---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

اربابِ گو

چپتر 2042: والامقام روح شبح • ⏱ 14 دقیقه

چپتر 2042: والامقام روح شبح

0

جنگلِ آذرخشِ نابودیِ بی‌شمار، مرز جنوبی کوچک را به طرز اسفناکی ویران کرده‌اندوخته​ بود؛ کوه‌های بی‌شماری فروریختند و با ترک‌خوردن زمین، شکاف‌های عمیقی پدید آمد. شاه‌جانورِ مبارز‌مصیبت​ غرق در خون می‌جنگید. جراحاتش هر لحظه وخیم‌تر می‌گشت و شرایط رفته‌رفته دشوارتر می‌شد.

او جانش را مایه گذاشته‌کاملاً​ بود تا به زور دوام‌نمی‌آمد​ بیاورد و اوضاع را حفظ کند.

«در مقایسه با قدرت آسمان و زمین، حتی اگر جاودانهٔ رتبه هشت باشم، چه فایده‌ای دارد؟» شاه‌جانورِ مبارز که‌مصیبت​ در روزنهٔ جاودانِ فرمانروا تزکیه می‌کرد، دانش فراوانی اندوخته و قدرتش به شدت افزایش یافته بود؛ امری که اعتمادبه‌نفس‌یافت​ بالایی به او می‌بخشید. اما اکنون، با قرار گرفتن در برابر مصیبت بی‌شمار، حس می‌کرد چقدر کوچک و ناچیز است.

از آنجا که بدن اصلی فانگ یوان درگیر نبرد بیرون بود و در موضع ضعف قرار داشت، گسترهٔ جنگلِ آذرخشِ‌طولانی​ نابودیِ بی‌شمار بار دیگر وسعت یافت. رویارویی با این مصیبت بی‌شمار، حتی اگر فانگ یوان تمام توانش را به کار‌بدل​ می‌گرفت، باز هم روندی پرخطر بود؛ با وجود این، نیمی از حواسش برای مقابله با روحِ شبح پرت شده بود.

این یک مصیبت بی‌شمار بود؛‌دارد​ مانعی که جاودانه‌های رتبه هشتِ بی‌شماری‌دانش​ در برابرش به زانو درآمده بودند!

وضعیت فانگ یوان کاملاً منحصربه‌فرد بود، چرا که این نخستین مصیبت بی‌شمار او‌بلکه​ به حساب نمی‌آمد. او نه‌تنها از دو مصیبت بی‌شمار جهش کرده بود، بلکه‌طولانی​ مصیبتِ کنونی مستقیماً توسط سه هزار نشانِ دائوِ مسیر آسمان در بدنش شکل می‌گرفت.

وقوع مصیبت بی‌شماری به این‌اندوخته​ شکل، حتی در تاریخ طولانی‌امری​ بشریت نیز به‌شدت نادر بود.

به اقتضای شرایط، فانگ یوان مجبور بود تمرکزش را‌کنونی​ تقسیم کند؛ او در حالی که با اوضاع بیرون دست‌وپنجه‌تاریخ​ نرم می‌کرد، هم‌زمان روزنهٔ جاودانِ فرمانروا را زیر نظر داشت.

با نگاه به نشان‌های دائوِ مسیر آسمان که‌فرمانروا​ برای ایجاد این مصیبت بی‌شمار به مسیر آذرخش‌افزایش​ و مسیر ابر بدل می‌شدند، ناگهان چیزی را دریافت.

«فکر کنم حالا چیزی را‌کاملاً​ فهمیدم.» در آن لحظه، او به‌نه‌تنها​ خاستگاهِ بلاها و مصیبت‌ها پی برد!

پیش از این می‌دانست که بلاها و مصیبت‌ها تحت کنترل دائوی آسمانی قرار دارند؛ نیرویی که به توازن‌برابر​ اهمیت می‌داد تا مازاد را بگیرد و کاستی‌ها را جبران کند. هر جاودانه و روزنهٔ جاودان، تجمع انبوهی‌دیگر​ از نشان‌های دائو بود؛ از این رو، دائوی آسمانی باید برای حفظ این توازن دست به کار می‌شد.

