---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

اربابِ گو

چپتر 2113: بلعیدن انسان‌ها • ⏱ 7 دقیقه

چپتر 2113: بلعیدن انسان‌ها

0

پس از گذشت‌مواد​ مدتی طولانی، چشمانش‌خبر​ را به‌آرامی گشود.

سر به زیر انداخت‌پاسخ​ و به سینه‌اش نگریست؛ توتمی‌اهریمنِ​ بر آن نقش بسته بود.

توتم بسیار ساده بود و از چند خطِ معدود‌ببرِ​ تشکیل می‌شد، با وجود این، خطوط چنان واضح بودند‌پیشینش​ که می‌شد تصویرِ گربه‌ای سیاه را در آن دید.

گربهٔ سیاه، کوچک و کم‌سن‌وسال بود و ظاهری بسیار دوست‌داشتنی داشت.‌حقیقی​ دمش برافراشته و پشتش خمیده بود؛ پنجه‌های جلویی‌اش چنان بر زمین‌نداشت​ چنگ انداخته بودند که گویی می‌خواست در دم به جلو خیز

لو تونگ لان پاسخ داد: «شایعه شده که والامقام‌توتمِ​ اهریمنِ وحشیِ بی‌پروا دارای کالبدِ رزم حقیقی قدرت عظیم‌روش‌های​ بوده. هیچ‌کس نمی‌تونه تأیید کنه این شایعه راسته یا نه.»

این موضوع اهمیتی نداشت و‌داد​ هی لو لان خیلی زود‌وحشیِ​ این اطلاعات را کنار گذاشت.

او به تزکیهٔ‌جاودان​ حرکت کشندهٔ توتم‌خوب​ خود ادامه داد.

این بار، نه‌تنها رئیس قبیلهٔ ققنوس آبی،‌بی‌پروا​ لو تونگ لان، به او کمک می‌کرد، بلکه‌هیچ‌کس​ تمام قبیله نیز در این امر مشارکت داشتند.

توتم هی لو لان به‌زودی‌اما​ رشد کرد و از گربه‌ای‌ببرِ​ کوچک به پلنگی سیاه بدل گشت.

در این نقطه،‌لان​ کمک بزرگان نیز‌شایعه​ رفته‌رفته کاهش یافت.

در طول این روند، مصرف مواد جاودان عظیم بود. اما خبر خوب‌تاریکِ​ برای هی لو لان این بود که توتمِ ببرِ قدرتِ پایتختِ تاریکِ‌تزکیه​ او هنگام استفاده قدرت باورنکردنی‌ای داشت که بسیار فراتر از روش‌های پیشینش بود.

توتمِ ببرِ قدرتِ پایتختِ‌والامقام​ تاریک به قوی‌ترین حرکت‌دارای​ کشندهٔ او بدل گشت!

قطبِ برهوت، لو تونگ لان، روزی پس از تزکیه صادقانه گفت: «اما این کافی نیست! از اونجا که سرورمون تو‌تاریک​ رو به اینجا فرستاده، من تمام تلاشم رو می‌کنم تا پرورشِت بدم و سرورمون رو ناامید نکنم! اون بزرگان تمام‌اون​ موجودی‌شون رو مصرف نکردن، اما منابع زیادی برای من باقی نمونده. نگران نباش، تا چند روز دیگه، اوضاع تغییر می‌کنه.»

بزرگان نیز نوادگان خود را داشتند. با وجود اینکه هی لو لان‌دارای​ کالبد مقدس را در اختیار داشت، همچنان از نوادگان رئیس قبیله محسوب می‌شد.‌اهمیتی​ بزرگان تمام منابع خود را برای او خرج نمی‌کردند؛ این امری طبیعی بود.

چند روز بعد، قبیلهٔ ققنوس آبی ناگهان مورد حملهٔ‌ببرِ​ دشمن خونی خود، قبیلهٔ آمیزهٔ آتش، قرار گرفت. آن‌ها‌پیشینش​ تلفات سنگینی متحمل شدند و مجبور گشتند از دره بگریزند.

