---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

اربابِ گو

چپتر 2232: بختِ کوره • ⏱ 12 دقیقه

چپتر 2232: بختِ کوره

0

با ارادهٔ فانگ یوان، خانهٔ‌گرفته​ گویِ جاودانِ رتبه هشت، «دیگ‌بودند​ پخت بخت»، به کار افتاد.

فانگ یوان نگاهش‌کند​ را برگرداند و به‌تنها​ بالای سرِ خویش نگریست.

او دید که بختِ‌بیش​ مسیرِ پالایشِ رتبه نُهِ‌حرارتِ​ وی، همچون کوره‌ای است.

کوره گویی از گِل ساخته شده بود؛‌دُرنای​ ترک‌های بی‌شماری بر سطح آن به چشم می‌خورد‌آسمان​ که نشان می‌داد ساختاری سست و خام دارد.

در کفِ کوره، تلی از هیزم به‌شدت می‌سوخت.‌ابر​ این تصویر نشان می‌داد که فانگ یوان اکنون تمامِ‌سیاه​ ذخایرِ جوهرِ جاودانِ خود را به کار گرفته است!

درونِ کوره، دو‌کند​ توده ابر در‌متراکم​ هم تنیده شده بودند.

یک توده، ابرِ دُرنای جاودانی به رنگ سپید با لکه‌های سیاه درونی بود که به «فرم‌زیادی​ آسمان» شباهت داشت. این ابر در آستانهٔ فروپاشی قرار داشت، اما هر بار که می‌رفت تا‌ساختار​ از هم بپاشد، حرارتی از کوره ساطع می‌گشت و به‌زور آن را دوباره گرد هم می‌آورد.

توده ابرِ دیگر کوچک‌تر بود و به نیلوفری سبز می‌مانست. ابرِ نیلوفرِ سبز در نقطهٔ مقابلِ درنای‌داشت​ جاودان قرار داشت؛ درنا در آستانهٔ فروپاشی بود، در حالی که نیلوفر بیش از حد فشرده شده‌نیلوفری​ بود. بخشِ اعظمِ حرارتِ کوره صرفِ این ابرِ نیلوفرِ سبز می‌شد تا تکه‌سنگی آهکی را ذوب کند.

ابرِ نیلوفرِ سبز تا حدِ زیادی متراکم بود و تنها بخشِ کوچکی‌دُرنای​ از آن ذوب گشته و پخش می‌شد؛ این بخشِ ذوب‌شده به سوی ترک‌های‌قرار​ کوره جریان می‌یافت و به کفِ آن رسوب می‌کرد، گویی می‌کوشید ریشه بدواند.

فانگ یوان با خود اندیشید: «ساختار این کوره بیش از حد خام است و پر از ترک.‌می‌کوشید​ این نشان می‌دهد که بنیانِ من هنوز استوار نیست. روزنهٔ جاودانِ فرمانروا نیز تهدیدِ پنهانِ دیگری در خود‌فاجعهٔ​ دارد؛ از آنجا که هنوز فاجعهٔ آشوبِ واقعی را از سر نگذرانده، جای پیشرفتِ چشمگیری برایش باقی است.»

«ابرِ درنای جاودان همان فرم آسمان است، در‌حرارتِ​ حالی که ابرِ نیلوفرِ سبز، تلاشِ من برای‌زیادی​ پالایشِ "لوتوس امپراتوری گنجینه جوهر آسمانی" را نشان می‌دهد.»

«پس بختِ والامقام‌های دیگر چه؟»

فانگ یوان کوشید تا نگاهی‌گرفته​ بیندازد، اما ورای بختِ کوره،‌بودند​ هیچ چیز به چشمش نیامد.

پیش‌تر که در رتبه هشت قرار داشت، بختِ او‌گشته​ همچون ستونی از نورِ نقره‌ای بود، در حالی که‌ریشه​ بختِ سه والامقامِ دیگر چون ابرهایی پیرامونش شناور بودند.

اکنون، او به والامقامِ مسیر‌فشرده​ پالایش بدل گشته بود، اما‌می‌شد​ دیگر نمی‌توانست بختِ والامقام‌ها را ببیند.

