---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

اربابِ گو

چپتر 2220: ادغام سیاه و سفید • ⏱ 13 دقیقه

چپتر 2220: ادغام سیاه و سفید

0

لی شیائو بای به دنبال‌تنهای​ چند جاودانهٔ مسیر اطلاعات رفت؛ آن‌ها‌تزکیهٔ​ با احتیاط در کمین نشسته بودند.

جاودانهٔ رتبه ۷ از مسیر اطلاعات دستور داد: «شیائو بای، آسمان سیاه و سفید‌نکشید​ دارن با هم ادغام میشن. هیاهوی بزرگی به پا شده و محیط خطرناکه. بعداً‌کرم‌های​ که دسته‌های تازی پیداشون شد، فقط حواست به تماشا کردن باشه و کاری نکن، فهمیدی؟»

لی شیائو بای بی‌درنگ سر‌گشت​ تکان داد و گفت: «چشم‌تنهای​ ارشدها، به حرفتون گوش می‌دم.»

او مطیعانه رفتار می‌کرد و هیچ نشانی از غرورِ یک ادیبِ‌رسیده​ بزرگ در او به چشم نمی‌خورد؛ از این رو، تمام جاودانه‌های‌ادبیات​ مسیر اطلاعاتِ حاضر در آنجا، دیدِ مثبتی به او پیدا کرده بودند.

لی شیائو بای مدت‌ها پیش به رتبه ۶ رسیده بود‌سطح​ و جاودانه‌ای در مسیر اطلاعات به شمار می‌رفت. به واسطهٔ‌کشنده​ استعدادش، او محبوب‌ترین جاودانهٔ کوچک‌تر در غار-بهشت ادبیات ژرف نیز بود.

این جاودانه‌های مسیر اطلاعات از غار-بهشت ادبیات‌گرفتند​ ژرف آمده بودند و دست‌کم مقاماتِ درجه‌نکشید​ دومِ دربار امپراتوری در آن غار-بهشت محسوب می‌شدند.

غار-بهشت ادبیات ژرف ساختار ویژه‌ای داشت؛ جاودانه‌ها وارد دربار امپراتوری می‌شدند و بیشترشان‌پیر​ مناصب و نقش‌های مهمی بر عهده می‌گرفتند. پس از اینکه لی شیائو بای‌گرفتند​ به یک جاودانه بدل گشت، او نیز کار برای دربار امپراتوری را آغاز کرد.

تنهای استثنای این‌حاضر​ قاعده، جاودانهٔ پیر‌مثبتی​ هوا یو بود.

او که سطح تزکیهٔ رتبه‌تنهای​ ۸ داشت، در پس‌پرده می‌ماند‌سطح​ و کل اوضاع را کنترل می‌کرد.

پس از مدتی، جاودانه‌ای‌بررسی​ که مسئولیت بررسی را بر‌بسیار​ عهده داشت گفت: «پیداشون شد.»

جاودانه‌ها بی‌درنگ چند حرکت کشنده را‌کار​ به کار گرفتند و خود را‌قاعده​ بسیار عمیق‌تر از پیش پنهان ساختند.

طولی نکشید که لی شیائو بای گروهی‌پیدا​ از سگ‌های آسمانی بازمانده را دید که پا‌می‌رفت​ بر هوا می‌گذاشتند و به سوی آن‌ها می‌دویدند.

تمامی آن‌ها هیولاهای برهوتِ باستانیِ مسیر‌استثنای​ فضا بودند و کرم‌های گویِ مسیر‌پس‌پرده​ فضا را به عنوان خوراک می‌بلعیدند.

لی شیائو بای مسیر اطلاعات را تزکیه می‌کرد و در گردآوری اطلاعات تبحر بالایی داشت؛ از‌سگ‌های​ این رو، تنها با نگاهی گذرا به آن‌ها، متوجه اندازهٔ این دسته از تازی‌ها شد و‌می‌بلعیدند​ زمزمه کرد: «مجموعاً سیصد و شصت و هشت سگ آسمانی بازمانده و چهار تازی بلعندهٔ آسمان.»