هر از چند گاهی، دائوی آسمانی قدرت خود را آزاد می‌کرد‌توسط​ و بلاها و مصیبت‌هایی برای جاودانه‌ها رقم می‌زد. اما اینکه چگونه این‌به‌شدت​ بلاها و مصیبت‌ها را خلق می‌کرد، برای فانگ یوان معمایی حل‌نشده بود.

اما اکنون، صحنهٔ پیش‌فایده‌ای​ رویش پاسخی برای این‌فرمانروا​ پرسشِ درونی به همراه داشت.

مشخص شد که مهم نیست با چه نوع مصیبتی روبه‌رو باشند، در حقیقت تمامی آن‌ها با استفاده از نشان‌های دائوِ مسیر آسمان خلق‌شکل​ می‌شدند. نشان‌های دائوِ مسیر آسمان می‌توانستند به هر مسیری دگرگون شوند؛ به همین دلیل بود که مصیبتِ آذرخشِ جهندهٔ یخبندانِ پرنده، مصیبتِ ابرِ‌بدل​ دوزخِ چهارگانه، مصیبتِ غرشِ اژدها، مصیبتِ تندرِ طبلِ آسمانی، بلای گلِ باد، بلای ماهِ برف و بلای نمکِ پرندهٔ سفیدِ ژرف وجود داشتند...

این مصیبت‌ها از مسیرهای مختلفی نشئت می‌گرفتند و انواع بی‌شماری داشتند. جاودانه‌ها نمی‌توانستند نوع مصیبتِ‌اکنون​ پیش رو را پیش‌بینی کنند و از این رو با دشواری‌های عظیمی مواجه می‌شدند. دائوی‌بیرون​ آسمانی حتی روش‌های والامقام‌ها را نیز شبیه‌سازی می‌کرد؛ برای نمونه، دست بی‌شکلِ والامقامِ اهریمنِ آسمان‌دزد.

تمام این مصیبت‌های گوناگون صرفاً یک تجلی‌بلکه​ ظاهری بودند، اما در ذاتِ خود، همگی‌دائوِ​ نشان‌های دائوِ مسیر آسمان به شمار می‌رفتند!

هرچه سطح تزکیهٔ جاودانه بالاتر می‌رفت، نشان‌های دائوِ بیشتری در اختیار داشت و تفاوت میان‌شدت​ او و محیط طبیعی پیرامونش بیشتر می‌شد. هرچه این عدم توازن شدیدتر می‌شد، نشان‌های دائوِ‌است​ مسیر آسمانِ بیشتری به سوی آن‌ها جذب می‌گشت و در نتیجه، با مصیبت‌های سهمگین‌تری روبه‌رو می‌شدند.

هیچ‌کس در این جهان قادر به تزکیهٔ مسیر آسمان نبود. حتی اگر جاودانه‌ای مصیبتی را با‌مستقیماً​ موفقیت پشت سر می‌گذاشت، هیچ نشانِ دائوِ مسیر آسمانی به دست نمی‌آورد. این نشان‌های دائوِ مسیر‌مجبور​ آسمان، به نشان‌های دائوِ مسیرهای دیگر تغییر شکل می‌دادند و با روزنهٔ جاودانِ جاودانه ادغام می‌شدند.

با یادآوری گذشته، در غار اهریمن دیوانه نیز نشان‌های دائوِ مسیر آسمان‌بالایی​ جهان‌های کوچکِ عجیب و غریبی را پدید آورده بودند و پس از‌بدن​ نابودیِ این جهان‌ها، دوباره به شکل نشان‌های دائوِ مسیر آسمان درآمده بودند.

حرکت کشندهٔ صیقل‌دادنِ روزنه با مصیبت جاودان که‌مصیبتِ​ فانگ یوان از فرقهٔ لانگ یا به دست‌بدنش​ آورده بود نیز از همین منطق پیروی می‌کرد.

این حرکت کشنده، سرزمین متبرک و غار-بهشت را به عنوان هدفِ پالایش در نظر می‌گرفت؛‌شدت​ با استفاده از این حرکت کشنده، روزنهٔ جاودان به دنیایِ پنج منطقهٔ بیرون متصل می‌شد‌است​ و با تأثیرگذاری بر بلاها و مصیبت‌ها، از آن‌ها برای صیقل‌دادنِ خودِ روزنهٔ جاودان بهره می‌برد.

