---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

اربابِ گو

چپتر 2022: تمایل دربار آسمانی به نبرد • ⏱ 9 دقیقه

چپتر 2022: تمایل دربار آسمانی به نبرد

0

فانگ یوان دوباره متن را با دقت خواند‌زیردستانش​ و اندیشید: آیا این بدان معنا بود که این‌می‌درخشید​ دو کرمِ گو می‌توانستند با مسیر آسمان مقابله کنند؟

نشان‌های دائوی مسیر‌داره​ آسمان بیشتر در‌باید​ کجا تجمع یافته بودند؟

بی‌شک، در نُه آسمان ازلی.

گذشته از‌نامه​ آن‌ها، تنها کالبدِ‌مستقیماً​ فانگ یوان بود.

فانگ یوان اندیشید: «به نظر می‌رسه این راهی برای حل مخمصهٔ فعلیم باشه. اما الان فقط گوی آذرخش اینجاست،‌گفت​ بدون گوی نفرت فایده‌ای نداره. این کرمِ گو کجاست؟ اصلاً در حال حاضر چنین گوی جاودانی وجود داره؟ اگه‌کارها​ نه، چطور باید پالایشش کنم؟ اگه وجود داشته باشه که اوضاع دردسرسازتر هم میشه، چون برای تصاحبش باید نقشه بکشم.»

«در واقع، حتی اگه این دو گوی جاودانِ هسته رو هم‌دردسرسازتر​ داشته باشم، هنوز معلوم نیست چطور باید باهاشون اون حرکت کشنده رو‌معلوم​ شکل بدم. "افسانه‌های رن زو" در این مورد خیلی مبهم حرف زده.»

درست در همین زمان، چین‌باید​ دینگ لینگ شخصاً از طریق‌دردسرسازتر​ آسمانِ زردِ گنجینه نامه‌ای فرستاد.

فانگ یوان نامه را گشود و خواند. گویِ نامه مستقیماً به ماجرای غار-بهشتِ آذرخشِ جنگل پرداخته بود. چین‌روی​ دینگ لینگ شدیداً خواهانِ گوی آذرخش بود و حتی از نیایِ دریای چی خواسته بود تا تحقیق روی میوه‌های‌چرا​ برداشت چی را موقتاً متوقف کند و با رهبریِ زیردستانش، برای تصاحبِ گوی آذرخش با دربار آسمانی همکاری نماید.

فانگ یوان در حالی که برقی در چشمانش می‌درخشید، با خود گفت:‌همکاری​ «چرا دربار آسمانی این‌قدر عجله داره؟ تازه، اطلاعات رو هم خیلی سریع‌اطلاعات​ به دست آوردن. ظاهراً جاسوس‌هایی رو توی دم‌ودستگاه وو شوای جا دادن.»

هر چه بود، چین دینگ لینگ پری زی وِی نبود؛ او در انجام‌چون​ کارها کمی شتاب‌زدگی به خرج می‌داد و همین امر به فانگ یوان که از‌حرکت​ تبحرِ ژرفی در مسیر خرد برخوردار بود، اجازه داد تا احتمالاتی را استنتاج کند.

فانگ یوان لبخند تلخی زد و‌پالایشش​ اندیشید: «حالا که این‌طوره...» نامهٔ اضطراریِ دربار‌تصاحبش​ آسمانی، او را به تصمیمی قطعی رساند.

غار-بهشتِ آذرخشِ جنگل.

حالت چهرهٔ شیائو هه جیان‌متوقف​ اندکی دگرگون شد؛ او فرمانِ‌دربار​ وو شوای را دریافت کرده بود.

نگاهش سرد شد و فریاد زد: «رئیس اتحاد فرمان داده بدون نگرانی بابت گوی آذرخش، اربابِ غارِ آذرخشِ جنگل رو بکشیم. از دست دادنِ‌نیست​ یه گوی جاودانِ رتبه هشتِ ناقابل اهمیتی نداره. باید تمام جاودانه‌های غار-بهشتِ آذرخشِ جنگل رو از دم تیغ بگذرونیم و بعد برای از بین‌گنجینه​ بردنِ میوهٔ برداشت چی اقدام کنیم. نگرانِ منابعِ غار-بهشت نباشید، با تمام قوا حمله کنید تا مأموریت در کوتاه‌ترین زمانِ ممکن به سرانجام برسه!»

