---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

اربابِ گو

چپتر 2034: همه خواهان مرگ فانگ یوان هستند • ⏱ 11 دقیقه

چپتر 2034: همه خواهان مرگ فانگ یوان هستند

0

روح شبح دستور‌ایمان​ داد: «برید و جلوی‌دخالت​ دربار آسمانی رو بگیرید.»

پری زی وی و پیرمرد ژنگ یوان بی‌درنگ‌سرکوب​ با حرکت‌های کشنده حمله کردند. موج درخشان حملات،‌بکشد​ وحشیانه به چین دینگ لینگ و همراهانش یورش برد.

به جز نیای دریای چی، چین دینگ لینگ‌است​ و بقیه همگی درون خانه‌های گوی جاودان خود‌دادن‌شون​ بودند و ترسی از نیروهای کمکی روح شبح نداشتند.

جاودانه‌های دربار آسمانی تنها غرق در خشم بودند؛ خشم آن‌ها از خیانت‌دیدن​ پری زی وی و پیرمرد ژنگ یوان نبود، بلکه از این بود‌حتی​ که روح شبح با روشی شرورانه آن دو را به بردگی کشیده بود.

دربار آسمانی به وفاداری پری زی وی و پیرمرد‌پوزخند​ ژنگ یوان ایمان داشت. آن‌ها می‌دانستند که خیانت این دو‌اگه​ به دربار آسمانی، تنها به سبب دخالت روح شبح است.

روح شبح پوزخند زد: «جنگیدن با متحدای سابقتون چه‌گشت​ حسی داره؟ نجات دادن‌شون پای خودتونه. اگه این فرصت رو‌نیا​ از دست بدید، احتمالاً دیگه هیچ‌وقت همچین شانسی گیرتون نمیاد.»

با شنیدن این حرف،‌داشت​ حملات جاودانه‌های دربار آسمانی‌است​ برای لحظه‌ای متوقف شد.

چین دینگ لینگ که ابروهایی کشیده و تیز داشت، اخم کرد و دستور داد:‌دوباره​ «روح شبح می‌خواد اراده‌مون رو برای حمله سست کنه، داره وقت می‌خره. جون زی‌پرواز​ وی و ژنگ یوان رو فراموش کنید، کشتن‌شون همون رها کردن‌شون از این مخمصه‌ست!»

در این لحظهٔ حساس، چین دینگ لینگ‌دخالت​ دوراندیشیِ یک رهبر را به نمایش گذاشت‌داره​ و ذات قاطع خود را ثابت کرد.

با شنیدن این‌دیگر​ حرف، روح شبح‌چیزی​ اندکی اخم کرد.

او بر سرعت عمل‌داشت​ خود افزود و بار دیگر‌پوزخند​ به چینگ چو یورش برد.

در این نبرد،‌افزود​ چیزی نگذشت که‌چینگ​ چینگ چو سرکوب گشت.

با دیدن اینکه روح شبح دوباره در تلاش است‌پوزخند​ تا قدرت چینگ چو را بیرون بکشد، چین دینگ‌خودتونه​ لینگ فریاد زد: «جلوش رو بگیرید! نیا، لطفاً متوقفش کنید!»

حتی پیش از هشدار او،‌نبرد​ نیای دریای چی به سوی‌دیدن​ روح شبح پرواز کرده بود.

اما در لحظهٔ بعد، فورانی از جریان‌های‌دخالت​ چی همچون رودی آسمانی پدیدار گشت و‌داره​ راه را بر نیای دریای چی بست.

نیای دریای چی از‌بار​ حرکت ایستاد و به‌چیزی​ مهاجم نگاه کرد: «چی جوئه!»

جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه در حالی که راهش را بسته بود، لبخند‌سابقتون​ کم‌رنگی زد و گفت: «دریای چی، نبرد قبلی‌مون با دخالت دربار آسمانی‌دیگه​ نصفه‌کاره موند و اصلاً راضی‌کننده نبود. بیا این بار عادلانه مبارزه کنیم.»