سرزمین متبرک لانگ یا زمانی در دریاچهٔ هلال در دشت‌های شمالی قرار داشت. در حوالیِ دریاچهٔ هلال، نشان‌های دائوِ مسیر آب و مسیر پالایش فراوان‌تاریخ​ بود و حرکت کشندهٔ صیقل‌دادنِ روزنه با مصیبت جاودان غالباً برای مقابله با بلاها و مصیبت‌ها به کار می‌رفت. در بیشتر مواقع، بلاهای مسیر آب‌دریافت​ و مسیر پالایش رخ می‌دادند و پس از پشت سر گذاشتن آن‌ها، روزنهٔ جاودان نشان‌های دائوِ مسیر آب و مسیر پالایش را به دست می‌آورد.

تأثیر حقیقی این حرکت،‌فراوانی​ دخالت در روند دگرگونیِ‌افزایش​ نشان‌های دائوِ مسیر آسمان بود.

در میراث حقیقیِ والامقامِ جاودانِ خورشید عظیم نیز روش‌هایی از مسیر بخت برای تضعیف مصیبت‌ها وجود داشت. برای نمونه، بختِ‌طولانی​ گُه سگ و بختِ هماوردِ آسمان. او با استفاده از نشان‌های دائوِ مسیر بخت، در روند خلق مصیبت‌ها توسط نشان‌های‌بدل​ دائوِ مسیر آسمان اختلال ایجاد می‌کرد؛ امری که به تغییراتی مطلوب منجر می‌شد و از شدت و قدرت مصیبت‌ها می‌کاست.

در غار-بهشتِ بلای جانوران، حرکت کشندهٔ دگرگونیِ همسان‌سازیِ موجوداتِ بی‌شمار وجود‌دانش​ داشت که دگرگونیِ نشان‌های دائوِ مسیر آسمان را محدود می‌کرد؛ به‌اما​ همین دلیل، هر مصیبت به بلای جانوران از مسیر دگرگونی بدل می‌شد.

حرکت کشندهٔ افشای راز آسمانی که فانگ یوان از فرقهٔ سایه به دست آورده بود، می‌توانست ماهیتِ مصیبتِ پیش رو را با دقتی بی‌نظیر‌وقوع​ استنتاج کند. حرکت کشندهٔ افشای راز آسمانی از گویِ جاودانِ راز آسمانی به عنوان هسته بهره می‌برد و کاملاً مشهود بود که برای استنتاج‌های‌ناگهان​ خود، مستقیماً منبع اصلی، یعنی نشان‌های دائوِ مسیر آسمان را هدف قرار می‌داد. به همین دلیل، هر استنتاج در مورد ماهیتِ مصیبت به‌شدت دقیق بود.

صیقل‌دادنِ روزنه با مصیبت جاودان، روش‌های مسیر بخت، دگرگونیِ همسان‌سازیِ موجوداتِ بی‌شمار،‌بالایی​ افشای راز آسمانی... فانگ یوان تمامی این روش‌ها را در اختیار داشت،‌بدن​ اما مایهٔ تأسف بود که اکنون نمی‌توانست هیچ‌یک را به کار گیرد.

نشان‌های دائوِ مسیر آسمان دایرهٔ اعمالش‌جهش​ را محدود کرده بودند و او قادر‌نشانِ​ به فعال‌سازی هیچ‌کدام از این حرکات نبود.

فانگ یوان تنها با استفاده از روش‌های مسیرِ انسان برای مقاومت در برابر مسیر آسمان، می‌توانست‌افزایش​ زمان و فرصتی برای فعال‌سازیِ سایر حرکات کشنده به دست آورد. درست مانند پیش‌تر در دربار‌بدن​ آسمانی که از حرکت کشندهٔ دریای چی نامحدود برای مقابله با دیوار چیِ ازلی استفاده کرده بود.

فانگ یوان در روزنهٔ جاودانِ فرمانروا، آرایه‌ای از مسیرِ انسان در اختیار داشت که درخت هزار آرزو را به عنوان هستهٔ خود‌بدنش​ به کار می‌گرفت. اما ارادهٔ آسمان احمق نبود و از اطلاعات مربوط به فانگ یوان آگاهی داشت. جنگلِ آذرخشِ نابودیِ بی‌شمار در‌آذرخش​ قاره مرکزی کوچک نیز پدیدار شده بود و با حمله به آرایهٔ مسیرِ انسان، حلقهٔ محاصره را بر فانگ یوان تنگ‌تر می‌کرد.