«چی؟!» با شنیدن این فرمان، نه تنها اربابِ‌داشته​ غارِ آذرخشِ جنگل، بلکه بانو خاکسترِ سرد و‌واقع​ سرورْ گرگِ آسمانیِ شب نیز در بهت فرو رفتند.

آن کرمِ گو در آینده به یک گوی جاودانِ‌آذرخشِ​ رتبه نه تبدیل می‌شد، آیا وو شوای به همین‌روی​ راحتی و با قاطعیت از آن دست کشیده بود؟

برای لحظه‌ای، هر سه جاودانه‌متوقف​ از شدت شوک در جای خود‌آسمانی​ میخکوب شدند و هیچ حرکتی نکردند.

سرورْ گرگِ آسمانیِ شب نفوذیِ دربار آسمانی بود؛ او‌داشته​ طبیعتاً در این اندیشه بود که با زنده نگه داشتنِ‌جاودانِ​ اربابِ غارِ آذرخشِ جنگل، به اتحادِ وو شوای ضربه بزند.

از سوی دیگر، بانو خاکسترِ سرد که در حقیقت همان روحِ شبح بود، قصد داشت این‌واقع​ نقطهٔ درگیری را حفظ کند تا نبردی خونین میان وو شوای و نیایِ دریای چی شعله‌ور‌مورد​ شود. تا زمانی که آشوب حاکم بود، او فرصت‌های بی‌شماری برای پیشبرد اهدافش به دست می‌آورد.

اربابِ غارِ آذرخشِ جنگل ناگهان فریاد زد: «شیائو هه جیان، عجب گستاخی‌ای! تو داری فرمانِ‌دریای​ جعلی صادر می‌کنی. وو شوای در حال گسترش دادنِ قدرتشه، چطور ممکنه از گوی جاودانِ رتبه‌حالی​ نهِ آینده دست بکشه؟ تو که تازه به اتحاد پیوستی، قطعاً نیتِ شومی در سر داری!»

با این اتهامِ اربابِ غارِ‌متوقف​ آذرخشِ جنگل، چهرهٔ شیائو هه‌دربار​ جیان از خشم سرد شد.

او پاسخی به این اتهام نداد، بلکه با خشونت به بانو خاکسترِ‌میشه​ سرد و سرورْ گرگِ آسمانیِ شب خیره شد و غرید: «این فرمانِ رئیسِ‌باهاشون​ اتحادمونه! می‌خواید حرف یه خائن رو باور کنید یا من رو؟ حمله کنید!»

شیائو هه جیان پس از‌باید​ گفتن این حرف، منتظر آن دو‌میشه​ نماند و یک‌تنه به پیش تاخت.

گرومب گرومب گرومب...

حرکات کشنده یکی پس از دیگری‌کند​ رها شدند و بخش عظیمی از‌همکاری​ جنگل آذرخش را به ویرانی کشاندند.

«حمله کنید!» جاودانه‌های اتحاد که روی سطح زمین مستقر‌داشته​ بودند نیز با دریافت فرمانِ شیائو هه جیان وارد‌حتی​ عمل شدند و جنگل آذرخش را به محاصره درآوردند.

حالا که کار به اینجا کشیده بود، بانو خاکسترِ سرد‌دردسرسازتر​ و سرورْ گرگِ آسمانیِ شب دیگر نمی‌توانستند به نقشه‌های پنهانی‌باشم​ خود بپردازند؛ پس آهی کشیدند و برای حمله به گروه پیوستند.

اربابِ غارِ آذرخشِ جنگل که می‌دانست مرگش حتمی است، تمام توانش را برای‌خواهانِ​ نابود کردنِ گوی آذرخش به کار گرفت و با کینه‌ای عمیق نفرین کرد:‌تصاحبِ​ «وو شوای، تو واقعاً بی‌رحمی! با این کوته‌فکریت، قطعاً به طرز فلاکت‌باری کشته میشی!»

