---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

اربابِ گو

چپتر 2073: تزکیهٔ پرشور • ⏱ 15 دقیقه

چپتر 2073: تزکیهٔ پرشور

0

فعال‌سازیِ آرایهٔ جاودان و‌ریخت​ جدیدِ مسیر زمان، به‌قرار​ نقطه‌ای حساس رسیده بود.

فانگ یوان اراده کرد: «برو.»‌فرعیِ​ توده‌ای بزرگ از عسل کاکتوس‌سطحِ​ به درون آرایه پرتاب شد.

این ماده‌ای جاودان‌شروع​ از مسیر زمان و‌زیرین​ در رتبه ۸ بود.

در لحظهٔ بعد، نوری ژرف فوران کرد‌فرعیِ​ و به ذراتِ نورانیِ بی‌شماری بدل گشت‌بالا​ که همچون آتش‌بازیِ نقره‌ای-سفید، به سرعت پراکنده شدند.

ذرات نور بی‌هیچ نشانه‌ای به سرعت محو‌مهِ​ شدند، گویی آرایه‌ای که فانگ یوان با تلاشی‌جای​ شگرف بنا کرده بود، به‌کلی ناکام مانده است.

با وجود این، هنگامی که فانگ یوان حرکت کشندهٔ کاوشگرِ خود را به‌آمد​ کار گرفت، تصویرِ شبح‌وارِ حوضچه‌ای را در میانِ هوا دید. این حوضچه به حوضچهٔ‌می‌پوشاند​ جوهر سال می‌مانست، اما چندان بزرگ نبود و تنها حدود ده‌درصدِ آن وسعت داشت.

فانگ یوان پیش از آنکه با‌زمینِ​ رضایت سر تکان دهد، مدتی به‌مهِ​ بررسی پرداخت؛ چیدمانِ این آرایه موفقیت‌آمیز بود.

با اراده‌ای، حوضچهٔ جوهر سالِ رتبه ۸ را در‌انباشته​ نُه آسمانِ کوچک گشود. شاخه‌ای از رود زمان به‌کفِ​ پایین سرازیر گشت و در حوضچهٔ فرعیِ نوساز انباشته شد.

هنگامی که آبِ رود زمان در حوضچهٔ فرعی تا سطحِ‌می‌پوشاند​ مشخصی بالا آمد، حوضچه خودبه‌خود شروع به کار کرد. آبِ رود‌گل‌ها​ از کفِ آن عبور کرد و بر زمینِ زیرین فرو ریخت.

در زیرِ حوضچهٔ فرعیِ جوهر سال، پهنه‌ای از مهِ سفید‌سطحِ​ قرار داشت. این مه، مردابی را می‌پوشاند که شمارِ زیادی از‌ریخت​ گیاهان برهوت را در خود جای داده بود؛ گل‌های مردابِ مطلق.

برخی از این گل‌ها به شکلِ غنچه‌ای ایستاده به درشتیِ یک‌پهنه‌ای​ خانه بودند. برخی دیگر شکوفا شده و با گلبرگ‌هایِ به‌هم‌پیوسته‌شان به شیپوری‌مردابِ​ می‌مانستند که رشته‌هایِ مهِ سفید پیوسته از مادگی‌شان به بیرون تراوش می‌کرد.

این همان مردابِ مطلقِ مه‌گل‌پایین​ بود که فانگ یوان با‌آبِ​ دقتی ظریف بنا کرده بود.

خوراکِ گویِ جاودانِ حسرت‌ریخت​ در رتبه ۸، مهِ‌قرار​ تازهِ گلِ مردابِ مطلق بود.

تحتِ آبیاریِ شاخهٔ رود زمان، گذرِ زمان در سراسرِ مردابِ مطلقِ‌مشخصی​ مه‌گل شتاب گرفت. آبِ رود زمان همچنان در محیطِ اطراف پخش می‌شد،‌پهنه‌ای​ اما دیوارهایی از نورِ آبیِ نیمه‌شفاف پیرامونِ مردابِ مطلقِ مه‌گل پدیدار گشت.

بدین ترتیب، شتابِ‌شروع​ زمان تنها به محدودهٔ‌زیرین​ درونِ دیوارها محدود می‌شد.