غرررش—!

غرش جانوران طنین‌انداز شد، گروه‌نه‌تنها​ بزرگی از جانوران روح به سوی‌توسط​ ابرهای آذرخش در آسمان حرکت کردند.

آن‌ها بی‌امان و‌باشم​ بدون هیچ توجهی به‌جاودانِ​ جان خود یورش بردند.

این‌ها همگی جانوران روح بودند، بیشترشان هیولاهای برهوت‌نخستین​ بودند، تعدادی جانور روح باستانی و چهار جانور‌مستقیماً​ روح ازلی نیز در میانشان به چشم می‌خوردند.

فانگ یوان تمامی این جانوران روح را در صحرای اشباح سبز اسیر کرده‌می‌بخشید​ بود. در میان آن‌ها، فانگ یوان جانوران روح ازلی را زمانی به بردگی گرفت‌یوان​ که به خاندان فانگ کمک کرد تا کاخ لوبیای الهی را به دست آورند.

فانگ یوان معمولاً این‌نمی‌آمد​ جانوران روح را در‌مصیبتِ​ آسمان سیاهِ کوچک نگه می‌داشت.

اکنون، فانگ یوان با‌فایده‌ای​ بحرانی روبه‌رو بود و‌فرمانروا​ باید از آن‌ها استفاده می‌کرد.

جانوران روح در برابر مصیبت بی‌شمار به‌شدت شکننده و کاملاً بی‌دفاع بودند.‌جهش​ تنها در مدتی کوتاه، صاعقه‌ها جانِ صد جانور روح در سطح برهوت‌وقوع​ را گرفتند و بیش از ده جانور روح باستانی نیز از بین رفتند.

قلب فانگ یوان چون‌فراوانی​ یخ سرد بود و هیچ‌یافته​ تزلزلی در او دیده نمی‌شد.

گروه جانوران روح هدف خود را برآورده کرده بود؛‌کنونی​ آن‌ها قدرت آتش را منحرف کردند و فشار را کاهش‌تاریخ​ دادند، و به فانگ یوان اجازه دادند تا زمان بخرد.

این شامل جانوران روح ازلی نیز می‌شد؛ بدون گوی جاودان،‌می‌کرد​ آن‌ها در برابر مصیبت بی‌شمار تنها گوشت دم‌توپِ رده‌بالایی به شمار‌می‌بخشید​ می‌رفتند، اما در نهایت همچنان به عنوان سپرهای گوشتی کارآمد بودند.

فانگ یوان جرئت نداشت‌وضعیت​ از جانوران روح در‌نخستین​ برابر روح شبح استفاده کند.

حقیقت این بود که پس از آنکه روح‌افزایش​ شبح کنترل جانوران سال را به دست گرفت،‌قرار​ فانگ یوان از این جنبه قطع امید کرد.

مقدار عظیمی از قدرت همچون‌نه‌تنها​ موجی جزر و مدی به‌مستقیماً​ درون بدن روح شبح سرازیر شد.

چینگ چو به شدت تقلا می‌کرد و با استفاده از حرکات کشنده،‌فراوانی​ دیوانه‌وار به خود حمله می‌برد. با این حال، روح شبح با زور‌قرار​ حملات چینگ چو را تحمل کرد و به تخلیهٔ قدرت آن ادامه داد.

جانوران روح به این دلیل در‌منحصربه‌فرد​ این جهان وجود داشتند که روح‌جهش​ شبح مسیر روح را خلق کرده بود.

روح شبح جانوران روح را بسیار خوب درک می‌کرد، او نه‌تنها‌اعتمادبه‌نفس​ می‌توانست آن‌ها را به خود وفادار سازد، بلکه روش‌هایی برای استخراج‌است​ قدرت از آن‌ها به منظور تجدید قوای خود نیز در اختیار داشت.

تلاش‌های چینگ‌نخستین​ چو رفته‌رفته‌نمی‌آمد​ ضعیف‌تر می‌شد.

