---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

اربابِ گو

چپتر 2078: استخر پالایش خون مربع حسرت چهار عنصر • ⏱ 13 دقیقه

چپتر 2078: استخر پالایش خون مربع حسرت چهار عنصر

0

منبع اصلی این نشان‌های‌اختیار​ دائو مصیبت‌ها نبود، بلکه دستاورد‌اصطکاک​ نسل‌های پی‌درپی از جاودانه‌ها بود.

برای نمونه، غار-بهشت آرام‌بخش روح بیش از هفت میلیون نشانِ دائوی مسیر‌عمدتاً​ روح داشت! با وجود چنین حجم عظیمی از نشان‌های دائوی مسیر روح،‌انباشته​ این غار-بهشت نقاط منابعِ برترِ فراوانی را در خود جای داده بود.

در آغاز، غار-بهشت آرام‌بخش روح تنها کمی بیش از صد هزار‌چون​ نشانِ دائوی مسیر روح داشت. پس از ادغام با تکهٔ بزرگی‌نشان‌ها​ از نُه آسمان، از گزندِ بلاها و مصیبت‌ها در امان ماند.

با عنایتِ ارادهٔ آسمان،‌کنند​ غار-بهشت آرام‌بخش روح نسل از‌خطر​ پسِ نسل، جاودانه‌هایی پرورش داد.

این جاودانه‌ها انسان بودند و با وجود‌ادغامِ​ اینکه می‌توانستند مسیرهای تزکیهٔ خود را آزادانه‌عمدتاً​ برگزینند، بیشترشان مسیر روح را انتخاب می‌کردند.

از آنجا که این غار-بهشت انواع نشان‌های دائوی مسیر روح را در خود داشت، می‌توان گفت‌زیانِ​ آن‌ها در تزکیهٔ مسیر روح از مزیتی ذاتی بهره‌مند می‌شدند. حتی اگر جاودانه‌هایی مسیرهای دیگری را‌راه​ برمی‌گزیدند، شمارشان بسیار اندک بود و به دست آوردن منابع تزکیهٔ سایر مسیرها برایشان بارها دشوارتر می‌نمود.

در واقع، دو آسمان مکان‌هایی نبودند‌جاودان​ که جاودانه‌های عادیِ رتبه ۶ و‌عمدتاً​ رتبه ۷ بتوانند در آن‌ها کاوش کنند.

در شرایط معمول، تنها معدود قدرتمندانِ رتبه ۷‌قدرتمندانِ​ و جاودانه‌های عادیِ رتبه ۸ می‌توانستند خطر کاوش در‌جاودانِ​ دو آسمان را برای گردآوری منابع به جان بخرند.

پس از مرگِ این جاودانه‌های مسیر‌هنگام​ روح، تقریباً تمام روزنه‌های جاودانِ آن‌ها‌اما​ با غار-بهشت آرام‌بخش روح ادغام می‌شد.

هرچند این جاودانه‌ها روزنهٔ جاودانِ فرمانروا را در اختیار نداشتند و هنگام ادغامِ‌تعلق​ روزنه‌های جاودان اصطکاک درونی فراوانی به وجود می‌آمد، اما چون نشان‌های دائوی آن‌ها عمدتاً‌رسید​ به مسیر روح تعلق داشت، سودِ این ادغام بسیار بیشتر از زیانِ آن بود.

با تداومِ این روند در طیِ نسل‌های متمادی،‌درونی​ شمارِ این نشان‌ها روی هم انباشته شد و به‌تداومِ​ رقمِ کنونیِ بیش از هفت میلیون نشانِ دائو رسید!

از لحظه‌ای که فانگ یوان گام در راه تزکیه گذاشت، چه در زندگی پیشین و چه اکنون، استخرِ پالایشِ‌هرچند​ خونِ مربعِ حسرتِ چهار عنصر بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری‌اش به شمار می‌رفت. او تمامی منابع مسیر پالایش را در آن ریخته‌روند​ بود و حتی از مسیر زمان، مسیر قانون، مسیر خرد، مسیر خون و دیگر مسیرها نیز بهره گرفته بود.

