چپتر 275: پیکرتراشی
0«درست مثلِ سالِ قبل، دو سهماههٔ اول رو روی یه موضوعِ واحدنقصعضوهای اما گسترده میگذرونیم، در حالی که تو سهماههٔ سوم تو میدون تمرینِمردی واقعی میکنید. این بار به عنوانِ درمانگرهای ارشد تو مهمترین بیمارستانهای پادشاهی.
«چیزی که امروز میخوام بهتون معرفی کنم، آخرین شاخهکاملاً از جادوی درمانه که باید قبل از رسیدن بهنمیتونید امتیاز و افتخارِ درمانگرِ کامل شدن، توش به استادی برسید.
«ردههای ۱ تا ۳ بهتون یاد دادن استخونهای شکسته رو جوش بدید ورشد زخمها رو درمان کنید. ردهٔ ۴ یاد داد چطور اندامها و اعضای ازدسترفتهکار رو جایگزین کنید. با این حال هنوز یه مورد هست که بررسیش نکردیم.»
در کلاس قدم زد و پرسید: «اگه بیمارمون ازاندامها همون اول اصلاً عضوی نداشته باشه چی؟ اگه با یهکلاس نقصِ عضو یا اندامِ معیوب به دنیا اومده باشه چی؟»
واستور با نگاهی مغرور اعلام کرد: «در برابرِ یه همچیناولِ پیشامدی درماندهایم؟ جواب منفیه. هیچچیزی نیست که یه درمانگرِ واقعیمشکلی نتونه درستش کنه. فقط مرگ از دسترسِ ما خارجه، دستکم فعلاً.»
«چهار ردهٔ اولِ جادو در برابرِ نقصعضوهای مادرزادی کاملاً بیفایدهن، خیلیخیلی ساده چون از همون اول هیچ مشکلی وجود نداره. نمیتونید مردی رواونه که نابینا به دنیا اومده درمان کنید، چون این وضعیتِ طبیعیِ اونه.
«حتی اگه چشماش دربیان و دوباره رشد کنن، باز همچشماش نابینا میمونه. جادوی ردهٔ ۴ خیلی ساده به بدن ابزاریاصلیش میده تا به وضعیتِ اصلیش برگرده. نه چیزی بیشتر، نه کمتر.
«جادوی نورِ ردهٔ ۵ چیزی رو واردِ کار میکنه که اغلب بهش اشاره کردیم اما هرگز روشبررسیش کار نکردیم. مطالعهٔ نیروی زندگی. تو سهماههٔ اول بهتون یاد میدم چطور نیروی زندگیِ خودتون رو حساومده کنید و چطور ازش برای دستکاریِ نیروی زندگیِ بقیه استفاده کنید تا بهشون یه زندگیِ عادی بدید.»
کلاس به همهمه افتاد، چون نیروی زندگی برای همهٔ آنها مفهومِ مبهمی بود. یادکاملاً گرفته بودند چطور آن را با بیماران به اشتراک بگذارند و به آنها اجازهاونه دهند از زخمهای کاری و عملهای بزرگ جان به در ببرند، اما نه چیزی بیشتر.
«البته این فقط قدمِ اوله. وقتی یاد گرفتید چطور نیروی زندگی رو مهارچون کنید، تازه کارِ اصلی شروع میشه. بیاید فرض کنیم بیمارمون با یه دستِدربیان ناقص به دنیا اومده. این آسونترین موردیه که تا حالا باهاش روبهرو میشید.
«درمانگرهای دوزاری با قطع کردنِ دست با مشکل برخورد میکنن تا اون رو بهکنن شکلِ درست احیا کنن. بله، کار میکنه. دست کاملاً کارآمد میشه، اما این یهاغلب قصابیه که هیچی بهتون یاد نمیده و جونِ بیمار رو هم به خطر میندازه.
