---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

اربابِ گو

چپتر 2010: تأثیرگذاری بر پنج منطقه • ⏱ 9 دقیقه

چپتر 2010: تأثیرگذاری بر پنج منطقه

0

در غار-بهشت‌نتیجه​ ادبیات ژرف، آیین‌اگر​ چای‌نوشی برپا بود.

جاودانهٔ پیر هوا یو در‌ابراز​ جایگاه پایین‌تر نشست و جایگاه‌باید​ اصلی را به فانگ یوان سپرد.

فانگ یوان با بهره‌گیری از هویت نیای دریای چی‌آسمانی​ با جاودانه‌ها سخن گفت و اطلاعاتی دست‌اول دربارهٔ بخش‌اتحاد​ آسمان سفید بر فراز دریای شرقی به دست آورد.

جاودانه‌های غار-بهشت ادبیات ژرف، تنها شرکت‌کنندگانِ این آیین چای‌نوشی‌خشن​ نبودند. پس از آنکه نیای دریای چی دشمنان را‌بزرگان​ عقب راند، جاودانه‌ها همچنان برای یاری‌رسانی از راه می‌رسیدند.

این جاودانه‌ها از نیروهای اطراف بودند و برای یاریِ غار-بهشت ادبیات‌اهمیتی​ ژرف دیر رسیده بودند، اما با این وجود، جاودانهٔ پیر هوا‌همگان​ یو از آن‌ها خواست بمانند و در آیین چای‌نوشی شرکت کنند.

نیای دریای چی بی‌پرده سخن گفت: او پیش از این با دربار آسمانی متحد‌می‌دادند​ شده بود و اکنون قصد داشت نیروهای انسانیِ دو آسمان را گرد هم آورد تا‌اهمیتی​ در برابر اتحاد انسان‌های دگرگونهٔ وو شوای بایستد و از جناح حقِ بشریت دفاع کند.

جاودانهٔ پیر هوا یو طبیعتاً نخستین کسی بود که از این امر حمایت کرد و دیگر‌گرد​ نیروها نیز واکنشی بسیار پرشور نشان دادند. بسیاری از جاودانه‌ها حتی تمایل خود را برای پیوستن‌حمایت​ به جبههٔ نیای دریای چی جهت مبارزه با اتحاد خشن و بی‌قانونِ وو شوای ابراز کردند.

برخی از جاودانه‌ها تردید داشتند و بسیاری‌جهت​ دیگر نیز باید موضوع را به بزرگان‌تردید​ خود گزارش می‌دادند تا به تصمیمی قطعی برسند.

آیین چای‌نوشی پایان‌کاملاً​ یافت. فانگ یوان از‌بهشت‌های​ نتیجه کاملاً خشنود بود.

اگر می‌خواست در غار-بهشت‌های دو آسمان مداخله کند، این گامِ نخست اهمیتی حیاتی داشت. با همکاری فعالانهٔ وو شوای، تقریباً تمام جاودانه‌های دو‌اگر​ آسمان به قدرتِ او پی برده و احساس ناامنی می‌کردند. همگان دریافتند که نمی‌توانند از این بلا بگریزند، زیرا حتی نیروی قدرتمندی چون‌نیروی​ غار-بهشت ادبیات ژرف نیز تا مرز نابودی پیش رفته بود. اگر نیای دریای چی به یاری‌شان نمی‌شتافت، غار-بهشت ادبیات ژرف دیگر وجود خارجی نداشت.

دوران آشوب فرا می‌رسید و هیچ‌کس نمی‌توانست از آن‌آسمانی​ برکنار بماند. تنها با سوار شدن بر امواج این آشوب‌انسان‌های​ بود که می‌توانستند زنده بمانند و بر قدرت خود بیفزایند.

نیای دریای چی برای متقاعد کردن پنج نیروی غار-بهشت، تنها به اندکی تلاش‌برخی​ نیاز داشت. البته برای یکپارچه کردن آن‌ها تلاش بیشتری طلب می‌شد. افزون بر‌نتیجه​ این، جزئیات مهمی چون توزیع منافع و دیگر قوانین هنوز قطعی نشده بود.

