---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

اربابِ گو

چپتر 2140: ایجاد رگه‌های دائو • ⏱ 13 دقیقه

چپتر 2140: ایجاد رگه‌های دائو

0

در درونِ روزنهٔ جاودانِ فرمانروا.

پروانه‌ای عظیم‌داشتند​ در آسمان‌رده‌بندی‌شان​ بال می‌زد.

این پروانه سراسر سپید بود و نوری ابری و برازنده از خود ساطع می‌کرد.‌رده​ سرعتش گاه تند بود و گاه کُند؛ آن‌گاه که اوج می‌گرفت، گویی در دم‌تزکیه‌گر​ جابه‌جا می‌شد و آن‌گاه که کُند می‌گشت، خرامان چون برگ‌های رقصان در باد حرکت می‌کرد.

این یک حرکت‌چرا​ کشندهٔ توتم بود؛‌پراکندگی​ پروانهٔ نورِ ابری.

حرکات کشندهٔ توتمی که ژان بو‌پایه​ دو از «آسمان رنگارنگ تلفیق هزاران جانور»‌پایتختِ​ با خود آورده بود، ارزشی شگرف داشتند.

این حرکات کشندهٔ توتم، بر پایهٔ‌تقسیم​ رده‌بندی‌شان به سه دسته تقسیم می‌شدند:‌یافت​ توتم‌های پایه، توتم‌های بی‌همتا و ابرتوتم‌ها.

هزاران توتم پایه یافت می‌شد؛ از‌هیچ‌یک​ جمله ببرِ قدرتِ پایتختِ تاریک، توتمِ ناقوسِ‌وجودِ​ طلایی، توتمِ عقابِ باران و دیگر موارد.

پس از آنکه تزکیه‌گرانِ «آسمان رنگارنگ تلفیق هزاران جانور» یک‌شخصِ​ توتم پایه را پالایش می‌کردند، پیوسته آن را توسعه می‌دادند‌تنها​ تا به توتمی بی‌همتا و مختص به خودشان بدل گردد.

این توتم‌ها برای‌تقسیم​ هر یک از‌پایه​ جاودانه‌ها متفاوت بود.

برای نمونه، ژان بو دو عقابِ باران و ماهیِ تندر را در هم آمیخت و توتمِ کون‌پنگ‌تاریک​ را خلق کرد که توتمِ بی‌همتای او به شمار می‌رفت. دیگران قادر به تقلید از آن نبودند،‌بدل​ چرا که این توتم پیوندی تنگاتنگ با پراکندگی و گسترهٔ نشان‌های دائوی شخصِ ژان بو دو داشت.

فراتر از‌افسانه‌ها​ توتم‌های بی‌همتا،‌شنیده​ ابرتوتم‌ها قرار داشتند.

شمارِ این توتم‌ها بی‌نهایت اندک بود‌پراکندگی​ و چنان کمیاب بودند که تنها‌فراتر​ در دلِ شایعات و افسانه‌ها یافت می‌شدند.

ژان بو دو تنها نامشان‌توتم‌های​ را شنیده بود و هرگز‌جمله​ هیچ‌یک را به چشم ندیده بود.

بسیاری از تزکیه‌گرانِ گویِ «آسمان رنگارنگ‌تقسیم​ تلفیق هزاران جانور» نیز نسبت به‌یافت​ وجودِ این رده از توتم‌ها تردید داشتند.

اما به باور‌نامشان​ فانگ یوان، چنین‌هیچ‌یک​ توتم‌هایی باید حقیقت می‌داشتند.

فانگ یوان با خود اندیشید: «بر اساس افسانه‌ها، ابرتوتم‌ها می‌تونن تزکیه‌گر‌داشت​ گو رو ترک کنن و ماهیت مستقلی داشته باشن، توانایی تزکیه دارن‌افسانه‌ها​ و می‌تونن خودسرانه عمل کنن. مگه این دقیقاً همون چینگ چو نیست؟»

چینگ چو در اصل یک حرکت کشنده‌بی‌همتا​ بود، اما با تمهیداتِ والامقامِ جاودانِ نیلوفر‌تاریک​ آغازین، به یک هیولای برهوتِ ازلی بدل گشت.

حتی والامقامِ بزرگی چون روحِ‌دسته​ شبح نیز به دست چینگ‌بی‌همتا​ چو به زیر کشیده شد.

در نهایت، تمامیِ‌نامشان​ مسیرهای بی‌شمار به‌هیچ‌یک​ مقصدی واحد ختم می‌شدند.

