---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

اربابِ گو

چپتر 2255: فروش دردناک • ⏱ 12 دقیقه

چپتر 2255: فروش دردناک

0

صحرای غربی،‌همیشه​ مقرِ سرزمینِ‌شاخهٔ​ متبرکِ خاندان فانگ.

جاودانه‌های خاندان فانگ همگی‌می‌توانست​ حضور داشتند و رنگ از‌کند​ رخسارشان پریده و بی‌جان بود.

فضای تالار گفتگو چنان‌اونجا​ سنگین بود که نفس‌بهش​ را در سینه حبس می‌کرد.

«طبق اطلاعاتی که تازه به دستمون رسیده، خاندان وان‌معروف​ با خاندان چین دیدار کرده و خاندان چین هم‌قدرتش​ همین الان چین لانگ رو برای شرکت تو نبرد فرستاده.»

چین لانگ قدرتمندی نامدار در دنیای جاودانه‌های صحرای غربی بود. او تزکیهٔ رتبه هفت‌همچین​ داشت و در مسیر فضا تزکیه می‌کرد. ترفند خاص او جاروی گرداب بود؛ با‌شخص​ به کارگیری این حرکت، می‌توانست منطقه‌ای به وسعت ده هزار لی را پاکسازی کند.

«این یعنی اتحادی که خاندان وان برای لشکرکشی‌پاکسازی​ علیه خاندان فانگِ ما جمع کرده، همین الانش شامل‌شامل​ خاندان‌های شیائو، چین، سون، شی، گونگ و تانگ میشه.»

«نمایندهٔ خاندان سون، سون وانگِ.‌همچین​ قدرت نبرد بالایی نداره، اما‌قطعاً​ تو حرکت‌های کشندهٔ اکتشافی بی‌نهایت ماهره.»

«خاندان گونگ هم گونگ‌زمانِ​ جیائو چه رو فرستاده، همه‌تون‌معروف​ از دستاوردهای جنگیش خبر دارید.»

«جاودانهٔ خاندان شی، شی کانگ،‌رود​ قدرتمندیه که تازه اسم و رسم‌معروف​ درکرده و دفاع بسیار قدرتمندی داره.»

«جاودانهٔ خاندان تانگ، تانگ لان که، جاودانهٔ مسیر زمانه. او همیشه مسئولیت شاخهٔ رود‌فانگِ​ زمانِ خاندان تانگ رو بر عهده داشته. با اینکه زیاد معروف نیست، اما از اونجا‌اما​ که خاندان تانگ همچین وظیفهٔ مهمی رو بهش سپرده، قطعاً قدرتش از حد معمول بالاتره.»

«قوی‌ترین حامی همچنان خاندان‌اونجا​ شیائوئه. خاندان شیائو، شیائو‌بهش​ یه هو رو فرستاده!»

«درسته، این شخص تو جوانی برخورد بخت‌یارانه‌ای داشته؛ یه میراث حقیقیِ جاودانه به دست آورده و یه خانهٔ گوی جاودانِ‌بالاتره​ آسیب‌دیده نصیبش شده. شیائو یه هو با تکیه بر همین میراث تزکیه کرد تا اینکه به یه جاودانه تبدیل شد.‌شده​ بعدش با کمک خاندان شیائو خانهٔ گوی جاودان رو تعمیر کرد و اسمش رو به شیائو یه هو تغییر داد.»

«طبق شایعات، خانهٔ گوی جاودانِ مسیر تاریکیِ او، "لگن شبانه"، بی‌نهایت عجیب و شرورانه است!‌وظیفهٔ​ با اینکه اندازهٔ جیبیه، اما می‌تونه جاودانه‌ها رو به زور ببلعه. اگه جاودانه‌ای نتونه فرار کنه‌بخت‌یارانه‌ای​ و یه شب تو این لگن گیر بیفته، تبدیل به تلی از ادرار و مدفوع میشه.»

