چپتر 2334: فانگ یوان و خورشید عظیم با صورت فلکی میجنگند
0با وزش بادی تند، گیسوانِبرود والامقامِ جاودانِ صورت فلکی دراحیا پشت سرش به رقص درآمد.
همانطور که تصویر دربار آسمانیکاری در مردمکِ تیرهٔ چشمانش بازتابدائوی مییافت، اخمِ کمرنگی بر چهره نشاند.
در خاطرات او، درباربیشترین آسمانی هرگز در چنینمدرکی وضعیتِ آشفتهای قرار نداشت.
در حالی که والامقامِ اهریمنِ روحِ شبح که درون آنمدرکی گرفتار شده بود، غرش میکرد و نعره میکشید، مهستاره غلیظتر میشد.است او دمبهدم خشمگینتر و مجنونتر میگشت، اما نمیتوانست از مهستاره بگریزد.
والامقامِ جاودانِ صورت فلکی داشت از فقدانِ عقلانیتِخاستگاه والامقامِ اهریمنِ روحِ شبح سوءاستفاده میکرد؛ اگر اونبود هوشیار بود، هرگز دست به چنین کاری نمیزد.
او اکنون درون دربار آسمانی بود و باتقویتِ تقویتِ نشانهای دائوی مسیر خرد، از نظر قدرتبرتری کاملاً بر والامقامِ اهریمنِ روحِ شبح برتری داشت.
اگر والامقامِ اهریمنِ روحِ شبح بدون هیچ قصدیمدرکی برای عقبنشینی میجنگید، احتمال داشت والامقامِ جاودانِ صورتیوان فلکی با بهرهگیری از مزیتِ قلمرو، جانش را بگیرد!
اما هیچ نشانی ازمیان شادمانی در رخسارِ والامقامِ جاودانِاگرچه صورت فلکی به چشم نمیخورد.
از زمان انفجار چی، او میدانست که بزرگترین خطرازلی برای دربار آسمانی، والامقامِ اهریمنِ روحِ شبحِ مجنون نیست، بلکهدلیل والامقامِ جاودانِ خورشید عظیم و والامقامِ اهریمنِ پالایشگر آسمان هستند.
در میان این دو،دست والامقامِ اهریمنِ پالایشگر آسمان بیشتریننشانهای تهدید را به همراه داشت.
اگرچه والامقامِ جاودانِ صورت فلکی هیچ مدرکی درمدرکی مورد انفجارِ میوه برداشت چی در دست نداشت، امامشکوکترین برایش روشن بود که فانگ یوان مشکوکترین فرد است.
او اجازهآسمان نمیداد این فرصتاین از دست برود.
والامقامِ جاودانِاجازه خورشید عظیمفرصت نیز چنین نمیکرد.
اگر والامقامِ جاودانِ خاستگاه ازلی احیا میشد، توازنِ سه والامقام بر همخرد میخورد و والامقامِ جاودانِ خورشید عظیم هرگز خواهان چنین چیزی نبود. پیش ازمزیتِ این، او تنها به این دلیل عقبنشینی کرده بود که امیدی وجود نداشت.
اما اکنون، پس از انفجار وضعیت تغییراگرچه کرده بود؛ دربار آسمانی غرق در شکافروشن و رخنه گشته و اساساً بیدفاع بود.
تنها نگرانیِ والامقامِ جاودانِمیان خورشید عظیم، خودِ والامقامِهمراه جاودانِ صورت فلکی بود.
اما والامقامِ جاودانِ صورت فلکی برای محافظت ازخاستگاه هستهٔ میوه برداشت چی، بیشترِ نیروی انفجار رانبود متحمل شده بود و اکنون مجروح به حساب میآمد.
افزون بر این، او نمیتوانست والامقامِ اهریمنِ روحِ شبح را در مدتخرد کوتاهی شکست دهد؛ این امر به والامقامِ جاودانِ خورشید عظیم و والامقامِبهرهگیری اهریمنِ پالایشگر آسمان زمان کافی میداد تا وضعیت کنونی او را بسنجند.
همانطور که انتظار میرفت، بهمحض اینکه والامقامِ جاودانِ صورت فلکی ازمیوه مهستارهاش برای به دام انداختنِ والامقامِ اهریمنِ روحِ شبح استفاده کرد،فرصت والامقامِ جاودانِ خورشید عظیم و والامقامِ اهریمنِ پالایشگر آسمان از راه رسیدند.
پیشتر در نبرد بر سر قلمروهای رؤیا در آسمانِ شبح، والامقامِمورد جاودانِ صورت فلکی با والامقامِ جاودانِ خورشید عظیم متحد شده بود،اجازه اما اکنون، او در برابر هجوم سه والامقام کاملاً تنها بود.