با تزکیهٔ حرکات کشندهٔ توتم تا سرحدِ‌گسترهٔ​ کمال، آن‌ها نیز همچون چینگ چو، از یک‌بی‌نهایت​ حرکت کشندهٔ بی‌جان به موجودی زنده دگرگون می‌گشتند.

از منظری‌دسته​ دیگر، پالایش گو‌توتم‌های​ نیز همین‌گونه بود.

تزکیه‌گرانِ گو موادِ گویِ بی‌جانِ‌دسته​ بسیاری را پالایش می‌کردند تا‌بی‌همتا​ کرم گویی زنده خلق کنند.

و کرم‌های گو و‌شنیده​ حرکات کشنده نیز در‌ندیده​ ذات خود یکسان بودند.

حیات، کرم‌های گو، حرکات‌پیوندی​ کشنده و دیگر چیزها، همگی‌دائوی​ تنها تجلیاتی از «دائو» بودند.

فانگ یوان در دل آهی کشید:‌پایه​ «حیف... فعلاً نمی‌تونم حرکات کشندهٔ توتم‌قدرتِ​ رو به حرکات کشندهٔ ترکیبی ارتقا بدم.»

هنگامِ به کارگیریِ حرکات کشندهٔ توتم برای مقابله با دشمنان، این‌ابرتوتم‌ها​ حرکات ناچار بودند بدنِ جاودانِ فرمانروا را ترک کنند و بدین‌باران​ ترتیب، دیگر تحت محافظتِ نشان‌های آسمانی بی‌بند و بار قرار نمی‌گرفتند.

«شاید در آینده، وقتی تبحرم توی مسیر آسمان بالاتر‌بسیاری​ بره، بتونم با استفاده از نشان‌های دائوی مسیر آسمان‌فانگ​ و حرکات کشندهٔ توتم، حرکات کشندهٔ ترکیبیِ توتم بسازم.»

فانگ یوان‌نبودند​ پیش از این‌تنگاتنگ​ برآوردهایی کرده بود.

سطح تبحرِ مسیر‌تقسیم​ آسمانِ او نیاز‌پایه​ به ارتقا داشت.

در واقع، تبحرِ‌پایهٔ​ مسیر آسمانِ او پیوسته‌می‌شدند​ در حال افزایش بود.

او پیوسته نشان‌های دائوی مسیر آسمان را به نشان‌های آسمانی بی‌بند و بار‌وجودِ​ پالایش می‌کرد و گوهای مسیر آسمان، نظیر گویِ جاودانِ رشکِ آسمان را به‌اساس​ کار می‌گرفت. این تجربیات، درک و بینشِ عمیقی از مسیر آسمان به او می‌بخشید.

اما مسیر آسمانِ او‌پیوندی​ هنوز تا رسیدن به‌نشان‌های​ سطح استاد فاصلهٔ درازی داشت.

تبحرِ سطح استاد در‌می‌شدند​ مسیر آسمان، نقطهٔ آغازین‌ابرتوتم‌ها​ برای یک جهشِ کیفی بود.

فانگ یوان به‌پایهٔ​ تزکیهٔ حرکات کشندهٔ‌تقسیم​ توتم ادامه داد.

تا به اینجای‌نامشان​ کار، او سرگرمِ انباشتنِ‌چشم​ حرکات کشندهٔ توتم بود.

فانگ یوان این حرکات کشندهٔ توتم را با دقت از‌شخصِ​ میان توتم‌های پایه برگزیده بود و پس از به کمال رساندنشان،‌دلِ​ آن‌ها را به سطح حرکات کشندهٔ رتبه هشت ارتقا داده بود.

پیدایشِ پیامی، خلوتِ‌تقسیم​ تزکیهٔ فانگ یوان‌پایه​ را بر هم زد.

فانگ یوان از‌پایهٔ​ تزکیه دست کشید و‌می‌شدند​ پیام را بررسی کرد.

این پیام‌افسانه‌ها​ از سوی لو‌هرگز​ وِی یین بود.

تمرکزِ نامه بر‌چرا​ روشِ خلقِ مصنوعیِ‌پراکندگی​ رگه‌های زمین بود.

فانگ یوان با خرسندی در‌توتم‌های​ دل اندیشید: «پس ایدهٔ من‌جمله​ برای تغییر روزنهٔ جاودانِ فرمانروا عملیه.»

