چپتر 2273: زدن دو سیلی به دربار آسمانی
0جاودانهٔ پیر هوا یو متقاعد شده بود.رابطهاش او دندان به هم سایید و پرسید:توسط «دربار آسمانی راهی برای جابهجایی غار-بهشت من داره؟»
چین دینگ لینگ لبخند محوی زد و گفت: «البته که داریم. بنیان دربارخود آسمانی چیزی نیست که آسمانِ دیرزیستی یا فانگ یوان بتونن باهاش رقابت کنن.شرح حرفم رو باور کنید، ملحق شدن به دربار آسمانی عاقلانهترین تصمیمیه که میتونید بگیرید!»
جاودانهٔ پیر هوا یو آهی عمیق کشید و پاسخرابطهاش داد: «این مسئلهٔ خیلی بزرگیه. لطفاً اجازه بدید بهپذیرفته غار-بهشت برگردم و با بقیهٔ جاودانهها جلسهای برگزار کنم.»
چین دینگ لینگ رفتاری بسیار همدلانهکاوشگرانه از خود نشان داد و گفت:ببرد «همینجا منتظر شنیدن خبرهای خوب میمونیم.»
پس از بازگشت به غار-بهشت، جاودانهٔممکن پیر هوا یو جاودانهها را گرد همپیش آورد و وضعیت را برایشان شرح داد.
هرچند جاودانهها در ابتدا شوکه شدند، اما پس ازکنم سه شبانهروز، همگی با تصمیم جاودانهٔ پیر هوا یو مبنیخوب بر تغییر جناح و پیوستن به دربار آسمانی موافقت کردند.
لی شیائو بای نیز در میان آنهامیکرد بود. او هم با پیوستن به دربارقصد آسمانی موافقت کرد، اما در دل مضطرب بود.
اگر والامقامِ جاودانِ صورت فلکی از روشی کاوشگرانه روی او استفاده میکرد، ممکن بودنفر به رابطهاش با فانگ یوان پی ببرد. اما او تنها یک نفر بود، دربیان حالی که قصد پیوستن به دربار آسمانی از پیش توسط همگان پذیرفته شده بود.
با هدایت جاودانهٔ پیر هوا یو، جاودانههارابطهاش از غار-بهشت خارج شدند و به دیدارتوسط چین دینگ لینگ و جون شن گوانگ رفتند.
چین دینگ لینگ به آنها خوشامد گفت و بیان کرد: «خوبه،بسیار خیلی خوبه. همگی گوش کنید، با پیوستن به جناح درست، نهگرد تنها منافع عظیمی نصیبتون میشه، بلکه آیندهٔ روشنتری هم برای نوادگانتون میسازید.»
جاودانهٔ پیر هوا یو در ادامه گفت: «دقیقاً، ما باید این خبر مسرتبخش رو با بقیه همهمگان در میان بذاریم. امیدوارم بانو چین دینگ لینگ و سرور جون شن گوانگ بتونن کمک کنن. منبلکه حاضرم خطر کنم و دوستان بیشتری رو از این اتحاد اهریمنیِ عشق بزرگ آسمان و زمین نجات بدم.»
با شنیدن این سخنان،فلکی چین دینگ لینگ و جونمیکرد شن گوانگ با شادمانی خندیدند.
با پیشقدم شدن جاودانهٔ پیر هوا یو و وجود نمونهای مانند لیانگ جینگ جینگ، و ازپذیرفته آنجا که پیشتر چین دینگ لینگ نیز یک حرکت کشندهٔ مسیر بخت را به کار گرفتهبلکه بود، مسیر آنها برای متقاعد کردن بقیه جهت پیوستن به دربار آسمانی به نرمی پیش رفت.
چند روز بعد.
تقریباً تمام نیروهای انسانیِ غار-بهشتهای دواستفاده آسمان به فانگ یوان خیانت کردندنفر و برای پیوستن به دربار آسمانی رفتند.
راستش را بخواهید، چین دینگ لینگ تنها برای جذب جاودانهٔممکن پیر هوا یو برنامهریزی کرده بود، اما پس از اقدامپذیرفته آنها، نتایج به دست آمده بسیار بهتر از حد انتظار بود.
چنین خبری قابل پنهان کردن نبودممکن و دیری نپایید که جاودانههای هرقصد پنج منطقه غرق در هیاهو شدند.