فانگ یوان چندین بار به بررسی پرداخت‌فرعیِ​ و با نیافتنِ هیچ نقصی، با رضایتی عمیق‌آمد​ اندیشید: «موفقیت‌آمیز بود، حتی می‌توان گفت بی‌نقص است.»

فانگ یوان روشِ ایجادِ دیوارهایِ‌زیرِ​ نیمه‌شفافِ آبی‌رنگ را از غار-بهشتِ‌می‌پوشاند​ اختلافِ زمان به دست آورده بود.

نقاط منابعِ بزرگِ غار-بهشتِ اختلافِ زمان همگی بدین شکل بودند؛ محصور در دیوارهایی‌آمد​ از نور، جایی که سرعتِ گذرِ زمان در درونشان چندین برابرِ دیگر مناطق‌مردابی​ بود. از این رو، غار-بهشتِ اختلافِ زمان تولیدِ چشمگیری در منابعِ مسیر زمان داشت.

فانگ یوان حوضچهٔ جوهر سال را بر روی بنیانِ اصلی افزود؛ هر حوضچهٔ فرعی وظیفهٔ تنظیمِ زمانِ یک منطقهٔ مسیر زمان را بر عهده داشت. حوضچهٔ جوهر سالِ‌غنچه‌ای​ رتبه ۸ سدِ اصلی بود و این حوضچه‌هایِ فرعیِ جوهر سال، سدهای ثانویه به شمار می‌رفتند. شاخه‌ای که از رود زمان کشیده شده بود، ابتدا در حوضچهٔ جوهر سال‌تحتِ​ انباشته می‌شد و بزرگ‌ترین انشعابِ آن در سراسرِ روزنهٔ جاودان جریان می‌یافت، در حالی که انشعاباتِ فرعیِ بسیاری در سدهای ثانویه جمع می‌شدند و تولیدِ منابع را شتاب می‌بخشیدند.

بدین ترتیب، سرعتِ تولیدِ‌رود​ منابعِ فانگ یوان بیش‌نوساز​ از ده برابر افزایش یافت!

طبیعتاً، این روش تنها برای شتاب بخشیدن به‌قرار​ تولیدِ منابع به کار نمی‌رفت، بلکه می‌شد آن‌داده​ را بر روی کرم‌های گو نیز اعمال کرد.

با قرار دادنِ کرم‌های گو در‌نوساز​ منطقه‌ای از مسیر زمان با گذرِ کُند،‌آمد​ نیازِ غذاییِ آن‌ها به شدت کاهش می‌یافت.

این روش در دستِ دیگر جاودانه‌ها تأثیرِ ناچیزی نشان می‌داد و دلیلش ساده بود؛ تضادِ نشان‌های‌شمارِ​ دائو. مناطقِ مسیر زمان در ذاتِ خود روشی از مسیر زمان بودند؛ اگر بر روی کرم‌های‌بودند​ گویِ مسیرهایِ دیگر اعمال می‌شدند، هرچه رتبهٔ گوها بالاتر بود، تأثیرِ این روش بر آن‌ها کمتر می‌شد.

فانگ یوان نشان‌های دائو مسیر آسمان را در اختیار داشت‌آبِ​ که می‌توانستند اصطکاکِ درونی را کاهش دهند. پس از آزمودنِ‌زمینِ​ این روش، دریافت که تأثیراتِ آن شگرف و خیره‌کننده است.

از یک سو، می‌توانست نیازِ غذاییِ کرم‌های گو را تقلیل دهد؛ و‌زیادی​ از سوی دیگر، تواناییِ افزایشِ تولیدِ منابع را داشت. معضلِ خوراکِ کرم‌های‌ایستاده​ گو پیش از آنکه حتی به یک بحران بدل شود، برطرف گشته بود.

نیایِ دریای چی رفته‌سرازیر​ بود، اما فانگ یوان در‌فرعی​ این چند روز بیکار ننشست.

سرزمین‌های متبرکی که از جاودانه‌هایِ کشته‌شدهٔ‌زمینِ​ دریای شرقی بر جای مانده بود،‌مهِ​ تقریباً همگی توسط او الحاق شدند.