روح شبح با رضایتی عظیم به چینگ چو نگاه کرد؛ گوی نفرت در‌اندوخته​ درون بدن آن جانور از پیش به کمال می‌رسید، این احمق صرفاً خود‌برابر​ را به کام مرگ می‌فرستاد و در عین حال گنجینه‌هایی نیز تقدیم می‌کرد.

روح شبح در حالی که چینگ چو را سرکوب می‌کرد، توجه خود را‌بلکه​ به کاخ اژدها معطوف نگه داشت؛ در تمام این مدت، او آرام نگرفت‌طولانی​ و بدون اینکه نگاهش را برگرداند، به بدن اصلی فانگ یوان خیره ماند.

کل وضعیت‌می‌کرد​ همچنان تحت‌فراوانی​ کنترل او بود!

ویژژژ!

ناگهان، با غرش هوا بادهایی وزیدند‌روزنهٔ​ و دو دستِ غول‌پیکر از چپ و‌اندوخته​ راست به سوی روح شبح کوبیده شدند.

یکی از دست‌ها سیاه و دیگری سفید بود، آن‌ها باشکوه‌نمی‌آمد​ و باعظمت بودند و مفاهیم ژرفی در خود داشتند؛ این‌دائوِ​ حرکت کشندهٔ مسیر چی بود — دستانِ کشندهٔ بزرگِ یین-یانگ!

در لحظهٔ حساس،‌دانش​ همزاد مسیر چیِ فانگ‌شدت​ یوان از راه رسید.

روح شبح لبخندی سرد زد، دود سیاه از بدنش به بیرون‌توسط​ فوران کرد و از میان دود، دو جانور روح ازلی به‌نیز​ پرواز درآمدند و به آن دو دستِ غول‌پیکر مسیر چی کوبیده شدند.

دستان مسیر چی آن‌ها را چنگ‌روزنهٔ​ زدند و دو جانور روح ازلی‌فراوانی​ از درد غریدند، اما هنوز جان نباختند.

در این لحظه، نیای دریای چی‌منحصربه‌فرد​ نه می‌توانست آن‌ها را رها کند‌جهش​ و نه می‌توانست به فشردنشان ادامه دهد.

اگر آن‌ها را نگه می‌داشت، شتاب تهاجمی‌اش‌شدت​ متوقف می‌شد. اگر رهایشان می‌کرد، این دو جانور‌اکنون​ روح ازلی بعداً دوباره به او حمله می‌کردند.

نیای دریای چی فریاد زد و با تکان دادن‌کنونی​ هر دو دست، آن‌ها را به دوردست پرتاب کرد‌وقوع​ و جانوران روح ازلی را از میدان نبرد دور ساخت.

هدف روح شبح محقق شده بود؛ او از دو جانور روح ازلی استفاده کرد تا نیای دریای‌یافته​ چی را مهار کند و در عین حال انرژی‌اش را هدر دهد. هر چه باشد، نیای دریای‌فانگ​ چی مجبور بود برای به دام انداختن جانوران روح ازلی، آن دو دست مسیر چی را حفظ کند.

دور اول مبارزهٔ دریای‌وضعیت​ چی و روح شبح به‌حساب​ یک تبادل ساده ختم شد.

روح شبح دو جانور روح ازلی را به کار گرفت، در حالی که نیای دریای چی‌قرار​ مقداری انرژی ذهنی، جوهر جاودان و زمان را هدر داد. هر دو طرف برابر بودند، در‌ضعف​ واقع روح شبح اندکی بیشتر ضرر کرد، چرا که جانوران روح ازلی قدرت نبرد رتبه هشت داشتند!

اما با نگاهی به تصویر کلی،‌جهش​ دستاوردهای روح شبح اندکی بیشتر بود و‌نشانِ​ او همچنان به کنترل وضعیت ادامه می‌داد.

از آنجا که او مخفیانه غار-بهشت آرام‌بخش روح را کنترل می‌کرد، جانوران روح ازلی بسیاری در اختیار داشت و‌اعتمادبه‌نفس​ از دست دادن دو تا از آن‌ها مسئله‌ای نبود. در مقابل، دریای چی نتوانست از این فرصت به خوبی استفاده‌موضع​ کند؛ او در ابتدا می‌خواست روح شبح را مختل کند، اما خودش متوقف شد و این شانس از دست رفت.