«دربار آسمانیاجازه آخرش همونبرگردم دربار آسمانیه!»
«فانگ یوان بازم ضرر کرد.»
«پیشتر توی صحرای غربی هم دربار آسمانی پیروزاستفاده شد و خاندان فانگ رو مجبور کرد موقعقصد فرار از قلمروشون، تمام نقاط منابعشون رو بفروشن.»
«حالا هم دربار آسمانیاستفاده نفوذ فانگ یوان توی دوتنها آسمان رو تقریباً ریشهکن کرده.»
«با اینکه فانگ یوان یه والامقامه، اما مسیر پالایش رورفتاری تزکیه میکنه. والامقامِ جاودانِ صورت فلکی یه والامقامِ مسیر خرده، اونبازگشت توی نقشهکشی و سوءاستفاده از احساسات مردم بیشترین مهارت رو داره.»
«راستش رو بخواید، میتونم درک کنم چرا تصمیم گرفتن به دربار آسمانی ملحق بشن. هر چی باشه، فانگ یوان هیچ کاری نکردجون و اجازه داد والامقامِ اهریمنِ روحِ شبح توی دو آسمان قتلعام راه بندازه و خرابی به بار بیاره. این کاری نیست کهبقیه یه رهبر باید انجام بده. حتی شایعاتی هست که فانگ یوان آسمان نورِ لیانگ جینگ جینگ رو گرفت اما هیچ کمکی بهش نکرد!»
جاودانهها در میانصورت خود به بحثکاوشگرانه و تبادل نظر پرداختند.
هر اقدام یک والامقام، هرچند کوچک، مسئلهٔرابطهاش عظیمی در دنیای جاودانهها به شمار میرفتتوسط و توجه همگان را به خود جلب میکرد.
افراد بسیاری شروع به حدسبقیهٔ و گمان کردند که فانگرفتاری یوان اکنون چه خواهد کرد.
انتقام میگرفت؟ برای تعقیب نیروهایروی آن غار-بهشتهایی که به او خیانتتنها کرده بودند، دست به کار میشد؟
یا اینکهجاودانِ در سکوت اینروشی شکست را میپذیرفت؟
«اگه من جای اون بودم، قطعاً یه کاری میکردم! خائنها بایدحالی مجازات بشن. اگه بعد از این کارشون زندگی راحتتری داشته باشن،رفتند بقیهٔ اعضای اتحاد عشق بزرگ آسمان و زمین چه فکری میکنن؟»
«وقتی میتونن به این راحتی بهشجاودانهها خیانت کنن، یعنی جایگاه والامقامِ جاودانِ عشقخود بزرگ رو به هیچ گرفتن، مگه نه؟»
«شاید فقط دارن سرور فانگ یوان رومیکرد به خاطر اینکه تازه به مقام والامقامقصد رسیده، دستکم میگیرن و بهش زور میگن.»
«چطور ممکنه غرورصورت یه والامقام بهکاوشگرانه این راحتی تحریک بشه؟»
دیری نپایید که امواج بحث وممکن گفتگو فوران کرد و به موضوعقصد اصلی آسمانِ زردِ گنجینه تبدیل شد.
«هه هه.» وو یونگ پوزخند سردی زد.جلسهای نیازی به حدس زدن نداشت تا بداندنشان که این بحثها توسط آسمانِ دیرزیستی هدایت میشود.
اگر او میتوانست از این طریق والامقامِ اهریمنِ پالایشگررابطهاش آسمان و والامقامِ جاودانِ صورت فلکی را وادار بهپذیرفته نبرد کند، والامقامِ جاودانِ خورشید عظیم سود فراوانی میبرد.
وو یونگ در حالی که به سمت دریایاستفاده شرقی نگاه میکرد، آهی عمیق کشید و گفت:قصد «فانگ یوان هیچ حرکتی نمیکنه، من خیلی خوب میشناسمش.»
اگر خودش همروی جای او بود،ممکن هیچ کاری نمیکرد.
در صورت انجام هرگونه اقدامی، فانگ یوانجلسهای مجبور میشد با والامقامِ اهریمنِ روحِ شبح بجنگدهمینجا و این به شدت به ضرر او بود.