سگ‌های آسمانی بازمانده، هیولاهای برهوتِ باستانی بودند‌برای​ و پس از اینکه تا حد مشخصی‌هوا​ رشد می‌کردند، به تازی‌های بلعندهٔ آسمان بدل می‌شدند.

تازی‌های بلعندهٔ آسمان، هیولاهای برهوتِ ازلی بودند که قطعات نُه‌پیش​ آسمان، غار-بهشت‌ها و سرزمین‌های متبرک را به عنوان خوراک می‌بلعیدند.‌غار​ آن‌ها همواره تهدیدی عظیم برای غار-بهشت‌های دو آسمان به شمار می‌رفتند.

هم‌زمان با نزدیک‌تر شدنِ دستهٔ سگ‌ها، جاودانه‌های‌قاعده​ غار-بهشت ادبیات ژرف با یکدیگر همکاری کرده و‌کنترل​ پنهانی یک حرکت کشنده را به کار گرفتند.

این حرکت کشنده بدون‌بررسی​ هیچ هیاهو یا صدایی، به‌بسیار​ سرعت در فضا پخش شد.

در ابتدا، هیچ تغییری در دستهٔ سگ‌ها پدیدار نگشت، اما پس از گذشت بیش‌هوا​ از ده نفس زمان، سه تازی بلعندهٔ آسمان از حرکت ایستادند و در حالی که‌عمیق‌تر​ دندان‌هایشان را با حالتی هوشیارانه به نمایش گذاشته بودند، به یک جهتِ خاص خیره شدند.

سرعتِ آخرین‌اطلاعاتِ​ تازی بلعندهٔ آسمان‌دیدِ​ نیز کاهش یافت.

آن چهار تازی بلعندهٔ آسمان مدتی در همان نقطه پارس کردند؛ پس‌پس‌پرده​ از آن، سه تازی بلعندهٔ آسمان بیشترِ سگ‌های آسمانی بازمانده را با‌عمیق‌تر​ خود همراه کرده و در مسیر دیگری، به سمتی متفاوت به راه افتادند.

آخرین تازی بلعندهٔ آسمان نیز بیش از بیست‌خود​ سگ آسمانی بازمانده را با خود همراه کرد و‌آسمانی​ آن‌ها به حرکت در مسیر اصلیِ خود ادامه دادند.

جاودانه‌های غار-بهشت ادبیات ژرف که در تمام این مدت‌کرد​ پنهان شده بودند، پس از خارج شدنِ دستهٔ سگ‌ها از‌اوضاع​ میدان دیدشان، خود را نشان دادند و آهِ آسودگی کشیدند.

«خیلی خب، قضیه حل شد.»

«بیشتر تازی‌ها رو گمراه کردیم، اونا فکر‌قاعده​ می‌کنن اون‌طرف پر از غذاهای لذیذه، ولی‌اوضاع​ در عوض فقط جانوران روح اونجا منتظرشونن.»

«هاها، ما روی اون جانوران روح هم روش‌های مسیر اطلاعات رو پیاده کردیم. وقتی‌نکشید​ دستهٔ سگ‌ها به اونجا برسن، فکر می‌کنن جانوران روح دارن یه روزنهٔ جاودان رو مخفی‌گویِ​ می‌کنن. این‌طوری بدون اینکه ما دست به سیاه و سفید بزنیم، همدیگه رو تیکه‌پاره می‌کنن.»

«اون تازی بلعندهٔ آسمانِ باقی‌مونده گولمون رو نخورد، احتمالاً یه گویِ‌استثنای​ جاودان داره ازش محافظت می‌کنه. ولی همین تعدادی هم که کشوندیم‌مسئولیت​ سمتش، برای سرور هوا یو کافیه تا کارش رو پیش ببره.»

«شیائو بای، خوب تماشا کردی؟ وقتی تو هم در آینده به رتبه ۷ برسی، باید مدام از‌استعدادش​ این مأموریت‌ها انجام بدی. غار-بهشت ادبیات ژرفِ ما نمی‌تونه جابه‌جا بشه و توی یه نقطه از آسمان‌ساختار​ ثابت مونده، برای همین باید خیلی از مشکلات رو قبل از اینکه اصلاً به وجود بیان، حل‌وفصل کنیم.»