در این مدت، فانگ یوان فهرستِ تبادل را منتشر ساخته و سرمایه‌گذاریِ هنگفتی برای پرورشِ‌قدرتِ​ جاودانه‌های زیردستش کرده بود. از این رو، قدرتِ زیردستانِ فانگ یوان افزایشی چشمگیر یافته بود؛‌توسعه​ آن‌ها به‌شدت فعال شده بودند و برای انجام مأموریت‌ها در هر گوشه و کناری پیش‌قدم می‌شدند.

اوضاع در روزنهٔ‌نامشان​ جاودانِ فرمانروا دیگر‌هیچ‌یک​ به ثبات رسیده بود.

فانگ یوان برآورد کرد که پیش‌پراکندگی​ از فروپاشیِ دوبارهٔ زیست‌بوم، می‌تواند سه‌فراتر​ غار-بهشتِ دیگر را نیز الحاق کند.

اما این‌دسته​ برای فانگ‌می‌شدند​ یوان راضی‌کننده نبود.

بهترین حالت آن بود که پیش از نبرد‌توتم‌های​ در غار اهریمن دیوانه، تمامیِ غار-بهشت‌ها را ببلعد‌پایتختِ​ و قدرت خویش را تا سرحدِ کمال بالا ببرد.

بدین ترتیب، هنگامِ رویارویی با‌هرگز​ والامقام‌ها در غار اهریمن دیوانه،‌گویِ​ کارِ بسیار آسوده‌تری پیش رو می‌داشت.

با وجود این، حتی اگر فانگ یوان تمامیِ جاودانه‌های اتحادِ انسان‌های دگرگونه را‌قرار​ به درونِ روزنهٔ جاودانِ فرمانروا منتقل می‌کرد و نیایِ دریای چی را نیز برای‌هیچ‌یک​ نظارت بر اوضاع می‌گمارد، باز هم قادر به الحاقِ تمامیِ غار-بهشت‌های دو آسمان نبود.

حتی در صورتِ توانایی‌می‌شدند​ نیز، فانگ یوان دست‌ابرتوتم‌ها​ به چنین کاری نمی‌زد.

در آن صورت، زیست‌بومِ روزنهٔ جاودانِ‌تقسیم​ فرمانروا یکپارچه در آشوب فرو می‌رفت‌یافت​ و با کوچک‌ترین غفلتی از هم می‌پاشید.

اکنون که فانگ یوان در محیطی امن به سر می‌برد، چنین تهدیدی بر‌وجودِ​ سرش سایه افکنده بود. هنگامِ نبرد با والامقام‌ها، اگر آنان به این نقطه‌اساس​ ضعف پی می‌بردند، بی‌گمان ترفندهای ویژه‌ای برای بهره‌برداری از آن در آستین داشتند.

در حقیقت، ستونِ بختِ نقره‌ایِ فانگ یوان سست و نامتراکم‌شخصِ​ بود؛ نشانه‌ای آشکار که به او هشدار می‌داد والامقام‌ها به‌تنها​ احتمال فراوان از این نقطه ضعفِ بارز بهره خواهند برد.

تکیهٔ صِرف بر نیروی انسانی راه به‌بی‌همتا​ جایی نمی‌برد. فانگ یوان ذهن خویش را‌تاریک​ به کار گرفت و سرانجام چاره‌ای دیگر اندیشید.

آن چاره، ساختنِ رگه‌ها بود!

آسمان رگه‌های آسمان را‌شنیده​ داشت، زمین رگه‌های زمین را،‌بسیاری​ و انسان‌ها رگه‌های انسان را.

ماهیتِ این رگه‌ها بسیار شگرف و ویژه بود؛ آن‌ها‌دائوی​ نه تنها تجمعی از نشان‌های دائو به شمار می‌رفتند، بلکه‌بودند​ ویژگیِ پویایی و حرکت را نیز در خود نهفته داشتند.

رگه‌های آسمان هرچند بی‌شکل می‌نمودند، اما سرشار از نشان‌های دائوی‌جمله​ مسیر آسمان بودند. هم‌زمان، این نشان‌های دائوی مسیر آسمان ایستا‌دیگر​ و بی‌تغییر نبودند، بلکه پیوسته در گردش و دگرگونی بودند.

از همین رو، هنگامی که امواج چی جهان را درمی‌نوردیدند، با هر بار فروکش کردنشان، میوه‌های برداشت‌تاریک​ چی پدیدار می‌گشتند. و در پهنهٔ دو آسمان، از آنجا که تقریباً تمامیِ غار-بهشت‌ها بر روی گره‌های‌بدل​ رگه‌های آسمان بنا شده بودند، پیدایشِ میوه‌های برداشت چی شدتِ بیشتری یافت و به بلایی تمام‌عیار بدل گشت.