همان‌طور که به بحث ادامه‌منطقه‌ای​ می‌دادند، جاودانه‌های خاندان فانگ فشار عظیمی‌اتحادی​ را روی دوش خود احساس می‌کردند.

نیروهای برترِ صحرای غربی شامل چهارده خاندان می‌شد: خاندان لین، خاندان شیائو،‌معمول​ خاندان تیان، خاندان فانگ، خاندان دونگ، خاندان وان، خاندان سون، خاندان مو، خاندان‌جاودانه​ تانگ، خاندان چین، خاندان شی، خاندان گونگ، خاندان زوئو چیو و خاندان توئوبا.

اگر خاندان مرموز و منزویِ‌عهده​ یی نیز به حساب می‌آمد،‌نیست​ شمار آن‌ها به پانزده خاندان می‌رسید.

خاندان فانگ‌همیشه​ تنها یکی‌شاخهٔ​ از آن‌ها بود.

رتبه‌بندی دقیقی از‌حرکت​ قدرت خاندان‌های برتر‌وسعت​ در دست نبود.

صحرای غربی مانند مرز جنوبی نبود؛ خاندان وو در مرز جنوبی‌قدرتش​ از نظر قدرت در جایگاه نخست قرار داشت که این برتری‌بخت‌یارانه‌ای​ در طول دوره‌ای طولانی آزموده شده و مورد تأییدِ عمومیِ جاودانه‌ها بود.

قدرت یک نیروی برتر از جنبه‌های بسیاری‌اینکه​ سرچشمه می‌گرفت؛ برای نمونه، جاودانه‌ها، منابع، خانه‌های‌مهمی​ گوی جاودان و مواردی از این دست.

و این جنبه‌ها نیز‌شاخهٔ​ به نوبهٔ خود نقاط‌داشته​ ضعف و قوتی داشتند.

در شرایط واقعی، نیروهای برتر از راه‌های بسیاری با‌کند​ یکدیگر رقابت می‌کردند، متحد می‌شدند یا به دشمنی برمی‌خاستند.‌خاندان‌های​ از این رو، رتبه‌بندی نیروهای برتر کار نسبتاً دشواری بود.

طبیعتاً، توافقی‌معروف​ نسبی و‌اونجا​ مبهم وجود داشت.

برای مثال، در دنیای جاودانه‌های صحرای غربی، خاندان شیائو و خاندان تیان معمولاً از سوی‌بهش​ جاودانه‌ها بسیار محترم شمرده می‌شدند، زیرا در دوران صلحِ گذشته، این دو بزرگ‌ترین تجارت‌ها را‌میراث​ در اختیار داشتند. آن‌ها جاودانه‌های بسیاری داشتند و حتی جاودانه‌های رتبه هشت آن‌ها را رهبری می‌کردند.

قدرت خاندان‌همیشه​ فانگ در واقع‌رود​ کاملاً مطلوب بود.

خاندان فانگ جاودانهٔ رتبه هشت، فانگ گونگ، را در اختیار‌یعنی​ داشت، صاحب سه خانهٔ گوی جاودان بود و اکنون یک‌سون​ خانهٔ گوی جاودانِ مسیر خاک نیز به آن‌ها افزوده شده بود.

اگر کاخ لوبیای الهی را در اختیار‌مهمی​ داشتند، خاندان فانگ می‌توانست بی‌درنگ به نیروی‌قوی‌ترین​ غالب در دنیای جاودانه‌های صحرای غربی بدل شود.

بدبختانه، آن‌ها‌شاخهٔ​ در این‌زمانِ​ امر ناکام ماندند.

اکنون، خاندان فانگ‌مسئولیت​ با اتحاد دیگر‌زمانِ​ نیروهای برتر روبه‌رو بود!

این خاندان‌های برتر تنها کافی بود‌وسعت​ یک یا دو جاودانه بفرستند تا‌لشکرکشی​ خاندان فانگ را به دردسری جدی بیندازند.

اگر تنها یک‌سوم از نیروهای برتر خانه‌های گوی‌بهش​ جاودانِ خود را بسیج می‌کردند، همین کافی بود تا‌شیائوئه​ از مقیاس خانه‌های گوی جاودانِ خاندان فانگ پیشی بگیرند.