«یه درمانگرِ واقعی از ترکیبِ پیچیدهای از جادوی نور و تاریکی استفاده میکنهحال تا کاری رو انجام بده که بهش میگن "پیکرتراشی". استادی تو نیروی زندگیعضوی یعنی میتونید ناهماهنگیهای جریانش رو پیدا کنید و بر همون اساس اصلاحشون کنید.
«جادوی تاریکی برای برداشتنِ بخشهای اضافی یا باز کردنِ راه استفاده میشه، تامادرزادی جادوی نور بتونه روندِ درمان رو شروع کنه، در حالی که جادوگر فرمِوضعیتِ جدیدِ بدن رو بهش یاد میده و وضعیتِ طبیعیش رو برای همیشه تغییر میده.
«اینطوری، اگه دست آسیب ببینه یا قطع بشه، جادوی درمانبیفایدهن بدونِ نیاز به استفاده از پیکرتراشی اون رو برمیگردونه. میخوامنابینا پیامدهای عمیقِ تغییر دادنِ همیشگیِ یه نفر رو درک کنید.
«ظاهرِ فیزیکیِ ما چیزیه که ما رو تعریف میکنه، یا دستکم روی درکِ بقیهکنن از ما تأثیر میذاره. پیکرتراشی هنوز هم یه مسئلهٔ اخلاقیِ بهشدت بحثبرانگیزه. بعضیها نگرانناغلب که بشه ازش برای تبدیل کردنِ یه انسان به یه چیزِ دیگه استفاده کرد.
«اینکه با آزمایش روی انسان میشه انواعِ دورگهها رو به وجودازدسترفته آورد. اینجور نگرانیها رو درک میکنم، اما این چیزیه که تاجاگه باید تنظیمش کنه و به ما جادوگرها ربطی نداره که نگرانش باشیم.
«بعضی احمقهای افراطی میگن این کارخارجه مرزهایی رو که خدایان برای انسانها تعیینمادرزادی کردن میشکنه. من میگم این حرفا مزخرفه.»
«وقتی تاج لایحهای تصویب کرد که اونایی رو که به خاطر 'غیرطبیعی'ساده بودن با پیکرتراشی مخالفن مجبور میکنه تمام ابزارها و کالاهای جادویی روحتی هم کنار بذارن چون اونا هم غیرطبیعیان، دیگه هیچکس جرئت نکرد حرفی بزنه.
اونا فقطنداره یه مشتمردی آدمِ ریاکارن.»
واستور غرید و ادامه داد: «چیزِ دیگهای که قبل از یادگرفتنِ پیکرتراشی باید بدونید، اینهمورد که اینم مثلِ همهٔ جادوها قادرِ مطلق نیست. در کنارِ ریاکارهایی که میخوان پیکرتراشی رو غیرقانونیاندامِ کنن، شیادهایی هم هستن که سعی میکنن با بهرهبرداری از احساسِ ناامنیِ پولدارها ازش سوءاستفاده کنن.
تو تئوری، میشه ازش برای تغییرِ شکلِ بینی، قدبلندتر یااولِ لاغرتر کردنِ یه نفر، یا بزرگکردنِ سینه استفاده کرد. شیادها مبالغِوجود نجومی میخوان، اما نتایج اگه کشنده نباشن، چنگی به دل نمیزنن.»
انگار جراحیِ پلاستیکفعلاً اینجا هنوز خیلیجادو جای کار داره.
لیث مجذوبِ توضیحاتِ واستور شده بود.وضعیتِ پیکرتراشی خیلی شبیه به کاری بود کهرشد سالها پیش روی تیستا انجام داده بود.
لیث پرسید: «چرا کشنده؟ بینی یه عضوِداد بیرونی و نسبتاً کوچیکه. در مقایسه با تغییرِمورد شکلِ کلِ یه بازو، باید خیلی آسونتر باشه.»
لیث ناخودآگاه به بینیِ خودش دست زد. بقیهٔفعلاً کلاس هم در این فکر بودند که اگر فرصتشساده را داشتند، چه چیزی را در بدنشان تغییر میدادند.