«توی رقابت بین سه والامقام، والامقامِ جاودانِ خورشید عظیم مشخصاً دست بالا رو داره. والامقامِ جاودانِتوسط صورت فلکی و والامقامِ جاودانِ خورشید عظیم هر کدوم پایگاه مستحکم خودشون رو دارن، در حالینصیبتون که فانگ یوان توی این زمینه ضعف داره و کمترین جوهر جاودان رو هم در اختیار داره.»
«توی این وضعیت، اون باید خیلی بیشترروی هوشیار باشه. اگه ناگهانی دست به کارنفر بشه، احتمالاً بیشتر از این هم ضرر میکنه.»
«شایعات باید درست باشن، فانگ یوان آسمان نورببرد رو گرفت اما هیچ کمکی بهش نکرد. تویپذیرفته این جنبه، من اصلاً نمیتونم باهاش رقابت کنم.»
با مقایسهٔ خود و فانگ یوان، وو یونگ بهکنم درون خود رجوع کرد و احساس نمود که بیشرمیاشخبرهای هنوز کافی نیست و چیزهای زیادی برای آموختن دارد.
شهرت وفلکی اعتبار چهکاوشگرانه ارزشی داشتند؟
آنها تنها عناصری بودندفلکی که برای بقا یااستفاده کسب پیروزی ضرورت داشتند.
اگر شهرت یا اعتبار برای زندهممکن ماندن یا رسیدن به پیروزی سودیقصد نداشت، باید بیدرنگ دور انداخته میشد.
زمانی که وقت بیشرمیبرگردم فرا میرسید، فرد بایدبرگزار با قاطعیت تمام بیشرم میبود!
«وقتش رسیده.»
«وقتشه که بهصورت اتحاد عشق بزرگ آسمانروی و زمین ملحق بشم.»
نوری درخشان پیدرپیروی در چشمان ووممکن یونگ سوسو میزد.
درست در زمانی که همه دیدگاه بدی نسبت به فانگ یوانبسیار پیدا کرده بودند و احساس میکردند که او ضعیفترین در میانگرد سه والامقام است، وو یونگ تصمیمی گرفت که کاملاً برخلاف بقیه بود!
فانگ یوانفلکی نیز بدون تردیدروی آن را پذیرفت.
با پخش شدن این خبر، دنیای جاودانههایروی مرز جنوبی در بهت فرو رفت ونفر دنیای جاودانههای سراسر پنج منطقه به لرزه درآمد.
خاندان فانگ که به اتحاد عشق بزرگ آسمان و زمین پیوستهحالی بود، قلمرو خویش را از دست داد و آواره گشت. شماررفتند زیادی از ابرنیروهای دو آسمان نیز از این اتحاد خارج شدند.
در چنین شرایطی، خاندان وو برخلاف جریان آب شنا کردرفتاری و علناً به اتحاد عشق بزرگ آسمان و زمین پیوست؛میمونیم اقدامی تأملبرانگیز که تحقیر و سرزنش دیگران را به همراه داشت.
دنیای جاودانههای مرز جنوبی متلاطم گشت ومیکرد دیری نپایید که تردیدها نسبت به وو یونگپیش اوج گرفت و به طوفانی سهمگین بدل شد.
اما خاندان وو که در کانون این طوفان قرار داشت، در برابرببرد تمام فشارها متحد ماند. مهم نبود چگونه هدف هجمهها قرار میگرفتند؛ آنهاجون همچون کوهی استوار پابرجا ماندند و کوچکترین ضعفی از خود نشان ندادند.
در همینکاوشگرانه حین، دراستفاده صحرای غربی.
فانگ گونگ با شگفتی گفت: «ووجاودانهها یونگِ مرز جنوبی... خیلی وقته اسمش روخود شنیدم، اما جرئت و آیندهنگریش واقعاً تحسینبرانگیزه.»
فانگ دی چانگ سر تکان داد: «خدا میدونه با وسط گذاشتنِتنها کل خاندان وو به عنوان وثیقه برای پیوستنِ علنی به اتحادجون عشق بزرگ آسمان و زمین، چقدر از فانگ یوان منفعت کشیده.»