رگه‌های زمین نیز مشابه بودند.

پس از نبردِ تعقیب و گریز علیه فانگ یوان، رگه‌های زمین پدیدار‌فراتر​ شدند و در سراسر پنج منطقه گسترش یافتند. فانگ یوان، لو وی‌نامشان​ یین و دیگران از ویژگیِ حرکتِ رگهٔ زمین استفاده کردند تا به‌راحتی بگریزند.

چرا در روزنهٔ‌تقسیم​ جاودانِ فرمانروایِ فانگ یوان‌بی‌همتا​ وضعیت‌های غیرعادی رخ می‌داد؟

حقیقت و‌داشتند​ منشأ آن‌رده‌بندی‌شان​ چه بود؟

گرهِ کار‌افسانه‌ها​ در کجا‌شنیده​ قرار داشت؟

هنگامی که فانگ یوان در‌تنگاتنگ​ این باره تحقیق کرد، پاسخی‌شخصِ​ که یافت بسیار تأمل‌برانگیز بود.

پاسخ این بود —‌می‌شدند​ نشان‌های دائویِ بدونِ تضاد‌ابرتوتم‌ها​ در روزنهٔ جاودانِ فرمانروا!

در حالت عادی، باید میان نشان‌های دائوی مختلف تضاد وجود‌بی‌همتا​ می‌داشت. اما در روزنهٔ جاودانِ فرمانروا هیچ خبری از این‌طلایی​ تضاد نبود؛ نشان‌های دائویِ تمامی مسیرها با یکدیگر هماهنگ بودند.

هماهنگیِ بیش‌ازحد چیز خوبی نبود.

در این دنیا‌چرا​ هیچ خوب یا‌پراکندگی​ بدِ مطلقی وجود نداشت!

درست مانند زمانی‌تقسیم​ که خاندان نی با‌بی‌همتا​ بلای شهاب‌سنگ روبه‌رو شد.

این بلای شهاب‌سنگ به‌شدت مخرب بود‌تقسیم​ و فانگ یوان مجبور شد شخصاً‌یافت​ برای رفعِ آن وارد عمل شود.

منشأ این بلای شهاب‌سنگ،‌شنیده​ تنها فورانِ بارانِ آتشی‌ندیده​ در آسمانِ سرخِ کوچک بود.

پس از آنکه فانگ یوان غار-بهشتِ دشتِ آتش را الحاق‌شخصِ​ کرد، نشان‌های دائویِ مسیرِ آتشِ او جهشی عظیم یافتند که‌تنها​ باعثِ بارشِ مکررِ بارانِ آتش در آسمانِ سرخِ کوچک شد.

و در میانِ تمامیِ این باران‌های آتش،‌بی‌همتا​ یک موج به رشدِ خود ادامه داد و‌توتمِ​ اتفاقاً از میانِ یک دریاچهٔ زغال‌سنگ عبور کرد.

نشان‌های دائویِ بارانِ آتش و نشان‌های دائویِ دریاچهٔ زغال‌سنگ‌پایه​ با هم ادغام شدند و حرکتِ کشنده‌ای در سطح‌توتمِ​ رتبه ۶ به نام بارانِ شهاب‌سنگ را شکل دادند.

با ورودِ بارانِ شهاب‌سنگ به آسمانِ نارنجیِ کوچک،‌ندیده​ این پدیده با نشان‌های دائویِ سرِ راهش ترکیب‌اما​ شد و قدرتش تا سطح رتبه ۷ افزایش یافت.

هنگامی که به آسمانِ زردِ کوچک وارد‌گسترهٔ​ شد، با نشان‌های دائویِ مسیرِ فلز ترکیب‌شمارِ​ گشت و قدرتش به رتبه ۸ رسید.

وقتی این بارش به بالای سرِ ارتش خاندان نی‌یافت​ رسید، گستردگیِ این شهاب‌سنگ‌ها به قدری متراکم شده بود که‌باران​ آسمان را پر می‌کرد و تعدادشان به ده‌ها هزار می‌رسید!

کوچک‌ترینِ آن‌ها تنها به اندازهٔ یک‌تقسیم​ مزرعهٔ کوچک بود، در حالی که‌یافت​ برخی به بزرگیِ یک کوه بودند.