لی شیائو بای‌آغاز​ بی‌درنگ پاسخ داد:‌استثنای​ «تلاشم رو بیشتر می‌کنم!»

این جاودانه‌ها در دم در‌حرکت​ همان جهتی به راه افتادند که‌پنهان​ تازی بلعندهٔ آسمان پیش‌تر رفته بود.

این تازی بلعندهٔ آسمان که چند سگ آسمانی بازمانده را با‌استثنای​ خود همراه کرده بود، در میانهٔ راه در کمینِ حرکت کشندهٔ میدانی‌بررسی​ که جاودانهٔ پیر هوا یو از پیش تدارک دیده بود، گرفتار شد.

پس از نبردی عظیم، تازی بلعندهٔ آسمان از پای‌مدت‌ها​ درآمد. همان‌طور که انتظار می‌رفت، گویِ جاودانِ وحشی در‌محبوب‌ترین​ کار بود، اما در جریان نبرد از بین رفت.

چند سگ آسمانی بازمانده که جان‌استثنای​ سالم به در برده بودند، از‌پس‌پرده​ میان شکاف‌های حرکت کشندهٔ میدانی گریختند.

به هر حال آن‌ها‌بررسی​ جانوران مسیر فضا بودند‌خود​ و فرار کردن تخصصشان بود.

اما دیری نپایید‌جاودانه​ که با گروه لی‌برای​ شیائو بای روبه‌رو شدند.

با اجرای چند دور از حرکات کشنده، این سگ‌های آسمانی بازمانده به‌بود​ اجسادی تکه‌تکه بدل گشتند. لی شیائو بای نیز وارد عمل شد و‌نیز​ مقداری جوهر جاودان مصرف کرد، اما نقش چندان پررنگی در این میان نداشت.

با وجود این، او چهره‌ای پر از هیجان و اشتیاقِ وصف‌ناپذیر‌تزکیهٔ​ از خود نشان داد؛ سایر جاودانه‌های مسیر اطلاعات با دیدن او، بیش‌بسیار​ از پیش به چشم یک کوچک‌ترِ جوان و دوست‌داشتنی به او نگریستند.

جاودانهٔ پیر هوا یو حرکت کشندهٔ میدانی‌گرفتند​ را جمع‌آوری کرد و در همان حین،‌نکشید​ جاودانه‌ها بی‌درنگ به او ادای احترام کردند.

جاودانهٔ پیر هوا یو سر تکان داد‌برای​ و نگاهی به همگان انداخت؛ با دیدن‌هوا​ لی شیائو بای، لبخندی به او زد.

او این کوچک‌ترِ جوان‌آنجا​ را بسیار دوست داشت‌کرده​ و استعدادش را تحسین می‌کرد.

در باورِ او، لی شیائو بای تربیت بسیار خوبی‌هوا​ داشت و بااستعدادترین جاودانه در تاریخِ صد سال گذشتهٔ غار-بهشت‌حرکت​ ادبیات ژرف به شمار می‌رفت؛ او آیندهٔ این غار-بهشت بود.

«آه! کی فکرش رو می‌کرد‌حرکت​ که نیایِ دریای چی در واقع‌پنهان​ بدلِ والامقامِ اهریمنِ پالایشگر آسمان باشه!»

«فانگ یوان به شدت حیله‌گر و مکاره، من‌آغاز​ کاملاً فریبش رو خوردم. اگه دربار آسمانی و آسمانِ‌پس‌پرده​ دیرزیستی حقیقت رو فاش نمی‌کردن، همچنان بازیچهٔ دستش می‌موندم.»

«کدوم والامقامِ جاودانِ عشق‌آنجا​ بزرگ؟ این حرفا فقط‌کرده​ احمق‌ها رو خام می‌کنه.»

«آه، دیگه نمی‌تونم به هیچ‌تنهای​ غریبه‌ای اعتماد کنم. فقط همین جاودانه‌هایی‌تزکیهٔ​ که پیش روم ایستادن قابل اعتمادن.»

نیایِ دریای چی پیش‌بررسی​ از این شخصاً به غار-بهشت‌بسیار​ ادبیات ژرف کمک کرده بود.