فانگ هوا شنگ لبخند زد: «نتیجه هر چی که باشه، این آدم یه رهبر بزرگ با جاهطلبیهای عظیمه!توسط خاندان وو مدتهاست که ابرنیروی شماره یک مرز جنوبیه، ولی بازم دست به همچین حرکت پرخطری زدن. خاندانبلکه فانگِ ما که از همون اولش خیلی پایینتر از خاندان ووئه، پس چطور میتونیم عزمی مثل اونا نداشته باشیم؟»
فانگ لنگ با شور و حرارت فریاد زد: «حق با بزرگِ اعظمِ سومه! خاندان فانگِ ما بههدایت اندازه کافی تجدید قوا کرده. انواع نقاط منابع رو با گوهای جاودان معامله کردیم، فانگ آن لیروشنتری و فانگ چن هم که برگشتن، و خانههای گوی جاودانمون هم ارتقا پیدا کرده. دیگه وقتِ عمله!»
خاندان فانگ تمام قلمرو خود راجاودانهها از دست داده و به نیروییهمدلانه سرگردان و بدون پایگاه بدل شده بود.
با وجود این، در چنین شرایطی، جوانانی چونممکن فانگ لنگ بهسرعت رشد کرده و پخته شدند؛توسط آنها اکنون جسورتر و پرشورتر از پیش بودند.
فانگ دی چانگ بهفلکی دیگر جاودانهها نگاه کرداستفاده و پرسید: «نظر شما چیه؟»
«فکر کنم الانروی دیگه میتونیم دستممکن به کار بشیم!»
«اگه همینجا چپیدهبدید باشیم، حس میکنمجاودانهها کمکم زنگ میزنم.»
«باید به اون ابرنیروهایی که بهاستفاده خاندان فانگمون زور گفتن نشون بدیم کهحالی درافتادن با ما چه بهای سنگینی داره!»
با دیدن روحیهٔ بالای جاودانهها، فانگکاوشگرانه گونگ بسیار خرسند شد: «خوبه! درسی بهشونتنها میدیم که تا عمر دارن فراموش نکنن!»
با مشخص شدنِ موضعِ قاطعِ بزرگِممکن اعظمِ اول، چشمانِ جاودانههای خاندان فانگقصد درخشید و چهرههایشان از اشتیاق برافروختهتر گشت.
فانگ دی چانگ سر تکان داد و کرمبرگزار گویی از مسیر اطلاعات را به بیرون پرتاب کردشنیدن که در هوا به نقشهای بدل شد: «هدفمون اینجاست.»
جاودانهها با دیدن نقشهکاوشگرانه جا خوردند؛ گمان نمیکردند فانگرابطهاش دی چانگ چنین تصمیمی بگیرد.
«اینجا... جنگل شعلهٔ زمینیه؟»
«این نقطهٔ منابع شمارهاستفاده یک خاندان دونگه! بهببرد شدت ازش محافظت میشه.»
«این حرکت زیادی تهاجمی نیست؟»
فانگ دی چانگ لبخند زد: «همگی گوش کنید. جنگل شعلهٔ زمینی از درخت ساخته نشده، بلکه ازهمگان ستونهای شعلهای تشکیل شده که از زیر زمین بیرون میزنن. وقتی به نقطهٔ فوران میرسن، از سطح زمینآیندهٔ زبانه میکشن و شعلههایی شبیه به درخت شکل میدن. دلیلش هم رگهٔ دائوی مسیر آتش در زیر زمینه.»
«اما با یکپارچه شدن پنج منطقه، دیوارهای منطقهای محومیکرد شدن و رگههای زمین بهشدت جابهجا شدن. در نتیجه،توسط اون رگهٔ دائوی مسیر آتش هم در حال جابهجاییه.»
«خاندان دونگ قبلاً با استفاده از همون موقعیت اصلی و بدون هیچقصد گوی جاودانی، یه آرایهٔ جاودان اونجا برپا کرده. الان اون آرایه در آستانهٔخوبه فروپاشیه؛ مثل یه پنجرهٔ کاغذی میمونه که فقط با یه ضربه سوراخ میشه!»
«و از همه مهمتر، تابلوی مأموریتِ اتحادمون تغییر کرده. الان نقاط منابع مسیر زمین در ازایمنتظر امتیازات مشارکت کمتری مبادله میشن، در حالی که ارزش نقاط منابع مسیر باد و مسیر آتششبانهروز بالا رفته. پس با حمله به این نقطه، میتونیم امتیازات مشارکت خیلی بیشتری به جیب بزنیم!»