اگر نشان‌های دائویِ متضاد حضور داشتند، این بلا هرگز رخ نمی‌داد. بسیار محتمل‌وجودِ​ بود که وقتی بارانِ آتش از دریاچهٔ زغال‌سنگ می‌گذشت، نشان‌های دائویِ مسیرِ خاک در‌می‌تونن​ آن دریاچه آن را مهار می‌کردند، قدرتش به‌شدت افت می‌کرد و همان‌جا پایان می‌یافت.

اما به دلیلِ هماهنگیِ میانِ نشان‌های دائو در‌نشان‌های​ روزنهٔ جاودانِ فرمانروا، پس از عبورِ بارانِ آتش‌اندک​ از دریاچهٔ زغال‌سنگ، به بارانِ آتشِ شهاب‌سنگی تبدیل شد.

پس از آنکه فانگ یوان به این‌بی‌همتا​ نکتهٔ حیاتی پی برد، فهمید که چگونه‌تاریک​ باید به مشکلاتِ روزنهٔ جاودانِ فرمانروا پایان دهد.

راه‌حل ساده بود؛ باید کاری می‌کرد‌تقسیم​ که نشان‌های دائو در روزنهٔ جاودانِ‌یافت​ فرمانروا با هم در تضاد قرار گیرند!

به‌محضِ ایجادِ نشان‌های دائویِ متضاد، بزرگ‌ترین مشکلِ‌چشم​ روزنهٔ جاودانِ فرمانروا به‌راحتی حل می‌شد و‌رده​ مانندِ پنج منطقهٔ دنیای بیرون به ثبات می‌رسید.

نامهٔ لو وی‌چرا​ یین نیز ایدهٔ فانگ‌گسترهٔ​ یوان را تأیید می‌کرد.

او در نامه اشاره کرده بود: زمانی که فرقهٔ‌یافت​ سایه گویِ جنینِ جاودانِ فرمانروا را پالایش می‌کرد، بهشتِ‌عقابِ​ مردمان قارچی نیز مخفیانه به آن‌ها کمک کرده بود.

روحِ شبح ممکن‌پایهٔ​ بود متوجهِ این مشکل‌می‌شدند​ شده یا نشده باشد.

اما این موضوع اهمیتی نداشت.

روحِ شبح و بهشتِ زمین شاید با یکدیگر در‌دائوی​ تقابل بودند، اما به خاطرِ گویِ تقدیر، از طریقِ‌کمیاب​ والامقامِ اهریمنِ نیلوفر سرخ به توافقی ضمنی رسیده بودند.

لو وی یین تحلیل کرده بود: دلیلِ بنیادینِ اینکه گویِ جنینِ جاودانِ فرمانروا در رتبه‌توتمِ​ ۹ قرار داشت، نشان‌های دائویِ بدونِ تضاد بود. اما اگر قرار بود یک قدم فراتر‌خودشان​ رود و به رتبه ۱۰ ارتقا یابد، نشان‌های دائو باید با هم در تضاد قرار می‌گرفتند.

این تضاد به معنایِ پس‌رفت نبود، بلکه برعکس، باعث می‌شد‌بی‌همتا​ نشان‌های دائویِ کالبدِ جاودانِ فرمانروا از نیتِ اربابش پیروی کنند؛ به‌عقابِ​ این معنا که می‌توانستند به دلخواه، متضاد یا بدونِ تضاد باشند!

ایجادِ تضاد در نشان‌های دائو می‌توانست‌هیچ‌یک​ بزرگ‌ترین نقصِ کالبدِ جاودانِ فرمانروا را‌نسبت​ برطرف کند — حملهٔ قوی، دفاعِ ضعیف!

با وجود این، فانگ‌پیوندی​ یوان به‌وضوح تواناییِ کافی برای‌دائوی​ انجامِ این کار را نداشت.

حتی والامقامِ اهریمنِ روحِ‌می‌شدند​ شبح نیز از انجامِ‌ابرتوتم‌ها​ این کار عاجز بود.

هرچه باشد، نتیجهٔ آن دیگر‌دسته​ گویِ جنینِ جاودانِ فرمانروایِ رتبه‌بی‌همتا​ ۹ نبود، بلکه رتبه ۱۰ می‌شد!

گوهایِ جاودانِ رتبه ۹ به‌خودی‌خود‌هرگز​ کمیاب و قدرتمند بودند، رتبه‌گویِ​ ۱۰ تنها شایعه‌ای در افسانه‌ها بود.