هنگام عقب‌نشینی، رئیس قبیلهٔ ققنوس آبی نیروهایش را رهبری کرد و دست به‌عظیم​ ضدحمله‌ای کوبنده زد. قبیلهٔ آمیزهٔ آتش غافلگیر شد و به بیرون از دره‌کنار​ رانده گشت، و بدین ترتیب قبیلهٔ ققنوس آبی توانست قلمرو خود را پس بگیرد.

قبیلهٔ آمیزهٔ آتش حاضر به تسلیم نبود؛ آن‌ها‌برای​ بیرون از دره ماندند و با قبیلهٔ ققنوس‌باورنکردنی‌ای​ آبی وارد بن‌بست شدند تا فرصتی مناسب پدیدار شود.

اواخر شبِ همان روز.

لو تونگ لان، هی لو لان را از‌توتمِ​ نقطهٔ تجمع دور کرد و به غاری در دره‌روش‌های​ برد تا با رئیس قبیلهٔ آمیزهٔ آتش ملاقات کند.

رئیس قبیلهٔ آمیزهٔ آتش به هی لو‌بی‌پروا​ لانِ شوکه‌شده نگاه کرد و با لبخندی‌بوده​ توضیح داد: «من قطبِ زرد، جیاو هوئو هستم.»

معلوم شد که این وضعیت،‌اما​ تنها نمایشی از سوی لو تونگ‌قدرتِ​ لان و جیاو هوئو بوده است.

جیاو هوئو مقدار زیادی مواد جاودان بیرون آورد و به‌وحشیِ​ لو تونگ لان تحویل داد: «اینا تمام مواد گویی هستن‌نمی‌تونه​ که تونستم پیدا کنم و به درد هی لو لان می‌خورن.»

جیاو هوئو با حالتی عجیب چند‌خوب​ جسد بیرون آورد و گفت: «غیر‌تاریکِ​ از اینا، اینا رو هم داریم...»

این‌ها اجسادِ بزرگانِ جاودانهٔ قبیلهٔ‌اهریمنِ​ آمیزهٔ آتش بودند که پیش‌تر‌رزم​ در نبرد جان باخته بودند!

لو تونگ لان نیز‌جاودان​ چند جسد بیرون آورد؛ این‌ها‌توتمِ​ قربانیانِ قبیلهٔ ققنوس آبی بودند.

در مقابل هی لو لان، جیاو هوئو شروع‌والامقام​ به بریدن گوشت‌ها کرد، در حالی که لو‌قدرت​ تونگ لان دیگ و آتش را آماده می‌ساخت.

هی لو لان مات‌اما​ و مبهوت ماند: «شما می‌خواید‌ببرِ​ من این آدما رو بخورم؟!»

جیاو هوئو در حالی که گوشت انسان را می‌برید، لبخندی زد: «نیازی نیست به چشم آدم بهشون نگاه کنی، فقط اونا رو مثل مواد جاودان ببین. در حالت عادی،‌حرکت​ وقتی جاودانه‌ها می‌میرن، تا زمانی که زامبی جاودان نباشن، نشان‌های دائو به روزنه‌های جاودان‌شون برمی‌گرده. اما تزکیه‌گران گوی اینجا فرق دارن؛ روزنهٔ جاودانِ اونا قبل از اینکه سر جاش‌یافت​ قرار بگیره، توسط آسمان رنگارنگ تلفیق هزاران جانور هضم میشه. حرکت‌های کشندهٔ توتم روی بدن‌شون از نشان‌های دائو ساخته شدن، اونا ثابت هستن و بیشترین ارزش رو درون بدن دارن.»

جیاو هوئو با گفتن این‌اما​ حرف، چند تکه گوشت از‌ببرِ​ توده برداشت و درون دیگ انداخت.

لو تونگ لان سوپ گوشت را هم زد و گفت: «هی لو‌دارای​ لان، تکه گوشت‌های زیادی نیستن که برات مناسب باشن. اما چون به هر‌اهمیتی​ حال انسان هستن، جذب‌شون برات راحت‌تره و به رشد توتمِت کمک زیادی می‌کنه!»