در این لحظه، خاندان‌زمانِ​ وان تنها باید با‌زیاد​ نیروهای برترِ باقی‌مانده تماس می‌گرفت.

جاودانه‌های خاندان فانگ از همین حالا‌زمانِ​ بار سنگینی را روی قلب‌هایشان احساس‌نیست​ می‌کردند؛ گویی روی هزاران سوزن نشسته بودند.

همان‌طور که جاودانه‌ها بحث می‌کردند، فانگ لنگ گفت: «همگی، لطفاً فراموش نکنید که هنوز وحشتناک‌ترین دشمنی که باید باهاش روبه‌رو بشیم باقی مونده...‌میشه​ دربار آسمانی! با اینکه اطلاعات میگه جاودانه‌های دربار آسمانی مسلماً تو امور داخلی صحرای غربی دخالت نمی‌کنند، اما دقیقاً به خاطر تضمین اون‌هاست‌درکرده​ که ما نمی‌تونیم از نفوذ والامقامِ جاودانِ عشق بزرگ استفاده کنیم، در نتیجه این خاندان‌های برترِ صحرای غربی از آخرین نگرانی‌شون هم خلاص شدن.»

«چیزی که بیشتر از همه منو نگران می‌کنه اینه که دربار‌قدرتش​ آسمانی دو جاودانهٔ رتبه هشت فرستاده. در میان اون‌ها، وان زی‌بخت‌یارانه‌ای​ هونگ یه قدرتمندِ نامدارِ جناح اهریمنی تو تاریخ صحرای غربی بوده.»

به محض اینکه نام وان زی هونگ به میان آمد،‌نیست​ برخی از جاودانه‌های خاندان فانگ منظور فانگ لنگ را فهمیدند:‌بالاتره​ «ممکنه این وان زی هونگ ربطی به خاندان وان داشته باشه؟»

«وان زی هونگ یه جاودانهٔ اهریمنیه، هیچ مدرکی دال بر ارتباط خونیِ اون با خاندان وان وجود نداره. اما حتی‌قدرتش​ اگه مدرکی نباشه، میشه جعلش کرد. اگه همه باور کنند که وان زی هونگ عضوی از خاندان وانه، دربار آسمانی‌آسیب‌دیده​ بهانه‌ای برای دخالت تو امور داخلی صحرای غربی پیدا می‌کنه. با وجود اینکه این احتمال ضعیفه، اما باید براش آماده باشیم.»

حرف‌های فانگ لنگ باعث‌می‌توانست​ شد بسیاری به نشانهٔ‌پاکسازی​ تأیید سر تکان دهند.

فانگ گونگ‌معروف​ در درون‌اونجا​ احساس رضایت می‌کرد.

او فانگ لنگ را به عنوان جانشین خود پرورش‌معروف​ داده بود و می‌دید که روزبه‌روز پخته‌تر می‌شود. به‌قدرتش​ ویژه در این مدت اخیر، رشد او کاملاً مشهود بود.

در این هنگام، فانگ یون گفت: «از نظر من، خاندان ما باید از والامقامِ جاودانِ عشق بزرگ کمک بخواد.‌قطعاً​ تا زمانی که این سرور کمک کنه، مهم نیست چند تا خاندان برترِ صحرای غربی بهمون حمله کنند، جای هیچ‌جاودانِ​ نگرانی نیست. و تنها والامقامِ جاودانِ عشق بزرگ می‌تونه در برابر والامقامِ جاودانِ صورت فلکی از دربار آسمانی ایستادگی کنه.»

فانگ یون جانشین فانگ دی چانگ بود و‌پاکسازی​ برخلاف فانگ لنگ که صرفاً مسئله را بیان‌الانش​ کرد، او مستقیماً راهکارش را به زبان آورد.