قلب جاودانه‌های‌بار​ دربار آسمانی‌چینگ​ فرو ریخت.

در این لحظهٔ حساس، جاودانهٔ‌می‌دانستند​ اهریمنی چی جوئه واقعاً به‌جنگیدن​ یاری روح شبح آمده بود!

آن‌ها چه‌عمل​ توافقی با‌بار​ هم کرده بودند؟

پری زی وی نیز غافلگیر شده‌سبب​ بود؛ جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه بی‌شک‌سابقتون​ نیروی کمکیِ قدرتمند و غیرمنتظره‌ای بود!

نور بنفشی در چشمانش سوسو زد و متوجه ماجرا شد: (مدت‌ها پیش، جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه خرید انواع‌جلوش​ میراث‌های مسیرهای مختلف رو توی آسمان زرد گنجینه شروع کرده بود. اون متعلق به عصر باستانِ کهنه و بعد‌حرکت​ از نابودی گوی تقدیر احیا شده. با استفاده از این میراث‌ها، می‌تونه خودش رو به عصر بزرگ کنونی برسونه!)

(دلیل اینکه چی جوئه داره بهمون کمک‌دخالت​ می‌کنه، احتمالاً اینه که ارباب باهاش معامله‌داره​ کرده و تعداد زیادی میراث بهش فروخته.)

پری زی‌عمل​ وی حدس‌بار​ دقیقی زده بود.

هرچند جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه هویتش را در آسمان‌پوزخند​ زرد گنجینه فاش نکرده بود، اما تلاشی هم برای‌خودتونه​ پنهان‌کاری نمی‌کرد و نیتش برای همه کاملاً آشکار بود.

وقتی دربار آسمانی می‌توانست متوجه‌نبرد​ تحرکات جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه‌دیدن​ شود، چرا روح شبح نتواند؟

به دلایل تاریخی، جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه حاضر به همکاری با دربار آسمانی‌حسی​ نبود. اما روح شبح نیز به جناح اهریمنی تعلق داشت و گنجینه‌ای عظیم از‌شانسی​ میراث‌ها را در اختیار داشت؛ او ایده‌آل‌ترین شخص برای معامله با چی جوئه بود.

روح شبح لبخند سردی زد و بار‌نبرد​ دیگر خود را به پشت چینگ چو‌دوباره​ رساند: «فانگ یوان، امروز راه فراری نداری.»

در لحظهٔ بعد، یورش برد!

چینگ چو خشمگینانه غرید، اما روح شبح داشت قدرتش را می‌بلعید.‌اینکه​ چینگ چو به عنوان یک جانورِ روحِ ازلی، حتی با در اختیار‌پیش​ داشتنِ گوی نفرتِ شبه‌رتبه ۹، کاملاً در برابر روح شبح ناتوان بود.

هالهٔ چینگ چو به شدت افت‌سبب​ کرد، در حالی که روح شبح‌سابقتون​ سرزنده‌تر شد و انرژی تازه‌ای گرفت.

پس از پایانِ جذبِ قدرت، لگدی‌چینگ​ به چینگ چو زد و او‌دیدن​ را به سمت زمین پرتاب کرد.

سپس، با سرعت‌ایمان​ برق به سوی‌سبب​ فانگ یوان هجوم برد.

حرکت کشندهٔ‌بار​ جاودان — دگرگونیِ‌نبرد​ رؤیای نابِ حقیقت‌جو!

بخش عظیمی از قلمروهای رؤیای پیرامون کاخ اژدها ناپدید‌پوزخند​ گشت؛ آن‌ها به بدن‌های کالبدِ رؤیای نابِ حقیقت‌جو تبدیل‌خودتونه​ شدند و به درون روزنهٔ جاودانِ روح شبح پرواز کردند.