«خوابشو ببینی.» در لحظهٔ‌موقتاً​ بعد، بانو خاکستر سرد‌زیردستانش​ ناگهان پشت سرش پدیدار شد.

بدن سرورِ غار-بهشتِ آذرخشِ جنگل خشک شد. بانو‌کنم​ خاکستر سرد فرصت را غنیمت شمرد و در‌بکشم​ کمال ناباوری، گویِ آذرخش را از دستانش قاپید!

جاودانه‌ها شگفت‌زده‌داره​ شدند: «این‌چطور​ دیگه چه روشیه؟»

با وجود اینکه سطوح تبحرِ روحِ شبح به طرز اسفناکی‌جنگل​ سقوط کرده بود، او همچنان روش‌های بی‌شماری در آستین داشت.‌برداشت​ جاودانه‌های رتبه هشتِ عادی نمی‌توانستند اندوخته‌های یک والامقام را تخمین بزنند.

شیائو هه جیان غرق در شعف شد و فریاد زد: «کارت عالی بود!» او هیچ امیدی به تصاحب گویِ آذرخش نداشت، اما چه کسی‌اطلاعات​ فکرش را می‌کرد که این گو واقعاً به چنگ بیاید. این نه‌تنها شایستگیِ بانو خاکستر سرد، بلکه دستاوردِ خودِ او نیز به شمار می‌رفت.‌اجازه​ تا همین جای کار، مقامِ معاونِ رئیسِ اتحاد برایش نیمه‌تثبیت‌شده بود. نیمهٔ دیگرِ آن با تکمیل مأموریتی که وو شوای محول کرده بود، مسجل می‌شد!

سرورِ غار-بهشتِ آذرخشِ‌داره​ جنگل دیوانه‌وار دست‌باید​ به ضدحمله زد.

بانو خاکستر سرد برای حفظ‌باید​ گویِ آذرخش، حملات او را‌دردسرسازتر​ به جان خرید و مجروح شد.

شیائو هه جیان به‌سرعت به یاری‌اش شتافت و فریاد زد: «بکش‌پرداخته​ عقب و مراقب گوی آذرخش باش!» او راه را بر سرورِ‌متوقف​ غار-بهشتِ آذرخشِ جنگل بست تا بانو خاکستر سرد در امان بماند.

سایر جاودانه‌ها برای جلوگیری از هرگونه تداخل، در حالی‌تصاحبِ​ که نبردِ تن‌به‌تنِ شیائو هه جیان و سرورِ غار-بهشتِ‌خود​ آذرخشِ جنگل را تماشا می‌کردند، به غارت منابع مشغول شدند.

از آنجا که سرورِ غار-بهشتِ آذرخشِ جنگل پیش از‌داشته​ این با بانو خاکستر سرد جنگیده بود، در شرایط‌حتی​ مطلوبی قرار نداشت و تقریباً تمام روش‌هایش لو رفته بود.

بر اساس قدرتِ ظاهریِ به‌باید​ نمایش درآمده، شیائو هه جیان از‌میشه​ بانو خاکستر سرد نیز قوی‌تر می‌نمود.

نتیجهٔ این نبرد از پیش مشخص بود‌غار​ و دیری نپایید که شیائو هه جیان،‌نیایِ​ سرورِ غار-بهشتِ آذرخشِ جنگل را در هم شکست.

سرورِ غار-بهشتِ آذرخشِ جنگل حاضر‌متوقف​ به پذیرش شکست نبود و‌دربار​ همچنان در سر سودای فرار می‌پروراند.

اما جاودانه‌هایی که در اطراف ناظرِ نبرد‌پالایشش​ بودند، سرورِ غار-بهشتِ آذرخشِ جنگل را محاصره‌تصاحبش​ کردند و هیچ راه گریزی برایش باقی نگذاشتند.

سرورِ غار-بهشتِ آذرخشِ جنگل سر بریده شد و غار-بهشتِ‌اوضاع​ آذرخشِ جنگل از هم فروپاشید. آزمایش اتحاد بر روی‌جاودانِ​ میوهٔ برداشت چی، این بار نیز به در بسته خورد.