واستور بینیِ دکمهای و کوتاهش را خاراندنقصعضوهای و در دل آرزو کرد کاش میتوانستهیچ آن را مردانهتر کند. گفت: «سؤالِ عالیایه.
وقتی یاد بگیرید نیروی زندگی رو حس کنید، متوجه میشید که هر چیزیرشد هدفی داره. بدنِ ما چیزی داره که چون کلمهٔ بهتری براش ندارم، بهش میگممیکنه 'صدا'. باید یاد بگیرید قبل از اعمالِ کوچکترین تغییری، به این صدا گوش بدید.»
انگشتانِ دستِ چپش را باز وردهٔ بسته کرد و گفت: «یه دستجایگزین میخواد چیزی رو بگیره، لمس کنه.
یه پا میخواد راه بره، یه بینی میخواد نفس بکشه، یه قلب میخواد بتپه. اما یهخیلی بینیِ کاملاً سالم که فقط ظاهرِ چندان زیبایی نداره، مثلِ مالِ من، چطور؟ اگه میتونستید بهدوباره نیروی زندگیِ من گوش بدید، میفهمیدید که به جز مشکلاتِ مربوط به افزایشِ سن، هیچ ایرادی ندارم.
این یعنی تغییر دادنِ نیروی زندگیام، حتی فقط روی بینی، عواقبِ غیرقابلپیشبینیایساده داره. بلندتر کردنش میتونه برام مشکلاتِ تنفسی ایجاد کنه و روی تواناییامحتی تو اجرای طلسم تأثیر بذاره. قدبلندتر شدن وسوسهکنندهست، شکی نیست، اما عواقبش چی؟
حتی چند سانتیمتر بیشتر به این معنیه که تمامِ استخوانهام، اندامهام ودوباره همهچیزم باید تغییرِ شکل پیدا کنه. بیدلیل نیست که جادوگرهای قدرتمند همه مردهایواردِ عضلانی یا زیبارویانِ بینقص نیستن. دلیلش اینه که مزایاش ارزشِ خطراتش رو نداره.
اندامهای سالم نیروی زندگیِ سالمی دارن، پس صداشون نمیتونه کمکتوناعضای کنه. تغییر دادنِ اونا یعنی دارید کورکورانه عمل میکنید وقدم بیشتر به شانس و خیالاتِ واهی تکیه میکنید تا پایههای علمی.»
واستور مکثِ کوتاهی کردمرگ تا مطمئن شود شاگردانشفعلاً حرفهایش را کاملاً فهمیدهاند.
«اندامهای داخلی حتی از این هم پیچیدهترن. مثلِ همهٔ جادوهای بالاتر از ردهٔ ۳، این کار به یه تیمِ پزشکیِ کاملوضعیتِ نیاز داره. برخلافِ احیای یه اندام یا عضو، این فرایند رو نمیشه تو یه مرحله انجام داد. بریدن و تغییرِ شکلمیکنه دادن فشارِ عظیمی هم به درمانگر و هم به بیمار وارد میکنه، مخصوصاً اگه داریم روی یه اندامِ حیاتی کار میکنیم.
اصلاً عاقلانه نیست که اونا رو تحتِ فشارِ بیش از حد قرار بدیم، چونکنن اگه عوارضی پیش بیاد، ممکنه بدن قدرتِ دوام آوردن نداشته باشه. حتی اگه اینطوراغلب هم نباشه، ممکنه لازم بشه درمانگرِ اصلی رو عوض کنیم تا بتونه استراحت کنه.
پیکرتراشی احتمالاً سختترین کاریه که توردهٔ عمرتون انجام میدید و همون راهیه کهحال بیشترِ بیمارانتون رو توش از دست میدید.»
واستور به زمین نگاه کرد. ذهنشخارجه نمیتوانست تمامِ کسانی را که درنقصعضوهای نجاتشان شکست خورده بود، فراموش کند.
هر مرگ او را تغییر داده و بدبینترمادرزادی و بیتفاوتترش کرده بود. اما همان مرگها ازوجود او درمانگرِ بهتر و انسانِ بهتری هم ساخته بودند.