والامقامِ جاودانِ صورت فلکی آرام در آسماننمیکرد شناور ماند و به از راه رسیدنِخواهان فانگ یوان و خورشید عظیم چشم دوخت.
نگاهش از روی خورشید عظیم گذشت و روی فانگ یوان ثابت ماند. او گفت: «والامقامِ اهریمنِ پالایشگربدون آسمان، تو واقعاً برازندهٔ عنوانِ والامقامِ مسیر پالایش هستی؛ توی میوه برداشت چی دست بردی تا باعثزمان انفجار بشی. اما یه سؤال دارم، چطور اینقدر دقیق از تمهیداتِ احیای استادم توی دربار آسمانی خبر داشتی؟»
فانگ یوان ابتدا جا خورد و سپس با خنده گفت: «والامقامِ جاودانِ صورت فلکی، داری منو دستبالا میگیری. یادتاست باشه، دنیای کنونی دیگه مثل دوران باستان نیست؛ پنج منطقه یکی شدن و دو آسمان هم به آسمانِ شبحکرده تبدیل شده. مگه طبیعی نیست که روشهای احیایی که والامقامِ جاودانِ خاستگاه ازلی سه میلیون سال پیش ساخته، شکست بخوره؟»
«هر فکری میخوای بکن، به منبیشترین ربطی نداره، اما بهت وقت نمیدم تامیوه بیشتر از این لفتش بدی، اینو بگیر!»
فانگ یوان میدانست که خودش مقصر است، اما باید کاری میکردتوازنِ که والامقامِ جاودانِ خورشید عظیم در جبههٔ او بماند، بنابراین قصدوجود نداشت اجازه دهد والامقامِ جاودانِ صورت فلکی بیشتر از این صحبت کند.
بهمحض قدم گذاشتن به درونکاری دربار آسمانی، فانگ یوان روشِدائوی تهاجمیِ قدرتمندی را به کار گرفت.
حرکت کشندهٔ جاودان —بیشترین خروج تکاندهنده موج رؤیایمدرکی سال و صدای دانگ هون!
منگ چیو ژن از پیش درون روزنهٔ جاودانِ فرمانروا قرارمدرکی گرفته بود و اکنون که گویِ جاودانِ زرهِ رؤیا رافرد پس گرفته بود، این حرکت میتوانست بار دیگر استفاده شود.
در لحظهٔ بعد، امواجی از مهِ صورتی از دهانازلی و گوشهای فانگ یوان بیرون زد، بالای سرش گرد آمددلیل و به تصویرِ کوچکی از کوه دانگ هون تبدیل گشت.
کوه دانگاگر هونِ کوچکدست بهشدت لرزید.
دینگ——!
دینگ——!
دینگ——!
طنینِ برخوردِ بلورهای شفاف در میداننمیزد نبرد پیچید و دیری نپایید که امواجِنظر صوتیِ صورتیرنگ در سراسرِ منطقه پخش شد.
والامقامِ اهریمنِ روحِ شبح نیزتهدید که در مهستاره گرفتار بود، آماجِمیوه حملهٔ امواج صوتیِ صورتی قرار گرفت.
با وجود این، مهستاره پس از سی درصد تضعیف شدن، توانستمورد به ثبات برسد. مه با شدت غرید و به نظر میرسیداجازه در حال سازگاری و تحملِ هجومِ امواجِ صوتیِ قدرتمندِ صورتی است.
با دیدن این صحنه،فرصت والامقامِ جاودانِ خورشید عظیم ازازلی کنارِ او به یاریاش آمد.
حرکت کشندهٔاگر جاودان — ستونِکاری کوبندهٔ طلای نرم!
نورِ طلایی جریان یافت وتهدید به دهها ستونِ کوبنده بدل گشتمیوه که خود را به مهستاره کوبیدند.
برخوردِ سهمگینِ ستونهای کوبندهٔمیان طلای نرم باعث شدهمراه بختِ مهستاره بهشدت متزلزل شود.
همهچیز در آسمان و زمین بختِنیز خود را داشت و حتی علفها ومیخورد سنگها نیز از این قاعده مستثنا نبودند.
این، ژرفایِاگر بختِ آسماندست و زمین بود.
بختِ مهستاره مورد حمله قرار گرفت و اینمدرکی امر بر خودِ مهستاره نیز تأثیر گذاشت؛ اینیوان نیروی نفوذگر، شروع به مختل کردنِ عملکردِ مهستاره کرد.
با وجود این، تحت کنترل والامقامِ جاودانِتهدید صورت فلکی، هرچند مهِ ستارهای برای مدتیبرداشت لرزید، اما در برابر امواج حملات دوام آورد.