و در خصوصِ غار-بهشت‌هایِ دو آسمان،‌سرازیر​ فانگ یوان قصد داشت فعلاً آن‌ها‌سطحِ​ را به حالِ خود رها کند.

نخست آنکه، روزنهٔ جاودانِ فرمانروا به خوراک نیاز داشت و باید هر از گاهی یک‌جای​ غار-بهشت را الحاق می‌کرد؛ این کار همچنین می‌توانست شمارشِ معکوسِ بلایا و مصائب را از نو‌گلبرگ‌هایِ​ آغاز کند و به فانگ یوان اجازه می‌داد تا برنامه‌هایش را با انعطافِ بیشتری پیش ببرد.

دوم آنکه، غار-بهشت‌ها همچون گلدان‌هایی بودند که میوه‌های برداشت چی را در خود پرورش می‌دادند. هرچند امیدِ چندانی‌زمینِ​ در میان نبود، اما اگر میوه‌های برداشت چی می‌توانستند به رشدِ خود ادامه دهند، این امر نه تنها‌مطلق​ عاملِ سرکوبی برای اعضایِ اتحاد انسان‌های دگرگونه به شمار می‌رفت، بلکه می‌توانست بدلِ دریای چی را نیز تغذیه کند.

اما در مورد سه غار-بهشتی‌عبور​ که فانگ یوان پیش‌تر الحاق‌زیرِ​ کرده بود، وجودشان ضرورتی اجتناب‌ناپذیر داشت.

فانگ یوان نیازِ‌شاخه‌ای​ مبرمی به تجدیدِ‌سرازیر​ جوهر جاودانِ خود داشت.

بازدهیِ استفاده از سنگ‌های جوهر جاودان برای بازیابیِ‌قرار​ جوهر جاودانِ رتبه ۸ بسیار پایین بود و‌داده​ منبعِ اصلی، تولیدِ درونیِ خودِ روزنه به شمار می‌رفت.

اما تولیدِ جوهر جاودان در روزنهٔ جاودان، به هستهٔ خاستگاه‌سطحِ​ روزنه جاودان بستگی داشت. و تقویت شدن یا نشدنِ هستهٔ‌فرو​ خاستگاه روزنه جاودان نیز، در گروِ توسعهٔ روزنهٔ جاودان بود.

برای تسریعِ این توسعه،‌کفِ​ فانگ یوان ناگزیر به‌فرو​ الحاقِ آن سه غار-بهشت بود.

جنگ تقدیر بخشِ عظیمی از ذخایرِ جوهر جاودانِ فانگ یوان را بلعیده بود. پس از آن نیز، فانگ یوان هیچ مجالی برای‌فرو​ استراحت نیافت؛ او در طولِ جزر و مد چی به مکان‌های بسیاری شتافت تا راهی برای مقابله با نشان‌های دائو مسیر آسمان‌درشتیِ​ بیابد. پس از یافتنِ این روش، فانگ یوان وارد دربار آسمانی شد که بی‌درنگ نبردِ تعقیب و گریز را در پی داشت.

در این مدت، فانگ یوان در نبردهای بی‌شماری جنگیده‌مردابی​ بود و تقریباً تمامِ این نبردها در برابر دشمنانی‌مردابِ​ قدرتمند بود که در اوجِ دنیایِ جاودانه‌ها قرار داشتند.

اکنون، ذخایرِ جوهر جاودانِ فانگ یوان به زیرِ خطِ هشدار‌سطحِ​ سقوط کرده بود؛ او به استراحت و تجدید قوا نیاز‌فرو​ داشت و در کوتاه‌مدت قادر به هیچ نبردِ دیگری نبود!

«خوشبختانه حوضچهٔ جوهر سال را تصاحب کردم و روش‌هایِ مسیر زمانِ بسیاری در‌قرار​ اختیار دارم که می‌توانند جریانِ زمانِ روزنهٔ جاودانم را تا سرحدِ ممکن شتاب‌گل‌ها​ بخشند. در غیر این صورت، جوهر جاودانم تا به حال کاملاً ته کشیده بود.»

«حیف که لوتوس امپراتوری گنجینه جوهر‌سرازیر​ آسمانی رتبه ۸ را ندارم، وگرنه‌سطحِ​ نیازی نبود نگرانِ این موضوع باشم.»