افزون بر این، از آنجا که وو شوای دستور داده بود نبرد در‌خواهانِ​ سریع‌ترین زمان ممکن پایان یابد، بیشتر منابعِ غار-بهشتِ آذرخشِ جنگل در طول درگیری‌تصاحبِ​ از بین رفت. جاودانه‌های شرکت‌کننده تنها توانستند منابع بسیار ناچیزی به غنیمت ببرند.

بزرگ‌ترین دستاوردِ این نبرد، همان گویِ آذرخشِ وحشیِ‌زیردستانش​ رتبه هشت بود. اما کاملاً روشن بود که این‌می‌درخشید​ گو باید به رئیسِ اتحاد، وو شوای، تقدیم شود.

فانگ یوان مدت زیادی اندیشید تا اینکه سرانجام تصمیم گرفت‌اوضاع​ مستقیماً با مشکل برخورد کند؛ او غار-بهشتِ آذرخشِ جنگل را از‌باشم​ میان برداشت تا شعله‌های این درگیری بیش از این زبانه نکشد.

تصمیم قاطع و سریع وو شوای نه‌تنها اعضای‌داشته​ اتحاد را در بهت فرو برد، بلکه نقشه‌های‌واقع​ دربار آسمانی را نیز نقش بر آب کرد.

چین دینگ لینگ که اطلاعات دست‌اول را‌غار​ از سرورِ گرگِ آسمانیِ شب دریافت کرده بود،‌دریای​ بی‌درنگ با نیایِ دریای چی ارتباط برقرار کرد.

فانگ یوان نامه را دریافت کرد؛ در این نامه، چین دینگ لینگ با وجود اینکه گویِ‌چشمانش​ آذرخش به دست وو شوای افتاده بود، همچنان بر تصاحب آن اصرار می‌ورزید. او تأکید کرده‌شوای​ بود که حتی اگر نتوانند گویِ آذرخش را به چنگ آورند، باید آن را نابود کنند!

«انگار دربار آسمانی برای به دست آوردن گویِ آذرخش کاملاً‌اوضاع​ مصممه. دربار آسمانی باید دستورالعملِ گویِ جاودانِ آذرخش رو داشته باشه؛‌باشم​ این‌طوری اگه این گو نابود بشه، می‌تونن خودشون دوباره پالایشش کنن.»

کنجکاوی فانگ یوان بیشتر شد؛ چرا دربار آسمانی تا این حد برای تصاحب گویِ‌نقشه​ آذرخش بی‌تابی می‌کرد؟ چرا سازمانِ قدرتمندی همچون دربار آسمانی، چنین نیاز مبرمی به این‌شکل​ گویِ جاودان پیدا کرده بود؟ هر چه بود، گویِ آذرخش که گویِ تقدیر نبود!

فانگ یوان از نقشهٔ دربار آسمانی سر‌غار​ درنمی‌آورد، اما پافشاریِ چین دینگ لینگ باعث شد‌دریای​ نقشه‌های پیشینِ فانگ یوان نقش بر آب شود.

فانگ یوان به وو شوای دستور داده بود تا بدون هیچ‌گونه ملاحظه‌ای برای امنیتِ‌حالی​ گویِ آذرخش، غار-بهشتِ آذرخشِ جنگل را نابود کند تا بدین ترتیب، هرگونه درگیریِ احتمالی‌ظاهراً​ را در نطفه خفه کرده و از وقوع جنگ میان دو طرف جلوگیری کند.

اما اکنون دربار آسمانی موضعی جنگ‌طلبانه‌باید​ به خود گرفته بود و فانگ یوان‌چون​ نیز نمی‌توانست به‌سادگی درخواستشان را رد کند.

هر چه بود، نیایِ‌چطور​ دریای چی متحدِ دربار‌داشته​ آسمانی به شمار می‌رفت.

او چگونه‌نامه​ باید این بحران‌مستقیماً​ را مدیریت می‌کرد؟

ناولها | novelha.net