فانگ یوان‌توده​ دلیلِ این‌تنیده​ امر را می‌دانست.

سوایِ روش‌های دفاعیِ آن دو والامقام، دلیلِ اصلی این بود که رتبهٔ «دیگ پخت بخت» بسیار پایین بود. این‌فرم​ خانهٔ گو تنها در رتبه هشت قرار داشت؛ همین که می‌توانست بختِ رتبه نُهِ خودِ فانگ یوان را نمایان‌کوچک‌تر​ سازد، دستاوردی شگرف به شمار می‌رفت. البته، همچنان جزئیاتِ خاصی وجود داشت که از طریقِ آن قابلِ مشاهده نبود.

اگر قرار بود بختِ آن دو نفرِ دیگر را نیز رصد‌ذوب‌شده​ کند و دریابد که چگونه با بختِ خودِ فانگ یوان در‌ترک​ ارتباط‌اند، این دشواری فراتر از توان و ظرفیتِ «دیگ پخت بخت» می‌بود.

فانگ یوان اندیشید: «اما حتی اگر بتوانم‌اعظمِ​ ارتباطِ میانِ بخت‌ها را ببینم، نمی‌توانم به‌کند​ چشمِ اطلاعاتی قابل‌اتکا به آن نگاه کنم.»

پیش از نبرد در غار‌بودند​ اهریمن دیوانه، فانگ یوان بارها‌سپید​ از بررسیِ بخت بهره برده بود.

اکنون که به یاد می‌آورد، پدیده‌های بختِ مربوط به والامقامِ جاودانِ صورت فلکی و والامقامِ اهریمنِ روحِ شبح کاملاً دقیق‌آسمان​ بودند. دلیلِ اصلیِ آنچه دیده بود، این بود که والامقامِ جاودانِ صورت فلکی به سه موجودیت تجزیه شده بود و‌سبز​ والامقامِ اهریمنِ روحِ شبح نیز در حالتِ عادیِ خویش قرار نداشت؛ افزون بر این، هیچ‌یک از آن‌ها تزکیه‌گرِ مسیر بخت نبودند.

در این میان، بختِ‌حدِ​ شفقِ طلاییِ والامقامِ جاودانِ‌کوچکی​ خورشید عظیم به‌وضوح غیرقابل‌اتکا بود.

والامقامِ جاودانِ خورشید عظیم از طریقِ روش‌های مسیر خون احیا شده بود،‌آهکی​ اما این اطلاعاتِ مهم در پدیدهٔ بختِ او بازتاب نیافت. هم‌زمان، سیستمِ‌جریان​ مبارزاتیِ وی پیامدِ وحشتناکی به همراه داشت که آن نیز پنهان مانده بود.

بختِ شفقِ طلایی که نمادِ‌بودند​ والامقامِ جاودانِ خورشید عظیم بود،‌سپید​ در بیشترِ مواقع سرکوب می‌شد.

مسلماً، والامقامِ جاودانِ خورشید عظیم از روش‌های مسیر‌ابر​ بخت بهره گرفته بود تا بختِ خویش را‌لکه‌های​ پنهان سازد و فانگ یوان را گمراه کند.

او والامقامِ جاودانِ خورشید عظیم بود، والامقامِ پیشینِ مسیر بخت. او‌ذوب‌شده​ همچنین از نحوهٔ کارکردِ «دیگ پخت بخت» به‌خوبی آگاه بود، از‌ترک​ این رو جای شگفتی نداشت که به چنین چیزی دست یابد.

در حالِ حاضر، فانگ یوان در این اندیشه بود که از «راز آسمانی پنهان» برای‌حدِ​ فریبِ آن دو والامقام استفاده کند. اما حقیقت این بود که والامقامِ جاودانِ خورشید عظیم،‌بدواند​ پیش از نبرد در غار اهریمن دیوانه، از قبل دست به چنین کاری زده بود!

درونِ روزنهٔ جاودانِ فرمانروا.

حوضِ پالایشِ‌ذخایرِ​ خونِ حسرتِ‌خود​ مربعِ چهار عنصر.

آتشی خاکستری به‌شدت‌کند​ زبانه می‌کشید و‌متراکم​ همچون کوهی عظیم بود.