لوتوس امپراتوری گنجینه جوهر آسمانی می‌توانست جوهر جاودانِ رتبه ۸ تولید کند؛ صاحبِ آن، والامقامِ جاودانِ نیلوفر آغازین، والامقامی با عظیم‌ترین ذخایرِ جوهر جاودان در تاریخ‌خانه​ بود! از زمانی که والامقامِ جاودانِ نیلوفر آغازین تزکیهٔ خود را آغاز کرد، به نظر می‌رسید که هرگز دغدغه‌ای برای جوهر ازلی یا جوهر جاودان نداشته‌تحتِ​ است. در نقطهٔ مقابل، دشمنانش در هنگام نبرد با نیلوفر آغازین، اغلب در وضعیتِ اسف‌بارِ تهی شدنِ تمامِ جوهر ازلی و جوهر جاودانِ خود گرفتار می‌شدند.

فانگ یوان در حال حاضر با‌نوساز​ کمبودِ جوهر جاودان مواجه بود و این‌آمد​ امر، روندِ بهبودی‌اش را به تأخیر می‌انداخت.

برای کاوش در‌شروع​ قلمروهای رؤیا، به‌زمینِ​ جوهر جاودان نیاز داشت.

برای تزکیهٔ مسیر‌شاخه‌ای​ روح، به جوهر‌سرازیر​ جاودان نیاز داشت.

او بسیاری از گوهایِ جاودانِ خود را از دست داده بود و آن‌ها باید دوباره پالایش می‌شدند.‌گل‌های​ گوهایِ جاودانِ رتبه‌پایینِ بسیاری در اختیار داشت که نیازمندِ ارتقا بودند. گوهایِ جاودانِ آسیب‌دیده نیز باید با‌می‌مانستند​ استفاده از روش‌های مسیر پالایش ترمیم می‌شدند که این کار هم به نوبهٔ خود، جوهر جاودان می‌طلبید.

از آنجا که جوهر جاودان کمیاب بود، فانگ یوان‌فرعی​ چاره‌ای نداشت جز آنکه اندک جوهر باقی‌مانده را برای موقعیت‌های‌زیرین​ پیش‌بینی‌نشده حفظ کند و این کارها را فعلاً کنار بگذارد.

تنها از آنجا که دشواریِ خلقِ حرکات کشندهٔ ترکیبی بسیار ناچیز‌پهنه‌ای​ بود، به زحمت از پس آن برمی‌آمد. آزمایش حرکات کشندهٔ جدید بی‌شک‌مردابِ​ نیازمند جوهر جاودان بود، اما این مقدار در محدوده‌ای پذیرفتنی قرار داشت.

افزون بر انباشت جوهر جاودان و استنتاج‌فرعیِ​ حرکات کشندهٔ ترکیبی، فانگ یوان نقاط منابع را‌آمد​ جابه‌جا می‌کرد و مواد جاودان را سامان می‌بخشید.

فانگ یوان تمام نقاط منابعِ غار-بهشت‌های دو آسمان را که قابلیت جابه‌جایی داشتند، منتقل کرد.‌جای​ از این گذشته، این غار-بهشت‌ها در دو آسمانِ ازلی قرار داشتند و باید از پهنه‌ای‌شده​ وسیع دفاع می‌کردند، از این رو نمی‌توانستند به‌موقع در برابر حملات دشمن از خود دفاع کنند.

مواد جاودانِ بی‌شمار دسته‌بندی شده و در چندین انبار درون روزنهٔ جاودانِ‌بالا​ فرمانروا ذخیره گشتند. فانگ یوان با تقلید از دربار آسمانی، چندین انبار بزرگ‌قرار​ و آشکار و همچنین چندین انبار پنهان برای اقلام بسیار ارزشمند بنا کرد.

جاودانه‌های انسان دگرگونه از‌کفِ​ لطف ارادهٔ آسمان برخوردار‌فرو​ بودند و ثروتی هنگفت داشتند.