فانگ یوان صدها سال زندگی کرده‌پراکندگی​ بود، اما تنها شایعاتی دربارهٔ دو‌فراتر​ گویِ جاودانِ رتبه ۱۰ شنیده بود.

یکی گویِ سرنوشت بود؛ یکی از‌پایه​ موادِ اصلی برای پالایشِ گویِ سرنوشتِ‌قدرتِ​ رتبه ۱۰، گویِ تقدیرِ رتبه ۹ بود.

دیگری گویِ ابدی‌پایهٔ​ بود. منشأ این افسانه،‌می‌شدند​ «افسانه‌های رن زو» بود.

اکنون، فانگ یوان از طریقِ نامهٔ لو وی‌ندیده​ یین، از سومین گویِ جاودانِ رتبه ۱۰ِ احتمالی‌اما​ مطلع شده بود — گویِ جنینِ جاودانِ فرمانروا!

فانگ یوان نمی‌توانست نشان‌های‌پیوندی​ دائویِ متضاد ایجاد کند،‌نشان‌های​ پس چه باید می‌کرد؟

ساده بود!

از آنجا که نمی‌توانست نشان‌های دائویِ متضاد بسازد،‌توتم‌های​ فانگ یوان به سمتِ دیگرِ این طیف رفت؛‌پایتختِ​ اینکه نشان‌های دائو را هماهنگ‌تر و متراکم‌تر کند.

اما این انسجام و‌شنیده​ هماهنگی انتخابی بود و تحتِ‌بسیاری​ کنترلِ فانگ یوان قرار می‌گرفت.

راه‌حل چه بود؟

فانگ یوان نیازی نداشت زیاد‌توتم‌های​ فکر کند تا روشِ ساختِ‌جمله​ رگه در ذهنش پدیدار شود.

رگه‌های دائوی بسیاری وجود داشت.

رگهٔ آسمان، رگهٔ زمین،‌شنیده​ رگهٔ انسان، رگهٔ آتش،‌ندیده​ رگهٔ آب و غیره.

در دریای شرقی، جریان‌های زیرآبی در اعماق دریا به هم می‌پیوستند و مسیری طبیعی برای حمل‌ونقلِ کالاها شکل می‌دادند.‌بودند​ بسیاری از کاروان‌های دریای شرقی از کرم‌های گو استفاده می‌کردند تا به اعماق دریا بروند و با بهره‌گیری از این‌فانگ​ جریان‌های زیرآبی به‌سرعت حرکت کنند؛ در مدتِ کوتاهی، آن‌ها می‌توانستند برای تجارت ده‌هزار لی، یا حتی صدهزار لی سفر کنند.

این در واقع‌تقسیم​ یکی از اَشکالِ‌پایه​ رگه‌های آب بود.

میراثِ حقیقیِ بهشتِ زمین در مرز جنوبی، طبیعتاً شاملِ روشِ‌بی‌همتا​ ساختِ رگهٔ زمینِ مصنوعی بود. اما فانگ یوان همچنان می‌خواست‌طلایی​ برای روشِ دقیقِ عملی‌کردنِ آن، با لو وی یین مشورت کند.

در موردِ او و والامقامِ‌هرگز​ جاودانِ بهشتِ زمین، فانگ یوان‌گویِ​ همیشه محتاط و گوش‌به‌زنگ بود.

برای مثال، فانگ یوان هرگز به لو وی یین اجازه نداده بود واردِ روزنهٔ‌شمارِ​ جاودانِ فرمانروا شود. یا به‌عنوان مثالی دیگر، فانگ یوان قلمروهای رؤیایِ بهشتِ زمین و بهشتِ‌ندیده​ مردمان قارچی را حفظ کرده بود و بدونِ بررسیِ عمیق، اقدامی علیه آن‌ها انجام نمی‌داد.

«با اضافه‌کردنِ پیشنهادِ لو وی یین، می‌تونم ایدهٔ قبلیم رو‌جمله​ اصلاح کنم و به یه روشِ کاملاً پخته برای اجرای‌دیگر​ اون برسم. می‌تونم بذارم اون جاودانه‌ها مراحلِ اولیه رو تموم کنن.»

«یا شایدم، اول باید بذارم منگ چیو ژن قلمروهای‌پایه​ رؤیای بهشتِ زمین رو کاوش کنه و تبحرِ مسیرِ خاکم‌ناقوسِ​ رو بالا ببره؛ این‌طوری ساختِ رگهٔ زمین خیلی راحت‌تر میشه.»

ناولها | novelha.net