موادِ جاودانِ مسیر چوب یکی پس‌بخشِ​ از دیگری به درونِ آن انداخته‌آهکی​ می‌شدند و همچون شمع ذوب می‌گشتند.

در اعماقِ این‌ابر​ آتش، یخِ ژرفِ‌ابرِ​ ده‌هزارساله‌ای قرار داشت.

گویِ جاودانِ رتبه هشت، «لوتوس‌گرفته​ امپراتوری گنجینه جوهر آسمانی»، درونِ‌بودند​ این یخِ ژرف مهروموم شده بود!

جاودانه‌های حاضر در ابتدا مضطرب و عصبی بودند،‌کوچکی​ اما اکنون که بیش از ده روز از‌می‌کرد​ آغازِ پالایش می‌گذشت، همگی رفته‌رفته هیجان‌زده و مسرور می‌شدند.

«تمام مواد‌حالی​ جاودان با‌بیش​ موفقیت ذوب شدن.»

«با این سرعتِ پیشرفت،‌تنیده​ فقط تا ده روز دیگه،‌رنگ​ ارتقا با موفقیت انجام میشه!»

«این دیگه چه روشِ شگفت‌انگیزی برای پالایشِ گوئه! در ظاهر شبیه ترکیبِ‌دُرنای​ پالایش با یخ و پالایش با آتش به نظر می‌رسه، اما در اصل،‌قرار​ ترکیبِ بی‌نقصِ ژرفایِ سبکِ انزوای انسانی و روشِ طبیعیِ پالایشِ گویِ مردمان مویینه.»

«کلی نکاتِ کلیدیِ پر از رمز و راز هم وجود داره. حتی با اینکه خودمون شخصاً‌می‌کرد​ مشارکت کردیم و کلِ روند رو از نزدیک دیدیم، نمی‌تونیم معنای عمیقِ نهفته در اون رو درک‌دیگری​ کنیم. سرورم واقعاً لایقِ مقامِ والامقامِ مسیر پالایش هستن، تفاوتِ ما با ایشون از زمین تا آسمونه!»

اما درست در‌نیلوفر​ همین لحظه، چهرهٔ فانگ‌اعظمِ​ یوان در هم رفت.

«نه... پالایش‌توده​ گو دارد‌تنیده​ شکست می‌خورد!»

شهودِ قدرتمندی از‌جوهرِ​ مسیر پالایش، ذهن و‌توده​ جسمش را فرا گرفت.

فانگ یوان هیچ شکی به‌زیادی​ این شهود نداشت؛ در همان‌پخش​ لحظهٔ نخست، حقیقت را دریافت —

مشکلی در پردازشِ‌نیلوفر​ موادِ جاودانِ مسیر‌بخشِ​ چوب وجود داشت!

این موادِ جاودانِ مسیر چوب در ظاهر بی‌نقص به نظر می‌رسیدند، اما در‌درونی​ هر مرحله از پردازشِ آن‌ها، نقصِ ناچیزی وجود داشت. با انباشته شدنِ این نواقص،‌می‌گشت​ آن‌ها به قدری بزرگ می‌شدند که می‌توانستند کلِ فرایندِ پالایش را به نابودی بکشانند.

ادامه دادنِ این روند هیچ‌گرفته​ فایده‌ای نداشت؛ فانگ یوان تصمیم گرفت‌ابرِ​ عملیاتِ پالایشِ گو را متوقف کند!

«چی؟ چرا متوقف شدیم؟!»

«همه‌چیز که‌حالی​ داشت خوب‌بیش​ پیش می‌رفت.»

«احمق! وقتی سرور تصمیم می‌گیره، حتماً کارش‌دُرنای​ درسته. ما ضعیف‌تر از اونی هستیم که‌فرم​ بتونیم درکش کنیم. زود باش دستورشو اجرا کن!»

درونِ حوضچهٔ پالایشِ خونِ مربعِ حسرتِ چهار‌توده​ عنصر، حدود ده جاودانه با سراسیمگی به تکاپو‌سپید​ افتادند تا رفته‌رفته پالایش گو را متوقف کنند.