با این حال، اقدام نیای دریای چی همین حالا نیز تغییر‌اهمیتی​ شگرفی در نیروهای دو آسمان ایجاد کرده و حتی بر وضعیت‌همگان​ کلیِ درگیری میان بشریت و نژادهای انسان دگرگونه تأثیر گذاشته بود.

فانگ یوان طبیعتاً این خبر را پنهان‌برخی​ نمی‌کرد؛ به محض پایان یافتن آیین چای‌نوشی، این‌تصمیمی​ خبر را در آسمان زرد گنجینه پخش کرد.

در یک چشم بر‌شرکت​ هم زدن، دنیای جاودانه‌های‌دربار​ پنج منطقه به لرزه درآمد.

برخی بر وضعیت متغیر جهان و آشوبِ پیش رو آه کشیدند، برخی حرکت حق‌طلبانهٔ نیای دریای چی را ستودند و احساس کردند او می‌تواند بار مسئولیتِ رهبری بشریت را‌اگر​ بر دوش بکشد، عده‌ای در حال حدس زدن حرکت بعدیِ وو شوای بودند و گروهی دیگر به وضعیت سیاسی دریای شرقی می‌اندیشیدند. نیای دریای چی در انظار عمومی به‌یاری‌شان​ عنوان قدرتمندترین فردِ دریای شرقی شناخته می‌شد؛ اکنون که او تا این حد به دربار آسمانی نزدیک شده بود، نیروهای جناح حق دریای شرقی چگونه با این رابطه روبه‌رو می‌شدند؟

دیوارهای منطقه‌ای از میان رفته بودند و پنج منطقهٔ مستقل در هم ادغام شده و یکی‌تمام​ شده بودند؛ تغییر در هر گوشه‌ای می‌توانست کل وضعیت پنج منطقه را دگرگون سازد. هر حرکت از‌رفته​ سوی فرد قدرتمندی با هویت و جایگاه نیای دریای چی، می‌توانست عمیقاً بر کل جهان تأثیر بگذارد.

دریای شرقی، خاندان شن.

شن تسونگ شنگ آهی کشید و پرسید: «هنوز هیچ ردی از‌شده​ نیای کهن شن شانگ پیدا نکردید؟ سرزنشت نمی‌کنم، جزر و مدهای‌بایستد​ چی همه‌جا دارن پدیدار می‌شن، شهر امپراتور الهی هم به‌شدت محافظت می‌شه.»

جاودانه‌ای از خاندان شن پرسید: «بزرگ اعظم اول، نیای دریای چی‌ابراز​ الان با دربار آسمانی متحد شده، اونا حتی نیمهٔ دوم میراث‌قطعی​ حقیقی خاستگاه ازلی رو بهش دادن. ما باید چه کار کنیم؟»

شن تسونگ شنگ پاسخ داد: «قبلاً در این باره با سونگ چی یوان، هوا تسای یون و بقیهٔ بزرگان اعظم اول صحبت کردم.‌دریافتند​ نیای دریای چی، قدرتمندترین فردِ دریای شرقیِ ماست؛ نباید بذاریم دربار آسمانی اونو به خدمت بگیره. هر خاندان قراره بخشی از منابع تزکیه‌ش رو‌شدن​ از خزانه بیرون بیاره تا همه رو روی هم بذاریم و یه هدیهٔ بزرگ جور کنیم. این‌طوری می‌تونیم رابطهٔ خوبی با این نیا بسازیم.»

جاودانهٔ خاندان شن‌خشن​ سر تکان داد‌کردند​ و مخالفتی نکرد.

نیای دریای چی ارزشمندترین وجودی بود که می‌شد با‌آسمانی​ او متحد شد؛ گذشته از قدرت نبردش، دلیل دیگر‌اتحاد​ این بود که او مسیر چی را تزکیه می‌کرد.

در حال حاضر، ابرنیروهای دریای شرقی در اندیشهٔ توسعهٔ مسیر‌بی‌قانونِ​ چی بودند و اگر می‌توانستند در این زمینه از یاریِ‌می‌دادند​ نیای دریای چی بهره‌مند شوند، به نتایجی دوچندان دست می‌یافتند.

فانگ یوان پیش‌تر نمایشی بی‌نقص به راه انداخته بود و همه در دنیای جاودانه‌ها بر این‌تمام​ باور بودند که نیای دریای چی به راهنمایی و حمایت از نسل جوان‌تر علاقه دارد. این‌نابودی​ امر باعث شد تا نیروهای برتر دریای شرقی احساس کنند احتمال موفقیت در این امر بسیار بالاست.