در میان منابع، مواد جاودانِ مسیر چوب از همه فراوان‌تر بود. از‌سطحِ​ آنجا که شیائو هه جیان و حکیمِ بزرگِ جنگلِ سبز از ریزمردمان‌زیرِ​ بودند، افزون بر آن‌ها، دو غار-بهشتِ مسیر چوب نیز در آنجا قرار داشت.

طبیعتاً مواد جاودانِ بسیاری از مسیرهای دیگر نیز به چشم‌می‌پوشاند​ می‌خورد، اما آنچه فانگ یوان را به وجد آورد، دستیابی‌برخی​ به مواد جاودانِ مسیر بخت بود؛ آن هم در مقیاسی حیرت‌انگیز!

برای نمونه، هیولای برهوتِ باستانیِ مسیر بخت، گربهٔ غلتان؛‌فرعی​ پس از جمع‌آوریِ تمامی آن‌ها، فانگ یوان دریافت که‌زمینِ​ ده‌ها قلاده از این جانور را گرد آورده است.

این گربهٔ کوچک بی‌نهایت ظریف‌عبور​ بود و می‌توانست روی کفِ دستِ‌پهنه‌ای​ بازِ یک انسان بالغ غلت بزند.

گربهٔ غلتان با خزِ سپید چون برف، پنجه‌های لطیف و چشمانِ‌فرعی​ درشت، درخشان و سیاهش، بی‌نهایت دلنشین به نظر می‌رسید. صدای خرخرِ آن‌ریخت​ نیز بسیار ظریف بود، میو میو میو... چنان‌که دلِ شنونده را می‌ربود.

یشمِ بخت نیز در میان آن‌ها بود؛ مادهٔ جاودانِ مسیر‌می‌پوشاند​ بخت با رتبهٔ هشت. این یشم گهگاه نوری خیره‌کننده ساطع‌برخی​ می‌کرد و دربردارندهٔ شمارِ انبوهی از نشان‌های دائوی مسیر بخت بود.

آبِ شکافِ دندان، مادهٔ دیگری از مسیر بخت بود. ظاهرِ آن تفاوتی با آبِ‌خودبه‌خود​ چشمهٔ معمولی نداشت، اما اگر کسی آن را می‌نوشید، در شکافِ میانِ دندان‌هایش گیر‌شمارِ​ می‌کرد؛ این امر نه‌تنها به‌شدت ناخوشایند بود، بلکه بختِ جاودانه را نیز به‌شدت کاهش می‌داد.

فانگ یوان در افکارش سنجید: «اتحاد انسان‌های دگرگونه کسی رو نداره که مسیر بخت رو تزکیه کنه. اما این جماعت تونستن‌داده​ آرمان‌شهری دور از سلطهٔ انسان‌ها بسازن، از دنیا گوشه‌گیری کردن و زادوولد کردن؛ پس بختشون طبیعتاً باید بالا باشه. چه برسه‌مادگی‌شان​ به اینکه لطف ارادهٔ آسمان رو هم دارن!» با این تفاسیر، دستیابی به این مواد جاودانِ مسیر بخت کاملاً منطقی بود.

این مواد جاودانِ مسیر بخت برای‌سرازیر​ فانگ یوان ارزشِ والایی داشتند و درست‌مشخصی​ در زمانِ مناسب به دستش رسیده بودند.

زیرا او نیازمندِ ارتقای بسیاری از گوهای جاودانِ مسیر بخت بود، اما‌زیادی​ تا به حال تنها رتبهٔ دیگِ پختِ بخت را بالا برده بود. رتبهٔ‌درشتیِ​ دیگِ پختِ بخت برای فانگ یوان در وضعیتِ کنونی‌اش، تا حدودی پایین بود.

فانگ یوان تخمین می‌زد که در‌نوساز​ آینده مقدارِ هنگفتی از مواد جاودان و‌آمد​ حتی گوی جاودان به دست خواهد آورد.

چرا که آن جاودانه‌های‌کفِ​ اسیرِ دریای شرقی، همچنان در‌ریخت​ روزنهٔ جاودانِ فرمانروا محبوس بودند!

نامه‌های اخاذیِ فانگ یوان از‌پایین​ پیش برای تمامِ نیروهای بزرگِ‌آبِ​ دریای شرقی ارسال شده بود.