پس از یک شبانه‌روز، با‌زیادی​ تمامِ تلاشِ فانگ یوان و دیگران،‌ذوب‌شده​ نخستین تلاش برای پالایش متوقف گشت.

تمامِ مواد جاودانِ رتبه‌بیش​ ۹ که به کار‌حرارتِ​ گرفته بودند، هدر رفت.

جاودانه‌ها همگی جراحات خفیفی برداشتند‌بودند​ و حتی حوضچهٔ پالایشِ خونِ مربعِ‌لکه‌های​ حسرتِ چهار عنصر نیز آسیب دید.

اما آنچه بیشترین حسِ خسران‌گرفته​ را به فانگ یوان القا کرد،‌ابرِ​ مصرفِ جوهرِ جاودانِ هلویِ زرین بود.

او که شخصِ اصلیِ‌حدِ​ درگیر در این پالایش بود،‌گشته​ شدیدترین جراحات را متحمل شد!

حرکت کشندهٔ‌حالی​ جاودان —‌بیش​ پالایش خود.

فانگ یوان با به کارگیریِ حرکت کشنده‌اش، تمامِ نشان‌های‌رنگ​ دائوی مسیر چوب و مسیر پالایش را پالایش کرد‌آستانهٔ​ و در همان حال، در دل احساس خرسندی می‌کرد.

«جای شکرش باقیه که والامقام شدم و چنین شهودِ دقیقی‌بودند​ در مسیر پالایش به دست آوردم. حتی وسطِ فرآیندِ پالایشِ‌آسمان​ یه گویِ جاودانِ رتبه ۹ هم هنوز ابتکار عمل دستِ منه!»

در دست داشتنِ‌کند​ ابتکار عمل، شرایط‌متراکم​ را به‌کلی دگرگون می‌ساخت.

همانند این بار که فانگ یوان حس کرد شکست می‌خورد و بی‌درنگ کار را‌کند​ متوقف کرد. با این کار، او خساراتِ به‌مراتب کمتری متحمل شد و از همه‌می‌کوشید​ مهم‌تر، به لطفِ این احتیاط، جراحاتِ جاودانه‌ها نیز در کمترین حدِ ممکن باقی ماند.

پالایشِ گویِ جاودانِ رتبه ۹ کارِ ساده‌ای نبود. بدونِ داشتنِ شهود، اگر پالایش ناگهان با شکست روبه‌رو می‌شد،‌آستانهٔ​ بیش از نیمی از این جاودانه‌ها جان می‌باختند. حوضچهٔ پالایشِ خونِ مربعِ حسرتِ چهار عنصر نیز به‌کلی نابود‌می‌مانست​ می‌گشت، یا در بهترین حالت و با چاشنیِ بخت و اقبال، تنها بخشِ کوچکی از آن باقی می‌ماند.

اما خودِ فانگ یوان جراحاتِ‌گرفته​ بسیار عمیق‌تری متحمل می‌شد؛ جراحاتی که‌ابرِ​ بی‌شک او را از پا درمی‌آورد!

اما اکنون که او با ابتکارِ عملِ خود کار را متوقف کرده بود، تلفاتِ منابع و‌می‌کرد​ جاودانه‌ها، و همچنین آسیبِ واردشده به خانهٔ گویِ جاودان، در کمترین حدِ ممکن نگه داشته شد. گویِ‌دیگری​ جاودانِ رتبه ۸، لوتوسِ امپراتوریِ گنجینهٔ جوهرِ آسمانی، نیز کاملاً دست‌نخورده باقی ماند و هیچ آسیبی ندید.

البته، این موضوع به نقشهٔ پالایشی‌بخشِ​ بستگی داشت که فانگ یوان با‌آهکی​ دقت و ظرافت طراحی کرده بود.

این بار، او تصمیم گرفت ابتدا از روشِ پالایشِ یخ برای‌لکه‌های​ منزوی کردنِ لوتوسِ امپراتوریِ گنجینهٔ جوهرِ آسمانیِ رتبه ۸ استفاده کند؛‌بار​ او قصد داشت تنها در چند مرحلهٔ پایانی از آن بهره بگیرد.

