانروابپوشاند تعریفی نداشت.
مصیبتِ بیشمار بارِ دیگر دگرگون گشت و به بادی خاکستری و بیکران بدل شد. هر جانخور که باد میوزید، خاکستر و جرقههایی پدیدار میگشت و در نهایت، همهچیز را میسوزاند و نابودپیمانِ میکرد. بادِ خاکستری همهچیز را درمینوردید و تنها سرزمینی پهناور و تهی از خود بر جای میگذاشت.
این همانخوردنِ مصیبتِ بیشمار بود؛پسزنیِ بادِ خاکستریِ جرقهافروز!
نشانهای دائویِ مسیرِ آسمان به نشانهای دائویِ مسیرِ باد و مسیرِآشکار آتش تبدیل شدند و این مصیبتِ بیشمار را پدید آوردند؛ مصیبتیتصمیمش که فانگ یوان برای مقابلهٔ بیدرنگ با آن دچارِ مشکل شده بود.
بادِ خاکستری نه تنها در پنجبازیابیِ منطقهٔ کوچک پدیدار گشت، بلکه نُه آسمانِقبل کوچک را نیز تحتِ تأثیر قرار داد.
بسیاری از نقاطِ منابع نابود شدند. فانگ یوان همواره روزنهٔ جاودانِحملهٔ فرمانروا را توسعه داده و آن را به بیست درصدِ توسعهیافتگیتوافق رسانده بود، اما اکنون نیمی از این پیشرفت بر باد رفته بود.
در این میان، فانگمتحملِ یوان تنها میتوانست برایبهسرعت نجاتِ جانِ مردمان تلاش کند.
انسانها و انسانهای دگرگونهٔ بسیاری در روزنهٔ جاودانِ فرمانروا زندگی میکردند که درعمداً شهرها، کوهستانها یا درهها گردِ هم آمده بودند. این ثروتی عظیم بود. فانگ یوانبنبست میتوانست از بقیهٔ چیزها دست بکشد، اما باید جانِ این مردمان را حفظ میکرد.
«سرفه... سرفه...»
درونِ دژِ کوهِ سنگینِترمیم خاکِ آرام، فانگ یوانبپوشاند همچنان خون سرفه میکرد.
او بهشدت مجروح شده بود.
این نتیجهٔ برخوردِابتدا حرکتِ کشندهٔ خوردنِحالتِ قلبِ روحِ شبح بود.
صحنهٔ پیشین بسیار خطرناک بود؛ اگر تنها به اندازهٔ چند نفسِ دیگر طول میکشید، فانگتماس یوان جان میباخت. حتی اکنون نیز، اگر روحِ شبح بارِ دیگر حرکتِ کشندهٔ خوردنِ قلب رانیست رویِ دژِ کوهِ سنگینِ خاکِ آرام به کار میگرفت، فانگ یوان از مرگ راهِ گریزی نداشت.
دژِ کوهِ سنگینِ خاکِ آرامدستکم نمیتوانست در برابرِ قدرتِ خوردنِبازیابیِ قلب بهطورِ کامل مقاومت کند!
با وجودخوردنِ این، روحِ شبحپسزنیِ دیگر فرصتی نداشت.
خیانتِ جاودانهٔ اهریمنیابتدا چی جوئه، کلِ وضعیتچهرهٔ را دگرگون کرده بود.
پیشتر، جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه سرزمینِ شی را در اختیار داشت که با نیایِاینکه دریایِ چی مقابله میکرد و میتوانست بخشی از فشار را از دوشِ روحِ شبح بردارد.اتحادی اما اکنون، جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه به دردسرسازترین شخص برای روحِ شبح بدل شده بود.
حرکت کشندهٔخاکِ جاودان — انفجارِدستکم دستِ بزرگِ چی!
نیایِ دریایِ چی حرکتِ کشندهاش را فعال کرد. روحِ شبحکوهِ آن را حس کرد و در حالی که دودِ سیاهیبازیابیِ پیرامونش پدیدار میگشت، بیدرنگ صد بازویش را به حرکت درآورد.
چهرهٔ نیایِ دریایِ چی از شدتِ فشار سرخ شد.کرد احساس میکرد در حالِ فشردنِ قطعهفلزی است که مدامنشان منبسط میشود؛ حرکتِ کشندهاش در آستانهٔ در هم شکستن بود!
حرکت کشندهٔتوانست جاودان —بپوشاند چیِ بینفسِ بالا-پایین!
در این لحظهٔ حساس، جاودانهٔ اهریمنی چیحفره جوئه با حرکتِ کشندهاش یورش برد و ضربهاشحرص را مستقیماً بر پیکرِ روحِ شبح فرود آورد.
دیری نپایید که روحِ شبح احساس کرد ریتمِ تنفسش به همسنگینِ ریخته است. جریانِ جوهرِ جاودانش ناپایدار شد و روشِ دفاعیاش کهکلامی در برابرِ انفجارِ دستِ بزرگِ چی مقاومت میکرد، بهشدت تضعیف گشت.
با بهرهگیری از اینیاد فرصت، نیایِ دریایِ چی قدرتِکرد بیشتری به حرکتش تزریق کرد.
گرومب!
انفجارِ دستِ بزرگِ چی با موفقیت به ثمر نشست وبازیابیِ در همین لحظه، جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه روشی مکمل به کارباهاش گرفت تا قدرتِ این انفجارِ دستِ بزرگِ چی را دوچندان کند.
بر اثرِ این برخورد، پیکرِ غولپیکرِ روحِ شبح به عقبکوهِ پرتاب شد و دهها بازویِ سیاهش منفجر گشتند، در حالیبازیابیِ که سراسرِ وجودش در گردوغبار و دود فرو رفته بود.