رنگ از رخسار هی لو لان پرید‌برای​ و صدایش کمی تغییر کرد: «آیا آدم‌خواری توی‌باورنکردنی‌ای​ این آسمان رنگارنگ تلفیق هزاران جانور رواج داره؟»

لو تونگ لان به سوپ گوشت انسان در دیگ نگاه کرد و با لحنی ساده گفت: «البته که نه. با وجود اینکه آدم‌خواری می‌تونه به رشد توتم‌ها کمک کنه، اما هنوز هم یه عمل‌نه‌تنها​ اهریمنیه. خوردن علنیِ افراد قبیله‌ت به این معنیه که تو عضو جناح اهریمنی هستی، و مورد قضاوت قرار می‌گیری. برای همینه که تو رو مخفیانه به اینجا آوردیم تا از چشم بقیه پنهان بمونی.‌توتمِ​ تو کالبد مقدس رو داری، اما اگه بفهمن آدم می‌خوری، جایگاهت رو از دست می‌دی. چاره‌ای نیست، ما وقت کمی داریم و برای اینکه قدرتت رو به بالاترین حد برسونیم، خوردن انسان‌ها بهترین راهه.»

«پخته شد، بیا بخور.»

لو تونگ لان سوپ را‌داد​ کشید و هی لو لان‌وحشیِ​ با چهره‌ای بی‌حس آن را گرفت.

سوپ گوشت انسان بسیار خوشمزه‌تر از تمام غذاهایی بود‌ببرِ​ که پیش از این خورده بود. اما پس از اولین‌تاریک​ لقمه، هی لو لان به شدت شروع به استفراغ کرد.

لو تونگ لان‌شده​ و جیاو هوئو با‌بی‌پروا​ آرامش به او نگریستند.

هی لو لان آن‌قدر بالا آورد که‌خوب​ حتی اسید معده‌اش نیز خارج شد، سپس از‌استفاده​ آن دو پرسید: «شما هم گوشت انسان خوردید؟»

لو تونگ لان سر تکان داد، اما جیاو هوئو تأیید کرد و گفت: «من اولین نفری بودم که رسیدم. بعد از مدتی، هویتم به عنوان‌اهمیتی​ یه غریبه لو رفت و تحت تعقیب قرار گرفتم. تمام آذوقه‌م تموم شد، به استیصال افتادم و مجبور شدم برای بالا بردن قدرتِ حرکت کشندهٔ‌مشارکت​ توتمم، آدم بخورم. با تکیه بر همون، تونستم زنده بمونم و هویتم رو تغییر بدم، و در نهایت به رئیس فعلی قبیلهٔ آمیزهٔ آتش تبدیل بشم.»

لو تونگ لان با لحنی آرام گفت: «هی لو لان، می‌تونی انتخاب کنی که نخوریش. ما مجبورت نمی‌کنیم، ما فقط سعی‌قطبِ​ داریم وظایف سرورمون رو به بهترین شکل ممکن انجام بدیم. من قبلاً گوشت انسان نخوردم، می‌تونم درک کنم چرا پسش می‌زنی.‌منابع​ این فقط یه روش برای قوی‌تر شدنه، می‌تونی مواد دیگه‌ای هم بخوری تا به رشد توتمِت کمک کنی، فقط زمان بیشتری می‌بره.»

«زمان بیشتری می‌بره؟»‌شده​ گوش‌های هی لو‌وحشیِ​ لان تیز شد.

او لبخند تلخی زد و با خود زمزمه کرد: «تفاوت من و او همین حالا‌استفاده​ هم مثل یه شکاف آسمانیه، اگه از وقتم به خوبی استفاده نکنم، چطور می‌تونم ازش‌اونجا​ پیشی بگیرم؟ اگه او توی این موقعیت بود، آیا خوردن گوشت انسان رو انتخاب می‌کرد؟»

پاسخ روشن بود!

هی لو لان با‌اما​ چهره‌ای جدی به سمت‌توتمِ​ دیگ رفت و گفت: «می‌خورمش.»

او سوپ را با‌والامقام​ جرعه‌های بزرگ نوشید و گوشت‌کالبدِ​ را با لقمه‌های درشت بلعید!

حالت چهرهٔ لو تونگ لان‌اما​ تغییر کرد، در حالی که جیاو‌قدرتِ​ هوئو به نرمی سر تکان داد.

چنین شخصی... جای تعجب‌پاسخ​ نداشت که سرورشان چنین‌والامقام​ ارزیابی بالایی از او داشت!

ناولها | novelha.net