«اگه فقط می‌تونستم مقداری از‌گرفته​ نشان‌های دائوی موفقیتِ سرزمین متبرک خطاناپذیر‌ابرِ​ رو به دست بیارم، عالی می‌شد.»

«یا شاید، اگه بتونم سطح تبحرِ مسیر چوبم رو‌گشته​ بالا ببرم، تواناییم برای پردازشِ این موادِ جاودانِ مسیر‌ریشه​ چوب بیشتر میشه و کمک بزرگی به این وضعیت می‌کنه!»

فانگ یوان‌حالی​ در دل‌بیش​ با خود اندیشید.

حتی فانگ یوان نیز هنوز به‌طور‌ابرِ​ کامل درنیافته بود که رازِ نهفته در‌درونی​ نشان‌های دائوی موفقیتِ سرزمین متبرک خطاناپذیر چیست.

او والامقامِ مسیر پالایش بود؛ از نظر تئوری، شخصِ اولِ مسیر پالایش‌دُرنای​ در سراسرِ جهان به شمار می‌رفت. سطح تبحرِ استادِ متعالِ او باعث‌فروپاشی​ می‌شد تا بتواند بر تک‌تکِ روش‌های مسیر پالایش در دنیا تسلط یابد.

اما سرزمین متبرک خطاناپذیر، میراثِ نژادیِ مویین‌ها بود. حتی تا به امروز، دربار آسمانی نتوانسته بود کنترلِ آن را به دست بگیرد و‌می‌دهد​ همواره با احتیاط و بدگمانی با آن برخورد می‌کرد. نشان‌های دائوی موفقیت برای پالایش گو بیش از حد سودمند بودند. بر اساسِ استنتاج‌های‌برای​ فانگ یوان، این نشان‌ها نه‌تنها ژرفای مسیر پالایش را در خود جای داده بودند، بلکه جوهرهٔ مسیرِ انسان را نیز در بر می‌گرفتند.

این موضوع را می‌شد‌بیش​ با خواندنِ «افسانه‌های رن‌حرارتِ​ زو» نیز حدس زد.

دقیقاً به دلیلِ همین ژرفایِ مسیرِ انسان‌دُرنای​ بود که فانگ یوان در حال حاضر‌فرم​ نمی‌توانست نشان‌های دائوی موفقیت را شبیه‌سازی کند.

پس از استراحتی کوتاه.

فانگ یوان در حینِ تثبیتِ فرمِ آسمان، جراحاتِ خود را‌پخش​ التیام بخشید. او همچنین حرکات کشندهٔ تحقیقاتی را به کار‌اندیشید​ گرفت تا اقداماتِ دو والامقامِ دیگر را زیر نظر بگیرد.

والامقامِ جاودانِ خورشید عظیم در منطقهٔ دریای یخی به سر می‌برد،‌تکه‌سنگی​ در حالی که والامقامِ جاودانِ صورت فلکی به اعماقِ دشت‌های شمالی رفته‌سوی​ بود. هر دوی آن‌ها بر پالایشِ نشان‌های دائوی طبیعی تمرکز کرده بودند.

«بهترین حالت اینه که همین وضعِ موجود حفظ‌جاودانی​ بشه.» برای رسیدن به این هدف، فانگ یوان‌شباهت​ حاضر بود گوهای جاودانِ بیشتری به آن‌ها باج دهد.

این یک سرمایه‌گذاریِ ضروری بود!

«با این وجود، اون دو والامقام نمی‌تونن‌تنها​ نشان‌های دائوی طبیعیِ هر دو منطقه رو به‌طور‌رسوب​ کامل پالایش کنن. زمانِ زیادی برام باقی نمونده!»

فانگ یوان‌حالی​ این موضوع را‌فشرده​ به‌روشنی درک می‌کرد.

مسئله ساده بود؛ دریای شرقی و دشت‌های شمالی پهناور بودند و‌لکه‌های​ نشان‌های دائوی بی‌شماری را در خود جای می‌دادند. حتی این دو‌بار​ والامقام نیز نمی‌توانستند تمامِ آن‌ها را در مدت‌زمانی کوتاه پالایش کنند.