در دورانی که فانگ دی چانگ‌وظیفهٔ​ اسیر بود، فانگ یون رهبریِ جناحِ مسیر‌بالاتره​ خردِ خاندان فانگ را بر عهده گرفت.

او از این طریق تجربیات بسیاری‌داشته​ اندوخت و نفوذش در خاندان فانگ‌همچین​ نیز به طرز چشمگیری افزایش یافت.

اما اینکه چرا نامی از والامقامِ جاودانِ‌عهده​ خورشید عظیم نبرد، دلیلش این بود که‌همچین​ خاندان فانگ هیچ پیوندی با او نداشت.

در واقع، حتی اگر موفق می‌شدند با او تماس بگیرند،‌یعنی​ والامقامِ جاودانِ خورشید عظیم به آن‌ها شک می‌کرد. به هر‌سون​ حال، ارتباط میان خاندان فانگ و فانگ یوان بسیار عمیق بود.

فانگ لنگ با اخمی بر چهره گفت: «والامقامِ جاودانِ عشق بزرگ پیش از این چند‌حامی​ جاودانه از نژاد مردمان سنگی فرستاده، اما اونا فقط مسئول بردنِ نقاط منابع هستن. ما درخواست‌مون‌آسیب‌دیده​ رو براش فرستادیم، اما به نظر نمیاد والامقامِ جاودانِ عشق بزرگ... تمایلی به دخالت داشته باشه.»

خاندان فانگ پیش‌تر برخی از منابع‌داشته​ را آشکارا از طریق آسمانِ زردِ‌همچین​ گنجینه با فانگ یوان معامله کرده بود.

دستهٔ دیگرِ نقاط منابع، مخفیانه با فانگ یوان معامله می‌شد. طبیعتاً این‌نیست​ موارد نمی‌توانستند از طریق آسمانِ زردِ گنجینه منتقل شوند؛ بزرگ‌ترین نقصِ آسمانِ‌حامی​ زردِ گنجینه، شفافیتِ آن بود که باعث می‌شد هر معامله‌ای فاش گردد.

نقاط منابع همگی شمرده و ثبت‌وسعت​ شده بودند؛ تنها با معاملهٔ پنهانیِ آن‌ها‌علیه​ می‌شد این اطلاعات را مخفی نگه داشت.

در این لحظه، فانگ دی چانگ سرانجام لب به سخن‌قطعاً​ گشود: «احتمال اینکه بتونیم والامقامِ جاودانِ عشق بزرگ رو به‌جوانی​ اقدام واداریم خیلی کمه، خاندان ما هم از پسِ هزینه‌ش برنمیاد.»

او تا پیش‌رود​ از این سکوت‌داشته​ اختیار کرده بود.

علاوه بر او، فانگ گونگ‌رود​ و فانگ هوا شنگ نیز‌زیاد​ همین رویه را پیش گرفته بودند.

این سه نفر، رهبران حقیقی خاندان فانگ بودند و افکارشان را به‌لشکرکشی​ این سادگی‌ها بروز نمی‌دادند. افزون بر این، آن‌ها با این کار به‌نمایندهٔ​ فانگ لنگ و فانگ یون فرصت می‌دادند تا خود را آبدیده کنند.

نیروهای ابرقدرت با جاودانه‌های تنها‌همچین​ تفاوت داشتند؛ آن‌ها معمولاً پرورش نسل‌های‌قدرتش​ آینده را در اولویت قرار می‌دادند.

با به سخن‌رود​ درآمدنِ فانگ دی‌داشته​ چانگ، دیگران سکوت کردند.

آن‌ها در سکوت به فانگ دی‌زمانِ​ چانگ چشم دوختند، در حالی که‌نیست​ اعتمادِ آشکاری در نگاهشان موج می‌زد.

فانگ دی چانگ پیش از ادامه دادن، ناگهان خنده‌ای سر‌یعنی​ داد و گفت: «جای نگرانی نیست، من استنتاج کردم و‌سون​ فهمیدم که احتمالِ دخالتِ والامقامِ جاودانِ صورت فلکی بی‌نهایت پایینه.»