از این رو، جاودانهٔ پیر هوا یو احترام بسیار زیادی برای‌استثنای​ نیایِ دریای چی قائل بود. او پس از پیوستن به اتحاد‌مسئولیت​ چیِ حق، با اشتیاقِ تمام از رهبریِ نیایِ دریای چی پیروی می‌کرد.

اما اکنون که هویت نیای دریای‌مثبتی​ چی فاش شده بود، تمام آن‌بود​ احترام به خشم و تحقیر بدل گشت!

احساسات جاودانهٔ پیر هوا یو در تلاطم بود، اما او در ظاهر آرامش خود را‌کنترل​ حفظ کرد و اوضاع را تحت کنترل گرفت. هم‌زمان که به جاودانه‌ها دستور می‌داد تا‌سگ‌های​ میدان نبرد را از هرگونه ردپایی پاک کنند، آن‌ها را برای جستجوی منطقه نیز فرستاد.

همهٔ آن‌ها جاودانه‌های مسیر اطلاعات بودند و‌گرفتند​ دیری نپایید که میدان نبرد را از‌نکشید​ تمام ردپاها یا سرنخ‌های مشهود پاکسازی کردند.

افزون بر این،‌جاودانه​ جاودانه‌های جستجوگر اطلاعاتی‌کار​ نیز با خود آوردند:

«دیوار چیِ باد آسمانی در دو آسمان ازلی تا حد زیادی از بین رفته است. با گذشت زمان، تلفیق دو آسمان شدیدتر خواهد‌ژرف​ شد. نه‌تنها جانوران دو آسمان با دفعات بیشتری با یکدیگر می‌جنگند، بلکه نشان‌های دائوی دو آسمان نیز دستخوش تغییرات شگرفی شده‌اند. برخی با‌جاودانه​ یکدیگر در تضادند، در حالی که برخی دیگر در هم می‌آمیزند و اثرات بزرگ‌تری پدید می‌آورند؛ آن‌ها را نمی‌توان از هم جدا کرد.»

در حقیقت، دیوار چیِ باد آسمانی از مدت‌ها پیش شروع به از بین‌می‌ماند​ رفتن کرده بود. اکنون که دیوارهای پنج منطقه از بین رفته و امواج‌ساختند​ چی جهان را درنوردیده بود، تلفیق دو آسمان نیز به شدیدترین لحظهٔ خود می‌رسید.

این امر‌مدتی​ به آشوبی‌بررسی​ عظیم منجر گشت.

تمام غار-بهشت‌هایی که در دو‌گشت​ آسمان قرار داشتند، در طول این‌استثنای​ مدت پیوسته با مشکلاتی روبه‌رو می‌شدند.

پیش از این، گروه سگ‌ها تهدید بزرگی‌پیدا​ برای غار-بهشت ادبیات ژرف محسوب می‌شد، از این‌می‌رفت​ رو از پیش با آن‌ها مقابله شده بود.

اما آنچه جاودانهٔ پیر هوا یو و دیگر جاودانه‌های‌هوا​ مسیر اطلاعات را نگران می‌کرد، تنها دردسرِ پیش رویشان‌بررسی​ نبود، بلکه وضعیت کلی‌ترِ پنج منطقه و دو آسمان بود.

پس از بازگشت فانگ یوان، او علناً خود‌خود​ را والامقام جاودان عشق بزرگ نامید و اتحاد‌سگ‌های​ عشق بزرگ آسمان و زمینِ خود را بنا نهاد.

بی‌درنگ، دو شبه‌والامقام، لو وی یین و شن شانگ،‌کرد​ خاندان‌های بزرگ مختلف از جناح حق دریای شرقی را‌می‌ماند​ با خود همراه کردند و تسلیم فانگ یوان شدند.

بدین ترتیب، اتحاد چی حق و‌مثبتی​ اتحاد انسان‌های دگرگونه مشترکاً به اتحاد‌بود​ عشق بزرگ آسمان و زمین پیوستند.

جاودانهٔ پیر هوا‌آغاز​ یو و دیگران در‌قاعده​ موقعیت ناخوشایندی گرفتار شدند.