روح شبح واقعاً گوی جاودانِ کافی‌چینگ​ برای اجرای حرکت کشندهٔ دگرگونیِ رؤیای‌دیدن​ نابِ حقیقت‌جو را در اختیار داشت!

او پیش‌تر عمداً و بدون استفاده از این حرکت، اجازه داده بود فانگ یوان بگریزد. اما‌دادن‌شون​ اکنون که از شر چینگ چو خلاص شده بود، وظیفهٔ سد کردن راه دربار آسمانی و‌برای​ نیای دریای چی را به نیروهای کمکی‌اش سپرد تا سرانجام خودش به سراغ فانگ یوان برود!

تمام جاودانه‌ها یکه خوردند.

از همان ابتدا،‌ایمان​ رشتهٔ این نبرد در‌دخالت​ دستان روح شبح بود.

در طول تاریخ، روح شبح به نیتِ کشتارِ بی‌رحمانه‌اش شهره بود، اما این بدان معنا نبود که تنها‌بکشد​ راهِ حلِ مشکلاتش کشتن است. او شخصیتی سرد، حیله‌گر و شرور داشت؛ با این حال در زمان حیاتش، نیازی‌راه​ به استفاده از این روش‌ها نمی‌دید، چرا که قدرت مطلق خودش برای از بین بردن تمام موانع کفایت می‌کرد.

اما اکنون که قدرت روح شبح تفاوت چندانی با‌پوزخند​ دشمنانش نداشت، او به استفاده از ترفندهای گوناگون روی‌خودتونه​ آورده بود تا قدرت نبرد خود را تکمیل کند.

بی‌درنگ، روح شبح شمار‌چینگ​ زیادی از قلمروهای رؤیا‌سرکوب​ را به تصرف خود درآورد.

در حالی که پری زی وی و دیگران با‌پوزخند​ دربار آسمانی می‌جنگیدند، نیای دریای چی در نبرد با‌خودتونه​ جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه در موضع ضعف قرار گرفته بود.

جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه قلمرو نهان آسمان و زمین، یعنی سرزمین‌گشت​ «شی» را در اختیار داشت و با تکیه بر آن، در‌لطفاً​ برابر نیای دریای چی که تزکیه‌گر مسیر چی بود، ایستادگی می‌کرد.

اوضاع بحرانی بود؛ فانگ یوان‌می‌دانستند​ دیگر نمی‌توانست از قلمروهای رؤیا برای‌متحدای​ سد کردن راه دشمنانش بهره ببرد.

ناگهان درهای کاخ اژدها گشوده شد و چندین تن‌گشت​ با کالبد رؤیای ناب حقیقت‌جو از خط دفاعی قلمروهای رؤیا‌نیا​ بیرون پریدند و یکراست به سوی روح شبح یورش بردند.

گرومب! گرومب! گرومب!

کالبدهای رؤیای ناب حقیقت‌جو خود‌دیگر​ را منفجر کردند و قلمروهای‌سرکوب​ رؤیای جدیدی در هوا پدید آوردند.

روح شبح بی‌درنگ جاخالی داد‌می‌دانستند​ و توانست از گرفتاری در‌جنگیدن​ قلمروهای رؤیا در امان بماند.

اما با بهره‌گیری از همین فرصت، وو شوای کاخ اژدها را‌اینکه​ از میان یکی از شکاف‌ها به بیرون از حلقهٔ قلمروهای رؤیا هدایت‌پیش​ کرد و کشتی جنگیِ پرندهٔ ده‌هزارساله نیز سایه‌به‌سایه به دنبالش روانه شد.

نیت این دو‌ایمان​ خانهٔ گوی جاودان‌سبب​ کاملاً آشکار بود.

روح شبح با عبور از قلمروهای‌چینگ​ رؤیا و نزدیک شدنِ دوباره به آن‌ها،‌اینکه​ غرید: «کجا فکر کردید می‌تونید فرار کنید؟!»