«والامقام‌ها در تقابل با هم، سعی می‌کنن از درگیری مستقیم دوری‌قدرتش​ کنن و به خاطر مسائل ما شخصاً وارد عمل نمی‌شن. خودتون‌بخت‌یارانه‌ای​ رو خیلی دست‌بالا نگیرید. تو چشم والامقام‌ها، ما به پستیِ مورچه‌ایم.»

جاودانه‌های خاندان فانگ در سکوت‌عهده​ گوش سپردند و با حالت‌های‌نیست​ عجیبی در چهره‌شان سر تکان دادند.

شاید این نخستین باری بود‌رود​ که از ضعف و نادیده‌زیاد​ گرفته شدنِ خود احساس خرسندی می‌کردند.

فانگ دی چانگ در ادامه افزود: «اما ما همچنان‌کند​ باید با فانگ یوان معامله کنیم، باید بهش تکیه‌خاندان‌های​ کنیم و در ازای داراییمون، حمایت بیشتری ازش بگیریم!»

فانگ گونگ با درک معنای نهفته در این سخنان، اخم کرد و گفت: «از وقتی قلمروهای خاندان وان رو‌شخص​ اشغال کردیم، تا همین الانش هم خیلی از نقاط منابعشون رو با فانگ یوان معامله کردیم و در ازاش‌کمک​ گویِ جاودان و منابع دیگه گرفتیم. جاودانه‌های مرد سنگی که فانگ یوان فرستاده، هنوز دارن نقاط منابع رو جابه‌جا می‌کنن.»

فانگ دی چانگ سر تکان داد: «اما این هنوز کافی نیست، ما به خانه‌های گویِ جاودانِ بیشتری نیاز داریم! وقتی‌بالاتره​ جنگ شروع بشه، ما فقط یه رتبه هشت داریم که تویی. اما ارتش اتحاد خاندان وان احتمالا چند تا از اونا‌تکیه​ رو دارن؛ حتی اگه الان خودشون رو نشون نداده باشن، به محض اینکه ورقِ جنگ برگرده، برای پشتیبانی از راه می‌رسن.»

«پس ما به خانه‌های گویِ جاودان نیاز داریم! فقط در اون صورته که رتبه شش‌ها‌وظیفهٔ​ و رتبه هفت‌های ما به کار میان. فقط این‌طوری می‌تونن جونشون رو تو نبرد حفظ‌برخورد​ کنن. اونا با داشتنِ خانه‌های گویِ جاودان می‌تونن تا حدودی برای پیشروی یا عقب‌نشینی مانور بدن.»

جاودانه‌های خاندان‌این​ فانگ در‌می‌توانست​ سکوت فرو رفتند.

فانگ دی چانگ آهی کشید و گفت: «همهٔ ما‌سپرده​ می‌دونیم که وضعیت فعلی به شدت وخیمه. خاندان فانگِ‌درسته​ ما داره جلوی کل جناح حقِ صحرای غربی می‌ایسته!»

«ما نمی‌تونیم سطح تزکیه‌مون رو مستقیماً بالا ببریم،‌زیاد​ ذخایر سنگ جوهر جاودانمون هم کافی نیست، اما‌سپرده​ دربار آسمانی می‌تونه بی‌وقفه براشون سنگ‌های جوهر جاودان بفرسته.»

«ما باید ضربهٔ مهلکی به این موج از ارتش اتحاد وارد کنیم.‌نیست​ در غیر این صورت، حتی اگه از این مهلکه جون سالم به‌حامی​ در ببریم، ارتش اتحادِ دوم و سومی هم در کار خواهد بود.»

«خاندان فانگِ ما جلوی چند موج می‌تونه دوام‌پاکسازی​ بیاره؟ راستش رو بخواید، ما تمام قدرتمون رو‌الانش​ فقط برای دفع همین موج اول مصرف می‌کنیم.»

فانگ هوا شنگ‌نیست​ زبان به تحسین گشود:‌مهمی​ «این قضاوت کاملاً درسته.»