ناگفته نماند که آن‌ها، درست مانند مادربزرگ اسکلت و دیگران، از اعضای اتحاد‌طولی​ چی حق بودند. اما در تمام این مدت، از آنجا که بنیانشان در‌باستانیِ​ دو آسمان قرار داشت، به‌طور نامحسوسی از سوی نیروهای بزرگ دریای شرقی طرد می‌شدند.

اما این‌اینکه​ مسئله در‌بدل​ ابتدا اهمیتی نداشت.

جاودانهٔ پیر هوا یو، مادربزرگ اسکلت‌مثبتی​ و بقیه، تنها نیاز داشتند تا همچنان‌جاودانه‌ای​ از حمایت نیای دریای چی برخوردار باشند.

اما اکنون، با فاش شدن هویت نیای دریای چی به‌عنوان بزرگ‌ترین‌تزکیهٔ​ دشمنشان، یعنی همزاد فانگ یوان، مشخص شد که آن‌ها در تمام این‌بسیار​ مدت در تلاش بوده‌اند تا نظر مساعد فانگ یوان را جلب کنند!

جاودانهٔ پیر هوا یو‌بررسی​ و مادربزرگ اسکلت در‌خود​ بهت و حیرت فرو رفتند.

هم‌زمان، تغییرات دو آسمان‌بدل​ نیز آن‌ها را سخت‌آغاز​ مشغول و فرسوده ساخته بود.

درست در همین زمان، فانگ یوان خود را والامقام‌مدت‌ها​ جاودان عشق بزرگ نامید و بیانیه‌ای صادر کرد که جهان‌کوچک‌تر​ را لرزاند؛ دنیای جاودانه‌های پنج منطقه غرق در هیاهو گشت.

از زمانی که گو یوئه فانگ یوان تزکیه را آغاز کرده بود، بی‌رحمانه عمل می‌کرد‌کنترل​ و بی‌گناهان بی‌شماری را به خاک و خون کشیده بود. او آشکارا عضوی از جناح اهریمنی‌آسمانی​ بود، چگونه می‌توانست هویت خود را به این سادگی و تنها با چند کلمه تغییر دهد؟

اگر تغییر جناح تا‌بررسی​ این حد آسان بود، پس‌بسیار​ جناح حق چه معنایی داشت؟

جاودانهٔ پیر هوا یو‌بدل​ در دل پوزخند زد،‌آغاز​ اما حقیقت برایش روشن بود.

بیانیهٔ فانگ یوان یک شوخی بود. اما‌پیدا​ با قدرتی که او به‌عنوان یک والامقام‌شمار​ اهریمن داشت، چه کسی جرئت می‌کرد بخندد؟

کافی بود به آن نیروهای جناح‌استثنای​ حق دریای شرقی نگاه کرد که‌پس‌پرده​ در همان ثانیهٔ اول تسلیم شدند!

حتی اگر آسمان عمر دراز و دربار‌گرفتند​ آسمانی سخنان او را به سخره می‌گرفتند، چه‌گروهی​ کاری از دستشان در برابر فانگ یوان برمی‌آمد؟

«دیگه نمی‌تونم‌اینکه​ این وضعیت‌بدل​ رو کش بدم.»

«فانگ یوان همین الانش جناح حق دریای شرقی‌کرده​ رو زیر بلیت خودش برده، نیروهای دو آسمانِ ما‌استعدادش​ دیگه نمی‌تونن دست روی دست بذارن و تماشا کنن.»

«اما باید به فانگ یوان‌تنهای​ ملحق بشیم یا دربار آسمانی،‌سطح​ و یا آسمان عمر دراز؟»

غار-بهشت ادبیات ژرف در آسمانِ قاره مرکزی یا دشت‌های‌بسیار​ شمالی قرار نداشت و به همین دلیل بود که جاودانهٔ‌دید​ پیر هوا یو پیش‌تر به اتحاد چی حق پیوسته بود.

اکنون، ملحق شدن‌جاودانه​ به فانگ یوان راحت‌ترین‌برای​ گزینه به شمار می‌رفت.

با این حال، در‌آنجا​ آن صورت قادر به‌کرده​ حفظ غار-بهشت ادبیات ژرف نمی‌بودند.