فانگ یوان هدف‌ایمان​ اصلی‌اش بود و‌سبب​ باید جانش را می‌گرفت.

این فرصتی بی‌نظیر بود؛ روح شبح‌چیزی​ قصد داشت فانگ یوان را تا‌دوباره​ انتهای دنیا هم که شده تعقیب کند.

روح شبح به کاخ اژدها و کشتی جنگیِ‌است​ پرندهٔ ده‌هزارساله خیره شد، در حالی که چشمانش‌دادن‌شون​ از نیت کشتار و عزمی راسخ شعله‌ور بود!

در لحظهٔ بعد، کاخ اژدها و‌چینگ​ کشتی جنگیِ پرندهٔ ده‌هزارساله از یکدیگر جدا‌اینکه​ شدند و هر کدام به سمتی گریختند.

روح شبح‌وفاداری​ برای لحظه‌ای‌داشت​ جا خورد.

اکنون چه باید می‌کرد؟

هنگامی که کشتی جنگیِ پرندهٔ ده‌هزارساله و کاخ اژدها درون حلقهٔ قلمروهای‌سابقتون​ رؤیا قرار داشتند، ارتباطشان با دنیای بیرون قطع شده بود؛ از این‌دیگه​ رو، روح شبح هیچ نمی‌دانست که فانگ یوان در کدام‌یک پنهان شده است.

تنها یک روح شبح وجود داشت‌چینگ​ و او نمی‌توانست هر دو خانهٔ‌دیدن​ گوی جاودان را هم‌زمان تعقیب کند.

اما روح شبح در دم تصمیمش را گرفت و فریاد‌جنگیدن​ زد: «جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه، بیفت دنبال کشتی جنگیِ پرندهٔ‌فرصت​ ده‌هزارساله! کارمون که گرفت، پاداشی بهت می‌دم که لایقش باشی.»

جاودانهٔ اهریمنی چی جوئه با خنده‌ای کوتاه، از سرزمین شی برای جذب‌دوباره​ یکی از حرکات کشندهٔ نیای دریای چی بهره گرفت و سپس به‌آسانی‌هشدار​ از نبرد فاصله گرفت و به تعقیب کشتی جنگیِ پرندهٔ ده‌هزارساله شتافت.

روح شبح نیز‌ایمان​ در عوض به‌سبب​ سوی کاخ اژدها تاخت.

پری زی وی‌افزود​ با دریافت فرمانِ او،‌نبرد​ عقب‌نشینی را آغاز کرد.

جاودانه‌های دربار آسمانی از‌داشت​ چین دینگ لینگ پرسیدند:‌است​ «حالا باید چه کار کنیم؟»

چین دینگ لینگ به پری زی‌چیزی​ وی و دیگران نگریست و بی‌درنگ گفت:‌تلاش​ «اول کار فانگ یوان رو تموم کنید!»

اما مشکلی که پیش‌تر گریبان‌گیر روح شبح شده‌است​ بود، اکنون دربار آسمانی را نیز آزار می‌داد؛ فانگ‌پای​ یوان در کدام خانهٔ گوی جاودان پنهان شده بود؟

چین دینگ لینگ اخم کرد و با خود گفت: «یعنی فقط یکی رو انتخاب کنیم‌تلاش​ و روی بختمون قمار کنیم؟» هرچند تمایلی به این کار نداشت، اما از آنجا که‌اما​ دربار آسمانی جاودانه‌های مسیر خرد را در اختیار نداشت، این تنها راهِ پیشِ رویشان بود.

پری زی وی ناگهان از حرکت ایستاد و‌است​ گفت: «من می‌تونم بهتون کمک کنم. راهی بلدم‌دادن‌شون​ که می‌شه باهاش مکان فانگ یوان رو استنتاج کرد.»

جاودانه‌های دربار‌بار​ آسمانی در‌چینگ​ بهت فرو رفتند.