این حقیقتی‌ذخایرِ​ بود که‌خود​ به‌سادگی اثبات می‌شد.

کافی بود سوابقِ تاریخی را بررسی کند تا ببیند‌گشته​ والامقام‌های گذشته پس از رسیدن به رتبه ۹، چه مدت‌بدواند​ طول کشیده بود تا سراسرِ جهان را زیر پا بگذارند.

«اون دو والامقام نه‌تنها از‌فشرده​ نظرِ زمان، بلکه از نظرِ‌می‌شد​ جوهر جاودان هم محدودیت دارن!»

«به محض اینکه ذخایرِ جوهر جاودانشون ته بکشه، دیگه نمی‌تونن به پالایشِ‌سیاه​ نشان‌های دائوی طبیعی ادامه بدن و متوقف میشن. هر چی باشه، اونا باید‌حرارتی​ بخشی از جوهر جاودانشون رو برای نبرد و اتفاقاتِ غیرمنتظرهٔ احتمالی نگه دارن.»

با اندیشیدن به این‌خود​ موضوع، فانگ یوان دندان‌هایش‌ابر​ را روی هم فشرد.

این شکست در‌کند​ پالایش گو، به‌متراکم​ ضررِ او تمام می‌شد.

از آنجا که این شکست در مراحلِ ابتدایی رخ‌صرفِ​ نداد و درست پس از نیمهٔ راه اتفاق افتاد،‌تنها​ او مجبور بود همه‌چیز را از صفر آغاز کند.

زمانِ بسیار اندکی برای فانگ یوان‌ابرِ​ باقی مانده بود. او تخمین می‌زد که‌درونی​ تنها یک فرصتِ دیگر در اختیار دارد.

«نه، یک فرصت خیلی کمه.»

«تجربه ثابت کرده که حتی به‌عنوانِ یک والامقامِ مسیر‌گشته​ پالایشِ رتبه ۹، شانسِ موفقیتِ من در پالایشِ گویِ‌ریشه​ جاودانِ رتبه ۹ به‌مراتب پایین‌تر از رتبه ۸ است.»

«به نظر می‌رسه‌نیلوفر​ باید دست به‌بخشِ​ قمارِ بزرگ‌تری بزنم!»

فانگ یوان بی‌درنگ به هه چون‌ابرِ​ چیو دستور داد تا بار دیگر در‌درونی​ روزنهٔ جاودانِ فرمانروا دست به کار شود.

حرکات کشندهٔ مسیر زمان یکی پس از‌توده​ دیگری به کار گرفته شدند و جریانِ‌رنگ​ زمان در روزنهٔ جاودانِ فرمانروا دوباره شتاب گرفت!

اما فانگ یوان‌کند​ بهای سنگینی برای‌متراکم​ این کار پرداخت.

از آنجا که او پیش از این نیز حرکات کشندهٔ مسیر زمان را‌ذوب​ به کار گرفته بود، تأثیرِ روش‌های کنونی بسیار ناچیز بود. برای افزایشِ اجباریِ جریانِ‌می‌کرد​ زمان، فانگ یوان چاره‌ای نداشت جز اینکه به دیگر روش‌های مسیر زمان متوسل شود.

و نتیجهٔ این اقدام آن بود‌ابرِ​ که تمامِ نشان‌های دائوی مسیر زمانِ هه‌درونی​ چون چیو در این فرآیند مصرف شد!

به عبارتی می‌توان گفت‌خود​ که این همزادِ مسیر زمان‌تنیده​ اکنون عملاً بی‌مصرف شده بود.

اما در وضعیتِ کنونی و با توجه به‌کوچکی​ اینکه زنجرهٔ بهار و پاییز غیرقابل‌استفاده بود، بی‌مصرف‌می‌کرد​ شدنِ همزادِ مسیر زمان جای نگرانیِ چندانی نداشت.

پس از آماده شدنِ همه‌چیز، فانگ یوان‌اعظمِ​ در رقابتی نفس‌گیر با زمان، بار دیگر پالایشِ‌حدِ​ لوتوسِ امپراتوریِ گنجینهٔ جوهرِ آسمانی را آغاز کرد!

ناولها | novelha.net