صحرای غربی، مقر خاندان فانگ.

چهرهٔ فانگ گونگ درهم رفت و غرید: «ما‌دربار​ حاضریم چنین بهای سنگینی بپردازیم، اما دربار آسمانی‌گرد​ هنوزم نمی‌خواد فانگ دی چانگ رو آزاد کنه؟»

یکی از جاودانه‌های حاضرِ خاندان فانگ گفت: «بزرگِ اعظمِ‌خشن​ اول، به نظر من دربار آسمانی اصلاً صداقت نداره.‌بزرگان​ اونا فقط دارن وقت می‌خرن و ما رو بازی می‌دن.»

فانگ گونگ با خشم‌خشنود​ غرید و مشت راستش‌مداخله​ را روی میز کوبید.

او خشمگین اما درمانده بود.

در جنگ تقدیر، خاندان فانگ بیشترین خسارت را متحمل شده بود. آن‌ها نه‌تنها کاخ‌داشت​ لوبیای الهی را از دست داده بودند، بلکه استراتژیستشان، فانگ دی چانگ نیز به‌طبیعتاً​ چنگ دشمن افتاده بود و تا این لحظه هیچ خبری از او در دست نبود.

خاندان فانگ طبیعتاً بر این باور بودند که دربار آسمانی فانگ دی چانگ‌برخی​ را اسیر کرده است. از این رو، مخفیانه با دربار آسمانی ارتباط برقرار‌نتیجه​ کردند و خواستند با پرداخت بهایی هنگفت، فانگ دی چانگ را بازخرید کنند.

اما دربار آسمانی در‌خشنود​ تمام این مدت درخواست آن‌ها‌گامِ​ را به تعویق انداخته بود.

فانگ دی چانگ برای خاندان فانگ‌کردند​ اهمیتی حیاتی داشت؛ بدون او، خاندان‌بزرگان​ فانگ از داشتن یک استراتژیست محروم می‌ماند.

پس از آنکه خاندان فانگ کاخ لوبیای الهی را پالایش کرد، این شانس را داشت که جایگاه‌برابر​ خود را ارتقا دهد و به رهبر جناح حق در صحرای غربی تبدیل شود. اما از دست‌دیگر​ رفتن کاخ لوبیای الهی و فانگ دی چانگ، رؤیای رهبریِ خاندان فانگ را به کلی نابود کرد.

فانگ گونگ اصلاً حال‌وروز خوبی‌پیوستن​ نداشت، به‌ویژه پس از شنیدن اخبار‌ابراز​ مربوط به اقدامات نیای دریای چی.

فانگ گونگ با احساس درماندگی گفت: «نیای دریای چی از‌نخست​ همین حالا رهبری دریای شرقی رو به دست گرفته، اما‌ناامنی​ من چی؟ خاندان فانگ چی؟ ما فقط داریم درجا می‌زنیم! آه...»

تنها مایهٔ تسلی‌اش این بود که فانگ دی چانگ‌داشتند​ پیش‌تر برای آینده چاره‌اندیشی کرده و میراث مسیر خردِ‌پایان​ خاندان فانگ را به فانگ یون انتقال داده بود.

فانگ گونگ تصمیمش را گرفت و گفت: «حالا که دربار‌متحد​ آسمانی حاضر نیست فانگ دی چانگ رو آزاد کنه، تنها‌دگرگونهٔ​ چاره‌مون اینه که تزکیهٔ فانگ یون رو در اولویت قرار بدیم.»

برای آن‌ها جایز‌تمایل​ نبود بیش از‌جبههٔ​ این صبر کنند.

زمان منتظر هیچ‌کس نمی‌ماند!

تزکیهٔ یک جاودانه، به‌ویژه‌بی‌قانونِ​ یک جاودانهٔ شایسته در مسیر‌داشتند​ خرد، نیازمند زمان درازی بود.

قاره مرکزی، دربار آسمانی.

