چپتر 1448: نقشهٔ محافظت از زمین
0یو رو بعد از اینکه دو ثانیه با موفقیت احساساتشآنلاین را مهار کرد، دیگر بیخیال شد و با دستهای بازوجود به سمتِ یوان پرید و او را محکم در آغوش کشید.
با گله گفت: «دلمجایی برات تنگ شده بود، داداش!دنیای باید بیشتر بهم سر بزنی!»
«ببخشید، این اواخر بهشدتداخل سرم شلوغ بوده، ولی سعیبهتون میکنم بیشتر بهت سر بزنم.»
یو رو لپهایش را باد کرد و با گلهبازیِ گفت: «باور نمیکنم! هر بار که تلفنی حرف میزدیم میگفتیداره بهزودی میای دیدنم، ولی این اولین باره که پیدات میشه!»
یوان ساکت شد.
«داداش یوان؟»
یوان با چهرهای جدی گفت: «بیاین داخل حرفهست بزنیم. یه چیزِ مهم هست که باید بهتوناضطراب بگم. بای لیانهوا، تو هم با ما بیا.»
یو رو با دیدنِ چهرهاش، با اضطراب آبِ دهانشبازیِ را قورت داد. بهسرعت او را رها کرد ووجود پیش از ورود به اتاقش، بیصدا سر تکان داد.
بای لیانهوا که پشتسرِهمونطور یو رو وارد میشد،شدین گفت: «فقط لیانهوا صدام کن.»
یوان آخر ازواقعاً همه وارد شد ووجود در را پشتسرش بست.
وقتی همه نشستند، یوانداخل نفسِ عمیقی کشید وهست به توضیحِ ماجرا پرداخت.
«همونطور که احتمالاً تا الان متوجه شدین، تزکیهٔ آنلاین فقط یه بازیِ ساده نیست. نُه آسمانتوی واقعاً یه جایی توی این کیهان وجود داره، و دنیای ما، زمین، قبلاً بخشی از نُهانرژی آسمان بوده. اما بعد از یه اتفاقِ خاص، ما از نُه آسمان جدا شدیم و دور افتادیم.»
«وقتی یه دنیا انرژی روحی نداشته باشه، بهطورِ طبیعی فرو میریزه. خوشبختانه استادی توی این دنیاواقعاً هست که میتونه با پایهٔ تزکیهاش و از طریقِ یه آرایهٔ بزرگِ قدرتمند که زمین رو احاطهدنیا کرده، این دنیا رو سرِ پا نگه داره، و میلیونها ساله که داره این کار رو میکنه.»
«متأسفانه بهخاطرِ تزکیهٔ آنلاین که هر بار واردش میشیم یا ازش خارج میشیم روحِاتفاقِ ما رو از زمین به نُه آسمان میبره و برمیگردونه، آسیبِ جبرانناپذیری به آرایهٔمیریزه بزرگ وارد شده. اگه این آرایهٔ بزرگ نابود بشه، زمین هم دیگه وجود نخواهد داشت.»
بای لیانهوا با چهرهای پر از شوک و ترس دادبگم زد: «چـ-چی؟! یـ-یه لحظه صبر کن، یوان! هضمِ اینهمه اطلاعاتداد خیلی سخته! داری بهم میگی دنیای ما بهزودی نابود میشه؟!»
«میدونم اطلاعاتِ زیادیه، و آره، دنیا در خطرِ نابودیه. اما نیازینیست نیست نگران باشین، چون فعلاً تونستم راهی برای جلوگیری ازش پیداقبلاً کنم. برای همینه که این اواخر اینقدر سرم شلوغ بوده، یو رو.»
یو رو با فهمیدنِ حقیقت در آستانهٔ گریه قرار گرفت: «باورنکردنیه...بازیِ اینکه داشتی سعی میکردی دنیا رو نجات بدی... اصلاً نمیتونم تصور کنمزمین چه باری روی دوشت بوده... ببخشید که الان از دستت عصبانی شدم...»
بای لیانهوا برای روشن شدنِتوی موضوع پرسید: «پس الان دنیازمین از نابودی در امانه، درسته؟»
سر تکان داد: «آره، ولی فقط فعلاً. این یه راهحلِ موقتیه، و با تغییراتِدیدنِ اخیر، نگرانم که تأثیرِ بیشتری روی آرایهٔ بزرگ بذاره. تازه، دنیای ما برای داشتنِپشتسرِ سرورانِ روح خیلی کوچیکه، چه برسه به شاهانِ روح که دیر یا زود پیداشون میشه.»
سکوت بر اتاق حاکم شد.
بای لیانهوا سپس گفت: «در موردِ وضعیتِ تزکیه، اتحادیهٔتزکیهٔ تزکیهگران و دولتهای سراسرِ جهان همکاری با هم روتوی شروع کردن تا نذارن تزکیهگران خرابیِ زیادی به بار بیارن.»