با وجودِ استخرِ پالایشِ خونِ مربعِ حسرتِ چهار عنصر، توانایی فانگ یوان در مسیر پالایش رشدی عظیم یافت و‌تداومِ​ او را به نفر اولِ مسیر پالایش در دنیای کنونی بدل ساخت. با در نظر گرفتنِ سطح تبحرِ شبه‌متعالِ او‌اکنون​ در مسیر پالایش، حتی در پهنهٔ درازنای تاریخ نیز، او بی‌شک در میانِ سه نفرِ برترِ مسیر پالایش جای می‌گرفت.

اما از آنجا که او گوهای جاودانِ بی‌شماری از مسیر‌اما​ زمان، مسیر قانون و سایر مسیرها را در این راه صرف‌شمارِ​ کرده بود، بنیانِ مسیرهای مربوطه‌اش به تبعِ آن کاهش یافته بود.

در طول این دورهٔ استراحت، دژِ کوهِ سنگینِ خاکِ آرام هنوز ترمیم نشده بود، ذخایر جوهر جاودان‌تداومِ​ به حالت عادی بازگشته بود و گوهای جاودانِ بسیاری صرف شده بودند، اما به دلیلِ جهشِ عظیم‌گذاشت​ در نشان‌های دائوی مسیرهای اصلی‌اش، قدرتِ کلیِ فانگ یوان نه تنها کاهش نیافته، بلکه افزایش نیز یافته بود!

روزگارِ فانگ‌بتوانند​ یوان رو‌کنند​ به بهبودی می‌رفت.

با یادآوریِ گذشته، فانگ یوان تقریباً هر روز را در وضعیتی پرخطر سپری کرده بود؛ او به اجبار توسط دسیسه‌های والامقام‌ها به جلو رانده‌نشان‌ها​ می‌شد و دربار آسمانی همه‌جا در پیِ شکارش بود. اما اکنون، روحِ شبح مرده بود و دربار آسمانی و آسمانِ عمرِ دراز در حال‌سرمایه‌گذاری‌اش​ تجدید قوا بودند. دیگر فشار خارجیِ سنگینی بر دوش فانگ یوان نبود و او می‌توانست برنامهٔ تزکیه‌اش را با آسودگیِ بسیار بیشتری تدوین کند.

در چشم‌اندازی بلندمدت، ساختِ استخرِ‌ادغامِ​ پالایشِ خونِ مربعِ حسرتِ چهار عنصر،‌چون​ بی‌گمان اقدامی به شدت پرثمر بود!

فانگ یوان با غرور به استخرِ پالایشِ خونِ مربعِ حسرتِ چهار عنصر نگریست و در‌بیشتر​ حالی که از پیش نقشه‌ای در سر داشت، با خود اندیشید: «اکنون زمانِ آن فرا‌یوان​ رسیده تا گویِ جاودانِ مسیر بختم را پالایش کنم و به رتبه ۸ ارتقا دهم.»

در زمانِ وجودِ گویِ تقدیر، نسبتِ تقدیر به بخت در‌گردآوری​ جهان حدود نُه به یک بود. اکنون که گویِ تقدیر‌روزنهٔ​ نابود شده بود، بی‌شک نفوذِ مسیر بخت اوج گرفته بود!

به ویژه با در نظر گرفتنِ جنگِ آشوبناکِ پنج منطقه‌درونی​ که با وضعیتِ کلی همخوانی داشت؛ هرچه آشوب بیشتر می‌شد،‌روند​ مسیر بخت می‌توانست تأثیراتِ شگرف‌تری از خود به نمایش بگذارد.

«ذخایر مواد جاودانم در حال حاضر به سطحی بی‌سابقه رسیده و‌چون​ تواناییِ پالایشِ گویِ جاودانِ رتبه ۸ در مسیر بخت را دارم. اما‌روی​ این مقدار هنوز برای ساختِ یک دریای پالایشِ کامل کافی نیست. هوم؟»

درست در همان حین که فانگ یوان‌اصطکاک​ غرق در افکارش بود، ناگهان پیامِ ماده‌ببرِ سیاه‌بیشتر​ را از طریق آسمانِ زردِ گنجینه دریافت کرد.