چرا؟

همه می‌دانستند که فانگ یوان روزنهٔ‌کشنده​ جاودان فرمانروا را در اختیار دارد؛ غار-بهشت‌های‌طولی​ دو آسمان اهداف او برای الحاق بودند.

از آنجا که در هر صورت نمی‌توانستند‌برای​ سرزمین مادری خود را حفظ کنند، ملحق‌هوا​ شدن به فانگ یوان چه سودی داشت؟

و راستش را بخواهید، جاودانهٔ‌دیدِ​ پیر هوا یو واقعاً از‌پیش​ اهریمنانی چون فانگ یوان بیزار بود.

جاودانهٔ پیر هوا یو شروع‌تنهای​ به تفکر گسترده‌تری کرد؛ گزینه‌های‌سطح​ بسیاری پیش روی او قرار داشت.

اما باید کدام‌مسئولیت​ مسیر را برمی‌گزید؟‌کشنده​ پرسش دشواری بود!

آسمان عمر دراز.

در مرکزی‌ترین نقطه،‌حاضر​ محراب بخت و‌مثبتی​ بلا قرار داشت.

در چهار جهتِ محراب‌کرد​ بخت و بلا، چهار‌پیر​ برهوت واقع شده بود.

و در پیرامون چهار‌بررسی​ برهوت، هشت منطقه برای‌خود​ هشت کرانه وجود داشت.

بر فراز چهار برهوت، نوری طلایی می‌درخشید و‌آغاز​ فضا را در بر می‌گرفت. بر فراز هشت کرانه‌پس‌پرده​ نیز هاله‌ای از نور سبز در حال گسترش بود.

مدتی از بازگشت والامقام‌آنجا​ جاودان خورشید عظیم به‌کرده​ آسمان عمر دراز می‌گذشت.

ششش!

صدایی ملایم طنین‌انداز شد.

چند نشانِ دائوی مسیر ستاره که بر‌برای​ بدن والامقام جاودان خورشید عظیم باقی مانده‌هوا​ بود شعله‌ور گشت و به‌کلی ناپدید شد.

والامقام جاودان خورشید عظیم نفسش را بیرون داد و گفت: «بالاخره جراحاتم‌بود​ درمان شد. حالا باید نشان‌های دائوی مسیر بخت توی پنج منطقه و‌نیز​ دو آسمان رو پالایش کنم تا قدرتم رو به‌عنوان ارباب دائو پس بگیرم!»

در نبرد غار اهریمن دیوانه، والامقام جاودان‌قاعده​ خورشید عظیم و والامقام جاودان صورت فلکی از‌کنترل​ قدرت حقیقی در سطح والامقام استفاده نکرده بودند.

از آنجا که در خلأ‌حرکت​ قرار داشتند، هیچ نشان دائوی‌عمیق‌تر​ طبیعی برای پالایش در دسترسشان نبود.

اگر چنین نشان‌هایی وجود داشت، هر حرکت‌برای​ یک والامقام توسط نشان‌های دائوی طبیعی تقویت‌هوا​ می‌شد و قدرتی بسیار هولناک به خود می‌گرفت.

این درست مانند زمانی بود که والامقام اهریمن‌کرده​ روح شبح از تقویتِ نشان‌های دائوی مسیر روحِ‌واسطهٔ​ بی‌شمار در دروازهٔ مرگ و زندگی بهره می‌برد.

اما دقیق‌تر که بنگریم، والامقام اهریمن روح شبح‌پیر​ یک ارباب دائوی حقیقی به شمار نمی‌رفت، چرا‌مدتی​ که عقلانیت خود را از دست داده بود.

والامقام جاودان خورشید عظیم در دوران خود، تمام نشان‌های دائوی‌عمیق‌تر​ مسیر بخت در جهان را پالایش کرده بود. اما پس‌می‌گذاشتند​ از مرگش، این نشان‌های دائو به کنترل دائوی آسمانی بازگشته بودند.

از این رو، پیش از آنکه‌کار​ بتواند از آن‌ها استفاده کند، باید‌قاعده​ بار دیگر آن‌ها را پالایش می‌کرد.

ناولها | novelha.net