جاودانههای خاندان فانگ با شنیدن این سخنانمیکرد دریافتند که فانگ دی چانگ پس ازقصد بررسی و تدارکاتِ فراوان، چنین نقشهای کشیده است.
فانگ چن با تحسین آهیروشی کشید: «از سرور فانگ دیممکن چانگ جز این هم انتظار نمیرفت.»
فانگ آن لی موضع خود را اعلامرابطهاش کرد: «حالا که بزرگِ اعظمِ دوم اینتوسط تصمیم رو گرفتن، ما به شما اعتماد میکنیم!»
شبح پیر بای جون که جاودانهٔ بردهٔ خاندان فانگکنم بود نیز موضع خود را نشان داد: «پس بریم کهخوب این جنگل شعلهٔ زمینی رو با خاک یکسان کنیم، هاهاها.»
فانگ دونگ شی کفکاوشگرانه دستانش را به همممکن مالید: «دیگه طاقت ندارم.»
هرچند او احیا شده و تزکیهٔ رتبهروی ۷ خود را حفظ کرده بود، اما روزنهٔحالی جاودانش خالی بود و به توسعه نیاز داشت.
پیش از این، هنگامی که اعضای خاندان فانگ به فروشنفر گذاشته شدند، او برای معامله نزد شیائو یه هو رفته بود،گوانگ اما دریافت که وانگ شیائو اِر از قبل خریداری شده است.
در مورد سایر اعضای خاندان فانگ نیز، بهبرگزار دلیل توصیههای فانگ دی چانگ و برای احتیاطِ بیشترشنیدن در شرایط کنونی، از خرید آنها صرفنظر کرده بودند.
چند روز بعد.
خاندان فانگ یکپارچه وارد عملروشی شدند و با موفقیت بهممکن جنگل شعلهٔ زمینی یورش بردند.
اکنون خاندان فانگ نیروی عظیمی در اختیاررابطهاش داشت، در حالی که خاندان دونگ بهتازگی چرخهمگان رود سرخ خود را از دست داده بود.
بزرگِ اعظمِ اولِ خاندان دونگبقیهٔ درنگ نکرد و بیدرنگ ازرفتاری دیگر ابرنیروها درخواست کمک نمود.
پس از آنکه خاندان دونگ شمار زیادی از جاودانهها و چندینتنها خانهٔ گوی جاودان را گرد هم آوردند، برای پشتیبانی از نقطهٔ منابعگوانگ به راه افتادند، اما تنها با ویرانی و نابودی مطلق روبهرو شدند.
خاندان فانگ نهتنها عقبنشینی کرده و ناپدید شده بودند، بلکهممکن کل منطقهٔ کوهمانندِ جنگل شعلهٔ زمینی را همراه با خودِپذیرفته زمین کنده و به آسمان زرد گنجینه منتقل کرده بودند.
جاودانههای صحرای غربیروی در بهت وممکن وحشت فرو رفتند!
جاودانههای پنج منطقه مبهوت ماندند.
درست زمانی که بزرگِ اعظمِ اولِ خاندان دونگ برای تشکیلِ دومین اتحادِ ضد فانگقصد در تردید به سر میبرد، خاندان فانگ بار دیگر یورش برد و نقاط منابعِگوش دیگر ابرنیروها را هدف قرار داد؛ آنها پس از هر حملهٔ موفقیتآمیز، بهراحتی عقبنشینی میکردند.
پنج منطقهجاودانِ غرق در غوغاروشی و آشوب شد!
هراس به جانِ ابرنیروهای صحرای غربیممکن افتاد و همگان تمام تمرکز خودقصد را بر دفاع از خویش معطوف کردند.
از ابتدا تا انتها، فانگ یوان هیچ اقدامی علیه غار-بهشتهای دو آسمان انجام نداد. در عوض،منتظر خاندان ووی مرز جنوبی و خاندان فانگِ صحرای غربی وارد عمل شده بودند؛ این اتفاق همچون نواختنهمگی دو سیلیِ محکم بر چهرهٔ دربار آسمانی بود که صدای مهیب آن در سراسر جهان طنینانداز شد.