«آن‌ها هنوز زنده‌اند و در یکی از رگ‌های زمین به دام افتاده‌اند. جالب است، در خزانهٔ زمین پناه گرفته‌اند. عالی شد،‌فرمانروا​ خزانهٔ زمین یکی از ده زمین است و هر خزانهٔ زمین، مواد جاودانِ فراوانی در خود جای داده است؛ به ویژه‌نشان‌ها​ مادهٔ جاودانِ رتبه ۹ در مسیر بخت، یعنی قلبِ برگزیده، که دقیقاً همان چیزی است که اکنون به آن نیاز دارم!»

فانگ یوان‌روزنهٔ​ نتوانست شادمانی‌اش‌اختیار​ را پنهان کند.

مادهٔ جاودانِ رتبه ۹ در مسیر‌جاودان​ بخت، می‌توانست برای پالایشِ گویِ جاودانِ رتبه‌تعلق​ ۹ در مسیر بخت به کار رود.

اما تنها یک قلبِ‌هنگام​ برگزیده از خزانهٔ زمین،‌درونی​ به هیچ وجه کافی نبود.

در میان مواد جاودانِ مسیر بختِ فانگ یوان، بیشترشان رتبه ۷ و‌بخرند​ بخش کوچکی رتبه ۸ بودند. او به وضوح بنیانِ لازم برای تلاش در‌ادغامِ​ جهت پالایشِ گویِ جاودانِ رتبه ۹ در مسیر بخت را در اختیار نداشت.

اما استفاده از مادهٔ جاودانِ رتبه ۹‌ادغامِ​ برای پالایشِ گویِ جاودانِ رتبه ۸، می‌توانست‌عمدتاً​ شانس موفقیت را نیز اندکی افزایش دهد.

با وجودِ قلبِ برگزیده،‌هنگام​ فانگ یوان همچون ببری‌درونی​ می‌شد که بال درآورده است!

مرز جنوبی، مقرِ خاندان چی.

گرومب!

بزرگِ اعظمِ اولِ کنونیِ خاندان چی، مشتش‌ادغامِ​ را به شدت روی میز کوبید و از‌تعلق​ میان دندان‌های به هم فشرده غرید: «وقیحانه است!»

این جاودانهٔ رتبه ۷ که نسبتاً جوان به نظر می‌رسید‌اما​ و پوستی رنگ‌پریده و چشمانی تیره داشت که نشان از‌متمادی​ می‌گساریِ افراطی می‌داد، در این لحظه از خشم لبریز بود.

او چی بانگ بود.

او پسرِ چی چو یو بود. چی چو یو همواره از او حمایتِ قاطعی کرده و در خفا، او‌هرچند​ را به عنوان بزرگِ اعظمِ اولِ بعدی منصوب کرده بود. هرچند چی چو یو در جنگِ تقدیر جان باخت، اما‌طیِ​ از آنجا که تمهیدات لازم را از پیش اندیشیده بود، چی بانگ موفق شد این مقام را به ارث ببرد.

پس از آنکه چی بانگ‌نداشتند​ بر این مسند نشست، دریافت که‌می‌آمد​ شرایط با گذشته تفاوتِ فاحشی دارد.

پیش از این، او تحت حمایتِ پدرش، چی چو یو،‌اما​ قرار داشت و پدرش سپری در برابرِ هرگونه دردسر برای‌متمادی​ او بود. اما اکنون، مجبور بود مستقیماً با فشارها روبه‌رو شود.

این بار، خاندان یانگ که یکی‌جاودان​ از نیروهای برترِ مرز جنوبی به‌عمدتاً​ شمار می‌رفت، دردسر بزرگی برایش تراشیده بود.

ریشهٔ این ماجرا به یک میراثِ مسیر صدا بازمی‌گشت. این میراثِ مسیر‌بخرند​ صدا که «غرش» نام داشت، از قدمتی طولانی برخوردار بود و آوازه‌اش همه‌جا‌ادغامِ​ پیچیده بود. این میراث از روزگارانِ بسیار دور دست به دست شده بود.