چین دینگ لینگ نگاهی به اطلاعات انداخت و با لبخندی زیر لب زمزمه کرد: «خاندان‌داشتند​ فانگ واقعاً حاضره برای پس گرفتن فانگ دی چانگ همچین بهای سنگینی بده. اگه می‌فهمیدن‌می‌خواست​ فانگ دی چانگ خیلی وقته جایگزین شده و الان بدل فانگ یوانه، چه حالی پیدا می‌کردن؟»

دربار آسمانی پیش از‌خشنود​ این به هویت حقیقی فانگ‌گامِ​ دی چانگ پی برده بود.

در حال حاضر، نگهبانی از شهر امپراتور الهی بر‌داشتند​ عهدهٔ ارادهٔ والامقامِ جاودانِ نیلوفر آغازین بود. او پیش‌تر‌پایان​ این موضوع را به اطلاع چین دینگ لینگ رسانده بود.

با وجود اینکه فانگ دی چانگ درون نقاشیِ کاخ لوبیای الهی مهروموم‌اکنون​ شده بود، اما همچنان بخشی از اقتدار را در دست داشت و سرسختانه‌بشریت​ مقاومت می‌کرد؛ به‌طوری که حتی ارادهٔ نیلوفر آغازین نیز کاری از پیش نمی‌برد.

چین دینگ لینگ لبخندی زد و گفت: «اما این ماجرا به‌زودی تموم می‌شه. اون دسته از بذرهای جاودانه‌ای که‌گزارش​ قبلاً فرستادیم، دارن خیلی خوب پیشرفت می‌کنن و همین الانش هم قدرت شکست دادن فانگ دی چانگ رو دارن.‌فعالانهٔ​ به‌محض اینکه اسیرش کنیم، می‌تونیم از طریق ارتباط نزدیکش با فانگ یوان، مکان بدن اصلی فانگ یوان رو پیدا کنیم.»

روحِ شبح در خفا به دنبال یافتن‌بهشت‌های​ بدن اصلی فانگ یوان بود و دربار‌فعالانهٔ​ آسمانی نیز دقیقاً همین هدف را دنبال می‌کرد.

چین دینگ لینگ به‌خوبی می‌دانست که فانگ یوان در حال حاضر در وضعیت وخیمی به سر می‌برد و این بهترین فرصت برای از میان برداشتن‌بهشت‌های​ او بود. اگر موفق می‌شدند جان فانگ یوان را بگیرند، نه‌تنها اعتبار و آبروی دربار آسمانی بازمی‌گشت، بلکه غنایم جنگی عظیمی نیز نصیبشان می‌شد. میراث‌های‌نابودی​ گوناگونِ فانگ یوان، کرم‌های گو، روزنهٔ جاودانِ فرمانروا، قلمروهای نهانِ آسمان و زمین و دارایی‌های دیگرش، همگی مواردی بودند که دربار آسمانی شدیداً خواهانشان بود.

چین دینگ لینگ به‌جای پری زی وِی، کنترل دربار آسمانی را در دست گرفته بود.‌انسانیِ​ با وجود اینکه او تنها یک جاودانه در مسیر بخت بود، اما با تمام توان تلاش‌امر​ می‌کرد و هر روز سخت مشغول به کار بود؛ تلاشی خستگی‌ناپذیر که اکنون داشت ثمره می‌داد.

در جبههٔ داخلی، دربار آسمانی رهبریِ ده فرقهٔ‌مبارزه​ بزرگِ باستانی را بر عهده داشت و فعالانه‌باید​ در حال پرورش استعدادها و بازیابی قوای ازدست‌رفته‌اش بود.

در جبههٔ خارجی نیز، دربار آسمانی در حال شکل‌دهی اتحادی با دریای شرقی بود. آن‌ها در قدم اول نیای دریای چی‌می‌کردند​ را به سمت خود کشانده بودند، هرچند بهای این کار، واگذاری نیمی از میراث حقیقیِ خاستگاه ازلی بود. همچنین به‌زودی فانگ‌هیچ‌کس​ دی چانگ را به چنگ می‌آوردند و امیدشان برای یافتنِ بدن اصلی فانگ یوان، حتی از روحِ شبح نیز بیشتر بود!

«همه‌چیز بهتر می‌شه.»

«دربار آسمانیِ من،‌بمانند​ رهبر مطلق بشریت‌بی‌پرده​ هست و خواهد بود!»

ناولها | novelha.net