«فقط خاندانهای میراثدارِ برتر از این موضوعوجود خبر دارن، اما برنامهشون اینه که تزکیهٔ همهخاص رو داخلِ شهرها به استادِ روح محدود کنن.»
یوان پرسید:جدی «و چطور میخوانبزنیم همچین کاری بکنن؟»
«اخیراً دستگاهی ساختن که میتونه بهزور تزکیهٔ یه تزکیهگر رو تا سطحِ خاصیآسمان محدود کنه، و قصد دارن بهزودی ازش استفاده کنن. نمیدونم کِی راه میافته، اماجدا همین الان که داریم حرف میزنیم، دستگاه باید در حالِ گذروندنِ آزمایشهای سختگیرانه باشه.»
با شنیدنِ این اطلاعات،همونطور یوان چشمهایش را باریک کردتزکیهٔ و به فکر فرو رفت.
زمزمه کرد: «همینواقعاً الان یه فکرِکیهان عالی به سرم زد...»
«چی؟»
«بهجای اینکه سالها منتظرِ اینمتوجه دستگاهها بمونیم، میتونم خیلی راحت بانیست آرایهها و آرایههای بزرگ جایگزینشون کنم!»
بای لیانهوا گفت: «آرایهٔ بزرگ...؟ توالان بلدی آرایهٔ بزرگ بسازی؟ استادانِ آرایهساده حتی توی تزکیهٔ آنلاین هم کمیاب هستن.»
«بلدم، اما اصلاً اونقدر تجربه یا قدرت ندارم کهدنیای بتونم کلِ زمین رو پوشش بدم، برای همین ازدور الان باید یادگیریِ آرایهها رو خیلی جدیتر شروع کنم.»
یو رو پرسید: «حتی اگه بتونی ازمهم پسِ همچین کارِ بزرگی بربیای، واقعاً فکردیدنِ میکنی محدود کردنِ پایهٔ تزکیهٔ همه فکرِ خوبیه؟»
با شنیدنِ این حرف، یوان آهی کشید: «میدونم چقدر ظالمانه و کنترلگرانه به نظر میرسه، اما این به نفعِ همه و دنیای ماست. پادشاهانِ روح رو بیخیال، مبارزهٔ دو تاافتادیم سرورِ روح همین الانش هم میتونه بهراحتی یه شهر رو با خاک یکسان کنه. قبلاً این مشکل رو نداشتیم چون رسیدن به سرورِ روح با منابعِ موجود روی زمین غیرممکنمیشیم بود، اما حالا که میتونیم منابعِ تزکیه رو مستقیماً از نُه آسمان به دست بیاریم و استفاده کنیم، دیر یا زود سرورانِ روحِ فراوان و حتی پادشاهِ روح پیدا میکنیم.»
«تازه این چیزِ جدیدی نیست، چون همچین سیستمی همین الانش هم توی نُه آسمان هست. بهش فکر کنید. حضورِ پادشاهانِ روحداره توی آسمانِ زیرین بدونِ اجازهٔ ویژه ممنوعه، و اونایی که موفق میشن توی آسمانِ زیرین به پادشاهِ روح برسن، مجبور میشن بهاستادی عالمِ بعدی عروج کنن، جایی که اونقدر بزرگ هست که بتونه قدرتشون رو در خودش جا بده. همچین قانونی بیدلیل گذاشته نشده.»
«اگه نمیخوایم زمین به دستِ آدمهای دیوانه یاداره بهطورِ تصادفی نابود بشه، تنها راهمون اینه که تزکیهٔشدیم همه رو محدود کنیم تا همچین اتفاقی غیرممکن بشه.»
«و در آینده، وقتی زمین رو دوباره به نُه آسمان وصل کردیم، میتونیمبیا به پیروی از سیستمِ اونا ادامه بدیم، اینطوری هر کسی که بخواد تزکیهشبیصدا رو از حدِ مجاز بالاتر ببره، میتونه توی نُه آسمان به تزکیهش ادامه بده.»
بای لیانهوا سراحتمالاً تکان داد: «نقشهٔشدین خوبی به نظر میرسه.»
با درکِ این موضوع، یو رو با صدایی بهتزده زمزمهآنلاین کرد: «باورم نمیشه داریم توی اتاقِ من تصمیماتی میگیریم کهوجود روی کلِ دنیا تأثیر میذاره... اون هم فقط سه نفری...»
یوان خندید: «اتحادیهٔ تزکیهگران و دولتهای سراسرِ دنیا هم همین نقشه رو دارن. مااتفاقِ فقط قراره این کار رو مطمئنتر کنیم و از وجببهوجبِ دنیا محافظت کنیم. حالامیریزه فقط مسئله اینه که کی زودتر کار رو تموم میکنه— دستگاههای اونا یا یادگیریِ من.»