وارثِ نسلِ پیشینِ میراثِ غرش تنها‌هنگام​ رتبه ۷ بود، اما وارثِ پیش‌اما​ از او، جاودانه‌ای رتبه ۸ بود.

به بیان دیگر، این میراثِ مسیرِ صدایِ غرش‌درونی​ می‌توانست به یک تزکیه‌گر امکان دهد تا رتبه ۸‌تداومِ​ تزکیه کند؛ از این رو ارزش بسیار بالایی داشت.

مهم‌تر از آن، میراث غرش در قلمرو‌اصطکاک​ خاندان چی قرار داشت، اما در عین حال‌بیشتر​ به قلمرو خاندان یانگ نیز بسیار نزدیک بود.

پس از مرگ چی چو یو، خاندان چی تنها جاودانهٔ رتبه ۸ خود را از دست داد و از‌هرچند​ درون دچار ضعف شد. خاندان یانگ قاطعانه دست به کار شد، به مرز خاندان چی دست‌اندازی کرد و زمینِ‌روند​ میراث را به محاصره درآورد. در حال حاضر، آن‌ها فعالانه در حال کاوشِ آن سرزمین متبرکِ مسیر صدا بودند.

خاندان چی باید در برابر این اقدامِ خاندان یانگ واکنشی نشان می‌داد. قلمروشان‌چون​ مورد تهاجم قرار گرفته بود و این مسئله آبروی آن‌ها را نشانه می‌رفت.‌انباشته​ اگر این بحران را به‌درستی مدیریت نمی‌کردند، اعتبار خاندان چی بر باد می‌رفت.

اما خاندان چی برای حفظ حیثیتِ خود چه‌درونی​ می‌توانست بکند؟ آیا توانِ آن را داشتند که‌زیانِ​ نیروهای مهاجمِ خاندان یانگ را به عقب برانند؟

آیا می‌توانستند بجنگند؟ چگونه‌هنگام​ باید می‌جنگیدند؟ و اگر توانِ‌می‌آمد​ نبرد نداشتند، چاره چه بود؟

این همان معضلی بود‌کنند​ که چی بانگ با‌قدرتمندانِ​ آن دست‌وپنجه نرم می‌کرد.

چی بانگ از سه جاودانهٔ رتبه‌هنگام​ ۷ که پیش رویش بودند پرسید:‌اما​ «شما سه نفر چه فکر می‌کنید؟»

چی دا پی بی‌درنگ با صدایی‌جاودان​ بلند گفت: «معلوم است! مقابله می‌کنیم‌عمدتاً​ و آن عوضی‌های خاندان یانگ را می‌کشیم!»

چی بانگ به‌سرعت سر تکان داد‌جاودان​ و در حالی که به چی گوی‌تعلق​ نگاه می‌کرد گفت: «صدایت را پایین بیاور.»

چی گوی اخم کرد:‌کنند​ «بزرگِ اعظمِ اول، باید این‌خطر​ مسئله را به‌دقت بررسی کنیم.»

چی دا پی چشمانش را گرد کرد و گفت: «از چه می‌ترسی! خاندان‌چون​ یانگ که جاودانهٔ رتبه ۸ ندارد، این بار هم فقط دو رتبه ۷‌انباشته​ فرستاده‌اند. اگر خاندان چیِ ما مقابله نکند، مضحکهٔ تمامِ جناح حقِ مرز جنوبی می‌شویم.»

چی گوی آهی کشید: «با اینکه فقط دو نفر فرستاده‌اند، اما هر دو از خبرگانِ نامدارند. یانگ یین‌روند​ گوانگ در استفاده از نورِ ژرفِ انجمادِ روح مهارت بالایی دارد که دفاع در برابر آن بسیار دشوار است.‌اکنون​ دیگری، یانگ ون کوی، مسیر خرد و مسیر اطلاعات را هم‌زمان تزکیه می‌کند؛ او مغز متفکرِ خاندان یانگ است.»