با دیدن این صحنه،فرصت دلِ فانگ یوان وخاستگاه خورشید عظیم فرو ریخت.
اگر در هر مکان دیگری بودند، این دو حرکت به ثمر مینشستند.خرد اما در دربار آسمانی، والامقامِ جاودانِ صورت فلکی از تقویتِ نشانهای دائویِ بیشمارِمزیتِ مسیرِ خردِ دربار آسمانی بهرهمند بود و قدرتش تا حدِ وحشتناکی بالا میرفت.
مهِ ستارهای قویترین حرکت کشندهاش نبود، اما با بهمورد کارگیریِ آن، توانست در برابر حرکت کشندهٔ ترکیبیِ فانگفرد یوان و روشِ جدیدِ والامقامِ جاودانِ خورشید عظیم مقاومت کند.
والامقامِ جاودانِ صورت فلکی با خونسردی گفت:تهدید «تا وقتی من اینجام، دربار آسمانی شکست نمیخوره.»برایش اما لحنش آکنده از اطمینان و قاطعیت بود.
«والامقامِ جاودانِ صورت فلکی به تنهایینیز دو والامقامِ اهریمن، یعنی خورشید عظیموالامقام و فانگ یوان رو سرکوب کرد!»
«درسته، بانو والامقامِ جاودانِ صورتکاری فلکی تمومِ نشانهای دائویِ مسیرِدائوی خردِ دربار آسمانی رو پالایش کرده.»
«همف، مهم نیست دربار آسمانی چقدرهمراه آسیب دیده، این اراذلِ جناح اهریمنیبرداشت نمیتونن ما رو از پا دربیارن.»
«بانو والامقامِ جاودانِ صورت فلکی بعد از مرگش، سه راهکار به جا گذاشت تا جلویبرایش حملهٔ سه والامقامِ اهریمن به دربار آسمانی رو بگیره. حالا که زنده شده و شخصاًاحیا داره جلوشون رو میگیره، قطعاً میتونه از دربار آسمانی دفاع کنه، این والامقامهای اهریمن موفق نمیشن.»
جاودانههای ده فرقهٔ بزرگِ باستانی بهنیز وجد آمده بودند و اعضای درباروالامقام آسمانی نیز چهرههایی غرق در شادی داشتند.
همگان از جزئیاتِ نبرددست بر سرِ قلمروهای رؤیایتقویتِ آسمانِ شبح آگاه بودند.
جاودانهها با دیدنِ افزایشِ قدرتِ والامقامِ جاودانِاگرچه صورت فلکی، غرق در شادی گشتند وروشن اکنون اطمینانِ بیشتری در خود احساس میکردند.
اما در لحظهٔ بعد، صدای سرد فانگ یوان بهاگرچه گوشِ جاودانهها رسید: «والامقامِ جاودانِ صورت فلکی، دربار آسمانی قویترینمشکوکترین قلمروی توئه، اما همزمان نقطه ضعفت هم هست! اینو بگیر!»
حرکت کشندهٔ جاودان — ورودِبرود مار و اژدها همراه بااحیا مهِ غبار و بادِ انفجاریِ روح!
با غرشِ مارهاهوشیار و اژدهایان، مهِ روحاکنون به اطراف پراکنده شد.
همزمان، کوهِ کوچکِ دانگ هون برهمراه فرازِ سرِ فانگ یوان، بار دیگربرداشت امواجِ صوتیِ صورتیرنگِ بیشماری را شلیک کرد.
فانگ یوان دو حرکت را به طور همزمانهمراه به کار گرفت، اما هدفش والامقامِ جاودانِ صورت فلکیفانگ نبود، بلکه هستهٔ میوهٔ برداشتِ چی را نشانه رفت.
رنگ از رخسارِ والامقامِ جاودانِ صورتنیز فلکی پرید و بیدرنگ روشهایی راوالامقام برای دفعِ آنها به کار بست.
هرچند دو حرکتِ فانگ یوان با هم ترکیب شده بودند، امامسیر والامقامِ جاودانِ صورت فلکی آنها را در نیمهراه متوقف کرد. بامیجنگید وجود این، فانگ یوان خندید؛ اکنون ابتکار عمل در دستانِ او بود.
والامقامِ جاودانِ خورشید عظیم همچون آذرخش به حرکتمدرکی درآمد، به سرعت به گوشهای رفت و همزمانیوان با حمله، هستهٔ میوهٔ برداشتِ چی را نشانه گرفت.