سپس، فانگ دی چانگ پیشنهادِ معاملهٔ‌داشته​ سه نقطهٔ منابع بزرگ، از جمله‌همچین​ برکهٔ خاکِ زرد-سیاه را مطرح کرد.

جاودانه‌های خاندان فانگ یکه خوردند.

«برکهٔ خاکِ زرد-سیاه‌حرکت​ یه ابرنقطهٔ منابع‌وسعت​ به حساب میاد.»

«این اصلاً شوخی‌بردار نیست!»

«این برترین نقطهٔ منابع خاندان‌عهده​ وانه و غرورشون بهش گره‌نیست​ خورده. قراره به همین راحتی بفروشیمش؟»

«سود بلندمدتِ چشمگیری برامون داره!»

فانگ دی چانگ سخنی‌می‌توانست​ نگفت و تنها به‌پاکسازی​ فانگ گونگ چشم دوخت.

فانگ گونگ لحظاتی به فکر‌همچین​ فرو رفت و سپس قاطعانه‌قطعاً​ گفت: «موافقم، همین کار رو می‌کنیم!»

فانگ دی چانگ لبخندی زد.‌عهده​ در این لحظهٔ سرنوشت‌ساز، فانگ‌نیست​ گونگ او را ناامید نکرده بود.

او ادامه داد: «در مورد بقیهٔ نقاط منابع‌داشته​ می‌شه بعداً بحث کرد، اما برکهٔ خاکِ زرد-سیاه‌مهمی​ رو باید آشکارا با فانگ یوان معامله کنیم!»

فانگ یون با چشمانی که‌منطقه‌ای​ از هیجان برق می‌زد، بی‌درنگ واکنش‌اتحادی​ نشان داد: «اوه؟ چه نقشهٔ زیرکانه‌ای!»

با شنیدنِ تصمیم خاندان‌اونجا​ فانگ، شی گوا بی‌بهش​ و دیگران شگفت‌زده شدند.

«خاندان فانگ‌شاخهٔ​ عجب درک عمیقی‌عهده​ از اوضاع داره!»

«مهم‌تر از اون، ما‌شاخهٔ​ هیچ راهی برای جابه‌جا‌داشته​ کردن همچین ابرنقطهٔ منابعی نداریم.»

شی گوا بی و‌می‌توانست​ دیگر جاودانه‌های مرد سنگی، تا‌کند​ حدی احساس معذب بودن می‌کردند.

آن‌ها تنها از تزکیهٔ رتبه هفت‌وظیفهٔ​ برخوردار بودند، در حالی که این ابرنقطهٔ‌بالاتره​ منابع در سطح رتبه هشت قرار داشت.

ناگهان لو وِی یین پدیدار گشت و با سخنانش، حسِ معذب‌اونجا​ بودنِ جاودانه‌های مرد سنگی را برطرف ساخت: «جای نگرانی نیست، رئیس‌حامی​ اتحاد عشق بزرگ از قبل پیش‌بینیِ این مسئله رو کرده بود.»

لو وِی یین به اتحاد عشق بزرگ آسمان‌داشته​ و زمین پیوسته بود؛ طبیعتاً او با دریافتِ‌مهمی​ دستور مستقیمِ فانگ یوان به آنجا آمده بود.

قدرت دفاعیِ او در میان شبه‌والامقام‌ها بی‌نظیر بود، تا جایی که می‌توانست با دو‌فانگِ​ تن از جاودانه‌های دربار آسمانی برابری کند. افزون بر این، او مسیرِ خاک را تزکیه‌اما​ می‌کرد و از این رو، جابه‌جاییِ برکهٔ خاکِ زرد-سیاه برایش هیچ دشواریِ به همراه نداشت.

چنین اقدام هوشمندانه‌ای که به منزلهٔ زدنِ دو نشان‌سپرده​ با یک تیر بود، لو وِی یین را به‌درسته​ شایسته‌ترین فرد برای اعزام به صحرای غربی بدل می‌ساخت!

ناولها | novelha.net