«بر اساس بررسی‌های ما، دیگر جاودانه‌های خاندان یانگ در قلمرو خودشان مستقرند، اما نمی‌توان با اطمینان گفت که خاندان یانگ در حال ظاهرسازی نیست و مخفیانه نیروهایش را جابه‌جا نمی‌کند.‌یوان​ حتی اگر ظاهرسازی در کار نباشد، باز هم باید خانهٔ گوی جاودانِ خاندان یانگ را در نظر بگیریم. از آنجا که خاندان یانگ به قلمرو ما تجاوز کرده است، احتمال‌وجودِ​ زیادی وجود دارد که خانهٔ گوی جاودانشان را نیز به میدان آورده باشند و اکنون درون روزنهٔ جاودانِ یکی از آن دو جاودانه پنهان باشد، فقط هنوز از آن استفاده نکرده‌اند.»

چی بانگ سر تکان داد و گفت:‌معدود​ «بله.» سپس رو به چی شانگ کرد:‌تقریباً​ «تو در این باره چه فکر می‌کنی؟»

چی شانگ ردایی سپید بر تن‌هنگام​ داشت؛ مردی خوش‌چهره بود، اما نگاهش‌اما​ کمی غایب و دور به نظر می‌رسید.

چی بانگ به‌آرامی‌نداشتند​ صدایش زد: «چی‌جاودان​ شانگ؟ چی شانگ؟»

اما گویی چی شانگ چیزی‌ادغامِ​ نشنیده بود؛ چشمانش مات و‌اما​ مبهوت به روبه‌رو خیره مانده بود.

سه جاودانه نگاهی‌کاوش​ به یکدیگر انداختند‌معمول​ و هم‌زمان آه کشیدند.

مشخص بود که ذهن چی شانگ دوباره به پرواز درآمده است. او امیدبخش‌ترین نابغهٔ خاندان چی برای تبدیل شدن به استاد اعظمِ مسیر‌شمارِ​ پالایش بود؛ او را شیفتهٔ آرایه می‌نامیدند و اغلب این‌گونه ماتش می‌برد. وقتی ذهنش درگیرِ معمایی در مسیر آرایه می‌شد، حتی غذا خوردن را‌بزرگ‌ترین​ هم از یاد می‌برد. اگر مراقبت‌های خاندان نبود، احتمالاً از فرطِ غرق شدن در افکارش، غذا خوردن را فراموش می‌کرد و از گرسنگی می‌مرد.

چی شانگ هیچ توجهی به چی بانگ‌اصطکاک​ نکرد. چی بانگ در درون از خشم‌سودِ​ می‌سوخت، اما مجبور بود با او مدارا کند.

پیش از شرکت در جنگ تقدیر، چی چو یو، چی‌اما​ بانگ را به اتاق مطالعه فرا خوانده و به او گفته‌شمارِ​ بود: «چی شانگ بی‌نقص‌ترین یاوری است که برایت به جا می‌گذارم.»

در واقع، این سه جاودانهٔ رتبه ۷ خاندان‌قدرتمندانِ​ چی که اکنون در اتاق مطالعه حضور داشتند،‌روزنه‌های​ معتمدانی بودند که چی بانگ به آن‌ها تکیه می‌کرد.

اما همین معتمدان‌فرمانروا​ نیز از حلِ‌هنگام​ این بحران عاجز بودند.

چی بانگ‌اختیار​ باید خودش تصمیم‌ادغامِ​ نهایی را می‌گرفت.

درست در همین لحظه، کرم‌ادغامِ​ گویِ مسیر اطلاعاتی از طریق‌اما​ آسمان زرد گنجینه به دستش رسید.

پس از آنکه چی بانگ با حس الهیِ خود پیام را خواند، چشمانش از شادی درخشید: «عالی شد! رئیس اتحاد وو یونگ از این ماجرا باخبر شده و‌درونی​ مایل است با خاندان چیِ ما همکاری کند. آن‌ها پس از بیرون راندنِ خاندان یانگ، چشم‌داشتی به میراث غرش نخواهند داشت و حتی خانهٔ گوی جاودانشان را نیز برای‌اکنون​ کمک به ما می‌فرستند. اما در ازای آن، خواهانِ توافقِ گسترده‌تری هستند؛ خواستهٔ اصلی‌شان این است که خاندان ما آرایه‌های جاودانِ متعددی در نقاط منابعِ خاندان وو برپا کند.»