پس از آزمونِ پیشین، آنها دریافته بودند که والامقامِ جاودانِ صورت فلکیانفجارِ در این مکان بیش از حد قدرتمند است و خورشید عظیم وفرصت فانگ یوان حتی با همکاریِ یکدیگر نیز نمیتوانند او را شکست دهند.
اما این موضوع اهمیتی نداشت.
والامقامِ جاودانِ خورشید عظیم بیشکاری از هر چیز نگرانِ احیایدائوی والامقامِ جاودانِ خاستگاه ازلی بود.
تا زمانی که هستهٔ میوهٔ برداشتِ چیاگرچه را نابود میکرد و با موفقیت عقب مینشست،فانگ به هدفش میرسید و پیروزِ این نبرد میشد.
والامقامِ جاودانِ صورتهستند فلکی حقیقتاً در موضعِتهدید انفعال قرار گرفته بود.
او ناچار بود تمامِ تمرکزش را بر دفاع از هستهٔاحیا میوهٔ برداشتِ چی بگذارد؛ هرچند در دربار آسمانی در اوجِکرده قدرتِ خود قرار داشت، اما اکنون تنها میتوانست دفاع کند.
جاودانههای قارهٔ مرکزی با دیدنِکاری این صحنه، دندان بر همدائوی فشردند و پیدرپی دشنام دادند.
«چقدر بیشرمَن!»
«کی فکرشو میکردهستند خورشید عظیمِ بزرگبیشترین اینجوری رفتار کنه.»
«آه، واقعاً دلم میخواد بهبرود بانو والامقامِ جاودانِ صورت فلکی کمکتوازنِ کنم، اما بیش از حد ضعیفم.»
نبردِ والامقامها پیامدهای عظیمی به دنبال داشتاکنون و خانههای گوی جاودانِ مختلف را وادارقدرت میکرد تا بارها و بارها عقب بنشینند.
گو یوئه فانگ ژنگ که درونِ دیوانِاگرچه داوریِ اهریمن مستقر بود، با اخمی عمیق،روشن نگاهش را روی فانگ یوان قفل کرد.
ژائو لیان یونهستند نیز دقیقاً همینبیشترین کار را میکرد.
ما هونگ یون، عشقِ زندگیاش، در آغوش فانگ یوان جان باخته بود. ازمیخورد آنجا که اکنون روحِ ما هونگ یون در دستانِ فانگ یوان قرار داشت، ژائورخنه لیان یون حتی با وجودِ نابودیِ گویِ تقدیر نیز نمیتوانست او را احیا کند.
او باید ماهوشیار هونگ یون را ازاکنون فانگ یوان پس میگرفت.
«شاید بتونم با استفاده از قدرتِ گوی عشق، روحش رو از روزنهٔبرداشت جاودانِ فانگ یوان بدزدم. هر چی باشه، گوی عشق یه گویِ جاودانِنیز رتبه ۹ئه؛ اثراتِ بیشماری داره و تقریباً از پسِ هر کاری برمیاد!»
ژائو لیان یون بامیان این فکر، بیش ازهمراه پیش به وجد آمد.
«الان وقتش نیست. باید صبورانه منتظر بمونم تاخاستگاه فانگ یوان به ضعیفترین حالتِ خودش برسه؛ همون لحظهایپیش که نمیتونه حواسش رو پرت کنه، کارم رو میکنم!»
چین دینگ لینگهوشیار نیز منتظرِ فرصتینمیزد برای حمله بود.
او حرکت کشندهٔ قمارِ بخت را دراگرچه اختیار داشت؛ حرکتی که دقیقاً برای مقابلهروشن با والامقامِ جاودانِ خورشید عظیم خلق شده بود.
در برابرِ والامقامِ اهریمنِ روحِ شبحبیشترین کاری از دستش برنمیآمد، اما میتوانستانفجارِ با والامقامِ جاودانِ خورشید عظیم مقابله کند.
او تنهااجازه در انتظارِفرصت یک فرصت بود.
پس از حملاتِ طولانیمدت و بینتیجه، والامقامِ جاودانِ خورشید عظیم رفتهرفتهمسیر مضطرب شد و خطاب به فانگ یوان فریاد زد: «فانگ یوان،میجنگید دیگه چه روشهایی تو آستین داری؟ بجنب و ازشون استفاده کن!»
فانگ یوان بهاین دربار آسمانی درهمراه زیرِ پایش خیره شد.
او خانههای گوی جاودانِ متعدداین و همچنین بخشهای عظیمی ازمدرکی ویرانهها را به چشم دید.
فانگ یوان با بیرحمی خندید و گفت: «والامقامِخاستگاه جاودانِ صورت فلکی، الان میخوام تمومِ جاودانههای دربارنبود آسمانی رو بکشم. اگه میتونی بیا جلومو بگیر!»