پس از آنکه سرانِ جناح حقِ دریای شرقی نامه‌های اخاذی را دریافت‌زیادی​ کردند، آن‌ها را برای نیای دریای چی فرستادند، به این امید که‌ایستاده​ نظرش را بشنوند و از او بخواهند در این باره تصمیم‌گیری کند.

نیای دریای چی به‌تازگی سرکشی به تمام غار-بهشت‌های دو‌فرعی​ آسمان را که با او متحد شده بودند، به پایان‌زیرین​ رسانده و تمامِ میوه‌های برداشتِ چی را جذب کرده بود.

در حال حاضر، نشان‌های دائوی‌عبور​ مسیر چیِ او از مرزِ‌زیرِ​ دو میلیون عبور کرده بود!

در کمتر از نیم‌ماه، قدرتِ‌پایین​ همزادِ دریای چی با سرعتی‌آبِ​ تکان‌دهنده و به‌شکلی انفجاری افزایش یافت.

همزادِ دریای چی این موضوع را فاش نکرد و‌مردابی​ فعلاً آن را پنهان نگه داشت؛ او قصد داشت تا‌مطلق​ جایی که امکان دارد این راز را مخفی نگه دارد.

نیای دریای چی در دل امیدوار بود: «اگه اون میوه‌های‌سطحِ​ برداشتِ چیِ باقی‌مونده بتونن دوباره رشد کنن، خیلی بهتر میشه.»‌فرو​ اما می‌دانست که احتمالِ رخ‌دادنِ چنین چیزی بسیار اندک است.

میوه‌های برداشتِ چی به‌خاطر جزرومدهای چی پدید می‌آمدند. از‌ریخت​ آنجا که تقریباً تمام غار-بهشت‌ها روی رگه‌های آسمان قرار‌گیاهان​ داشتند، با این پدیده دچار مشکلاتِ جدی شده بودند.

در نبردِ تعقیبِ فانگ یوان، جزرومدهای چیِ پنج منطقه هیچ‌آبِ​ حرکتی از خود نشان ندادند، که این امر گواه بر آن‌زیرین​ بود که ادغامِ چیِ پنج منطقه به پایانِ خود نزدیک می‌شود.

نیای دریای چی‌فرو​ همچنین در اندیشهٔ‌پهنه‌ای​ تزکیهٔ خویش بود.

او نه از نظرِ نشان‌های دائو‌نوساز​ کمبودی داشت و نه از نظرِ جوهر‌آمد​ جاودان؛ تنها خلأِ او حرکات کشنده بود.

نیای دریای چی تنها چند حرکت کشندهٔ قابل‌قبول در چنته داشت. هرچند او میراث‌مردابی​ حقیقیِ خاستگاه ازلی را به دست آورده بود، اما دربار آسمانی با حرکات کشندهٔ‌غنچه‌ای​ درونِ آن آشناییِ کامل داشت و از این رو، آن حرکات نیازمندِ اصلاح بودند.

جاه‌طلبیِ نیای دریای‌شاخه‌ای​ چی طبیعتاً به‌سرازیر​ همین‌جا ختم نمی‌شد.

او می‌خواست نظام‌فرو​ مبارزاتیِ مختصِ خود‌پهنه‌ای​ را خلق کند!

حرکات کشندهٔ او به‌تنهایی برای درهم‌کوبیدنِ برخی از خبرگانِ رتبه هشت‌مشخصی​ یا شبه‌والامقام‌های ضعیف‌تر کفایت می‌کرد. اما برای رویارویی با افرادی چون‌زیرِ​ روحِ شبح و دوک لونگ، او نیازمندِ یک نظام مبارزاتیِ بی‌نقص بود.

عامل اصلیِ تأثیرگذار بر قدرتِ یک جاودانه، سطح تزکیه بود. با این حال، حرکات کشنده، گوی جاودان، جوهر جاودان، شرایطِ مساعد‌داده​ و مواردی از این دست نیز نقشِ بسزایی داشتند. برای نمونه، حرکات کشندهٔ ویژه‌ای همچون مهرِ محافظِ جریانِ معکوس می‌توانست به جاودانه‌بیرون​ اجازه دهد تا در نبرد فراتر از رتبهٔ خود عمل کند. نظام مبارزاتی نیز یکی دیگر از این عوامل به شمار می‌رفت.