چی گوی با شگفتی فراوان گفت: «مگر می‌شود‌جاودان​ چنین پیشنهاد خوبی داد؟» شرایط وو یونگ فوق‌العاده‌سودِ​ بود و او را در درون وسوسه کرده بود.

این بار چی بانگ کاملاً چی شانگ را‌درونی​ نادیده گرفت و تنها از چی دا پی و‌تداومِ​ چی گوی پرسید: «شما دو نفر چه فکر می‌کنی؟»

چی دا پی ادای احترام‌ادغامِ​ کرد و گفت: «بزرگِ اعظمِ‌اما​ اول، تصمیم کاملاً با شماست.»

چی گوی اندکی تردید کرد: «اگر این بار برای عقب راندن خاندان‌بخرند​ یانگ به خاندان وو تکیه کنیم، در ظاهر سود کلانی برده‌ایم؛ اما وو‌ادغامِ​ یونگ شخصیتِ زیرک و خطرناکی است، چرا باید تن به معامله‌ای بی‌سود بدهد؟»

چی دا پی گفت: «فراموش کرده‌ای؟ آن زمان که خاندان وو در موضع ضعف قرار داشت، خاندان یانگ آبشار زهرآگینِ خاندان وو را‌شمارِ​ غصب کرد و به کوهستان جسدشان نیز چشم دوخت. سرور چی چو یو با یک خانهٔ گوی جاودان به آنجا رفت تا آن‌ها‌عنصر​ را بیرون براند و سپس خاندان وو موفق شد آبشار زهرآگین را پس بگیرد. خاندان وو و خاندان یانگ با هم خصومت دارند.»

چی بانگ ضربه‌ای به پیشانی‌اش زد: «آه، حق با چی دا پی است. حالا که حرفش شد، به نظر می‌رسد خاندان وو همیشه در تلاش بوده تا ما را با خود همراه کند. آن‌گذاشت​ زمان که قلمروهای رؤیای کوه یی تیان هنوز پابرجا بود، خاندان وو هر زمان که تجارتِ فرصتِ جاودان را به راه می‌انداخت، خاندان چیِ ما را نیز شریک می‌کرد. وو یونگ شخصیتِ سرسختی است‌کنونی​ و با وجود اینکه پدرم درگذشته، خاندان چیِ من همچنان ارزش و اعتبار خود را دارد. این بار می‌گذاریم خاندان وو برایمان حمالی کند و خودمان با خیال راحت می‌نشینیم و تماشا می‌کنیم، هاها!»

چی گوی دید که چی بانگ تصمیمش‌اصطکاک​ را گرفته است، از این رو چاره‌ای‌سودِ​ نداشت جز اینکه نگرانیِ درونش را سرکوب کند.

او اندکی تأمل کرد و افزود: «اگر این‌قدرتمندانِ​ بار با خاندان وو متحد شویم، باید واکنش‌روزنه‌های​ و افکارِ خاندان با را نیز در نظر بگیریم.»

چی بانگ که‌فرمانروا​ احساس سردرد می‌کرد گفت:‌ادغامِ​ «درست است، خاندان با...»

ابرنیروها سالیانِ درازی در قدرت بودند و‌اصطکاک​ روابط پیچیده‌ای با یکدیگر داشتند؛ از این‌سودِ​ رو سروکله زدن با آن‌ها به‌شدت دردسرساز بود.

خاندان با سودایِ رسیدن به جایگاهِ فرمانروای مطلق در مرز جنوبی را‌عمدتاً​ در سر می‌پروراند و می‌خواست جایگزین خاندان وو شود. به همین دلیل،‌انباشته​ تنش و درگیریِ شدیدی میان خاندان با و خاندان وو وجود داشت.

و از سوی دیگر، خاندان با رابطهٔ بسیار‌قدرتمندانِ​ نزدیکی با خاندان چی داشت؛ آن‌ها صرفاً دو‌روزنه‌های​ متحدِ ساده نبودند، بلکه میانشان پیوند زناشویی برقرار بود!

ناولها | novelha.net