نیای دریای چی‌ایمان​ پرسید: «چه راهی؟‌سبب​ چقدر زمان می‌بره؟»

صدای بینگ سای چوان طنین‌انداز شد: «با کمک ما،‌نگذشت​ فقط یه لحظه طول می‌کشه.» همه به عقب برگشتند و‌فریاد​ دیدند که محراب بخت و بلا از راه رسیده است.

پری زی وی‌ایمان​ آهِ آسودگی کشید و‌دخالت​ زمزمه کرد: «بالاخره رسیدن.»

کاملاً روشن بود که او از اعضای آسمانِ دیرزیستی خواسته تا به آنجا بیایند. پیش‌تر، پری زی وی و دیگران از روح شبح‌پیش​ فرمان گرفته بودند که آسمانِ دیرزیستی را فریب دهند و به‌تنهایی به دربار آسمانی یورش ببرند. اما اوضاع با سرعتی سرسام‌آور دگرگون شده‌بسته​ بود؛ در مسیرِ آمدن به اینجا، پری زی وی شرایط را سنجیده و نقشه کشیده بود تا از قدرتِ آسمانِ دیرزیستی بهره‌برداری کند.

پس از کسب اجازه از‌می‌دانستند​ روح شبح، پری زی وی بی‌درنگ‌متحدای​ با آسمانِ دیرزیستی ارتباط برقرار کرد.

هم‌زمان با نزدیک شدنِ محراب بخت و‌نبرد​ بلا، بینگ سای چوان گفت: «سرورمون فرمودن که‌تلاش​ این دنیا به این همه شطرنج‌باز نیازی نداره.»

لرزه بر اندام جاودانه‌ها افتاد.

سرورِ بینگ سای چوان،‌چینگ​ بی‌شک کسی نبود جز‌سرکوب​ والامقامِ جاودانِ خورشید عظیم.

تمام شواهد حاکی از آن بود که این والامقام‌پوزخند​ جاه‌طلبی‌های ژرفی در سر می‌پرورانْد و همچنان اراده و قدرتی‌اگه​ عظیم از خود در این جهان به جا گذاشته بود.

در اوضاع کنونی، فانگ یوان محتمل‌ترین گزینه‌ای بود که می‌توانست به یک والامقام بدل شود. زامبی‌قدرت​ جاودانِ خورشید عظیم هرگز خواهان چنین چیزی نبود؛ از این رو، نقشهٔ خود را تغییر داد‌فورانی​ و تصمیم گرفت فانگ یوان را پیش از آنکه به اوج قدرت برسد، از میان بردارد!

چین دینگ لینگ دندان‌داشت​ بر هم فشرد؛ او در‌پوزخند​ دوراهیِ دشواری گرفتار شده بود.

آیا باید با‌دیگر​ روح شبح و‌چیزی​ آسمانِ دیرزیستی همکاری می‌کرد؟

اولی والامقامی از جناح اهریمنی بود و‌دخالت​ دومی دشمنی سرسخت در جریان جنگ تقدیر؛‌داره​ هر دوی آن‌ها در نابودیِ تقدیر دست داشتند!

اتحاد با چنین کسانی؟

چین دینگ لینگ تنها به اندازهٔ‌سبب​ چند نفس تأمل کرد و سپس‌سابقتون​ کلمه‌ای را به زبان آورد: «قبوله.»

درست همان‌طور که بینگ سای چوان پیش‌تر گفته بود، این جهان به این همه شطرنج‌باز نیازی نداشت.‌فریاد​ فانگ یوان دشمنِ مقدرِ آن‌ها و صندوقچهٔ گنجی متحرک بود؛ همه می‌خواستند پیش از هر کاری جان‌پدیدار​ او را بگیرند. پس از آن، دربار آسمانی می‌توانست به حسابِ روح شبح و خورشید عظیم برسد!

ناولها | novelha.net