برای بیشترِ جاودانه‌ها، داشتنِ یک نظام مبارزاتی ضروری‌نوساز​ نبود. چرا که عواملِ یادشده برای ایجادِ اختلاف در‌شروع​ قدرت نبرد و تعیینِ پیروزی یا شکست کفایت می‌کرد.

اما برای فانگ یوان و‌زیرِ​ دریای چی، برخورداری از یک‌می‌پوشاند​ نظام مبارزاتی، امری حیاتی بود.

زیرا زمانی که سطح تزکیه، حرکات کشنده، گوی جاودان و دیگر‌مشخصی​ عواملِ رایج نمی‌توانستند پیروزِ میدان را مشخص کنند، همه‌چیز به این بستگی‌پهنه‌ای​ داشت که چه کسی از نظام مبارزاتیِ پخته‌تر و برجسته‌تری برخوردار است.

نامه‌های اخاذیِ فانگ یوان دست‌به‌دست‌عبور​ چرخیدند تا در نهایت به‌زیرِ​ دستِ نیای دریای چی رسیدند.

نیای دریای چی حتی‌رود​ نگاهی به آن‌ها نینداخت، چرا‌انباشته​ که از محتوایشان آگاه بود.

نیای دریای چی گفت: «جراحاتم سطحی نیستن، باید توی تزکیهٔ در بسته استراحت کنم تا بهبود پیدا کنم.» همین یک جملهٔ‌گل‌ها​ نیای دریای چی کافی بود تا جناح حقِ دریای شرقی ارادهٔ مقاومت در برابر فانگ یوان را از دست بدهد. وقتی‌مطلقِ​ حتی نیای دریای چی در برابر او قد علم نمی‌کرد، چه کسِ دیگری یارای مقاومت در برابر فانگ یوان را داشت؟

آیا باید مطیعانه مواد‌سرازیر​ جاودان را می‌پرداختند تا‌آبِ​ جاودانه‌های خاندانشان را پس بگیرند؟

نیای دریای چی بار دیگر لب به سخن‌فرو​ گشود: «من از قبل با دربار آسمانی تماس گرفتم،‌زیادی​ شاید اونا نیروهاشون رو برای پشتیبانی از ما بفرستن.»

جاودانه‌های جناح حقِ دریای شرقی‌پایین​ غرق در احساساتی پیچیده شدند‌آبِ​ و نتوانستند حرفی به زبان بیاورند.

از این گذشته، نیای دریای چی «به‌شدت مجروح» بود‌مردابی​ و با این حال برای خاطرِ آن‌ها با دربار آسمانی‌مطلق​ تماس گرفته بود؛ او نسبت به سرنوشتشان بی‌تفاوت نمانده بود.

نیای دریای چی، به عنوان یک تزکیه‌گرِ تنها‌آبِ​ که با جناح حق هم‌پیمان شده بود، تا همین‌جا‌عبور​ نیز هر آنچه در توان داشت انجام داده بود!

در مورد جاودانه‌های خاندان شیا نیز، آن‌ها درون آرایهٔ دریای چی در حال‌قرار​ استراحت و تجدید قوا بودند. از آنجا که فانگ یوان پیش‌تر بزرگِ اعظمِ‌گل‌ها​ اولشان را از پای درآورده بود، چند جاودانهٔ باقی‌مانده بسیار مطیع‌تر شده بودند.

آن‌ها پیش از این به هیچ‌وجه مطیع نبودند، به‌ویژه زمانی که جاودانه‌های‌سطحِ​ انسان دگرگونه از قارهٔ مرکزی گریختند. این جاودانه‌های خاندان شیا بی‌نهایت خرسند‌زیرِ​ شده و گمان برده بودند که فرصتِ بازپس‌گیریِ خانه‌شان فرا رسیده است.

اما نتیجه...

نتیجه این شد که همزادِ دریای چی با نقشهٔ آن‌ها‌سطحِ​ همراهی کرد و از آن بهره برد؛ آخرین خانهٔ گوی‌فرو​ جاودانشان در هم شکست و بزرگِ اعظمِ اولشان نیز کشته شد.

ناولها | novelha.net