روح شبح از برتری خود به خوبی بهره برد؛ او به جذب قدرت چینگ‌مصیبتِ​ چو ادامه داد تا خود را تقویت کند و در عین حال چینگ چو را‌به‌شدت​ تضعیف نماید. در مجموع، او از این دور اول مبارزه دستاوردهای زیادی کسب کرده بود.

این دور تنها بازتاب کوچکی از مبارزه‌شان بود، با این حال تجربهٔ نبرد غنی و فراوان‌قرار​ روح شبح را نشان می‌داد؛ دیدِ او بر کل میدان نبرد سایه افکنده بود. کنترل او‌ضعف​ بر مبارزه چنان دقیق و بی‌نقص بود که حتی شخصی مانند فانگ یوان نیز احساس خفگی می‌کرد.

بدیهی بود که فانگ یوان تسلیم نمی‌شد؛ او‌مصیبتِ​ بر تعمیر کاخ اژدها تمرکز کرد و هم‌زمان‌بدنش​ از نیای دریای چی خواست تا دوباره حمله کند.

روح شبح هم‌زمان بر سه چیز تمرکز داشت؛ او کاخ اژدها را سرکوب کرد و از‌افزایش​ مارپیچ دود سیاه برای آسیب رساندن به آن بهره برد، قدرت جانور روح چینگ چو را جذب‌اصلی​ کرد، و همچنین حرکات کشنده‌ای را برای مقاومت در برابر حملات نیای دریای چی به کار گرفت.

کاخ اژدها، چینگ چو و نیای دریای چی، این‌ها سه موجودیت‌نه‌تنها​ با قدرت نبرد رده‌بالا در جهان بودند، با این وجود حتی‌بدنش​ با قرار گرفتن در یک جبهه نیز نتوانستند ورق را برگردانند!

حقیقت این بود که قدرت کنونی روح شبح چندان چشمگیر نبود، اما‌بالایی​ او تسلط کاملی بر کاخ اژدها داشت، با توانایی‌های چینگ چو مقابله‌بدن​ می‌کرد و حتی اطلاعات نیای دریای چی را نیز در اختیار داشت.

بدن اصلی فانگ یوان دلیل این امر را درک می‌کرد: «روش‌های مسیر روح او به طور پی‌درپی استفاده می‌شوند،‌تاریخ​ حرکات مکمل یکدیگرند و به شدت به هم متصل‌اند؛ این یک نظام مبارزه‌ایِ استثنایی است. در مقابل، همزاد دریای چیِ‌ابر​ من تنها مدت کوتاهی است که به وجود آمده، او روش‌های بسیار کمی دارد که همگی به راحتی خنثی می‌شوند.»

رایج‌ترین روش تهاجمی همزاد دریای چی، دستان کشندهٔ بزرگ یین-یانگ و اصلی‌ترین روش دفاعی‌اش، جامهٔ پارچه‌ای اختری‌یافته​ آسمانی بود. بنیان او بسیار ضعیف بود و با تحت نظر قرار گرفتن توسط روح شبح، تنها‌فانگ​ پس از چند تبادلِ حرکت، روح شبح به راحتی می‌توانست راه چاره‌ای برای مقابله با او بیابد.

چه از نظر قدرت نبرد، چه دانش و چه تجربه،‌نمی‌آمد​ روح شبح در اوج جهان ایستاده بود. هر چه باشد،‌دائوِ​ او زمانی والامقام اهریمنِ شکست‌ناپذیری بود که بر جهان تسلط داشت!

در میان نسل‌های والامقام‌ها، روح شبح‌قدرتش​ در انظار عمومی به عنوان کسی شناخته‌می‌بخشید​ می‌شد که عمیق‌ترین نیت کشتار را داشت.

او نبردهای شدیدی را پشت سر گذاشته بود، با جنگیدن‌مستقیماً​ راه خود را به سوی قله باز کرد، و قدرتمندی‌طولانی​ بود که مسیر خونین خود را از میان موانع بی‌شمار تراشید!

در زیر تختِ والامقامِ‌فایده‌ای​ او، کوهی از اسکلت و‌تزکیه​ دریایی از اجساد قرار داشت.

ناولها | novelha.net